زیبا بلخی
ساعت ۱:۳۰ بعد از ظهر در هوای گرم و سوزان شهر مزارشریف پیش روی یک دفتر رهنمای معاملات، زنی با برقع آبی ایستاده بود. با گامهای مردد گاهی به طرف دفتر قدمی پیش میگذاشت، گاهی به دور و برش نگاهی میانداخت.
آرام به دروازهی دفتر نزدیک شد، از دروازهی دفتر محکم گرفت، سرش را اندکی داخل برد و به مرد میانسالی که در دفتر نشسته بود چیزی گفت. از حرکت سر و شانههای مرد که در دفتر رهنمای معاملات نشسته بود، معلوم بود که «نه» میگوید. زن دوباره برگشت و به دیوار تکیه داد.
سمیرا (مستعار) زن ۳۸ سالهای است که شوهرش را پنج سال پیش در اثر بیماری «شکر» از دست داده است. او با دو دختر و یک پسر ۸ سالهاش تنها در خانهی اجارهای در یکی از مناطق حاشیهای و دور افتادهی شهر مزارشریف زندگی میکند.
به تازگی صاحبخانهاش دو راه پیش پای سمیرا گذاشته است؛ اجاره خانه را بیش از دو برابر کند یا خانه را خالی کند. سمیرا ماهانه دو هزار افغانی برای خانهای که تنها دو اتاق دارد با پنجرههای شکسته و دیوارهای خاکی اجاره میپردازد.
برای سمیرا که از طریق کار در خانههای مردم روزگارش را میگذراند، پرداخت دو هزار سنگینی میکند، چه رسد که حالا قرار است چهار هزار و 500 پرداخت کند.
سمیرا دستکم سه هفته است که دنبال خانه است. به قول خودش، با دل نگران و اضطراب هر روز در کوچه و پسکوچههای شهر مزارشریف از یک دفتر رهنما تا رهنمای دیگر سرگردان است؛ اما هیچکدام حاضر نیستند تا برای او خانهای اجاره دهند، چون او زن تنها است.
سمیرا در صحبت با رسانهی رخشانه میگوید به هر دفتر رهنمایی که سر میزند تنها با یک پاسخ روبرو میشود: «میپرسند چند نفر هستی وقتی میگویم من، دو دخترم و یک پسر هشت سالهام زود جواب رد میدهند و میگویند معذرت میخواهیم چون مرد کلان در خانه ندارید صاحبخانه قبول نمیکند. صاحبهای حویلی گفتهاند که به زن تنها خانه را کرایه ندهید.»
از مهلتی که صاحب حویلی برای سمیرا تعیین کرده تا خانه را تخلیه کند، تنها یک هفته مانده است. اما سمیرا هنوز خانهی جدیدی پیدا نکرده است.
ظاهرا دستورالعمل رسمی در این مورد وجود ندارد که به زنان سرپرست و تنها، خانه به اجاره داده نشود؛ اما از گفتوگو با مسوولان دفترهای رهنمای معاملات پیدا است که صاحبان خانهها از ترس طالبان چنین شرطی را وضع میکنند.
مالک یک دفتر رهنمای معاملات به رسانهی رخشانه گفته است: «این شرطها از طرف آنها [مالکان] یا از طرف حکومت فعلی (طالبان) وضع میشود و مطمئن باشید بسیاری از مالکین حویلیها هم بخاطر ترس از طالب مجبور شدند این قسم شرط را بگذارند.»
طالبان برای دادن اجاره و گرو خانه شرایط سختی در تمام افغانستان وضع کرده است. از جمله در ولایت بلخ طالبان قبلا هشدار دادهاند که خانههایی که برای گروههای مخالف این گروه به کرایه داده شوند، مصادره خواهند شد.
هرچند این شرط شامل حال زنان تنها و سرپرست نمیشود؛ اما به گفتهی مسوول یک دفتر رهنمای معاملات، خصومت طالبان با زنان باعث شده که مالکان خانهها از عواقب کرایه دادن خانه به زنان تنها و سرپرست ترس داشته باشند.
سمیرا میگوید: «بیسرپرست بودن به این معنی خو نیست که من خلاف کنم و بداخلاق باشم. من همیشه از پول حلال و زحمات خودم به فرزندانم نان دادم. چقدر این مردم ظالم و بیرحم شدند.»
اگر هم کسی حاضر شود که به زنان تنها و سرپرست خانه کرایه بدهند، شرایط سختی دارد؛ از جمله مردی که صاحب خانهی شخصی باشد، باید ضمانت کند.
بر اساس تجربهی سمیرا، چنین کاری خودش مانع بزرگ دیگری است که دردسرساز میشود: «در دوران جمهوریت خوب بود ضمانت کردن آسان بود. این مسئله که ضامن باید خانه شخصی داشته باشد نبود و یک نفر که حتا از قوم و خویش نبود و فقط اندکی ما را میشناخت ضامن میشد، اما حالی از ترس طالب هیچ کسی به یک زن تنها که سرپرست مرد ندارد ضامن نمیشود.»
سمیرا به رسانهی رخشانه گفته است، حتا اقوام نزدیکاش که صاحب خانهی شخصی بوده از ترس طالبان حاضر نشده ضامن او شود.
امروز برای بسیاری از زنان سرپرست و تنها داشتن یک سقف بالای سر، آرزوییست که زیر بار تبعیض، فقر و بیرحمی جامعه در حال خاک شدن است. نگاه مردسالارانه و بیاعتمادی عمومی نسبت به زنان تنها و ترس از طالبان، این دشواریها را پیچیدهتر ساخته است.
محبوبه (مستعار) ۴۲ساله از زنان دیگریست که در مسیر پیدا کردن خانهی اجارهای با دشواریهای فراوانی دست و پنجه نرم میکند.
او نیز سرپرست خانوادهی خودش است و شوهرش را بر خاطر بیماری سرطان چهارسال پیش از دست داده است. محبوبه مادر چهار کودک است؛ دو دختر و دو پسری که کوچکترینشان ۶ساله و بزرگترینشان ۱۰ساله است.
او از طریق خیاطی مخارج خانوادهی پنج نفریاش را تامین میکند. مالک حویلی کرایهای که محبوبه در آن زندگی میکرد، یک ماه پیش برایش گفته است باید خانه را تخلیه کند.
محبوبه نیر دو هفته میشود که سرگردان به دروازههای دفتر رهنمای معاملات سر میزند؛ اما تا حالا موفق نشده است خانهی کرایهای برای زندگی پیدا کند.
محبوبه گفته است: «همین که میفهمند مرد کلانی در خانه ندارم، از دادن خانه برایم منصرف میشوند. از کلانتر کوچه گرفته تا صاحبهای حویلی و رهنماها هیچ کدامشان حمایت نمیکنند، شرایطم را درک نمیکنند. بخاطر ترس از طالب تنها به فکر جان خود هستند. در صورتی که کلانتر کوچه خو میفهمد من چی قسم زن هستم، باید در این بخش همکاریام بکند.»
محبوبه میگوید، بارها شده که از سر ناامیدی گریه کرده است: «شوهرم فوت کرده. من مرد کلان از کجا کنم که اینها برایم خانه کرایه بدهند… اینقدر پیدا کردن خانه به زنهای تنهایی مثل من مشکل است که چه بگویم. اول رهنما و صاحب حویلی حاضر نمیشوند به زنهایی که مرد کلان در خانه ندارند خانه کرایه بدهند، اگر یگان دانه هم پیدا شود کرایه حویلی خیلی بالا است. اگر خانه با کرایه مناسب پیدا شود و صاحب حویلی و رهنما را قانع بسازیم در بخش ضمانت به مشکل روبرو میشویم و کسی نیست که ضامن ما شود.»
دشواریها برای گرفتن خانه اجارهای از مشکلاتی است که پس از روی کارآمدن حاکمیت طالبان، اکثریت زنانی که سرپرست مرد در خانه ندارند، با آن دست و پنجه نرم میکنند.
طی چند ماه اخیر به دلیل بازگشت هزاران مهاجر از پاکستان و ایران، پیدا کردن خانه در شهر مزارشریف دشوار شده و نرخ کرایههای خانه و حویلیهای گرویی نیز افزایش چشمگیری یافته است.
ناجیه (مستعار) ۳۵ساله شوهرش را دو سال پیش در اثر بیماری قلبی از دست داده است. او سرپرستی دو فرزند دخترش را برعهده دارد.
ناجیه چهارسال در یک مکتب دولتی آموزگار بوده است. او حالا خانهنشین و از راه خیاطی و دستدوزی مصارف خانواده و کرایه خانهاش را تامین میکند.
او هم تجربهی تلخی دارد: «وقتی شوهرم فوت کرد، مشکلاتم شروع شد خصوصن در بخش گرفتن حویلی کرایی. تا حال سه بار کوچکشی کردیم اما همین بار آخر نزدیک به هشت ماه است در همین حویلی شیشتیم. او هم صاحب حویلی به هزار مشکل راضی شد و چندین قانون سرم ماند.»
از افزایش کرایه خانه گرفته تا وضع قانون بر رفت و آمد به خانه، شرایطی است که از سوی مالک خانه برای ناجیه گذاشته شده: «صاحب حویلی شرط مانده بود. مثلن اینکه هیچ مردی را نبینم در خانهات رفت و آمد بکند. قبول کردم. گفت از ساعت چهار دیگر به بعد خودت و دخترهایت از خانه بیرون نشوید، این را هم قبول کردم و صاحب حویلی هم راضی بود؛ ولی کرایه خانهام را بالا کرد ۳ هزار کرایه خانهام بود ۵ هزار ساخت و گفت اگر میتوانی بشین، نمیتوانی پشت خانه دیگر بگرد.»
ناجیه میگوید، یک ماه میشود در کوچهو پس کوچههای شهر به در هر دفتر رهنمای معاملات سرگردان پیدا کردن خانهی کرایی است، اما هنوز موفق نشده است.
چیزی که بیشتر از همه ناجیه را رنج میدهد، بیاعتمادی اجتماعی به زنان تنها و یا سرپرست خانواده است.
شماری از مالکین دفاتر رهنمای معاملات نیز دشواریهایی که برای گرفتن خانه اجارهای سد راه زنان بیسرپرست قرار دارد را میپذیرند.
نورمحمد (نام مستعار) ۴۸ساله که هشت سال است در شهر مزارشریف دفتر رهنمای معاملات دارد میگوید این شرایط از سوی مالکین خانهها و از سوی گروه طالبان وضع شدهاند.
او میگوید: «اینکه ما به زن بیسرپرست خانه ندهیم این شرط از طرف ما نبوده از سوی مالکین حویلیهایی است که ملکشان را نزد ما ثبت میکنند. آنها همین شرط را میگذارند که به زنهای بیسرپرست حویلی ما را ندهید.»
با بازگشت گستردهی مهاجران از ایران و پاکستان به کشور، یافتن سرپناه تبدیل به یکی از بزرگترین چالشها در شهرهای بزرگ شده است. افزایش سرسامآور کرایه خانه و نبود نظارت مؤثر طالبان بر بازار مسکن، این مشکل را تشدید کرده است.
یک کارمند دفتر رهنمای معاملات در بلخ که خواست در گزارش ناشناس بماند گفت: «روزانه فکر بکنید بیشتر از ۲۰ نفر به دفتر ما میآیند که دنبال حویلی کرایی و گرویی با نرخ پایین هستند. اما فعلن پیدا کردن حویلی کرایی معمولی پایینتر از ۵ هزار افغانی و گرویی از ۱۵ هزار دالر بسیار سخت است و به آسانی پیدا نمیشود.»
پلوشه پیوندی، از فعالان حقوق زن، به این نظر است که چنین مشکلی بسیار گسترده و بزرگ است که زندگی زنان زیادی را دچار مشکل کرده است.
خانم پیوندی میگوید: «بدبختانه بسیاری از زنان افغانستان سرپرست ندارند و در نتیجهی جنگهای داخلی و وضعیت ناگوار در افغانستان، خیلی از خانمها متاسفانه پدر، برادر، شوهر و حتا فرزندانشان را از دست دادهاند. من فکر میکنم این که بسیاری از مالکین خانهها حاضر نیستند که خانههایشان را به زنهایی که تنها سرپرست خانه هستند و هیچ مردی در خانه آنها وجود ندارند به کرایه بدهند، دلیل و ریشه بر سیاست و باورهای زنستیزانهی طالبان دارد. این وضعیت تاثیر بسیار ناگواری را بر امنیت اقتصادی و روانی زنان دارد و ممکن ما در آینده شاهد زنان بیخانمان باشیم.»
در همین حال یک فعال اجتماعی در بلخ میگوید، نگرش منفی اجتماعی نسبت به زن تنها یا سرپرست خانواده ریشه در وضعیت زنستیزی دارد که بر روان جمعی مردم حاکم است.
محمد ادریس ناصری (نام مستعار) به رسانهی رخشانه گفته است: «جامعه ما همیشه زنان را در سایه یک مرد تعریف کرده در سایه پدر، برادر و شوهرشان، و وقتی زنی بدون حضور این افراد بخواهد زندگی بکند، از نگاه عمومی این یک رفتار غیرعادی تلقی میشود. یعنی جامعه گمان میکند چنین زنی یا از چارچوب اخلاقی بیرون رفته و یا قصد دارد از آن عبور کند.»
از دید این فعال اجتماعی نیز حاکمیت ضد زن طالبان این دیدگاه را تقویت و گسترده کرده است: «برای بسیاری از مردم حضور مرد در خانواده به معنی امنیت اخلاقی است؛ یعنی فکر میکنند زن تنها ممکن است وارد روابط غیراخلاقی شود و یا خانهاش محل رفت و آمد مشکوک شود و دقیقن همین طرز فکر را طالبان هم دارند. به همین دلیل بسیاری از صاحبخانهها که مردها هستند، از ترس این که طالبان زنان تنها را مشکوک میدانند و آنها را متهم به رفتار نامناسب میکنند و پرسوجو میکنند، به همین خاطر دوست دارند از این گونه جنجالها دور باشند و به زن تنها خانه کرایه ندهند.»

