رسانه رخشانه
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری
English
پشتو
حمایت
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
رسانه رخشانه
حمایت

روایت دختران دانش آموز؛ ای‌کاش فردا از خواب بیدار شوم، طالبان رفته باشد

۷ جوزا ۱۴۰۱
ممنوعیت آموزش دختران؛ دانش‌آموزان با خوشحالی مکتب رفتند، با گریه به خانه برگشتند

عکس: رسانه‌های اجتماعی.

اشاره: به دنبال نشر فراخوان از سوی رسانه‌ی رخشانه در مورد روایت دختران دانش‌آموز، یک دختر دانش‌آموزش صنف هشتم مکتب از کابل  که به دلیل قوانین محدود کننده طالبان، از رفتن به مکتب باز مانده است ، روایت‌اش را از زنده‌گی در سایه حکومت طالبان به رسانه‌ی رخشانه فرستاده است.

این روایت‌ها تحت فراخوان ویژه برای بالا بردن صدای دختران دانش‌آموز که از رفتن به مکتب باز مانده‌اند، منتشر می‌شود.

نویسنده: سلما احمدی

همه چیز خوب بود. در سال 1400 با تمام مشکلات ما به مکتب می‌رفتیم. شور و شوق ما حتا در جریان کرونا هم کم نشده بود. در 24 ماه اسد همه چیز تغییر کرد. رییس جمهور کشور ما اشرف غنی از کشورش فرار کرد و طالبان به حکومت رسیدند. هم چیز به هم خورد. مکتب‌ها بسته شدند. کابل را وحشت گرفت. هیچ کس جرات رفتن به بیرون را نداشت. شب‌ها فکر می کردم که طالبان سر خانه ما حمله خواهند کرد. گوش تا گوش ما را می برند و یا ما را اسیر می کنند. تمام شب‌ها آرزو می‌کردم که ای‌کاش فردا که از خواب بیدار می‌شوم طالبان رفته باشد.

با گذشت هر روز وضعیت کمی عادی تر می‌شد. نمی‌گویم طالبان را قبول کرده بودیم، بلکه به وحشی‌گری‌های شان عادت کرده بودیم. مکتب‌های ها پسرانه شروع شد . اما برای دختران بالا تر از صنف ششم اجازه رفتن به مکتب را ندادند.

این مطالب هم توصیه می‌شود:

عفو بین‌الملل خواستار بازگشایی دروازه‌های مکاتب به‌روی دختران در افغانستان شد

 سازمان ملل: آموزش یک حق انسانی است

من متعلم صنف هفت بودم مرا ارتقا دادند. بدون مکتب ما مثل درختان بی‌ثمر هستیم. درختانی که خشک شده‌اند. نه که زمستان باشد. درختانی که در بهار هم خشک شده باشد.

سال 1400 با همه ترس و دلهرگی‌هایش گذشت. اما در سال نو به ما امیدواری دادند که مکتب‌ها شروع می‌شود. ما به بسیار خوشخالی لباس‌های خود را پوشیدیم. لباس‌های سیاه که با چادر سفید مثل پرنده صلح روی دیوار مکتب معلوم می‌شدیم. به مکتب رفتیم؛‌ اما وقتی به مکتب رسیدیم، دروازه‌های مکتب ما بسته بود . مکتب ما را باز نکرده بودند. ما دختران بیچار از پشت دروازه با جگرخونی برگشتیم.

هر روز ما بی‌فایده هدر می‌رود. آنقدر حال و هوای ما تغییر کرده است که انگار وضعیت هزاران معتاد زیر پل سوخته را به خود گرفته‌ایم؛ سرگردان، بیکار، بی‌روزگار، جگرخون و افسرده.

ما دختران افغانستان چی گناهی کرده‌ایم که به این آوارگی سر دچار هستیم. بدون مکتب و درس،  زنده‌گی بی‌معنا است. طالبان زنده‌گی را از ما گرفتند. نفرین من تا ابد بدرقه‌ی راهت طالب.

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • درباره رخشانه
  • هیات امناء
  • اصول و خطوط کاری
  • تماس با ما
FR Fundraising Badge HR

Registered Charity No 1208006 and Registered Company No 14120163 - Registered in England & Wales - Registered office address: 1 The Sanctuary, London SW1P 3JT

Copyright © 2024 Rukhshana

پشتو English
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری