حوا جوادی
مبارزه با بسیاری از عادتها و خصوصیات اخلاقی تا زمانی که مورد تأمل قرار نگیرد کار آسانی نیست. مشکل اصلی عادتها و رفتارهای عادی این است که در هنگام بروز، بالبداهه و بدون سنجش و ارزیابی انجام میشوند. آدمها اغلب در مورد رفتارهای عادی خود تا پیامدهای جدی نداشته باشند، نمیاندیشند و سود و زیان این رفتارها را نمیسنجند.
از دید کارل یونگ (Carl Jung) روانشناس سویسی، عادتها از آنجا که الگوی تکرارشونده دارند بدون سنجش و به صورت غیرارادی ادامه پیدا میکنند. آدمها در بسیاری از موارد ممکن است به صورت کلی درک کنند که عادتهایشان مثبت نیست و ممکن است در درازمدت یا حتی کوتاهمدت عواقب و پیامدهای زیانبار داشته باشند، اما از آنجا که به آن خو کردهاند، حاضر نیستند آنها را کنار بگذارند.
از دید او عادتها امور ساده و پیشپا افتاده نیستند. ریشه عادتها به ناخودآگاه ما بر میگردد. از آنجا که آدمها امور ناخودآگاه خود را بدیهی و از پیشتعیینشده در نظر میگیرند، حاضر نیستند در مورد آنها تامل جدی کنند و در نتیجه تغییر دهند. از این لحاظ، گاهی آدمها حاضراند به خود ضربه بزنند و به خود زیان برسانند اما، حاضر نیستند عادتهای خود را کنار گذارند.
به عقیده یونگ راه تغییر عادتها و رفتارهای بدیهی شناسایی آنها، تامل و ریشهیابی است. به محض این که عادتها را در معرض تامل قرار دهی و درباره ریشههای شکلگیری آنها بیاندیشی عادتها از یک امر بدیهی، از پیشتعیینشده و تغییرناپذیر به موضوعات ارادی، قابل مهار و تغییرپذیر تبدیل میشوند.
با این کار میشود به مرور زمان از شر خصوصیات رفتاری ناپسند، زشت و زیانبار رها شد و ویژگیهای پسندیده، نیکو و سودآور را تقویت کرده و بهبود بخشید.
دلیل این که افراد تحصیلکرده و باسواد بر رفتار خود تسلط دارند و میتوانند آنها را مهار کنند همین قدرت سنجش و ارزیابی است. آنها با تقویت اراده و آگاهی خود به جای تکرار رفتارها و تلقی آنها به عنوان امور بدیهی در مورد آنها میاندیشند، تامل و ریشهیابی میکنند و از این طریق قادر میشوند آنچه را که نمیپسندند تغییر دهند.
مردم عادی، اغلب به خاطر شرایطی که در آن قراردارند چنین جرأتی به خرج نمیدهند و در نتیجه اسیر عادتهای خود میمانند و رفتارها را نه از باب سود و زیانی که دارد بلکه از باب تبعیت از یک الگوی پذیرفتهشده و تکرار شونده انجام میدهند. آنها رفتارهای خود را ریشهیابی نمیکنند و تکرار یا الگوی رفتاری را اغلب توجیه کافی برای درستبودن آن تلقی میکنند.
آنچه که به صورت کلی در اینجا گفته شد، در مورد عادت زنستیزی در میان افغانها نیز صادق است. وجه غالب «زنستیزی» در میان مردم افغانستان به جای آن که ناشی از یک نظام فکری، ایدئولوژیکی و عقیدتی باشد، ریشه در عادتهای جمعی و فردی دارد که به صورت پیوسته در اشکال مختلف در جامعه تکرار شده و ادامه پیدا کرده است. بسیاری از افراد در قالب «زنستیزی» و رفتارهای زنستیزانه در واقع یک الگوی رفتاری گذشته را تکرار و بازتولید میکنند بی آنکه به ماهیت و محتوای رفتار خود و عواقبی که به بار میآورد به صورت جدی بیاندیشند.
البته مذهب و برداشتهای سنتی و تنگنظرانه از دین و آموزههای دینی به تشدید این وضعیت کمک میکند. استقبال بسیاریها از آموزههای مذهبی زنستیزانه از این لحاظ است که این آموزهها به آنها کمک میکنند تا عادتهای قدیمی و سنتی خود را تقویت کنند و از این لحاظ از درستی رفتارهایی که انجام میدهند مطمئن شوند. در وضعیت عادی مردم دوست ندارند درستی الگوی تجربهشده و پذیرفتهی زندگی خود را زیر سوال ببرند و آنها را تغییر دهند.
آموزههای زنستیزانه به آنها کمک میکند تا آنچه را که با آن خو گرفته و احساس راحتی میکنند، بیشتر تایید کنند و تا حد امکان ذهن خود و زندگی خود را درگیر دردسرهای ناشی از تغییر رفتارهای زنستیزانه نکنند. آموزههای دینی در واقع پردهی کاذبی از تایید و توجیه بر آگاهی جامعه میاندازد و از این طریق محتوای زشت، ناپسند و غیرانسانی زنستیزی را در برابر چشمان جامعه استتار {همرنگ} میکند و آن را پوشیده نگه میدارد. این عایق معرفتی قدرت تامل، انتخاب، سنجش و عقلانیت جامعه را به شدت تضعیف میکند. با تضعیف قدرت تفکر و اندیشدن، افراد و جامعه با ریشههای اعمال و کردارهای خویش آشنا نمیشوند و از این طریق به تکرار و استمرار آنها ادامه میدهند.
جدول باورهای زنستیزانه
همانگونه که یونگ در مورد عادتها به صورت کلی گفته است در مورد عادتهای زنستیزانه نیز راه رهایی این است که آنها را به سوژه تامل و آگاهی تبدیل کنیم و به جای بدیهی دانستن آنها ریشههای آنها را در خود پیدا کنیم. این ریشهیابی به خصوص در افغانستان که غرق در عادتهای زنستیزانه است بیش از هرچیزی برای تغییر نگاه به زنان و مهار رفتارهای زنستیزانه ضروری است.
ریشهیابی و تجزیه و تحلیل عادتها به ما کمک میکند که صحت رفتار را نه براساس تکرار و الگویی که از گذشته به ما رسیده بسنجیم؛ بلکه منطق اصلی رفتار را دریابیم و درونمایه آن را به لحاظ آسیبی که وارد میکند یا منفعتی که در پی دارد ارزیابی کنیم.
درستترین و سادهترین کار این است که به جای تکرار رفتارها و عادتها جدولی را ترتیب دهیم که در آن مجموعهای از باورها و رفتارهای زنستیزانه فهرست شده باشد. این اقدام به ما کمک میکند که در قدم اول بدانیم چه سطحی از باورهای زنستیزانه در ذهن ما انباشت شده و سپس این باورها ما را به چه رفتارهای زنستیزانهای سوق میدهد.
باورها و رفتارهای زنستیزانه البته به لحاظ شدت و خشونتی که در آن وجود دارد لزوما یکسان نیست. برخی از باورها، به شدت تند است و به رفتارهای بسیار خشن منجر میشوند. برخی از باورها البته خیلی شدید نیستند، اما در عین حال محتوای زنستیزانه دارند و منجر به رفتارهایی میشوند که در نهایت به زنان آسیب میرسانند.
بنابراین، هر شهروند افغانستان اعم زن یا مرد، دختر یا پسر برای آن که در مرحله اول بداند چه باورهای زنستیزانهای دارد، آنها را در یک جدولی نسبتا ساده کیفی ترتیب دهد. جدول زیر یکی از این نمونهها ست.
| باورهای زنستیزانه | شدید | متوسط | ضعیف |
| اختیار زن باید دست مرد باشد | حق ندارد بدون اجازه مرد پا از خانه بیرون بگذارد | میتواند بدون اجازه خرید برود | با اجازه مرد میتواند تنهایی سفر کند. |
| زن نباید پوشش نامناسب داشته باشد | بدن زن باید سر تا پا کاملا پوشیده باشد | زن نیاز نیست کاملا پوشیده باشد اما باید رورسری داشته باشد | زن میتواند روسری نداشته باشد اما از گردن به پایین باید به صورت مناسب پوشیده باشد |
| زن حق ندارد با بیگانگان صحبت کند | اصلا نباید با نامحرمان همکلام شود | میتواند با بیگانگان در محیط باز صحبت کند اما حق ندارد دست دهد | میتواند با بیگانگان در انجمنها و محافل صحبت کند اما نباید روبوسی و بغلکشی کند |
| زن حق ندارد در برابر دید بیگانگان خودنمایی کند | زن باید در برابر چشم بیگانگان محجب باشد | زن میتواند در انجمنهای خانوادگی و دوستانه آزاد باشد. | زن میتواند در انجمنهای دوستانه برقصد اما حق ندارد در همه جا برقصد |
| اختیار ازدواج دختر/خواهر با پدر/برادر است | پدر یا برادر باید تصمیم بگیرد دختر یا خواهر با چه کسی ازدواج کند | دختر یا خواهر حق دارد برای خود شوهر پیدا کند اما تصمیم نهایی با خانواده است | دختر یا خواهر میتواند شوهر دلخواه بگیرد اما نمیتواند دوست پسر داشته باشد و با او سکس کند |
| زن حق ندارد درس بخواند | زن اصلا نباید درس بخواند | زن میتواند سواد داشته باشد اما لازم نیست دانشگاه برود | زن میتواند دانشگاه برود اما باید رشتههای معینی را انتخاب کند |
| زن حق کار ندارد | اصلا نباید زن در بیرون از خانه کار کند | زن میتواند در برخی تجارتهای شخصی شوهر کار کند | زن میتواند در بیرون از خانه کار کند اما صاحب و مالک درآمد خود نیست. درآمد باید به صلاحدید شوهر یا عضو مرد خانواده مصرف شود. |
در بخش بعدی به جدول رفتارهای زنستیزانه خواهیم پرداخت. رفتارهایی که ناشی از همین باورهای زنستیزانه است. پس از تنظیم نمونه جدول باورها و رفتارها چگونگی شیوههای تغییر آنها را بررسی میکنیم.

