رسانه رخشانه
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری
English
پشتو
حمایت
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
رسانه رخشانه
حمایت

طالبان در چهارصدخانه دایکندی؛ حاکمیت چوپانی که مردم را در کاسه تلخک آب می‌دهد

۱۸ جدی ۱۴۰۲
طالبان در چهارصدخانه دایکندی؛ حاکمیت چوپانی که مردم را در کاسه تلخک آب می‌دهد

عکس: ارسالی به رسانه‌ی رخشانه

عمر پاکزاد

به کلیوال معروف است. آمر پوسته‌ی بازار پلاس است. جوانی حدوداً بیست و پنج ساله و کاملاً بیگانه با سواد. حتا نوشتن نامش را نیز بلد نیست. با این‌حال، دعواهای حقوقی و جزایی را به رأی خودش حل و فصل می‌کند. نظر عُلَما و موسفیدین در این موارد را به سخره گرفته و هیچ اهمیتی به سخنان آن‌ها نمی‌دهد. از گفتن کلمات رکیک و عبارات موهن به متنفذین و موسفیدان نیز دریغ نمی‌کند.

قاعده‌اش برای دوستی با دیگران بر مبنای نان و استخوانی‌ است که دریافت می‌کند. اگر به هر دلیلی از کسی خوش‌اش نیاید، او را به بهانه‌های مختلف به پوسته کشانیده و سعی می‌کند تا اسباب عذابش را فراهم نماید.

 در تازه‌ترین مورد، دو نفر از متنفذین منطقه‌ی نیکِ چارصدخانه به نام‌های باباخان و جمعه علی را در انظار عموم شکنجه کرده است.

او که حدوداً پنج ماه قبل در چارصدخانه آمد، کارش را با شلاق‌زدن جوانان موترسایکل‌سوار که سراشیبی پیش پوسته را تندتر می‌رفتند، شروع کرد. زان‌پس، اشتیاقش به شکنجه‌کردن مردم افزایش یافت و در تمام چارصدخانه تسری پیدا کرد. در هنگام عصبانیت شلاقش را در دست و آلت تناسلی‌اش را در دهن گرفته به تنبیه و تعذیب مردم می‌پردازد.

این مطالب هم توصیه می‌شود:

تشدید محدودیت‌ها بر کار زنان و منع فعالیت‌های مربوط به سلامت روان از سوی طالبان در افغانستان

طالبان دکان‌های زنان تجارت‌پیشه را در دایکندی مسدود کردند

در هنگام بی‌کاری و فراغت، با غرش اسلحه‌اش، آرامش بازار و ساکنان نزدیک پوسته را بهم می‌ریزد. فرقی نمی‌کند نصف روز باشد، شب باشد یا وقت نماز صبح. عاشق اسلحه است. از این‌رو، ساکنان محل از فیرهای بی‌هنگامش به شدت گله‌مند است و ناراضی؛ و از خداوند نبودنش را می‌خواهند.

وقتی خباثت‌اش گل کرد، رنجرش را سوار می‌شود و از میان بازار با سرعت تمام به سمت پایین حرکت می‌کند. پروای رهگذران و بازاریان را ندارد.

گرد و خاکی که از دنبال رنجر بلند می‌شود، بازار پلاس را می‌بلعد. همه‌گی مات و مبهوت به سمت کلیوال، این پشتون از خودراضیِ نتراشیده‌ی نخراشیده، نگاه می‌کنند. در چنین وضعیتی برای مردم نه دست ستیز است و نه پای گریز. مجبورند صبر پیشه کنند و به فرداهای بهتر امیدوار باشند.

چهارصدخانه، این منطقه‌ی زیبا و محروم از هر امکانات که در دامن شرقیِ ولسوالی میرامورِ ولایت دایکندی قرار گرفته، اکنون در وضعیت بد و اسفناکی قرار دارد. از یک‌سو کوچی‌ها از سرحدات جنوبی و شرقی‌اش در حال حمله است و از سوی دیگر، این پشتون ارزگانی مردم را در کاسه‌ی تلخک آب می‌دهد.

او که یک بی‌سواد مطلق است و در بسا موارد شاید به درد چوپانی هم نخورد، اکنون قدرت بلامنازع چارصدخانه است؛ قدرتمندترین فرد در میان سی هزار نفوس چهارصدخانه. عملش خودِ قانون است و اعتراضی در مقابلش نمی‌شود. وقتی برای حل دعوا از مردم پول می‌گیرد، هیچ خمی به ابرو نمی‌آورد. انگار از شیر مادرش حلال‌تر است‌.

یادداشت: مسوولیت محتوایی این یادداشت، به دوش نویسنده آن است.

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • درباره رخشانه
  • هیات امناء
  • اصول و خطوط کاری
  • تماس با ما
FR Fundraising Badge HR

Registered Charity No 1208006 and Registered Company No 14120163 - Registered in England & Wales - Registered office address: 1 The Sanctuary, London SW1P 3JT

Copyright © 2024 Rukhshana

پشتو English
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری