حوا جوادی
در بخش قبلی اشاره شد که مبارزه با زنستیزی در هرجا، بهخصوص در افغانستان، مستلزم شناخت و آگاهی از مصادیق آن در باورها و رفتارهای ماست. برای این کار مهم است ابتدا این باورها و رفتارها را پیدا کنیم و بعد از پیدا کردن، آنها را ارزیابی و ریشهشناسی کنیم.
پیدا کردن باورها و رفتارهای زنستیزانه به ما کمک ميکند که آنها را از سطح ناخودآگاه به سطحی قابل شناخت و رویتپذیر بیاوریم و از این طریق مجالی برای بازاندیشی و بازنگری آنها پیدا کنیم.
در بخش سوم این مقاله، شماری از باورهای زنستیزانه که ممکن است به صورت ناخودآگاه از نسلی به نسل بعد منتقل شده باشد و افراد این باورها را با خود حمل کنند، در جدولی فهرست شده بود. البته با توجه به عمق و شدت زنستیزی در ساختار فرهنگ و جامعه افغانستان، دامنه این باورها تنها به این جدول محدود نمیشود.
جدول تنها نمونهای است از این که افراد چگونه میتوانند لیستی برای خود تهیه کنند تا باورهای زنستیزانه خود و شدت و ضعف این باورها را شناسایی کنند.
در این بخش، جدول رفتارهای زنستیزانه تنظیم میشود. این جدول نیز همانند جدول قبلی صرفا یک نمونه است. افراد میتوانند از این جدول به صورت نمونه استفاده کنند، اما به هیچ وجه به مصادیق محدود آن اکتفا نکنند. رفتارهای زنستیزانه در جامعه به حدی زیاد است که در یک جدول ساده خلاصه نمیشود. با این حال، جدول به ما کمک میکند تا بفهمیم به طور نمونه در ۲۴ ساعت، یک هفته، یک ماه و در یک سال چه تعداد رفتارها و اقدامات زنستیزانه انجام دادهایم. از این طریق میفهمیم که چقدر نابرابری در جامعه افغانستان عمیق و گسترده است و ما خود چگونه در استمرار و گسترش آن سهم میگیریم.
در اینجا نمونهای از جدول رفتارهای زنستیزانه در طول یک سال تنظیم شده است.
| نوع رفتارهای زنستیزانه | مصداق | زیاد | متوسط | کم |
| خشونت جسمی | آیا همسر، دختر، خواهر یا مادر خود را لتوکوب کردهایم؟ | آری هر وقت که دلم بخواهد میزنم | در یک سال چندین بار زدهام | در کل سال حداقل یکبار دست بلند کردهام |
| بدزبانی و خشونت گفتاری | آیا سر همسر، دختر، خواهر، یا مادر خود جیغ کشیدهایم؟ | خیلی وقتها که کاری را درست انجام نداده جیغ کشیدهام | هر ماه چندین بار اتفاق افتاده | در طول سال یک یا دوبار اتفاق افتاده |
| آیا به همسر، دختر، خواهر، یا مادر خود فحش دادهایم؟ | به مادر خود نه ولی به همسر خود زیاد فحش دادهام | دست خودم نیست، هر ماه چندین بار به همسر خود فحش دادهام | همیشه نه ولی در طول سال چند بار به همسرم فحش دادهام | |
| آیا به کسی فحش مادر و خواهر داده ام؟ | همه میدهند و منم زیاد میدهم | هر ماه چندین بار | در یک سال چند بار فقط آن هم وقتی خیلی ناراحت بودم | |
| آزار و اذیت | آیا به زنی دستدرازی کردهام؟ | یک یا دو بار در سال گذشته | دلم میخواهد اما از قانون میترسم | در گذشتهها کردهام اما در یک سال گذشته اتفاق نیافتاده؟ |
| زنان را مسخره کردهام و به آنان مَتَلَک گفتهام؟ | خیلی و احساس میکنم حقشان بوده | همیشه نه اما هر ماه یک یا چندبار اتفاق میافتد. | حالا که نگاه میکنم در یک سال گذشته چند بار مسخره کردهام | |
| به زنی زورگفتهام؟ | زنان در کل از من میترسند؟ | چندین بار وقتی کار را انجام نمیدهند یا حرف را گوش نمیدهند؟ | چندین بار در سال گذشته زور گفتهام | |
| خشونت در فضای دیجیتال | آیا به زنی در شبکههای مجازی فحش دادهام؟ | خیلی وقتها یا به زنی فحش دادهام یا به کس دیگری فحش خواهر و مادر داده ام | هر وقت که شبکههای اجتماعی را باز میکنم به زنانی که رفتارهای زننده دارند فحش میدهم | در طول سال گذشته خیلی اما کم چندین بار اتفاق افتاده |
| آیا زیر پست زنان کامنت منفی گذاشتهام؟ | خیلی وقتها زیر پست زنانی که خوشم نمیآید | زیر پست افراد مشخص که از آنها بدم میآید. | یک یا دو مورد برای این که پستها و رفتارهایشان خیلی زننده بود. | |
| آیا برای زنان پیامهای آزاردهنده فرستادهام؟ | خیلی بهخصوص برای دخترانی که خوشم میآید. | همیشه نه ولی برای تعدادی فرستادهام | یک یا ۲ مورد پیام با محتوای زننده فرستادهام |
مسلما جدول رفتارهای زنستیزانه در افغانستان بسیار بلند و گسترده است. اینها نمونههاییاند که افغانها میتوانند از خود بپرسند و سپس آنها را فهرست کنند. باید یادمان باشد که زنستیزی تنها به مردان محدود نمیشود. ساختارهای اجتماعی به گونهای است که زنان افغانستان نیز در سطوح و به درجات متفاوت به زنستیزی اعتقاد دارند و این اعتقاد در رفتارها و زندگیشان عملی میشود.
بنابراین، همانگونه که مردان به جدول رفتارهای زنستیزانه نیاز دارند، زنان نیز جدول مشابهی باید درست کنند. این جدول به زنان کمک میکند تا ببینند آنها نیز در تثبیت تبعیض و استقرار نابرابری در جامعه نقش داشته و سهم ایفا کردهاند.
بازنگری در باورها و رفتارهای زنستیزانه
پس از آن که جدول رفتارهای زنستیزانه تهیه و نمونههای آن استخراج شود آن وقت زمینه فراهم میشود که این رفتارها را ریشهیابی و پیامدهای آنها را نیز بررسی کنیم. ساختار آگاهی و ادراک انسان به گونهای است که به محض ریشهیابی رفتارها و بررسی پیامدهای آنها، ذهن انسان به سوی ارزیابی و بازنگری سوق داده میشود.
به طور نمونه، وقتی در جدول رفتارها متوجه شویم با همسر خود خشونت فیزیکی کردهایم، باید این رفتار خشن را ریشهیابی کنیم. چرا و بر اساس چه حقی همسر خود را لتوکوب کردهام؟ وقتی این پرسش را در کنار جدول باورها قرار دهیم، متوجه میشویم که این رفتار خشونتبار ریشه در باوری دارد که بر اساس آن «مردان حق دارند زنان را بزنند».
در این مرحله باید این باور را که «مردان حق دارند زنان را بزنند» زیر سوال ببریم. «چرا مردان حق دارند زنان را بزنند؟» مبنای مشروعیت این حق از کجاست؟ از دین است؟ از فرهنگ و الگوهای موجود در جامعه است؟ یا ریشه در فهم و ادراک شخصی خود من دارد؟
وقتی این سوال در افغانستان پرسیده شود، اغلب دیده میشود که این باور ریشه در پیشفرض برتری مردان بر زنان در افغانستان دارد که به صورت سنتی و در قالب الگوهای رایج رفتاری، از طریق روندهای اجتماعیشدن به افراد، از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است. از آن جا که این باور خود ریشه در پیشفرضی دارد که در ناخودآگاه وجود آدمی خوابیده و کسی آن را زیر سوال نبرده است.
کسی نپرسیده است که چرا مردان باید موجودات برتر تلقی شوند؟ کسی نپرسیده است که چرا حقوق مردان بیشتر از زنان باشد؟ کسی نپرسیده است که چرا مردان و زنان نباید برابر باشد؟ کسی نپرسیده است که مگر زن و مرد هر دو انسان نیستند؟ چرا میان انسانها یک عده به اعتبار هویت جنسی حق و حقوق بیشتر داشته باشند و گروه دیگر از این حق و حقوق محروم باشند؟
جامعه سنتی جامعهای است که اغلب ارزشهای آن بیآن که مورد سنجش و پرسش قرار بگیرد در جامعه پذیرفته میشوند. از آن جا که زیرسوالبردن ارزشها هزینههای سنگینی در پیدارد و جامعه در برابر آن واکنش خشونتبار نشان میدهد، افراد اندکی به خود جرأت میدهند ارزشهای پذیرفتهشده را مورد پرسش قرار دهند.
تابو بودن پرسش از ارزشها باعث میشود که آنها بیسر و صدا و خاموش در جامعه گسترش یابند، شخصیت اعضای جامعه را شکل دهند و در نهایت رفتارهایشان را تحت تاثیر قرار دهند.
افغانستان از این لحاظ، نمونه اعلای یک جامعه سنتی است. جامعهای به شدت محافظهکار که به اعضای خود اجازه نمیدهد اصول و ارزشهای مستقر را زیر سوال ببرد. این وضعیت، نه تنها در روستاها که در شهرها و حتی خانوادهها و افرادی که در بیرون از افغانستان مهاجرت کردهاند به درجات متفاوتی از شدت و ضعف وجود دارد.
حالا که تمامی نهادهای اجتماعی در سیطره گروهی قرار گرفته است که به صورت سیستماتیک خواهان حذف زنان از جامعه و انقیاد آنها در خانوادهاند، طرح این پرسشها بسیار دشوارتر شده است.
با این حال، وقتی ریشه رفتارها شناسایی شود زمینه برای بازنگری رفتارها و باورها پیدا میشود. وقتی متوجه شویم که اعتقاد به نابرابری زنان با مردان نه ریشه در واقعیت که ریشه در ارزشهایی است که از طریق روندهای اجتماعیشدن به ما منتقل شده، آنگاه زمینه برای تغییر و بازنگری تدریجی رفتارها و باورها پیدا فراهم میشود. بسته به این که در چه شرایط اجتماعی-فرهنگی قرار داشته باشیم میتوانیم به بازنگری رفتارها و باورها و تغییر بنیادین آنها اقدام کنیم.
ادامه دارد…

