رسانه رخشانه
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری
English
پشتو
حمایت
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
رسانه رخشانه
حمایت

روایت تنها تاکسی‌ران زن در جوزجان از خشونت، تبعیض و تحقیر

۲۹ حمل ۱۴۰۵
روایت تنها تاکسی‌ران زن در جوزجان از خشونت، تبعیض و تحقیر

سایره جمالزاده، تاکسیران زن/ عکس: ارسالی به رسانه‌ی رخشانه

زیبا بلخی

سایره جمالزاده، تنها زن تاکسی‌ران در ولایت جوزجان است. زنی که سه سال است تصمیم سختی گرفته، موترش را تبدیل به تاکسی کرده و در جامعه‌ای مردسالار و سنت‌زده، وارد شغلی شده که مردانه حساب می‌شود.

سایره ۳۸ ساله، هر صبح حدود ساعت شش، با موترش راهی خیابان‌ها می‌شود. برای او که یک زن است نشستن پشت فرمان موتر فقط آغاز یک روز کاری معمولی نیست؛ بلکه روبه‌رو شدن با چالش‌هایی‌ست که رانندگان مرد هرگز تجربه نمی‌کنند.

نگاه‌های سنگین مردم و حرف‌های تمسخرآمیز برخی از مردان چالش‌های اصلی سایره به حساب می‌آید: «مردم ما بسیار کهنه فکر هستند. ریشخندی می‌کنند و گاهی تحقیر و توهین می‌کنند. برایم کنایه می‌زنند…به خاطر گپ مردم عصر وقت باید خانه بروم و تا ناوقت کار کرده نمی‌توانم.»

در تمام افغانستان، حتا رانندگی زنان یک امر معمولی نیست، چه برسد به این که زنی بخواهد تاکسیرانی کند. در ولایت جوزجان به ندرت زن پشت فرمان رانندگی به چشم می‌خورد. سایره به عنوان تنها تاکسیران زن در جوزجان می‌گوید، دیدگاه سنتی در مورد رانندگی زنان در این ولایت پر رنگ است.

این مطالب هم توصیه می‌شود:

کتاب «بی‌حجاب: یک زن آزاد در برابر طالبان»؛ روایت رنج و برخاستن از خاکستر خشونت 

بحران سوءتغذیه در افغانستان مادران و کودکان را به مرز نابودی کشانده است

با وجود تمام این سختی‌ها و مشکلات فراوانی که سد راه سایره شده، اما او سه سال است که از این راه نان روی سفره خانواده‌اش می‌گذارد. «شوهرم کارگر است و درآمدش کم است. شش دختر دارم و یک بچه، نمی‌خواهم ببینم این‌ها خوار باشند.»

سایره می‌گوید، بیشتر مسافران او را زنان و کودکان تشکیل می‌دهد.

با این که به گفته‌ی سایره، حرف‌های تلخ زیادی شنیده، اما حرف‌های شیرین زیادی هم از مسافران زن شنیده است. «بسیار زن‌ها تشویق می‌کنند و می‌گویند زن قهرمان هستی می‌گویند به ما هم رانندگی را یاد بده.»

سایره می‌گوید تاکنون به شماری از دختران و زنان نزدیک خود رانندگی آموزش داده است و آرزو دارد در آینده یک مرکز آموزش رانندگی برای زنان ایجاد کند.

طالبان میانه خوبی با رانندگی زنان ندارند. هرچند در افغانستان رانندگی زنان به طور مطلق و رسمی منع نشده، اما آزادی نسبی که زنان برای رانندگی قبل از طالبان داشتند، از بین رفته است.

رسانه رخشانه پیش از این در چند گزارش از ولایت هرات به وضعیت زنان راننده پرداخته است. در آن گزارش‎‌ها آمده بود که اداره امر به معروف و نهی از منکر طالبان در مواردی زنان راننده را متوقف کرده و به آنان هشدار داده‌اند که از رانندگی دست بکشند.

منابعی در هرات قبلا به رسانه‌ی رخشانه گفته‌اند، گروه طالبان از سه‌سال بدین‌سو صدور لیسانس رانند‌گی را برای دختران و زنان متوقف کرده است.

سایره تمایلی ندارد در مورد این که نظر و برخورد طالبان در مورد کارش چگونه است، صحبت کند. به نظر می‌رسد احتیاط می‌کند.

چرا سایره به سراغ رانندگی رفت؟

رانندگی یک حق طبیعی و ضرورت زندگی است، اما برای زنان در افغانستان یک امتیاز به حساب می‌رود. داستان سایره متفاوت و به گفته‌ی خودش تلخ است.

سایره پنج سال پیش پسر دوساله‌اش را از دست داد. زمانی که به هر کسی رو کرد تا کودکش را به یک مرکز درمانی منتقل کند، اما کسی کمکش نکرد.  کودک سایره یک شبانه روز دیر به شفاخانه رسید، اما زنده نماند. او به تلخی از آن واقعه یاد می‌کند: «همان شب که بچه‌ام مریض بود برادرم را گفتم، پدرم را گفتم، شوهرم را گفتم کسی شفاخانه نبرد. اگر سر وقت شفاخانه می‌بردند و داکترها هم برایش توجه درست می‌کردند، شاید حالی بچه‌ام زنده می‌بود.»

سایره می‌گوید، با آغوش خالی و چشم گریان به خانه برگشت، اما با خودش عهد بست که رانندگی یاد بگیرد و از عهده مشکلات خودش برآید.

قدم گذاشتن به این راه برای سایره آسان نبود، شوهرش به شدت مخالف این کارش بود و زندگی آن‌ها تا مرز طلاق هم پیش رفت. «شوهرم همیشه برایم می‌گفت تو سر جلو نشین، مردم سرم خنده می‌کند…تو به من نه ننگ ماندی و نه ناموس.»

سایره ۱۶ ساله بود که با پسر یکی از بستگانش ازدواج کرد. به قول خودش، مجبور شد ازدواج کند. او به خاطر ازدواج از رفتن به مکتب بازماند، چون شوهرش مخالفت کرد.

زندگی مشترک برای سایره پر از خاطرات خشونت‌باری بوده است که او مایل نیست خیلی در مورد آن صحبت کند، اما می‌گوید، حتا به خاطر لت‌وکوب یک بار استخوان دستانش هم شکسته است.

در حال حاضر شوهر سایره با کارش تا حدودی کنار آمده است.

دومین چالش سایره خریدن موتر بود. او می‌گوید، با گرفتن حدود سه صدهزار افغانی قرضه از بانک برای خودش موتر خرید، شروع کرد به مسافرکشی. «یک مقدار قرض خود را خلاص کردیم و ۲ لکش (دوصد هزار) باقی مانده که باید خلاص کنم.»

سایره می‌گوید با وجود این مخالفت‌ها تصمیمش را عملی کرد و رانندگی را از برادرش آموخت. او حالا از این طریق روزانه تا ۴۵۰ افغانی عاید دارد. 

سایره مادر شش دختر و یک پسر است. بخش زیادی از درآمدش را صرف حمایت از آموزش دختران خود می‌کند. «چهار دخترم مدرسه می‌روند، کمپیوتر می‌خوانند، درس آنلاین می‌خوانند. فیس مدرسه هر کدام شان ۲۰۰ و دو و نیم صد می‌شود. ماهانه برای‌شان انترنت لازم است، لباس و لوازم کار است برای مدرسه، پولی که پیدا می‌کنم صرف خانه و زندگی و همین‌ها می‌شود.»

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • درباره رخشانه
  • هیات امناء
  • اصول و خطوط کاری
  • تماس با ما
FR Fundraising Badge HR

Registered Charity No 1208006 and Registered Company No 14120163 - Registered in England & Wales - Registered office address: 1 The Sanctuary, London SW1P 3JT

Copyright © 2024 Rukhshana

پشتو English
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری