آزاده تران
طالبان برای ساکنان شهرک «نوآباد»، منطقهی پر جمعیت، اما فقیر در ناحیه ششم شهرغزنی، سه راه بیشتر باقی نگذاشته است؛ خرید دوباره، اجاره یا ترک خانهها.
اطلاعاتی که منابع مردمی در اختیار رسانهی رخشانه قرار دادهاند، نشان میدهد که بر اساس حکم اختصاصی رسیدگی به قضایای زمینهای غصبشدهی زون مرکزی طالبان، به تاریخ ۲۳ میزان ۱۴۰۴، پس از دو سال و پنج ماه دعوای حقوقی با نمایندگان شهرک نوآباد، حدود یک هزار و ۸۴۳ جریب زمین ــ شامل تمام اراضی این شهرک ــ «امارتی» اعلام شده است.
نظر به حکم این دادگاه، باشندگان این شهرک سه انتخاب دارند: «۱-از اینکه قیمت آبادی بیشتر از املاک اعلام شده است، لذا متصرفان مکلف به پرداخت قیمت زمین به امارت اسلامی میباشند. ۲-کسانی که توانمالی برای پرداخت قیمت زمینهایشان ندارند، باید به امارت اسلامی (حکومت طالبان) اجاره پرداخت نمایند. ۳-در صورت امتناع ورزیدن از گزینههای فوق، شدیدا مورد پیگرد قانونی قرار میگیرند.»
منابع میگویند، منظور از پیگیرد قانونی این است که مردم آنجا را ترک کنند.
یک منبع با حفظ هویت خود به رسانهی رخشانه گفته است، کمیسیون محلی غزنی به تاریخ ۱۴ عقرب به نمایندگان و مردم شهرک نوآباد هشدار داده است که تا تاریخ ۱۷ عقرب فرصت دارند فیصلهی نهایی محکمه را تایید کنند و یا اینکه بلافاصله باید باشندگان این شهرک، کوچ کنند.
اما او گفته است، با همکاری بزرگان قومی مردم شهرک نوآباد و شورای علمای اهل سنت در غزنی، موضوع کوچ اجباری باشندگان نوآباد، تا دریافت پاسخ دادخواستشان از قندهار معطل شده است.
دروازه بسته دفتر رهبر طالبان
پس از اعلام «امارتی» شدن این شهرک، به تاریخ ۴ عقرب امسال، پانزده تن از ساکنان نوآباد شامل بزرگان قومی، عالم دین و نمایندگان مردم برای ارائه دادخواستشان و درخواست بررسی مجدد این اقدام از سوی هبتالله آخندزاده، رهبر طالبان به قندهار سفر کردهاند.
آنها حامل نامهای بودند که از رهبر طالبان میخواست، حکم دادگاه اختصاصی طالبان را برداشته و در این مورد تجدید نظر کنند.
در بخشی از این نامه آمده است: «مایان، ساکنان شهرک نوآباد، هر وجب از این زمینها را که مربوط قنوات (جلوگیر، لشمک، احمدی و پوستیندوز) میباشد، با قباله شرعی و در شرایط دشوار اقتصادی خریداری کردهایم و اکنون بیش از سه دهه است که در آن متصرف و ساکن هستیم.»
اما منابع میگویند، مسوولان دفتر هبتالله آخندزاده از میان پانزده تن نماینده مردمی، تنها یک نفر را برای ارائه معلومات دادخواست پذیرفت، اما برای نمایندگان فرصت گفتگوی مستقیم با مسوولین در دفتر هبتالله مهیا نشد.
از طرف دیگر، با گذشت چندین هفته، تا هنوز پاسخ روشنی برای دادخواست مردم توسط دفتر رهبر طالبان داده نشده است.
در این شهرک حدود ۱۲ هزار خانواده که از نظر قومیتی تماما هزارهها هستند، زندگی میکنند. این شهرک در سال ۱۳۷۲ خورشیدی تاسیس شد. قبل از آن این اراضی بنامهای، «پشته قریه مغلان»، «دامنههای قریه لشمک» و «جلوگر بکاول» نامیده میشد.
پیش از این که مردم هزاره در این مناطق ساکن شوند، دعوای حقوقی روی این زمین جریان داشت. اما منابع میگویند، در سال ۱۳۷۲ والی سابق غزنی فردی به نام «قاریبابا»، ریس محکمه و علمای آن زمان، این دعوا را فیصله کردند و زمینها ملکیت شخصی شدند.
اکنون از زمانی که مردم هزاره در این منطقه ساکن شدهاند، بیشتر از ۳۰ سال گذشته است. مردم میگویند، مالکان به دلیل این که زمینها غیر قابل کشت و زراعت بودند، آن را نقشهکشی و برای ساخت مناطق مسکونی در معرض فروش گذاشتند.
به گفتهی آنها مردم از نقاط مختلف هزارهجات در این مناطق زمین خریدند و نام شهرک «نوآباد» را بر آن گذاشتند.
ع. مقصودی (نام مستعار) یکی از بزرگان شهرک نوآباد در صحبت با رسانهی رخشانه میگوید، وجب وجب زمینهای شهرک نوآباد را مردم با خوندل خریداری کردهاند. آقای مقصودی که بیش از ۲۰ سال را در شهرک نوآباد زندگی کرده میگوید، او تمام ساخت و ساز این شهرک را به خاطر دارد و شاهد بوده است که مردم آنجا را با دشواری و فقر از منطقهای که دارای ناهمواریهای زیاد بوده، چگونه به یک شهرک مسکونی تبدیل کرده است.
براساس اطلاعات، حدود ۶۰ درصد خانهها در این شهرک پخته و اساسی بنا شده، ۲۵ درصد نیمهپخته و ۱۵ درصد هم خامه میباشند. همچنین، تمام مساجد، مدارس دینی، مکاتب و اماکن عامالمنفعه نیز در بدل پرداخت پول و از بودجه شخصی مردم اعمار گردیده که شامل حدود ۳۷ مسجد و تعداد زیادی مکاتب، مدارس و تکیهخانه میشود.
جنجال از چه زمان شروع شده؟
الهام حقجو (نام مستعار)، یک بزرگ قومی در شهرک نوآباد در صحبت با رسانهی رخشانه، در مورد شروع این چالش مردم در شهرک نوآباد میگوید، از آغاز حاکمیت مجدد طالبان در سال ۱۴۰۰ مشکل مردم شروع شده است: «زمانیکه طالبها به قدرت رسیدند کار ساختمانی را در شهرک نوآباد غزنی منع کردند و بزرگان مردمی چندین بار خواستار اجازه کار ساختمانی شدند. در واقع شهرک نوآباد ساخت وساز جدیدی نیست بلکه ۳۰ الی ۳۲ سال قدامت دارد.»
او گفته است، در بهار سال ۱۴۰۲ خورشیدی، تعدادی از اهالی این شهرک به حوزه ششم مراجعه کردند که اجازه کار ساختمانی را بگیرند و دلایل ممانعت حکومت را بدانند که چرا به این مردم اجازه کار داده نمیشود.
او گفته است، حوزه ششم امنیتی در شهرک نوآباد این مسئله را با حاکمیت محلی در غزنی شریک کرد و چالشهای آن از غزنی شروع و به محکمه اختصاصی و وزارت عدلیه طالبان رسید. او گفته است، بعدا توسط دادگاه اختصاصی وزارت عدلیه طالبان زمینهای این شهرک «امارتی» اعلام شد.
آقای حقجو گفته است، فیصله دادگاه طالبان مغرضانه و متعصبانه است. از اینکه در نوآباد همه یک قوم (هزاره) زندگی میکنند، به این دلیل خواست و اسنادهای ملکیت این مردم نادیده گرفته شده و فیصله این دعوا یک جانبه اجرا شده است.
الهام حقجو گفت: «آخرین حرفم به عنوان باشندهی شهرک نوآباد و کسیکه ۲۲ سال میشود در نوآباد زندگی میکنم، این است که مردم شهرک نوآباد متحدانه فیصلههای مغرضانه را قبول ندارند و مسئله کوچ اجباری که از طرف مسوولین کمیسیون غصب زمین همین چند شخص مغرض در غزنی مطرح گردیده است، برای مردم محل و باشندگان شهرک نوآباد قابل قبول نیست.»
بر اساس یافتههای رسانهی رخشانه، مردم شهرک نوآباد با پرداخت یک میلیون و ۷۰۰ هزار پول افغانی برای وکیل، در دو سال و پنج ماه دعوای حقوقیشان را پیش بردهاند، اما در نهایت دادگاه طالبان تمام مدارک رسمی و قانونی مردم را نادیده گرفته است.
در متن نامهی درخواستی مردم به رهبر طالبان که یک منبع مطلع صحت آن را تایید کرده، آمده است: «بعد از استقرار امارت اسلامی افغانستان {طالبان} و ایجاد کمیسیون جلوگیری از غصب زمینهای امارتی، متاسفانه کمیسیون ولایتی غزنی بدون درنظر گرفتن اسناد شرعی و قبالههای معتبر، زمینهای این ساحه را امارتی اعلام نمود؛ سپس دوسیه به محکمه اختصاصی جلوگیری از زمینهای غصبشده امارتی ارسال گردید. محکمه مذکور با وجود تأیید صحت قبالههای شرعی و ثبت بودن آنها، صرف به دلیل «مشاع بودن حدودات قبالهها» و «بلندآبه بودن ساحه»، در فیصله شماره (ع/۱۴۵خ۲۳) مورخ ۱۲/۰۴/۱۴۴۷ هـ.ق، زمینهای متذکره را ملکیت دولتی تشخیص داده است.»
اسنادی که در اختیار رسانهی رخشانه قرار گرفته هم نشان میدهد که مردم سند مالکیت دارند و قیمت زمین خانههای خود را پرداختهاند. این اسناد به دلیل مصوونیت منابع نشر نمیشود.
خانههایی که به قیمت خون دل بنا شده
سمیه (نام مستعار) یک زن ۴۳ ساله و از ساکنان شهرک نوآباد، ۱۸ سال قبل با خانوادهی پنج نفریاش از والسوالی بهسود میدان وردک به امید یک زندگی بهتر، به شهرک نوآباد در یک خانه کرایی ساکن شد. او گفته است، شوهرش برای اینکه بتواند برای خانوادهاش تکه زمینی را در شهرک نوآباد خریداری کند، از طریق قاچاق راهی ایران شد. او پس از رسیدن به ایران مصروف کار ساختمانی شد.
سمیه با دو پسر و یک دختر خود در خانهی کراییشان در نوآباد، شب و روز قالینبافی میکردند تا بیشتر بتوانند برای خرید خانه پسانداز کنند. اما از بخت بد روزگار پس از چهار ماه در ایران شوهر سمیه با افتادن از داربست ساختمانی جاناش را از دست داد.
سمیه میگوید، او و سه کودکاش پس از سالها قالینبافی، سه بسوه زمین در شهرک نوآباد خرید و با کمک برادرش روی زمین یک خانهی کوچک کاهگلی بنا کرد.
برادر سمیه که در این گزارش از او با نام مستعار صفیالله یاد میشود، به رسانهی رخشانه گفته است: «این خانه حاصل زحمات یتیمهای خواهرم هست، نه ملک کسی دیگر. سمیه که یک زن تنها و بدون سرپرست است، نگران است که مبادا سقف ساخته شده با دستان خودش را طالبان از روی یتیمهایش بگیرد.»
محمد نوری، زمین پدریاش را در ولسوالی شهرستان ولایت دایکندی فروخت و قیمت آن را در شهرک نوآباد سه بسوه زمین خرید. آقای نوری ۱۵ سال قبل با خانوادهی چهار نفریاش در شهرک نوآباد ساکن شد. او میگوید، به دلیل نداشتن توان مالی برای ساخت سرپناهی روی زمینش، سه سال را در مندوی غزنی از صبح تا شب با کراچی دستیاش باربری کرد تا توانست برای خانوادهاش دو اتاق گلی بسازد.
او میگوید، تنها یادگار پدرش که همان زمین پدریاش بود فروخت، تا سه فرزندش در شهر بتوانند درس بخوانند و آیندهی روشنی داشته باشند. حالا زمین محمدنوری از جمله زمینهایی به شمار میرود که توسط حکومت طالبان غصبی اعلام شده است. او میگوید، بیسرنوشتی خود و خانوادهاش و هزاران باشندهی شهرک نوآباد آرامش زندگی را از او ربوده است.
مثل عمران (نام مستعار) که بعد از قتلعام یکاولنگ، _یکی از والسوالیهای ولایت بامیان_ تمام دار و ندارش که ۲ گاو و ۲۷ گوسفند بود را فروخت و در شهرک نوآباد چهار بسوه زمین خریداری نمود. او برای نجات کودکانش از آوارگی و جنگ، شب و روز کار کرد و برایشان خانهای کاهگلی ساخت. عمران با اندوه فراوان گفت: «خدا شاهد است که دخترایم خشت میزدند. بچههایم چاه کندند، من و همسرم تهداب خانه میکندیم، تا از آوارگی و خانه بدوشی نجات پیدا کنیم.»
برای عمران خانهاش تنها جایداد و سرمایهی زندگیاش است. او از اینکه زمیناش توسط طالبان غصبی اعلام شده است، ابراز ناراحتی میکند: «چطور میشود که خانهای را که با پول خود خریدم و با دستان پینه بستهی خود ساختیم، ملکیت طالبان شود؟»
برای کبیر (نام مستعار) نیز خریداری زمین در شهرک نوآباد، به قیمت از دست دادن سلامتی کمرش تمام شد. او پانزده سال قبل در یک کارخانه سنگبری کار میکرد و پول آن را در شهرک نوآباد تکه زمینی خریداری کرد و خانهای چهار اتاقه بر روی آن ساخت. اما سنگینکاری بیش از حد باعث شد که کبیر به بیماری دیسک کمر مبتلا شود و برای همیشه از کار کردن محروم شود.
طالبان و سیاست کوچ اجباری
نمایندگان و بزرگان مردم در شهرک نوآباد در صحبت با رسانهی رخشانه با نگرانی میگویند، اگر سازمانهای بینالمللی و حقوق بشری به موضوع کوچ اجباری باشندگان شهرک نوآباد بی توجهی کنند، این مردم که اکثرشان فقیر اند، با از دست دادن زمین و خانهیشان، دار و ندارشان را از دست میدهند.
این چندمین بار است که طالبان در طول چهار سال حاکمیت خود، مردم را مجبور به کوچ اجباری میکنند. یک مورد آن، کوچ اجباری ساکنان روستای رشک در بامیان در تابستان امسال است.
طالبان در تابستان سال جاری، با فیصلهی یک دعوای حقوقی به نفع کوچیها، ۲۵ خانواده را در روستای «رشک پشتهغرغری» ولسوالی پنجاب مجبور به کوچ اجباری کردند و بر خانههای باشندگان محل قفل زدند.
موارد مشابه این در نقاط مختلف دیگر افغانستان، از جمله در مناطق مرکزی هم رخ داده است.
در ماه سنبله سال جاری، بیش از ۱۰۰ نهاد مدنی و فعال حقوقبشر در یک نامهی سرگشاده به دفتر هیأت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان، نسبت به غصب زمین، کوچ اجباری و سرکوب خشونتآمیز هزارهها در افغانستان ابراز نگرانی کرده بودند.
در این نامه آمده بود که در دور دوباره حاکمیت طالبان، هزارهها بهطور مداوم از زمینهای اجدادی خود محروم شده و یا مجبور شدهاند که این زمینها را از کوچیها، دوباره خریداری کنند.
در این نامه آمده بود: «خلأهای قانونی، نبود دادرسی عادلانه و روند قضایی تقلبآمیز در احکام محاکم طالبان آشکار است.»

