مژده محمدی
حسنا صالحی ۲۳ ساله، با سه زن دستیار در آشپزخانه خود سرگرم آمادهسازی غذای فوری هستند. آنها مواد آمادهشدهای را در میان خمیرهای مربعی شکل میگذارند و سپس هر خمیر را به شکل مثلثی تا میزنند. این دختر جوان با تکیه بر دانش و مهارت خود در آشپزی، آشپزخانهی خانهاش را به فرصت کوچک کاری برای زنان بازگشتی از ایران بدل کرده است.
ابتکاری که به گفتهی حسنا، هدف آن فراتر از پختوپز است؛ ایجاد فرصت کار برای زنان بازگشته از ایران و حمایت از خانوادههای نیازمند.
در این آشپزخانه، سهزن دیگر نیز با حسنا همکار هستند؛ زنانی که پس از بازگشت از ایران، دورههای آموزش آشپزی را دیدهاند.
حسنا میگوید، نام این آشپزخانه کوچک را «سمبوسه خانگی مهر» گذاشته است که در آن سمبوسه به سبک ترکی پخته میشود: «من خواستم تا نیازمندان را ماهی گرفتن بیاموزانم؛ برای همین کار تولید سمبوسه خانگی مهر را راهاندازی کردم، تا زمینه کار سالم و درآمد برای این بانوان فراهم شود.»
حسنا صالحی که دانشجوی رشته روانشناسی بود، با فرمان ممنوعیت تحصیل دختران و وضع محدودیتهای روزافزون بر حقوق و آزادیهای فردی زنان از سوی طالبان، از ادامه تحصیل بازماند.
این دختر کارآفرین جوان که با تشدید روند اخراج مهاجرین افغانستان از ایران، بهعنوان رضاکار تجربه کمکرسانی را دارد، میگوید انگیزهاش از ایجاد این آشپزخانه کوچک، فراهمکردن فرصتی تازه برای زنانی است که ناگزیر به بازگشت شدهاند.
حسنا میگوید: «بانوان همکار من زنانی اند که سالها در ایران کار کردند، ولی به یکباره همه اموال خود را در ایران گذاشتند و برگشتند. این زنان حالا نانآوران خانوادههای خودشان هستند و در شرایط مالی خوبی بهسر نمیبرند. هدف منم این بود که با این فستفود برایشان فرصت کاری فراهم کنم تا قسمتی از سختی زندگیشان آسان شود.»
در حدود سه ماه گذشته، موج گسترده و بیسابقهی اخراج اجباری مهاجران اهل افغانستان از ایران اتفاق افتاد. هزاران خانواده به شمول زنان و کودکان با گذاشتن دار و ندارشان در ایران، مجبور شدند این کشور را ترک کنند.
بر اساس آمار سازمان ملل متحد، از سپتامبر ۲۰۲۳ میلادی تاکنون، بیش از ۲.۴۳ میلیون شهروند اهل افغانستان بهصورت اجباری از ایران و پاکستان به کشورشان اخراج شدهاند که یک سوم آنها را زنان و دختران تشکیل میدهند.
بهگفتهی حسنا، پدرش سرمایهی اولیهای معادل بیستهزار افغانی را در اختیارش گذاشته است. او با این پول، مواد مورد نیاز سمبوسه و هزینههای تبلیغاتی چون طراحی و چاپ جعبه و لوگو را تهیه کرده است: «سرمایه ابتدایی من برای راهاندازی این فستفود بیست هزار افغانی بود که پدرم برایم پول داد تا وسایل مورد نیاز را بخرم و حالا با همین امکاناتی که داریم به پیش میریم»
حسنا باور دارد محصول غذایی آنها تفاوت آشکاری با سایر فستفودها دارد: «این محصول غذایی ما یک نوع منحصر به فرد است که در هرات و شاید در افغانستان شبیه آن نباشد؛ ترکیبات آن از خمیر خانگی، گوشت گوساله و سبزیجات است و غذا با ویژگیهای خاص تهیه میشود؛ کمچرب با مواد صد درصد طبیعی، با حرارت ملایم در داش پخته میشود.»
او میگوید به همیندلیل قیمت محصول غذایی او نسبت به فستفودهای رایج بالاتر است، اما مشتریان کیفیت را درک میکنند. او توضیح میدهد: «بعضیها تصور میکنند محصول ما نسبت به فستفودهای دیگر در سطح شهر قیمت است، اما فستفودها اغلب غذاهای ناسالم و بیکیفیت را به قیمت ارزان در بازار به مشتریان میدهند.»
حسنا ابتدا، محصولاتش را به فروشگاههای بزرگ در سطح شهر عرضه کرده است. او باور دارد که این روش کمک زیادی در جذب مشتری کرده است: «من از ابتدا بستههای غذایی خودمان را به فروشگاههای سطح شهر هرات بهفروش میرساندم، به گونهای که قیمت هر بسته غذایی ۶۰ افغانی است و از فروش هر بسته، فروشگاه هفت افغانی مفاد میگیرد.»
حسنا ادامه میدهد که با ایده توزیع بستههای غذایی در فروشگاهها، نه تنها هراتیان با کیفیت محصولغذایاش بیشتر آشنا میشوند، بلکه با آگاهی از آمار دقیق فرمایش مشتریان، او و همکارانش مطمینتر میتوانند بستههای غذایی را توزیع کنند.
حسنا که از دو هفته بدینسو این فستفود را ایجاد کرده، سطح تقاضای مشتریان برای خریداری این محصول غذایی را «چشمگیر» توصیف کرده و میگوید میزان بستهبندی و فروش این بستههای غذایی از روزانه ۱۰ بسته برای هر فروشگاه، به دستکم ۵۰ بسته رسیده است.
حسنا میگوید: «فروشگاهها نظر به درخواست مشتریانشان برای ما فرمایش میدهند؛ اوایل روزانه تنها ده بسته فرمایش میدادند، فعلا تعداد فرمایشها به پنجاه بسته در روز رسیده است.»
علاوه بر فروش حضوری، حسنا صفحات اینترنتی مربوط به فستفود خود را در فیسبوک و اینستاگرام فعال کرده و از این طریق با مشتریان در ارتباط است و سفارشها را بهطور آنلاین دریافت میکند.
با اینحال، حسنا میگوید در حالحاضر که از ایجاد این فستفود دو هفته میگذرد، همهی درآمدهای بهدستآمده، صرف هزینههای بازاریابی و پرداخت مزد روزانه زنانی شده که با او کار میکنند: «فعلا آغاز کار من است و تا فعلا هر مفادی که بدستآوردم صرف هزینههای بازاریابی و پرداخت مزد روزانه زنان کردهام؛ هر مقدار پولی که روزانه به دست میآوریم، مساویانه میان این سه زن تقسیم میشود.»
با وجود امکانات محدود، نگاه حسنا به آینده روشن است. او امیدوار است با حمایت مردم، روزی بتواند رستورانی ویژه برای زنان راهاندازی کند و منوی آن را با انواع غذاها گسترش دهد: «فعلاً همه چیز در خانه انجام میشود، اما اگر استقبال ادامه پیدا کند، مکان مستقلی کرایه خواهیم کرد.»
سه زن که در این آشپزخانه همکار حسنا هستند و در ماههای گذشته با خانوادههایشان از ایران اخراج شدهاند، به دلیل نگرانی امنیتی ترجیح دادند که در این گزارش صحبتی نکنند.
اما به نظر میرسد، محصولات این آشپزخانه کوچک به ذائقه زنان شهر هرات خوش آمده است. نازنین ۲۴ ساله، باشنده چهارراهی آمریت میگوید، هر روز پس از پایان صنف زبان انگلیسی، در مسیر بازگشت به خانه از فروشگاه نزدیک محل زندگیاش سمبوسه دستپخت این زنان را میخرد.

حسنا صالحی/ عکس: ارسالی به رسانهی رخشانه
او توضیح میدهد: «اغلب وقتی برای پختن غذای چاشت ندارم. در زمان بازگشت، سمبوسه ترکی از فروشگاه میگیرم و این کار برایم بسیار آسان است، چون غذایی آماده و صحی به دست میآورم.»
سونیتا ۲۷ ساله هم مشتری آشپزخانه کوچک «سمبوسه خانگی مهر» است. او میگوید با آگاهی از اینکه این محصول توسط زنان نیازمند تهیه میشود، تصمیم گرفته هر روز از آنها خرید کند: «من از طریق فیسبوک با سمبوسه خانگی مهر آشنا شدم و از همانجا فرمایش دادم. به این دلیل میخرم که میدانم این غذا را زنان آماده میکنند؛ هم به خاطر اینکه زنان بیشتر حفظالصحه را رعایت میکنند و هم خرید من کمک مالی کوچکی برای آنها است.»
حسنا صالحی پیشتر بهعنوان رضاکار در مرز اسلامقلعه به کمک مهاجرانی شتافته بود که پس از اخراج از ایران به کشور بازگشته بودند.
اخراج گسترده مهاجران از ایران، موجی از همدلی را در میان مردم هرات به راه انداخت. صدها تن از ساکنان محلی با شتافتن به سوی مرز، از طریق تهیه آب، غذا، امکانات بهداشتی و انتقال مهاجران به شهر هرات و سایر ولایتها، به آنان کمک کردند.
این کارزار چندین هفته ادامه داشت و اقدام مردم هرات بهشدت تحسینبرانگیز و حیاتی بود. بسیاری بر این باورند که بدون کمکهای مردمی، حکومت طالبان قادر به مدیریت وضعیت مهاجران در مرز نبود و نگرانی از وقوع یک فاجعه تمامعیار انسانی وجود داشت.
یکی از عکسهای منتشرشده از حسنا در شبکههای اجتماعی، نشان میدهد که در روز تولدش، در میان جمعی از کودکان مهاجر ایستاده و با کیکی در دست، تولد خود را در میان آنها تجلیل میکند.
او در اینباره میگوید: «تصمیم گرفتم روز تولدم را نه در یک محفل شخصی، بلکه در کنار کسانی بگذرانم که این روزها بیش از هر زمان دیگر به همدلی، محبت و حمایت انسانی نیاز دارند. برای من این یک هدیه بود، نه یک فداکاری.»
تجربهی حضور در میان زنان و کودکانی که ناخواسته آواره شده بودند، نگاه حسنا را به زندگی تغییر داد. او میگوید: «تجربهای تلخ و در عین حال پر از درس به دست آوردم. کودکانی را دیدم که در گرمای شدید، با پای برهنه، خسته و گرسنه چشم به امیدی دوخته بودند. زنانی را دیدم که با نوزاد در آغوش، بیهیچ وسیله و سرپناه، به دنبال امنیت و نجات میگشتند. بیشترشان نیاز فوری به غذا، آب، وسایل بهداشتی زنانه و لباس مناسب داشتند و من رنج و سختی مهاجران را با تمام وجود در رگهایم حس میکردم.»

