رسانه رخشانه
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری
English
پشتو
حمایت
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
رسانه رخشانه
حمایت

سرنوشت دو قربانی ازدواج بدل: «زنده زنده» سوختن در آتش خشونت‌خانوادگی

۴ عقرب ۱۴۰۴
سرنوشت دو قربانی ازدواج بدل: «زنده زنده» سوختن در آتش خشونت‌خانوادگی

سفینه ( نام مستعار)

تمنا تابان

۲۶ سال پیش، زمانی‌ که به قول معروف به خانه بخت رفت، هنوز مفهوم «سربدل» را نمی‌دانست. پدر سفینه، او را به رحیم داده بود و در بدل، خواهر رحیم را برای برادر سفینه به عنوان عروس به خانه آورده بود. رسمی دیر پا که به نام «ازدواج بدل» شناخته می‌شود.

سفینه حتی شوهرش را یک‌بار هم قبل از ازدواج ندیده بود و نمی‌دانست چه‌کسی و از کجای بامیان است.

برخی نام‌ها در این گزارش مستعار آمده است.

نفیسه قربانی دوم این ازدواج اجباری بود. حالا هردو زن توصیفی که از سرنوشت خود دارند، تلخ است؛ «زنده زنده» در آتش سوخته‌اند. منظورشان خشونت‌های زیادی بوده که در این ۲۶ سال تحمل کرده‌اند.

این مطالب هم توصیه می‌شود:

فقر بیشتر و آوارگی؛ سرنوشت خانواده‌ای که از مغاره‌اش در بامیان کوچ اجباری داده شد

روایت‌های ناتمام خشونت؛ «تو باید رنج بکشی تا پدر و برادرت در عذاب باشند»

سفینه می‌گوید: «از روزهای اول زندگی وقتی یادم میایه تا حالی شوهرم با مه بدی می‌کنه، مره لت می‌کنه، دشنام میته و توهین می‌کنه.»

او بسیاری از خشونت‌هایی را که از سرگذرانده تقریبا با جزئیات به خاطر دارد. مثل این مورد: «شوهرم فقط پشت بهانه می‌گشت، هر رقم‌ کاری می‌کردم‌ از دلش نمی‌شد، وقتی بهانه به دست می‌آورد، هر چه دم دستش برابر می‌شد می‌زد؛ یک بار با چاینک چای داغ مرا زد که پاهایم سوخت و حدود یک ماه تمام درد کشیدم.»

یا این حادثه که منجر شد آتش خشونت دامن زندگی قربانی دوم این ماجرا را هم بگیرد: «زمستان سال بود، مادر شوهرم پیش شوهرم شکایت کرده بود که خانمت همرایم زبان‌بازی می‌کنه، شوهرم هم بدون این‌که از مه بپرسه مره به حدی لت و کوب کد که تمام جانم سیاه و کبود شد، پیش چشمایم پندیده بود و چند جای صورت زخمی شده بود، وقتی پدرم خبر شد، موتری را دربست گرفته آمد و مرا خانه برد.»

به گفته‌ی سفینه، پدرش در اولین اقدام به پسرش دستور داد همسرش را بدون هیچ‌گناهی مجازات کند و انتقام بگیرد: «او به برادرم گفت که تو خیلی بی‌غیرت و بی‌ننگ استی، در حالی که اونا خواهرت ره تا حد مرگ لت و کوب کرده تو هنوز بی‌تفاوت استی، برو و چوب بیار و تا می‌تانی زن خود ره لت کن. او گفته است: «پدرم اصرار داشت که ما باید نفیسه ره به حدی لت و کوب کنیم که چند برابر خشونت اونا باشه…می‌دیدم یک نفر بی‌گناه عذاب میشه.»

 ازدواج بدل که در زمره ازدواج‌های اجباری دسته‌بندی می‌شود، عمدتا به خاطر فقر و فرار از مصارف گزاف ازدواج در افغانستان صورت می‌گیرد. این رسم در گذشته بسیار پر رنگ‌تر از امروز بود و هنوز هم در افغانستان اتفاق می‌افتد و فعالان حقوق زن نگران این هستند که در سایه فقر و سیاست‌های زن‌ستیزانه‌ی طالبان دوباره بیشتر شود.

راحیل تلاش، فعال حقوق زنان، به رسانه‌ی رخشانه گفته است که افزایش ازدواج‌های اجباری، زودهنگام و بدل، نتیجه‌ی فقر، سنت‌های قبیله‌ای و سیاست‌های زن‌ستیزانه‌ی طالبان است. به گفته‌ی او: «فقر شدید، سنت‌های قبیله‌ای که با بازگشت طالبان تقویت شده و سیاست‌های زن‌ستیزانه‌ی این گروه، از عوامل اصلی افزایش ازدواج‌های اجباری‌اند.»

نفیسه هم می‌گوید: «سرآلیشی همی بدی کلان را داره که اگر یکی ده عذاب باشه، باید هرچهار نفر عذاب شوه، مه هم بارها این عذاب را با خون دل چشیدم.»

شنیدن صحبت‌های نفیسه، قربانی دوم ازدواج اجباری و بدل هم تلخ است. او به رسانه‌ی رخشانه گفته است: «مه و شوهرم زندگی خوبی داریم، یک‌دیگه خوده دوست داریم و زندگی ما تقریبا آرام است، ولی هر بار که برادرم همراه زنش دعوا کند، ما هم ده خانه خون می‌خوریم، ده خانه از مو جنگ‌ تیار است و اولین قربانی جنگ هم مه هستم.»

استدلال پدرش، نه برای سفینه قابل قبول است و نه برای نفیسه. نفیسه می‌گوید: «خسرم همیشه به شوهرم میگه فقط یک راه است که میتانی جلو لت‌وکوب خواهرت ره بگیری، وقتی اونا خواهرت ره لت کردند، تو زنت ره دو برابر لت کن تا بفهمند که درد اولاد چطور است و دیگه او ره لت نتانند.»

هردو قربانی خشونت خانوادگی، بسیاری از موارد خشونت را با جزئیات به خاطر دارند. مثلا این مورد که نفیسه گفته است: «یک بار سفینه خواهر شوهرم با روی خون‌آلود و چهره کبود به خانه خسرم آمد و گریه کنان گفت که مرا رحیم لت کرده است، خسرم فورا رفت و چوب دستی آورد و به شوهرم گفت”او بی‌غیرت اونا خواهرت ره به این روز رسانیده و تو آرام شیشتی، بگیر و دختر او پدر لعنت‌ها را مردنی بزن تا بفامند که ما هم زنده هستیم”… شوهرم چون مره خیلی دوست داره کوشش می‌کرد وانمود کنه که مره لت‌وکوب می‌کنه، ولی خسرم سرش فامید و خودش چوب ره گرفت و تا توان داشت مرا لت کرد، به حدی که بیخی بی‌هوش شدم.»

خانواده‌های سفینه و نفیسه ساکن مرکز بامیان‌اند. به خواست خودشان جزئیات دقیق از محل زندگی آن‌ها در این روایت نمی‌آید.

زندگی در مناطق دور دست افغانستان کتله‌ای و پرجمعیت است. خانواده‌ها عمدتا با هم زندگی می‌کنند و یا دست‌کم پدر خانواده تصمیم‌گیرنده اصلی زندگی دیگران است.

نفیسه می‌گوید، بارها شوهرش از او به خاطر خشونت عذرخواهی کرده است، اما وقتی بدل او مورد خشونت قرار می‌گیرد، پدر شوهرش چاره نمی‌گذارد که این انتقام از او گرفته شود: «مه خدا شاهده صدها بار پیش برادرم رفتیم و عذر و زاری کدیم که تو را خدا نکو، همرای سفینه بدی نکو، کمی قیش‌پیش(غالمغال) که ده خانه از شمو شوه ده خانه مو کلان جنگ میشه… اونا باهم سازش نمی‌کنند، ای طرف جزایش ره مه می‌بینم.»

نفیسه صاحب ۵ فرزند است و بزرگ‌ترین‌شان اکنون تقریبا در سن جوانی است. بدل‌اش هم شش فرزند دارد که بزرگ‌ترش ۲۱ ساله است. اما هردو حتی حالا که تقریبا به میان‌سالی رسیده‌اند، هنوز خشونت را تجربه می‌کنند و گاهی حتا حرف از طلاق می‌شنوند.

نفیسه می‌گوید: «هر بار که برادرم با زنش دعوا می‌کند و مسئله طلاق سر زبان می‌افتد، خانواده‌ی خسرم فورا می‌گویند که اگر اونا سفینه ره طلاق بدهند، جای تو یک روز هم در این خانه نیست.»

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • درباره رخشانه
  • هیات امناء
  • اصول و خطوط کاری
  • تماس با ما
FR Fundraising Badge HR

Registered Charity No 1208006 and Registered Company No 14120163 - Registered in England & Wales - Registered office address: 1 The Sanctuary, London SW1P 3JT

Copyright © 2024 Rukhshana

پشتو English
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری