خبرنگاران رسانهی رخشانه
منابع و شاهدان عینی به رسانهی رخشانه گفتهاند که نظامیان طالبان برای بازداشت زنان و تطبیق حجاب اجباری از شوک برقی استفاده میکنند. در این گزارش دستکم سه روایت از زنان قربانی و شاهدان عینی آمده است که میگویند، طالبان به محض مقاومت زنان هنگام بازداشت، متوسل به خشونت از جمله استفاده از شوک برقی میشوند.
قبلا نیز زنان معترض و زندانیان پیشین طالبان به رسانهی رخشانه استفاده از شوک برقی توسط ماموران طالبان را تایید کردهاند.
استفاده از شوک برقی در اسناد حقوقبشری بینالمللی برای تنبیه، اعترافگیری، بازداشت غیرقانونی یا در برابر معترضان بیسلاح، زنان و کودکان نقض جدی حقوق بشری به شمار میرود.
طبق قواعد رفتار پولیس در سطح بینالملل، استفاده از شوک برقی توسط پولیس شرایط خاص دارد. از جمله پولیس زمانی میتواند دست به چنین کاری بزند که فرد مهاجم یا مظنون در حال حمله مسلحانه باشد.
اما منابع میگویند، افراد طالبان زنان را با شکنجه و استفاده از شوک برقی بازداشت میکنند که نه تهدیدی برای افراد طالبان هستند و نه اتهام جدی علیه آنها وجود دارد.
در یکی از روزهای خنک پاییزی سال ۱۴۰۳، نفیسه همراه با خواهرش برای خرید روسری زمستانی به غرفههای نزدیک یک فروشگاه در غرب کابل رفته بود که با چهار مرد با روپوشهای سفید مربوط به نیروهای امر به معروف و نهی از منکر طالبان مواجه شدند.
محل دقیق این رویداد به خواست نفیسه و خواهرش در این گزارش نمیآید.
او گفته است، فرصتی برای فرار نبود. به چه اتهامی؟ نپوشیدن حجاب مورد نظر طالبان که آن را «شرعی» مینامند. لحظهای بعد، نفیسه با شوک برقی بیهوش شد و وقتی چشم باز کرد، خود را در اتاقی سرد و تاریک، کنار هشت زن و سه دختر دیگر یافت که زندانی بودند.
نفیسه، که این نام را برای حفظ هویتش برگزیده، به رسانهی رخشانه گفت که این رویداد در ۱۴ میزان ۱۴۰۳ رخ داد. او شرح میدهد: «نزدیک غرفه چادرفروشی ایستاده بودیم که ناگهان آنها پیدایشان شد. یکی از آنها با لحن تندی گفت: “ای چه است که تو پوشیدی؟ چرا مثل ای دیگت (خواهرت) کالای سیاه و ماسک نداری؟” بعد با خشم بیشتر ازم خواست سوار رنجر شوم. دست خواهرم را محکم گرفته بودم، اما زنی سیاهپوش به دستورشان مرا به زور کشید. وقتی مقاومت کردم، شوک برقی زدند و دیگر چیزی نفهمیدم.»
طالبان مانند اولین دوره حاکمیت خود آنچه را در اواخر دهه ۱۹۹۰ به اجرا گذاشتند، در دوره دوم خود نیز اجرا کردند، از جمله اجبار زنان به پوشیدن حجاب مورد نظر خودشان. رهبر طالبان در ماههای آغازین دومین سال حاکمیت دوباره این گروه، فرمان حجاب اجباری را صادر کرد. در این فرمان، زنان ملزم به پوشیدن برقع یا چادر سیاه و روبند و استفاده از ماسک شده بودند و در صورت تخطی از آن تهدید به مجازات شده بودند.
طالبان برای تطبیق این طرح اقدامات سختگیرانهای را به اجرا گذاشتند. از جمله بازداشت گروهی زنان بویژه در مناطق مشخصی از کابل و شماری از ولایتهای افغانستان.
سازمان ملل در ماه فبروری ۲۰۲۴ گزارش داد که روند بازداشتهای گروهی زنان و دختران از سوی طالبان به دلیل آنچه «بدحجابی» خوانده میشد، نخست در غرب کابل _منطقهای عمدتا هزارهنشین_ آغاز شد؛ اما به سرعت به سایر نقاط شهر، عمدتاً مناطق تاجیکنشین و سایر ولایات از جمله بامیان، بغلان، بلخ، دایکندی و قندوز گسترش یافت.
زحل (نام مستعار) خواهر بزرگتر نفیسه که ۲۴ سال دارد، آن صحنهی تلخ را بهخوبی به خاطر دارد. او که آن روز خواهرش را همراهی میکرد گفته است، به قدری وحشتزده و مضطرب شده بود که بارها مسیر خانهاش را اشتباه رفت.
زحل حتی از یادآوری اتفاقی که برای خواهرش افتاد دچار لکنت زبان شده و میگوید: «نفیسه پیش چشمم نقش زمین شد و طالبان مانند یک جسد او را داخل رنجری انداخته و بردند. بدترین لحظه در زندگیام همان ثانیهها بود، ثانیههایی که برابر با یک ساعت گذشت. از هر کسی کمک میخواستم، دور میشد و هیچکس جرات نمیکرد یک کلمه به طالبان بگوید و یا واقعاً نمیخواستند این کار را بکنند.»
نفیسه و زحل نیز آسیب روحی جدی از این رویداد دیده و هر دو گفتهاند که حدود چهار ماه داروی ضد افسردگی مصرف کردهاند: «حتی نام طالبان کافی است که یک دختر را به روان درمانی بکشاند.»
آسیبهای روانی پایدار یکی از پیامدهای بازداشت خشونتآمیز از جمله استفاده از شوک برقی است. اما براساس گفتههای زنان قربانی زندانهای طالبان در افغانستان، این گروه ابایی از به کارگیری انواع روشهای خشونت آمیز علیه زنان ندارند.
نفیسه که توسط شوک برقی بیهوش شد، در همان حالت بیهوشی به بازداشتگاه حوزه هجدهم امنیتی پولیس طالبان منتقل شده است. نفیسه با زنانی روبهرو شد که هرکدام به بهانهای گرفتار شده بودند. یکی به اتهام «بیحجابی»، دیگری به اتهام «رابطه با نامحرم» و برخی به دلیل گدایی. او میگوید: «دختری را آنقدر زده بودند که نالههایش قطع نمیشد. فقط چون به حرف مولوی گوش نکرده بود. لباس بلندی تنش بود، اما به نظر طالبان، این کافی نبود.»
یک شاهد عینی در مورد چشمدید خود از ماجرای دیگر استفادهی طالبان از شوک برقی برای بازداشت زنان به رسانهی رخشانه گفته است، با فریادهای یک زن در ایست بازرسی طالبان در چهارراهی «دهن باغ»، محلی که «باغ زنانه» و کوچهی «شهرآرا» نیز در آن موقعیت دارد، به سوی مردمی که آنجا جمع شده بود رفت.
او گفته است، فریاد و صدایی که مردم را به دور خود جمع کرده بود، مربوط به زنی بود که در برابر ماموران امر به معروف مقاومت میکرد و از سوار شدن به موتر بس مربوط به نیروهای طالبان خودداری میکرد. دو زنی که از جملهی ماموران امر به معروف بودند و لباسهای سیاهی بر تن داشتند، تلاش میکردند تا این زن را سوار موتر کنند؛ اما از آنجا که هیکل زن نسبت به آنها قویتر بود و مقاومت میکرد، نمیتوانستند او را داخل موتر سوار کنند.
این شاهد عینی که با نام مستعار سروش این معلومات را در اختیار رسانهی رخشانه قرار داده، گفته است چند تن از مردانی که شاهد این رفتار طالبان بودند، خواستند برای رهایی زن پادرمیانی کنند؛ اما ماموران امر به معروف سخن آنها را نادیده گرفته و تاکید کردند که در کار آنها مداخله نکنند، زیرا این امر وزارت است و کسی نباید سرپیچی کند.
سروش گفته: «یکی از دو مامور مرد طالبان که همراه آنها بود، ناگهان با قهر و خشونت فراوان از جیب خود، دستگاه شوک برقی را بیرون کشید و با فشردن دکمهای، چندین بار آن را بر روی شانه و گردن زن فشار داد و صدای ترسناک جرقههای دستگاه در فضا پیچید که با این عمل خشونتبار، زن با جیغ بلندی بیهوش شد و بر زمین افتاد.»
سروش گفته است، شاهد بوده که با بیهوششدن زن، دو مامور زن امر به معروف و نهی از منکر تلاش کردند او را که در حالت بیهوشی بود به داخل موتر انتقال بدهند، اما اینبار هم توانایی انتقال او را نداشتند: «مامور مردی که زن را شوک برقی داده بود، همکار دیگر خود را که داخل موتر بود صدا زد و با بیرحمی و قساوت تمام، یکی از پاها و دیگری از دستهای زن گرفتند و از زمین بالا کردند و دو زن مامور طالبان هم از کمر زن گرفته و او را مثل یک بوجی کاه به داخل موتر بالا کرده و کشان کشان به کف بس خواباندند.»
مرضیه (نام مستعار) یک دختر ۲۰ ساله در غرب کابل که به صورت حضوری با خبرنگار رسانهی رخشانه گفتوگو کرده، یک مورد از چشمدید خود را شرح داده است. او گفته است که در نزدیکی فروشگاه بهار سراب و حدود یک سال پیش، زمانی که اوج بازداشت گروهی زنان به خاطر پوشش در غرب کابل بود؛ او شاهد بوده ماموران طالبان برای بازداشت یک دختر از شوک برقی استفاده کرده است.
مرضیه که آن روز لباس کاملا سیاه پوشیده و همراه مادرش به بازار رفته بود، گفته است: «دیدم که یک دختر خیلی مقاومت می کرد که من نمیروم. دونفر از زنان طالبان (ماموران زن) او را محکم گرفته بودند و میخواستند با روز داخل رنجر بندازند. دختر زیاد مقاومت میکرد، آخر شوک برقی داد و او بیچاره به زمین افتاد و دختر را زور زور داخل موتر انداخت. آدمهای امر به معروف خیلی وحشتناک هستند.»
استفاده از خشونت هنگام بازداشت زنان توسط طالبان تجربه مشترک همهی زنان و دخترانی است که سر و کارشان با ماموران نظامی یا امر به معروف طالبان افتاده است.
در قانون امر به معروف و نهی از منکر طالبان که در ماه آگست سال ۲۰۲۴ میلادی توسط رهبر این گروه توشیح شد، دست ماموران طالبان را برای برخورد با زنان به خاطر پوشش آنها باز گذاشته شده است.
در بند هشتم ماده ۱۳ این قانون جنجال برانگیز طالبان آمده است: «هرگاه زن بالغ برای حاجت ضروری از خانه خویش بیرون شد، مکلف است که صدا، روی و بدن خود را ستر نماید.»
بر اساس این قانون، هر محتسبی میتواند هر زن یا دختری را که چهره خود را نپوشانده، متوقف سازد و تعزیر کند.
تعزیر در فرهنگ زبانی دهخدا به معنای نکوهش کردن، ملامت و سرزنش کردن آمده است. اما فقهی این کلمه به مجازات بدنی، مالی یا حیثیتی گفته میشود.
کارنامهی طالبان در قسمت تطبیق حجاب اجباری و بازداشت زنان سیاه است. گزارشهای متعددی از برخوردهای غیرانسانی طالبان با زنان هنگام بازداشت، در توقیفخانههای پولیس و زندانهای این گروه وجود دارد.
ریچارد بنت، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر، در گزارش خود که به تاریخ ۳۰ آگست ۲۰۲۴ منتشر شد، حتا خشونت جنسی علیه زنانی را که در جنوری ۲۰۲۴ بهخاطر چگونگی پوشش بازداشت شده بودند، ثبت کرده است.
در گزارش ریچارد بنت آمده است که «اطلاعات بهدست آمده از منابع معتبر دیگر نشان میدهد که زنان در جریان سرکوب مورد آزار جنسی یا تجاوز جنسی قرار گرفتهاند.»
آقای بنت به نقل از یکی از بازداشتشدگان نوشته است: «وقتی سوال میکردند، مرا کتک میزدند و سرم را به دیوار میکوبیدند. یکی از آنان لباسم را پاره کرد و بعد دست به اندام خصوصیام زد.»
رسانهی رخشانه موارد مشابه این را در گفتوگو با چندین زن قربانی خشونتهای طالبان مستند کرده است. آنها گفتهاند که انسانیت زدایی، آزار جنسی و آزار قومی و مذهبی را در بازداشت طالبان تجربه کردهاند.
استفادهی طالبان از شوک برقی و گاز اشکآور علیه زنان قبلا هم دیده شده است. این گروه در تاریخ 26 جدی سال ۱۴۰۰ اعتراض خیابانی زنان را با استفاده از گاز اشکآور و شوک برقی متفرق کردند. در این تاریخ که همزمان بود با ماههای اول حاکمیت طالبان، شماری از زنان که در پیوند به رویداد کشته شدن زینب عبداللهی در کابل و سرنوشت نامعلوم عالیه عزیزی، رییس زندان زنانه هرات در حکومت جمهوریت، تظاهراتی را در کابل به راه انداخته بودند، با مانع طالبان مواجه شدند.
وحیده امیری، ۳۳ ساله، زن معترض و زندانی پیشین طالبان نیز قبلا از تجربهی خود به رسانهی رخشانه گفته است: «نیروهای نظامی تا دندان مسلحشان ما را در یک محوطهای حلقه کرده و اسیر میگرفتن. برخورد طالبان با زنان معترض در خیابان، هولناک و وحشتناک بود. آنها [طالبان] با استفاده از گاز اشکآور، فیرهای هوایی و شوک برقی با زنان برخورد میکردند.»
در حالی که استفاده از شوک برقی در برابر معترضان بیسلاح از مصادیق روشن نقض جدی حقوق بشر است؛ به نظر میرسد استفاده از شوک برقی برای ماموران طالبان خیلی پیش پا افتاده است و برای استفاده دقیق از آن سازوکاری ندارند.
صبر گل ۳۲ ساله که برای دریافت پاسپورت از ولایت دایکندی به کابل آمده بوده در مورد چشمدید خودش از صف اداره پاسپورت طالبان گفته است: «برای ای مردم فرق نمیکنه که پیر هستی، جوان هستی یا هم طفل هستی. با شلاق میزنن. با ماشین برق میتن و هزار و یک رقم بیاحترامی.»
ظریفه یعقوبی، زندانی پیشین طالبان که ۴۱ روز را در زندان طالبان سپری کرده است، قبلا در گفتوگویی با رسانهی رخشانه گفته بود: «در زندان شوک برقی میدادند و با کیبل به بخشهای از بدنم میزدند که فردا نتوانم جلو کمره نشان بدهم.»
طالبان در دوازهم عقرب سال ۱۴۰۱، ظریفه یعقوبی را از برنامه اعلام حضور جنبش زنان افغانستان در کابل بازداشت کردند. او گفته است که طالبان برای گرفتن اعتراف اجباری از او، از انواع شکنجه ازجمله از شوک برقی استفاده میکردند.
پروانه ابراهیمخیل نجرابی، یک زندانی پیشین دیگر طالبان که به گفتهی خودش دستکم یک ماه را در سلول انفرادی در زندان طالبان سپری کرده، میگوید که این گروه هنگام بازداشتاش از شوک برقی استفاده کرده است.
استفاده از شوک برقی میتواند پیامدهای زیانباری مثل سوختگی، ایست قلبی، آسیبهای عصبی و اختلالات روانی پایدار برجا بگذارد.
نفیسه، با دستانی لرزان و داروهایی که زندگی شکنندهاش را در لبهی خواب و بیداری قرار داده میگوید: «نمیدانم چطور ادامه دهم. فکر میکنم زندان طالبان را در همه جا با خودم میبرم. شوک برقی، اتاق سرد و تاریک، چندین اتهام و زنانی که معلوم نیست کجا شدند.»

