زحل آزاد
صبح روز دوشنبه (۱۷ قوس) برای ریحانه پایان کار شیفت شبانه در شفاخانه و آغاز یک روز برای استراحت بود. او همین که به خانه بازگشت، به اتاق خود در طبقه بالا رفت تا استراحت کند. حدود سه ساعت بعد، ساعت ۱۱:۴۰ قبل از چاشت، صدای فریاد خواهرش سکوت خانه را شکست: «مادر جان بیا که ریحانه ره کشتن.»
ریحانه، ۲۳ ساله، پرستار و کارمند سازمان داکتران بدون مرز (MSF) در شفاخانه حوزهای هرات بود. به گفتهی خانوادهاش، او به شکل بیرحمانهای توسط شوهرش خفه شده و به قتل رسیده است.
خانوادهاش میگویند شوهرش تمام طلاها، مدارک شناسایی و حتی کودک یکونیم سالهشان را با خود برده و تا امروز ناپدید است.
خانواده ریحانه گفته که او ابتدا با بالشت خفه شده و سپس حوله حمام دور گردنش پیچانده شده است.
آنها نهادهای مسوول طالبان در هرات را به کمکاری متهم میکنند و نگراناند که به دلیل نفوذ قاتل در میان طالبان، پرونده بهگونهی جدی و عادلانه بررسی نشود.
ماجرا چه بوده؟
افسون ۴۱ ساله، مادر ریحانه، میگوید ماجرا حدود سه ماه پیش شروع شد؛ زمانی که خانواده ریحانه پول قرضی را که به خانواده عبیدالله شوهر و متهم به قتل ریحانه داده بودند، مطالبه کردند.
او توضیح میدهد: «برادر بزرگ عبیدالله از ما سه لک افغانی قرضدار بود. وقتی پول خوده خواستیم، با ما درگیر شدند و گفتند اگر هم داشته باشیم، نمیدهیم.»
این تنشها هفتهها ادامه یافت و شدت گرفت تا اینکه به درگیری کشیده شد.
مادر ریحانه میگوید که حدود یک ماه پیش از حادثه، برادرزاده عبیدالله به نام «ش.ا.» با چوب و بیل به خانه آنها حمله کرده و اعضای خانواده را تهدید به مرگ نمود.
به گفتهی افسانه، میانجیگران فیصله کرده بودند که خانواده عبیدالله بدهی را بپردازد: «دخترمه لتوکوب نمیکرد، اما یک آب خوش از گلویش پایین نمیرفت. ریحانه ماهانه پنجاه هزار افغانی معاشش بود، عبیدالله میگفت پنج هزار افغانی بگیر و بقیه ره بده تا به خانوادهام ببرم. گاهی دعوا میکرد که طلاهایت را بفروش تا قرض برادرم را بدهیم.»
او مدعی است که شوهر ریحانه حتا وسایل با ارزش خانه را فروخته بود. حتا موتری را که ریحانه به قیمت ۱۵۰ هزار افغانی خریده بود، بدون مشورت فروخت تا بدهیهای برادرش را بپردازد.
به قول مادرش، سرانجام، صبح روز دوشنبه (۱۷ قوس) وقتی ریحانه خسته از ۲۴ ساعت کار در شفاخانه به خانه بازگشت، توسط عبیدالله با بالشت خفه شد و به قتل رسید.
افسون گفته است: «ساعت هشتوبیست دقیقه به خانه آمد؛ خودم دروازه ره برایش باز کردم. گفت خسته هستم و میروم بخوابم. طفلکش در طبقه پایین پیش مه بود. حدود یک یا یک و نیم ساعت از آمدن ریحانهجان گذشته بود که عبیدالله از بالا آمد و گفت: «بچه مه بتین که بیرون ببرمش تا مادرش استراحت کنه.»
شوهر ریحانه همسر دیگری نیز داشته است. افسانه میگوید، عبیدالله با همسر اول و چهار فرزندش به جایی نامعلومی رفته است.
مریم، ۱۱ ساله، خواهر کوچک ریحانه، میگوید: «آن روز برای گرفتن چیزی به طبقه بالا رفتم. پیدا نکردم و به اتاق ریحانه رفتم تا ازش بپرسم. لحاف ره از صورتش کنار زدم، دیدم رنگش سیاه شده و جیغ کشیدم.»
«حوله دور گردنش پیچیده و به پشت گره زده شده بود. موهایش بهم ریخته بود و اطرافشه هم مرتب کرده بود؛ طوری که هر کسی میدید فکر میکرد خواب است.» این را افسون میگوید.
افسون با امید زنده بودن دخترش، او را به شفاخانهی حوزهای هرات برد؛ اما منابع در این شفاخانه میگویند ریحانه ساعتها پیش از رسیدن به بیمارستان، جان باخته بود.
یک منبع از طب عدلی هرات، به شرط حفظ هویت خود در صحبت با رسانهی رخشانه میگوید: «خانوادهی قربانی ادعا دارند که او با حوله خفه شده، اما هیچ نشانهای از فشردگی یا جای دست بر گردن و صورت مقتول دیده نشده است.»
به گفتهی منبع، مرگ بر اثر خفگی رخ داده و احتمال میرود انسداد راه تنفس با جسم نرم، مانند بالشت، صورت گرفته باشد.
این منبع میافزاید: «بر اساس یافتههای طب عدلی، استفاده از حوله پس از وقوع خفگی منتفی نیست، اما علت اصلی مرگ همان خفگی ناشی از انسداد راه تنفس تشخیص داده شده است.»
ریحانه از شروع سال ۲۰۲۴ کار با سازمان داکتران بدون مرز را آغاز کرده بود. او در رشتهی پرستاری تحصیل کرده بود و نزدیک به دو سال در بخش اطفال شفاخانهی حوزهای هرات به عنوان پرستار فعالیت داشت.
سازمان داکتران بدون مرز نیز در پیامی که در وبسایت خود منتشر کرده، با تأیید این رویداد، نوشته است که ریحانه رحیمی پس از دو سال خدمت صادقانه با پزشکان بدون مرز، در تاریخ ۸ دسامبر ۲۰۲۵، بر اثر خشونت اعمال شده توسط همسرش جان باخته است.
مادر ریحانه با گریه میگوید: «روزهای پیش از مرگش میگفت: مادر، عبیدالله بالاخره مره خواهد کشت. لطفاً مراقب بچهام باش. عبیدالله آدم خطرناکی است و برای پول هر کاری میکنه و به بسیاری آسیب زده.»

راست، تصویری از جسد ریحانه رحیمی، چپ، عبیدالله شوهر و مهتم به قتل ریحانه رحیمی

