رها آزاد
هشتم عقرب ۱۴۰۱، گروهی از دختران جوان در برابر دروازه ورودی دانشگاه بدخشان گردهم آمدند. شعارشان ساده بود و پیام روشنی داشت: «تحصیل حق ماست».
آنها به تصمیم طالبان برای بستن دانشگاهها به روی دختران و اعمال حجاب اجباری اعتراض کردند. اما اعتراض دیری نپایید و نیروهای طالبان تجمع را به خشونت کشاندند.
در ویدیوهایی که آن روزها در شبکههای اجتماعی دستبهدست میشد، افراد طالبان دیده میشوند که با شلاق، دختران دانشجو را از محل اعتراض دور میکنند.
اما برای برخی از این دختران، سرکوب به همان روز ختم نشد. سه سال بعد، شماری از زنانی که در آن اعتراض حضور داشتند، میگویند بهای اعتراضشان بسیار سنگینتر از ضربات شلاق بوده است؛ بیکاری، محرومیت اجتماعی و فشار بر خانوادههای شان.
نامهای افراد این گزارش، بهدلیل ملاحظات امنیتی، مستعار آمده است.
بهای شعار «تحصیل حق ماست»
وحیده شمس، ۲۴ ساله، یکی از همان دختران معترض است. او میگوید: «نهتنها اعتراضمان را سرکوب کردند، بلکه دخترها را بهشدت شلاق زدند. خودم از ناحیه کمر و صورت زخمی شدم.»
وحیده در آن زمان خبرنگار یک رادیوی محلی در بدخشان بود. دو هفته پس از اعتراض، به محل کارش رفت، اما مدیر مسوول به او گفت دیگر نمیتواند در آن رسانه کار کند.
به گفتهی وحیده، مدیر توضیح داده بود که پس از شرکت او در اعتراضات، اداره رادیو از سوی استخبارات طالبان هشدار دریافت کرده است. «گفت بهتر است فعلاً به خانه برگردم. آن آخرین باری بود که به دفتر رفتم. حتی اجازه ندادند یک بار دیگر وارد استودیو شوم یا با همکارانم خداحافظی کنم.»
رسانهی رخشانه با مدیر مسوول پیشین این رادیو نیز گفتوگو کرده است. او که هنوز در افغانستان زندگی میکند، تأیید کرد که وحیده بهدلیل شرکت در اعتراضها از کار برکنار شد.
رحمت مدثر(مستعار) میگوید: «برای حفظ امنیت خودش و رسانه، مجبور شدیم همکاری را قطع کنیم. به ما هشدار داده بودند که کارمندان نباید در اعتراضها شرکت کنند.»
وحیده پیش از بستهشدن دانشگاهها، دانشجوی خبرنگاری در دانشگاه بدخشان بود و تنها چند ماه از آغاز کار حرفهایاش میگذشت.
اعتراض و پیامدهای خاموش و سنگین
پس از بازگشت طالبان به قدرت، مجموعهای از محدودیتهای گسترده بر زنان اعمال شد. ممنوعیت تحصیل بالاتر از صنف ششم، بستن دانشگاهها، محدودیتهای شغلی و حجاب اجباری. این سیاستها موجی از اعتراضهای خیابانی زنان را در شهرهای مختلف افغانستان برانگیخت؛ اعتراضهایی که همگی با خشونت سرکوب شدند.
نهادهای حقوق بشری بارها به استفاده طالبان از خشونت علیه زنان معترض اشاره کردهاند. دیدبان حقوق بشر واکنش طالبان به این اعتراضها را «وحشیانه» توصیف کرده و عفو بینالملل هشدار داده است که زنان معترض در بازداشتگاههای طالبان در معرض شکنجه و بدرفتاری قرار دارند.
وحیده اکنون با خانواده خود در فیضآباد زندگی میکند. او میگوید پس از اخراج از کارش به عنوان خبرنگار، هرگز نتوانسته شغل دیگری پیدا کند.
هشت ماه پس از اعتراض، برای تدریس زبان انگلیسی در یک مکتب خصوصی درخواست داد، اما پاسخ منفی شنید: «گفتند فهمیدهایم قبلاً علیه نظام فعالیت کردهای. استخدام تو برای ما خطر دارد.»
مدیر این مکتب خصوصی نیز در گفتوگو با رسانهی رخشانه تأیید کرده است که بهدلیل نگرانیهای امنیتی از استخدام او خودداری کردهاند.
این مدیر که در این گزارش از او با نام مستعار مروه صالحی نام برده میشود، گفت: «وحیده در ۲۱ سرطان برای ما سی وی خود را فرستاده بود، ولی چون همان روزها شرایط امنیتی خوب نبود و سختگیریها زیاد بود و از سوی دیگر کسی از همکارها گفت که این خانم معترض است. نتوانستیم بپذیریم شان.»
فشار بر خانوادهها
شهلا خراسانی، ۲۷ ساله، از دیگر زنان معترض بدخشان است. او میگوید بهدلیل فعالیتهای اعتراضیاش، شوهرش از یک نهاد دولتی طالبان اخراج شده است. «طالبان به او گفتند که خانمت علیه ما کار میکند، در حالی که شکمتان را دولت سیر میکند.»
حبیب فهیم (مستعار) شوهر شهلا میگوید اخراجش تنها بهخاطر شرکت همسرش در چهار تجمع اعتراضی بوده است. «از آن زمان زندگیمان بهشدت سخت شده.»
او در گفتوگو با رسانهی رخشانه گفت: «به خاطر اینکه همسرم در چهار برنامهی اعتراضی شرکت کرده، من را منفک کردند. حالا واقعاً زندگی دشواری داریم.»
به دلیل ترس از شناسایی، نام نهاد دولتی که آقای فهیم در آن کار میکرد از گزارش حذف شده است.
شهلا بار اول در ماه حمل سال ۱۴۰۲ در کابل همراه با زنان معترض دیگر علیه بستهماندن مکاتب دخترانه در آغاز سال تحصیلی، به خیابان آمدند. از آن به بعد نیز در اعتراضهایی که به دلیل بسته شدن آرایشگاههای زنانه از سوی طالبان صورت گرفته بود، شرکت کرده است. همین گونه در اعتراضاتی که علیه بسته شدن انستیتوتهای طبی در بدخشان که در ماه جدی ۱۴۰۴ صورت گرفته بود، اشتراک داشت که این نیز توسط نیروهای امنیتی طالبان سرکوب شد.
شهلا که فارغالتحصیل اقتصاد است، میگوید بارها برای کار به نهادهای مختلف دولتی و خصوصی درخواست داده، اما همگی رد شدهاند.
او میگوید بسیاری از زنانی که همراهش شعار «نان، کار و آزادی» سر میدادند، امروز خانهنشین و منزوی شدهاند.
فهرست سیاه
شایسته رها، ۲۵ ساله، از دیگر زنانی است که در این گزارش با او گفتوگو شده است. او پیش از طالبان در یک نهاد دولتی کار میکرد، اما اکنون بیکار است و میگوید نامش در «لیست سیاه» طالبان قرار دارد.
شایسته میگوید به دلیل شرکت در اعتراضها، در میزان ۱۴۰۲، جوزا ۱۴۰۴ و سنبله ۱۴۰۴ توسط طالبان بازداشت شده است. به گفتهی او، مدت بازداشتها از چند ساعت تا یک هفته متفاوت بوده و هر بار با وساطت ریشسفیدان محل آزاد شده و یک بار هم مجبور شده برای آزادی خود ۵۰ هزار افغانی پرداخت کند.
شایسته میگوید: «طالبان پدرم را به خاطر برنامههای اعتراضی من از کار برکنار کردند. پدرم کارمند دولت بود.»
شایسته میگوید، پدرش پس از اخراج از کار، دچار ایست قلبی شد و درگذشت و اکنون خانواده پنجنفری آنها دچار وضعیت سخت اقتصادی هستند.
رسانهی رخشانه نتوانسته وجود رسمی «لیست سیاه» طالبان در بدخشان را بهطور مستقل تأیید کند.
خجسته الهام، شاعر و فعال حقوق زنان از بدخشان که اکنون در خارج از کشور زندگی میکند، میگوید: «در شهری کوچک مثل فیضآباد، شناسایی زنان معترض برای طالبان آسان است. نهادهای غیردولتی هم از ترس طالبان، از استخدام زنان خودداری میکنند.»
برای بسیاری از این زنان، اعتراض تنها یک لحظه در خیابان نبود؛ نقطه آغاز مسیری شد که زندگی حرفهای، امنیت و حتی خانوادههای شان را تحتتأثیر قرار داد.

