رسانه رخشانه
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری
English
پشتو
حمایت
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
رسانه رخشانه
حمایت

کج­‌فهمی دینی طالبان در قبال آموزش دختران

۷ قوس ۱۴۰۱
کج­‌فهمی دینی طالبان در قبال آموزش دختران

عکس: رسانه رخشانه.

نویسنده: امین محمدی

بیشتر از چهار صد روز از بسته ماندن دروازه‌­های مکاتب دخترانه بالاتر از صنف ششم در افغانستان زیر سلطه طالبان، اینک اما خبر بسته شدن دروازه‌های دانشگاه­‌ها به‌­روی دختران، قرائت دینی طالبان از آموزش دختران را به چالش می‌کشد و پندار این مسأله را که طالبان در خصوص آموزش دختران غرق در یک کج‌اندیشی بزرگ است، محتمل‌­تر می­‌سازد.

 جدا از گیروکشی سیاسی نسبت به این مسأله یا امتیازگیری سیاسی، به‌­نظر می­‌رسد استنباط دینی طالبان در قبال طرد و رد آموزش دختران در متن اسلام پررنگ­تر است. با این پیش‌­فرض هر عقل سلیمی وادار می‌­شود که با منطق و استدلالات تاریخی روشن کند که در هیچ جای اسلام بر آموزش دختران ممنوعیت وضع نشده است و جلو این کاروان تاریک و راه گم شده باید گرفته شود. اگر واقعا این حصر و مخالفت‌­ها با آموزش دختران از نگاه دینی آب می­خورد باید روشن ساخته شود که هرگز چنین چیزی در اسلام نخستین نبوده است و باید طالبان بدانند که آموزش و پرورش دختران و زنان در زمان حیات شخص اول اسلام جدی حساب می­‌شد و بدان ارج می‌­نهادند.

اسلام مرد و زن را در تدبیر شئون زندگی به وسیله اراده و کار، مساوی می‌دانند؛ از این‌رو، هردو در تحصیل احتیاحات زندگی و آنچه مایه قوام حیات انسانی است، یکسان می‌­باشند. زن می­‌تواند همانند مرد مستقلا کار کند و مالک نتیجه کار و کوشش خود شود. هرگز اسلام واقعی جنس را سد راه دانش اندوزی نمی‌دانند. در تمام نقل قول‌­­های دینی در کتب تاریخی معتبر به وضوح این مسائل مطرح شده است که همگی دلایل محکمی بر رد این مقوله است که گویا دختران حق تحصیل ندارند و یا دختران سنین بالاتر حق تحصیل ندارند. به همین خاطر هم است که در هیچ کشور اسلامی چنین چیزی وجود ندارد.

هرچند مسأله آموزش دختران چیزی نیست که بالای آن بحث شود که دختران به مکتب بروند یانه؛ چون این یک موضوع کاملا حل شده و روشن است؛ اما جالب است که هنوز در افغانستان و در حکومت اسلامی طالبان به­‌قول خودشان هضم نشده است. با این وجود اگر به منابع معتبر تاریخی، حدیثی و فقهی مذاهب اسلامی رجوع گردد، بازهم چیزی به چشم نمی­‌خورد که حتی به اندازه ارزن دلالت بر منع آموزش دختران نماید. این جای پرسش اما باقی است که طالبانی که همواره از «شریعت» دم می­زنند، آیا نمی‌­دانند که همان «شریعت» گفته است: «طلب العلم فریضة علی کل مسلم و مسلمة».

این مطالب هم توصیه می‌شود:

متحتوایی در دسترسی نیست

در صحیح «بخاری و مسلم» کتب مورد وثوق اکثریت مطلق مسلمانان ثبت شده است که پیامبر اسلام روزهایی را به تعلیم و آموزش زنان اختصاص داده بودند. گروهی از زنان به خدمت ایشان رسیدند و گفتند: «ای پیامبر خدا، مردان در تمام وقت شما را گرفته و ما بهره‌ای نداریم، شما، خود روزی را مشخص کنید که خدمت شما باشیم و آنچه را که پروردگار به شما یاد داده است به ما آموزش دهید». فرمود: «فلان روز و فلان روز جمع شوید!». در اسلام نخستین با خیل عظیم از زنان عالم و آگاه روبه‌رو می‌­شویم که نه تنها به علوم دینی عالم بودند، بلکه به علوم روز چون طب مهارت و دانش داشتند. ازاین میان می‌توان به نویسندگان و شاعران چون «علیه بنت المهدی»، «عایشه بنت احمد بن قادم» و «ولاده» دختر خلیفه «مستکفی بالله» اشاره نمود. از زنان پزشک می­توان از «زینب» پزشک بنی اود که به درمان بیماری‌های چشم معروف بود نام برد.

اگر حرف اقناع منطقی و عقلی در میان باشد و تعصبات کور و بی‌­مورد در بین نباشد، اسلام محمد و ابوبکر و عمر و عثمان علی، اسلام آموزش ستیز نبود. تاریخ گواه است که در صدر اسلام چقدر به آموزش زنان اهمیت داده می‌­شد. اما چرا باید اسلام طالبان که خود را پیرو شریعت محمدی می­دانند؛ سر مخالفت با آموزش و تحصیل دختران دارند و همه روزه محدودیت جدید وضع می­‌کنند. مشکل واقعا کجاست؟ تفسیر و قرائت از دین دچار انحراف شده است؟ یا دانش و عقلانیت درست برای درک موازین دینی وجود ندارد؟ یا آموزه‌­های دینی که سال‌ها در پاکستان تدریس می­‌شدند/می­‌شوند دچار دگرگمی قرار دارند؟ یا نه همه این بگیر و ببندها بهانه‌­ای است برای اهداف دیگر سیاسی. خوب، هرچه هست، یک بی‌­عدالتی است. یک بی­‌عدالتی مطلق است که نه در عدالت عمری جایگاه دارد و نه در عدالت علوی. بی‌عدالتی از جنس قبیحانه‌­ترین ظلم و بی­شرمانه ترین گیروکشی سیاسی. هرآنچه است، نشان از تحجر بدوی و عقب افتادگی اندیشه­‌ها است که امروز ریشه و جان افغانستان، آینده و قلب افغانستان را هدف گرفته است؛ چه بد هدفی است و چه بی­رحمانه تصمیمی. واقعا آدم انگشت حیرت به دهان می­ماند که در دنیا چه آدم­های یافت می­‌شود و چه اندیشه­‌های روی­‌کار می­آید.

گذشته از همه این­‌ها اگر بحث اختلاط دختر و پسر در مکاتب است و ممنوعیت اختلاط زن و مرد در یک­جا از سوی اسلام روی سخن باشد، بازهم واقعیت چیزی دیگری است: در طول بیست سال گذشته به گواهی آمارهای رسمی از سوی وزارت معارف بیشتر از هشتاد درصد تمام مکاتب در تمام افغانستان مجزا بودند. پسران و دختران در مکاتب جداگانه یا تایم درسی جداگانه مشغول آموزش بودند. یونیفورم دختران مطابق به اصول اسلام بودند و اکثرا معلمین زن مصروف تدریس دختران بودند. هیچ عقل سلیمی نمی‌­پذیرد که دختران افغانستان در طول بیست سال گذشته با رفتن به مکتب از اسلام دور شدند؛ بلکه آنها در مکتب و محیط مکتب، اسلام را به صورت آگاهانه و آنچه‌­را که واقعا اسلام است، می­آموخت. ولی متأسفانه باید گفت که حاکمان فعلی افغانستان به مریضی «مجرم‌­پنداری» دیگران و «مقدس­تراشی خود» مبتلا هستند. در نظر این‌ها همه مردم افغانستان و کسانی در این سال­‌ها زیر حکومت نوین زندگی کردند، گناه‌­کارند و کافر.

درست است که شرایط اینگونه پیش آمده است و چنین کج­‌فهمی و عصبیت­‌های پوچ و زیان‌آور سایه بر زندگی دختران انداخته است؛ ولی نباید دست از روشنگری برداریم. تلاش مداوم برای روشنگری لازم است تا به این جماعت جهل زده فهمانده شود که راهی که آنها در پیش دارند، به بهشت ختم نمی‌­شود.

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • درباره رخشانه
  • هیات امناء
  • اصول و خطوط کاری
  • تماس با ما
FR Fundraising Badge HR

Registered Charity No 1208006 and Registered Company No 14120163 - Registered in England & Wales - Registered office address: 1 The Sanctuary, London SW1P 3JT

Copyright © 2024 Rukhshana

پشتو English
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری