رسانه رخشانه
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری
English
پشتو
حمایت
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
رسانه رخشانه
حمایت

موج سواری فمنیسم سفید بر رنج زنان افغانستان

۱۷ سنبله ۱۴۰۴
موج سواری فمنیسم سفید بر رنج زنان افغانستان

AFP

بهار سهیلی

اخیراً مأمور سابق سازمان سیا، «سارا آدامز/Sarah Adams»، با موضع‌گیری‌های ظاهراً «انسان‌دوستانه» درباره‌ی افغانستان و وضعیت زنان سخن می‌گوید. اما پیش از آنکه فریب این موج تبلیغاتی را بخوریم، لازم است از خود بپرسیم: آیا کسانی که سال‌ها بخشی از ماشین جنگی و استخباراتی امریکا بوده‌اند، واقعاً دغدغه زنان و مردم افغانستان را دارند یا به دنبال بازنویسی تاریخ و سفیدنمایی نقش دولت خود هستند؟

اگر قرار است کسی مدعی دفاع از زنان افغانستان باشد، ابتدا باید به این پرسش پاسخ دهد: چرا و چگونه طالبان، که در انزوا و گریز بودند، به ناگاه به میز «گفتگوهای صلح» آورده شدند؟ چه دست‌های پنهانی طالبان را از حاشیه به متن سیاست جهانی رساند؟

چرا هیچ‌یک از این مأموران سابق سیا توضیح نمی‌دهند که چگونه هزاران افسر زن و مرد ارتش ملی افغانستان، با وجود آموزش و تجهیز، در نتیجه بازی‌های واشنگتن در دوران کمپین‌های ترور و انتقام این گروه به کام مرگ افتادند؟ چرا نمی‌گویند که امریکا حمایت خود را از ارتش و مردم افغانستان دریغ و در عوض با آزادی هزاران زندانی طالبان در دوران مذاکرات صلح دوحه، صفوف دشمن را تقویت نمود؟

آیا منطقی است کشوری که توانایی نشانه‌زنی دشمن در اتاق خواب را دارد، در برابر آپارتاید جنسیتی طالبان ناگهان «ناتوان» و بی‌چاره شود؟!  آیا این چیزی جز انتخابی سیاسی برای باج‌دهی و معامله با طالبان است؟

این مطالب هم توصیه می‌شود:

سازمان ملل: ۲.۲ میلیون دختر نوجوان در افغانستان از آموزش محروم اند

«پُل‌ آموزش برای افغانستان»؛ پلی میان دختران و رویاهای آن‌ها

ایالات متحده سال‌هاست که اشتباهات خود در آسیا و خاورمیانه را با فرافکنی، روایت‌سازی دروغین، کنترل رسانه‌ها و گسلایتینگ، سفیدنمایی می‌کند. طالبان، داعش، القاعده و بسیاری از گروه‌های بنیادگرای اسلامی در منطقه، مستقیم یا غیرمستقیم با پول و سیاست واشنگتن پرورش یافته‌اند. این پروژه‌ها از همان آغاز با هدف سدکردن راه مدرنیته، آموزش، توسعه و استقلال کشورهایی چون افغانستان طراحی شدند.

امریکا سابقه‌ای طولانی در جنایات و مداخلات خونین دارد: از بمباران شیمیایی و استفاده از «عامل نارنجی» در ویتنام که میلیون‌ها غیرنظامی را نابود کرد، تا کودتای سیا علیه دولت ملی دکتر مصدق در ایران و حمایت از کودتای خونین پینوشه در شیلی؛ از «عملیات سیکلون» در دهه ۱۹۸۰ که با تمویل گروه‌های بنیادگرای اسلامی بذر طالبان و القاعده را کاشت، تا اشغال عراق در ۲۰۰۳ بر اساس دروغ «سلاح‌های کشتار جمعی» که صدها هزار کشته و میلیون‌ها آواره بر جای گذاشت؛ و در نهایت هزاران حمله پهپادی در پاکستان و افغانستان که بی‌رحمانه خانواده‌ها، کودکان و غیرنظامیان را در عروسی‌ها و بازارها به خاک و خون کشید. امروز نیز امریکا با حمایت مالی و نظامی از اسرائیل، در نسل‌کشی مردم فلسطین شریک است.

نتیجه مستقیم همین سیاست‌ها در افغانستان چیزی جز برپایی یک آپارتاید جنسیتی، حذف کامل زنان از عرصه عمومی و تحویل کشور به یک دیکتاتوری خودکامه‌ی اسلامی نبود.

در طول تاریخ، یکی از جنبه‌های کمتر‌ توجه شده درباره فمنیسم سفید، هم‌پوشانی آن با پروژه‌های استعماری بوده است. در دوران استعمار، قدرت‌های استعماری غربی از جمله بریتانیا، فرانسه و بلژیک، با استفاده از ایدئولوژی‌های فمنیستی، تلاش کردند تا سلطه خود را بر سرزمین‌های تحت استعمار توجیه کنند. این توجیه‌ها معمولاً با شعارهایی مانند «نجات زنان» یا «آزادسازی زنان از ستم سنتی» همراه بود. اما در واقع، این اقدامات نه تنها به بهبود وضعیت زنان منجر نشد، بلکه به‌عنوان ابزاری برای مشروعیت‌بخشی به سلطه استعماری عمل کردند.

مثلا در قرن نوزدهم، بریتانیا با مبارزه علیه سنت سوتی (سوزاندن زنان در مراسم سوگواری شوهران) و ترویج آموزش دختران، ادعای حمایت از زنان هندی را مطرح کرد. با این حال، این اقدامات بیشتر به‌عنوان ابزاری برای مشروعیت‌بخشی به سلطه و استعمار بریتانیا بر هند عمل کردند تا بهبود واقعی وضعیت زنان.

یا در مستعمرات آفریقایی، استعمارگران با استفاده از شعار «نجات زنان» به ترویج آموزش دختران و ممنوعیت برخی سنت‌ها پرداختند. اما این اقدامات نه تنها به بهبود وضعیت زنان آفریقایی منجر نشد، بلکه به‌عنوان ابزاری برای تحکیم سلطه استعماری عمل کردند. بسیاری از این تغییرات بدون مشارکت واقعی زنان آفریقایی و با نادیده‌گرفتن زمینه‌های فرهنگی و اجتماعی آن‌ها اعمال شدند. به‌عنوان مثال، ممنوعیت سنت‌هایی مانند ختنه زنان، اگرچه به‌ظاهر برای حمایت از زنان بودند، اما در عمل به‌عنوان ابزاری برای تحکیم سلطه فرهنگی و اجتماعی استعمارگران سفید بر سیاه پوستان عمل کردند.

هم‌چنین پس از حمله امریکا و ناتو به افغانستان در ۲۰۰۱، شعار «آزادسازی زنان و دموکراسی» به‌عنوان یکی از توجیهات اصلی مداخله سیاسی- نظامی مطرح شد. با این حال، بسیاری از تغییرات در وضعیت زنان، محدود به مناطق شهری و تحت نظارت نیروهای خارجی بودند. در مناطق روستایی، زنان همچنان با مشکلاتی مانند فقر، خشونت، نفوذ طالبان و حکمرانی قوانین شرعی و محاکم صحرایی، تلاشی‌های خانه به خانه، بمباران‌های نیروهای خارجی به نام مبارزه با تروریسم و محدودیت‌های اجتماعی مواجه بودند.

در کلان شهرها هم با وجود ادعاهای فراوان و پمپاژ میلیون‌ها دلار پول به نام توانمندسازی و آموزش زنان افغان، سلطه‌ی قوانین شرعی و حاکمیت پدر/مردسالاری سر جای خود ماند؛ تا جایی که فرار زنان از منزل طبق قوانین مثلا مدنی حکومت جدید جرم شناسی شده بود و زنان را محکوم به زندان و مجازات می کرد و به چالش‌های زنان در میدان رهایی و گرفتاری می‌افزود. این نشان می‌دهد که شعار «آزادسازی زنان» بیشتر به‌عنوان ابزاری برای مشروعیت‌بخشی به مداخله نظامی و سلطه‌گری نیروهای خارجی عمل کرد تا بهبود واقعی وضعیت زنان.

در تحلیل فمینیسم رادیکال و به‌ویژه در نقد «فمینیسم سفید» (White Feminism)، زنانی چون سارا آدامز، بیشتر بخشی از ساختار قدرت پدرسالار و امپریالیستی تلقی می‌شوند، نه نیروهای رهایی‌بخش. او در مقام یک مأمور سابق سیا، بخشی از همان دستگاهی بوده که دهه‌ها با جنگ، اشغال و سیاست‌های استعماری، زندگی زنان در افغانستان و دیگر نقاط جهان را نابود کرده است. در این نگاه، رنگ پوست و جایگاه اجتماعی او (زن سفیدِ غربیِ عضو ساختار قدرت) او را از پیش در موقعیتی قرار می‌دهد که نمی‌تواند صدای رهایی‌بخش زنان باشد.

وقتی یک مأمور سابق سیا، که بخشی از ماشین تولید خشونت، کودتا و تمویل طالبان بوده، ناگهان خود را «دلسوز زنان افغانستان» معرفی می‌کند، این دقیقاً همان چیزی است که فمینیست‌های رادیکال «ابزارسازی از بدن و رنج زنان» برای اهداف سیاسی می‌نامند.

از منظر فمینیسم رادیکال، او نمی‌تواند همزمان «زن سفیدِ مأمور قدرت» و «فمینیست رهایی‌بخش برای زنان افغانستان» باشد، زیرا حضور و کارنامه‌اش در ساختار قدرت امریکا، خود عامل تولید آپارتاید جنسیتی و حاکمیت بنیادگرایان اسلامی در افغانستان بوده است.

یادداشت: مسوولیت محتوای یادداشت‌ها و مطالب ارسالی بر عهده‌ی نویسندگان آن‌هاست و رسانه‌ی رخشانه هیچ مسوولیتی در این قبال ندارد.

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • درباره رخشانه
  • هیات امناء
  • اصول و خطوط کاری
  • تماس با ما
FR Fundraising Badge HR

Registered Charity No 1208006 and Registered Company No 14120163 - Registered in England & Wales - Registered office address: 1 The Sanctuary, London SW1P 3JT

Copyright © 2024 Rukhshana

پشتو English
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری