رسانه رخشانه
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری
English
پشتو
حمایت
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
رسانه رخشانه
حمایت

روایت دختران دانش‌آموز؛ طالبان چرا از ما می ترسند؟

۸ جوزا ۱۴۰۱
روایت دختران دانش‌آموز؛ طالبان چرا از ما می ترسند؟

عکس: AFP

اشاره: به دنبال نشر فراخوان از سوی رسانه‌ی رخشانه در مورد روایت دختران دانش‌آموز، یک دختر دانش‌آموزش صنف هفتم مکتب از کابل  که به دلیل قوانین محدود کننده طالبان، از رفتن به مکتب باز مانده است ، روایت‌اش را از زنده‌گی در سایه حکومت طالبان به رسانه‌ی رخشانه فرستاده است.

این روایت‌ها تحت فراخوان ویژه برای بالا بردن صدای دختران دانش‌آموز که از رفتن به مکتب باز مانده‌اند، منتشر می‌شود.

نویسنده: صدف

از وقتی که طالبان افغانستان را با زور جنگ تصرف کردند، ما از مکتب رفتن منع شدیم. حق ما گرفته شد. ما همه‌ی دختران ناراحت شدیم. وقتی به گذشته افغانستان فکر می‌کنم، داستان‌های پدر و مادرم را به یاد می‌آورم که چقدر جنگ برای‌شان سخت گذشته است. کمی آرام‌تر می شوم. ولی فکر می‌کنم که اگر از اول بی‌سواد می‌ماندیم و لذت درس و مکتب را نمی‌چشیدیم،  شاید امروز برای ما زندگی عادی می‌بود.

شب‌ها کِیف مکتبم را آماده می‌کردم. بعد از نماز، نیایش من «حمد» کتاب دری بود. چون همیشه فکر می‌کنم هرکس باید با خداوند به زبان خود گپ بزند. من تمام شعرها و سرودهای مکتب را حفظ کرده بودم. همیشه به‌خاطر صلح و آرامی وطن خود دعا می‌کردم. دعا می‌کردم که دیگر هیچ جای انفجار نشود. بیکاری تمام شود. اما حالا مردم می‌گویند صلح آمده است. انفجار هم نمی‌شود. ولی من دیگر تنها دعا نمی‌کنم، گریه هم می‌کنم.

این مطالب هم توصیه می‌شود:

عفو بین‌الملل خواستار بازگشایی دروازه‌های مکاتب به‌روی دختران در افغانستان شد

 سازمان ملل: آموزش یک حق انسانی است

طالبان در بیست سال گذشته، پیوسته جنگ کردند. با جنگ بر افغانستان مسلط شدند. بازهم  از جان من و هم‌صنفی‌هایم چه می‌خواهند؟ چه گفته دروازه مکتب‌ها را بسته کردند؟ چرا از ما می‌ترسند؟ پرسش‌هایی که هر روز با گریه از خداوند می‌پرسم.

جنگ و خرابی را همیشه مردها کردند. انتحاری‌ها تمام شان مرد بودند. آدم کش‌ها هم مرد بودند. در مقابل، دختران و زنان همیشه برای آرامی و صلح دعا کردند. طالبان اگر هنوز میل جنگ دارند با ما جنگ نکنند چون ما جنگ نمی‌کنیم. اجازه بدهند ما به خوشی تحصیل کنیم. شرط‌های شان را هم قبول داریم. اگر حضور آموزگاران مرد در صنف دختران مشکل دارد، خواهران بزرگ‌تر ما می‌آیند و به درس می‌دهند.

حرف آخر، من می‌فهمم که به زودی طالبان گم می‌شود. مکتب ما هم شروع می‌شود. طالبان فکر کرده‌اند که ما در خانه نشستیم و گریه می‌کنیم. هرگز، هرگز!  ما درس می‌خوانیم تا وقتی  آن‌ها گورشان را گم کردند، امتحان لیاقت بدهیم و به جای یک صنف دو صنف را در یک سال بخوانیم. یقین دارم افغانستان من سرسبز می شود. طالبان هم هیچ کاری کرده نمی‌توانند.

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • درباره رخشانه
  • هیات امناء
  • اصول و خطوط کاری
  • تماس با ما
FR Fundraising Badge HR

Registered Charity No 1208006 and Registered Company No 14120163 - Registered in England & Wales - Registered office address: 1 The Sanctuary, London SW1P 3JT

Copyright © 2024 Rukhshana

پشتو English
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری