سیاهموی واعظی؛ شاعری دردمند و آواره
«زندگی در ایران نیز چیز کمی از حکومت طالبان برایم نداشت.» این روایت زندگی سیاهموی، دختری جوان و شاعر است. ...
«زندگی در ایران نیز چیز کمی از حکومت طالبان برایم نداشت.» این روایت زندگی سیاهموی، دختری جوان و شاعر است. ...
آرزوهایی که درد شدند و بر قلبم سنگنیی میکنند. این روزها افسرده و ناامید از آینده در گوشه اتاق مچاله ...
دانشجوی دانشگاه ابن سینا هستم. رشتهی تحصیلیام علوم سیاسی و روابط بینالملل است. درسهایم را با تمام شور، هیجان، آرزوهای ...
سال پنجم تحصیلیاش شده بود. تازه سمستر هفتم را تمام کرده بود. برای این که به پایان دانشگاهش نزدیک شده ...
دستی را روی باسنم حس کردم. باسنم را محکم فشرد. تمام بدنم بیحس شد. احساس کردم در کدام کورهی گداخته ...
دانشگاه ما تقریبا هر روز مهمانانهای ناخواندهای داشت: افراد امر به معروف و نهی از منکر طالبان. آدمهایی بالباسهای سفید ...
ما باهم و در کنار هم فریاد میکشیدیم که نسل کشی هزاره ها را متوقف کنید، تحصیل حق ماست، تعلیم ...
این خاطرات تلخ به سبب در خواست یک دوست به کلمات تبدیل شده است، وگرنه هیچ ایدهیی برای نوشتن آن ...
گم شدیم. وقتی به خود آمدم، دیدم همه زنده هستیم. انفجاری صورت گرفته بود، اما از پیرمرد قبرکن خبری نبود. ...
اعمال اینگونه خشونتها و وعده خلافی طالبان در قبال اعلان عفوعمومی این گروه، سبب گردید كه اكثرمردم افغانستان برای نجات ...
Registered Charity No 1208006 and Registered Company No 14120163 - Registered in England & Wales - Registered office address: 1 The Sanctuary, London SW1P 3JT
Copyright © 2024 Rukhshana