رسانه رخشانه
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری
English
پشتو
حمایت
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
رسانه رخشانه
حمایت

تاثیر مدارس طالبان بر زندگی زنان و دختران در درون خانواده‌ها

۳ حوت ۱۴۰۴
تاثیر مدارس طالبان بر زندگی زنان و دختران در درون خانواده‌ها

عکس تزئینی است/ Getty Images

زیبا بلخی

«دانشگاه هم برای مردها و هم برای زن‌ها جای گناه است، چون مردها با دیدن زن‌ها گناه‌کار می‌شوند و زن‌ها خودشان منبع فساداند. این فقط حرف من نیست، کلان کلان علما هم همین گپ را می‌گویند.» این گفته‌های یک نوجوان ۱۶ ساله به خواهرانش است؛ نوجوانی که یک سال و هشت ماه است به یک مدرسه‌ی دینی طالبان می‌رود.

 حسین، ساکن دشت شهدای شهر فیض‌آباد است. قبل از این که مکتب را ترک و وارد مدرسه‌ی دینی طالبان شود، دانش‌آموز صنف نهم مکتب بود. خواهر ۲۱ ساله‌ی حسین می‌گوید، رفتار برادرش کاملا تغییر کرده، بویژه با زنان خانواده.

 به گفته‌ی مریم، او پرخاشگر شده و در بسیاری موارد از صحبت‌کردن با زنان، حتا با مادر و خواهرانش، خودداری می‌کند.

مادر ۴۰ ساله حسین که نخواست نامش در گزارش ذکر شود، به شدت نگران آینده‌ی فرزندش است. «می‌ترسم اگر روزی من نباشم، با خواهرهایش چگونه رفتار کند و چقدر سخت‌گیری کند.»

این مطالب هم توصیه می‌شود:

روایت زنان؛ ایستاده‌ایم، تسلیم نمی‌شویم

روایت زنان؛ پای درد دل افسانه

طالبان در افغانستان در چهار سال گذشته، گسترش پرشتاب مدرسه‌سازی را دنبال کرده‌اند. براساس آمارها، این گروه در بیش از چهار سال گذشته، ۲۲ هزار و ۹۷۲ مرکز آموزش دینی ایجاد کرده‌اند.

نگرانی از رفتن کودکان به این مدارس و خطر افراطیت و بنیادگرایی رادیکالیسم طالبان زیاد است. طالبان به مراکز دینی خود عنوان «مدارس جهادی» می‌دهند.

در پژوهشی که مرکز حقوق بشر افغانستان در ماه دلو سال گذشته منتشر کرده، گفته است مدارس جهادی طالبان تاثیر خطرناکی بر افکار جوانان گذاشته است.

این نهاد حقوق‌بشری گفته است، گروه طالبان با افزایش تعداد این مدارس دینی، به دنبال تقویت حاکمیت ایدئولوژیک خود است.

به گفته‌ی مادر و خواهرش، حسین نیز توسط ملای مسجد به این مدرسه جذب شده است. «پدرم یک روز بعد از نماز جمعه آمد و گفت حسین را به یک مدرسه روان کنیم که درد و دوای آخرت ما شود.»

مریم که فقط تا صنف دوازدهم درس خوانده و به خاطر محدویت‌های طالبان موفق نشد به دانشگاه برود، بارها از برادرش شنیده است: «خوب شد طالب‌ها دانشگاه‌ها را بسته‌کردن. دانشگاه جای فسق و فساد است.»

حسین در یک خانواده هفت نفره زندگی می‌کند. خانواده‌اش می‌گوید، او قبلا نوجوان اجتماعی بود و این تغییرات در کمتر از یک سال در رفتار حسین رخ داده است. «اگر مهمانی بیاید، مثلاً دخترکاکا یا مامایم باشند، حسین از اتاق بیرون می‌شود و تا وقتی مهمان‌ها نرفته‌اند، داخل نمی‌آید.»

خواهر و مادر حسین در مورد مدرسه‌ی محل آموزش او، جزئیاتی نداشتند. این که نام آن چیست و چه تعداد دانش‌آموز دیگر دارند. اما قرار است حسین در آن‌جا هفت سال تحصیل کند تا مدرک معادل لیسانس را بگیرد.

در مدارس دینی عموما کتاب‌های مذهبی به زبان عربی درس داده می‌شود. شامل فقه، علوم قرآنی و حدیث.

شمسیه، ۱۸ ساله، خواهر دیگر حسین، می‌گوید در برخی از این مدارس به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم به دانش‌آموزان گفته می‌شود که زنان «ناقص‌العقل» هستند. «از وقتی مدرسه رفته، زیاد بی‌احترامی می‌کند. گاهی حتا به مادرم می‌گوید چی بپوشد و چی نپوشد. ما را هم بعضی وقت‌ها به سختی اجازه می‌دهد به عروسی یا بازار برویم و پدرم هم چیزی نمی‌گوید.»

شمسیه صنف هشتم مکتب بود که طالبان دروازه‌های مکاتب را به‌روی دختران بالاتر از صنف ششم بستند. او می‌گوید آرزو داشت داکتر شود.

نصیر احمد فایق، سرپرست نمایندگی افغانستان در نشست کمیته سوم ۷۹مین مجمع عمومی ملل متحد گفته است، مدارس دینی طالبان، افراط‌گرایی را در افغانستان تقویت خواهد کرد.

یک دختر دیگر از سرپل در مورد تجربه خود پس از این که برادرش دانش‌آموز یک مدرسه دینی طالبان شده گفته است: «برایم می‌گوید دختر تحصیل را چه می‌کند، باید کارخانه را یاد داشته باشد.»

او صفیه است. ۱۲ساله و باشنده قریه «بغاوی» ولایت سرپل. صفیه صنف چهارم مکتب بود که از شروع امسال به خاطر مخالفت برادرانش دیگر نتوانست به مکتب برود.

صفیه کودک است، اما حرف‌هایی به او زده می‌شود که برایش قابل فهم نیست. «برادرهایم می‌گویند تو کلان شدی دیگ و کاسه را یاد بگیر، صبح دیگه صبح خانه شوهر می‌روی کار خانه یاد نداشته باشی باز ما را بد می‌گویند.»

طالبان در ماه‌های اول حاکمیت خود، رفتن دختران بالاتر از صنف ششم را به مکتب منع کردند.

سازمان علمی، فرهنگی و آموزشی سازمان ملل متحد (یونسکو) و صندوق حمایت از کودکان این سازمان (یونیسف) روز شنبه، ۴ دلو  هم‌زمان با روز جهانی آموزش گفتند ۲.۲ میلیون دختر نوجوان در افغانستان از آموزش محروم‌اند.

صفیه با اصرار مادرش مدتی را به مکتب رفتن ادامه داد. اما در نهایت هردو نتوانستند حریف مردان خانواده شوند: «وقتی یک روز رفتم پس که از مکتب آمدم برادرم مرا با یک سیلی محکم زد که گفتم مکتب نرو، چرا رفتی.»

امیده ۱۳ ساله که ساکن مرکز سرپل است، تجربه مشابهی با صفیه دارد. او سال گذشته در نتیجه مخالفت برادرش از رفتن به مکتب بازماند. صنف چهارم بود که تنها برادرش تصمیم گرفت او دیگر به مکتب نرود. «تو کلان دختر شدی همین‌قدر مکتب رفتی بیخی بس است. به دختر همی که خواندن و نوشتن را یادگرفت بس است. جوان دختر شدی دیگر بد است ایقدر زیاد از خانه برآیی.»

امیده و مادرش هم نتوانستند در مقابل برادری که اکنون دانش‌آموز یک مدرسه دینی طالبان در سرپل است، ایستادگی کنند.

مادر امیده با تایید حرف‌های دخترش می‌گوید، بزرگ‌ترین پسرش ۲۷ ساله‌ است. ماه‌جبین ۴۷ ساله می‌گوید، دونیم سال است که پسرش به یک مدرسه دینی طالبان می‌رود. «بچه‌ام بیخی یک نفر دیگر شده. دونیم سال است در همی تبلیغات طالبان شرکت می‌کند، مدرسه می‌رود و دوست‌هایش هم طالب هستند با همان‌ها شب‌نشینی می‌کند، خوی و عادتش و فکرش کاملا تغییر کرده.»

او می‌گوید، همسرش فوت کرده و حالا پسرش سرپرست خانواده است. «سر خواهرهایش زیاد سخت‌گیری می‌کند. دخترهایم هنوز ۱۵ساله نشده از ظلم همین چادری می‌پوشند. هر وقت می‌گوید نامحرم چهره‌تان را نبیند گناه دارد. آرایش کرده بیرون نروید که گناه دارد.»

رویا ۳۱ساله که در یک درمانگاه در سرپل کار می‌کند، در گفت‌وگو  با رسانه‌ی رخشانه گفته است، خواهرش امسال که صنف پنجم بود با مخالفت پدرش از رفتن به مکتب بازماند.

رویا گفت که  پدرش قبلا با رفتن دخترانش به مکتب هیچ مشکلی نداشت. «در خانه ما همه ما تحصیلات نیمه عالی داریم. من خودم انستیتیوت خواندم و فعلا نرس هستم. خواهر دیگرم هم فارغ صنف ۱۲ است اما خواهر خوردم را پدرم از صنف پنج از مکتب کشید.»

به گفته‌ی رویا، پدرش که در سن میانسالی قرار دارد، از اواسط سال ۱۴۰۳ به یک مدرسه‌ی دینی طالبان در رفت‌و آمد هست.

 رویا گفته است: «اول برادرم زیاد به تبلیغات طالبان می‌رفت و پسان مدرسه رفتن را شروع کرد. کم کم پدرم را هم به همی راه تشویق کرد حالی هر دویش ایقدر غیرتی شدند که رفتن یک دختر خورد به مکتب را گناه می‌دانند.»

او‌ هم‌چنین می‌گوید: «من یگان روز با شوهرم خانه‌شان می‌روم، شوهر من را هم می‌گویند تو چقدر بی‌غیرت هستی می‌مانی زنت در بیرون کار کند. روز تا شام سر و کارش با نامحرم‌‌ها است.»

او می‌گوید، آن‌ها همسرش را تشویق می‌کنند که مانع رفتن رویا بر سر کار شود. مثلا بارها به شوهرش گفته شده است: «وظیفه رفتن زن گناه دارد باز مقصد همین‌قدر گناه زنت به گردن تو می‌شود.»

رویا می‌گوید بعد از آن‌که برادرش مانع رفتن خواهرش  به مکتب شد، خواهرش با ناامیدی و افسردگی شدیدی روبه‌رو شده است.

رویا گفت: «رابطه برادرم با خواهرایم تغییر کرده، برادرم فقط امر می‌کند و رفتار خواهرهایم را نظارت می‌کند؛ در حالی که سابق با هم شوخی داشتند و درددل می‌کردند. چون در مدرسه به این‌ها گفته شده که اگر زنی گناه می‌کند یا به راه اشتباه می‌رود، مرد خانواده هم مسوول است و در آخرت از مرد خانواده هم حساب گرفته می‌شود. به همین خاطر برادرم خودش را مسوول هدایت خواهرهایم می‌داند.»

رویا که خودش قبل از طالبان این فرصت را پیدا کرد که مکتب و دانشگاه بخواند، حالا نگران است که نگاه خانواده‌ها از دیدگاه‌های طالبانی بیشتر تاثیر بپذیرد. «یکی خو مدرسه این‌ها (طالبان) این‌قدر زیاد شده و دین را هم طالبان قسمی در این مدارس معرفی کرده‌اند که زن فقط برای خانه خلق شده و هیچ حق دیگری ندارد.»

آمار دقیقی از تعداد مدارس دینی طالبان در سرپل در دسترس نیست.

در پژوهش سال گذشته مرکز حقوق‌بشر افغانستان آمده است که طالبان در هر ولایت یک «مدرسه جهادی» بزرگ ساخته و در مراکز ولسوالی‌ها نیز مدارس جهادی با امکانات زیاد ساخته شده است.

در همین حال فعالان حقوق زن می‌گویند که مدارس دینی طالبان به گونه‌ی سیستماتیک در حال بازتولید و تقویت دیدگاه‌هایی هستند که نقش زنان را در فضای خانه محدود می‌کند.

فاطمه بهزاد، یکی از فعالان حقوق زن می‌گوید گروه طالبان از سنین پایین به کودکان به ویژه پسران در مدارس آموزش می‌دهند که تحصیل و حضور اجتماعی زنان امر غیرضروری و یا نادرست است.

او می‌گوید: «هدف طالبان در واقع از تاسیس مدارس همین است تا ذهنیت مردم را تغییر بدهند که زن نباید درس بخواند، کار بکند و یا در جامعه حضور داشته باشد. وقتی این فکر در مدارس از زبان ملاها گفته می‌شود، مردم در مناطق سنتی به ملاها بیشتر عقیده دارند چون سطح آموزش مردم و تحقیق مردم در مورد دین پایین است مردها بدون کدام پرسش این افکار را می‌پذیرند که متاسفانه قربانی اولش دختران هستند.»

تغییر ذهنیت مردان خانواده پس از حاکمیت طالبان تنها در ولایت سرپل خلاصه نمی‌شود. مهریه ۲۶ ساله یکی از دختران جوان و باشنده ولسوالی بلخ ولایت بلخ می‌گوید تا چند سال پیش زندگی‌اش مسیر عادی خود را داشت و خانواده‌اش با تحصیل و کار او  هیچ مخالفتی نداشتند.

به گفته‌ی او، پدرش هرچند دیدگاه نسبتا سنتی داشت، اما اجازه می‌داد او در بیرون از خانه فعالیت داشته باشد. مهریه می‌گوید پس از روی کار آمدن طالبان، ذهنیت مردان خانواده به‌ویژه پدرش به‌تدریج تغییر کرد؛ تغییری که از محدودکردن رفت‌وآمدها آغاز شد و به ممنوعیت کامل کار او در بیرون از خانه انجامید.

مهریه گفته است: «من از دانشکده تعلیم و تربیه فارغ شدم و مدت یک‌سال در یکی از مکاتب خصوصی در شهر مزارشریف استاد بودم. شاگردهای صنف پنج و شش را درس می‌دادم. ولی تقریبن شش ماه پیش مانع رفتن من به وظیفه شدند.»

هرچند پدر مهریه به صورت رسمی به مدرسه دینی طالبان نمی‌رود، اما همیشه در برنامه‌های مذهبی طالبان شرکت می‌کند و دو پسر ۱۶ و ۱۳ ساله‌اش را هم شامل مدرسه کرده است.

به صورت رسمی زنان و دختران در افغانستان فقط اجازه‌ی رفتن به مدرسه‌های دینی را دارند. 

رسانه‌ی رخشانه موفق شده با بستگان یک زن که اخیرا دانش‌آموز یک مدرسه دینی طالبان در هرات شده صحبت کند. او می‌گوید، رفتار خاله‌اش کاملا عوض شده است.

زنی که حالا دانش‌آموز مدرسه دینی طالبان است، تا حدود دو سال قبل آرایشگر بود. اما دیگر آرایشگری را گناه می‌داند. «می‌گوید که حجاب زن باید کامل باشد. روی زن عورت است و باید دیده نشود و آرایش نکند، چون وقتی آرایش می‌کند و در اجتماع می‌رود مردان او را می‌بینند و برایش گناه حساب می‌شود.»

سودابه می‌گوید، خاله‌اش اکنون آن‌ها را به خاطر پوشش و رفتارشان بارها مورد سرزنش قرار داده است. مثلا به آن‌ها می‌گوید، رنگ ناخن نزنید و ناخن مصنوعی نگذارید.

 از سودابه پرسیدم وقتی خواسته‌های او را نپذیرید، پاسخش چیست؟ «می‌گوید که گناه دارد و گناه‌کار شدی.»

یادداشت: به دلیل نگرانی امنیتی منابع، برخی از جزئیات در این گزارش سانسور شده و اسم‌ها مستعار انتخاب شده است.

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • درباره رخشانه
  • هیات امناء
  • اصول و خطوط کاری
  • تماس با ما
FR Fundraising Badge HR

Registered Charity No 1208006 and Registered Company No 14120163 - Registered in England & Wales - Registered office address: 1 The Sanctuary, London SW1P 3JT

Copyright © 2024 Rukhshana

پشتو English
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری