رسانه رخشانه
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری
English
پشتو
حمایت
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
رسانه رخشانه
حمایت

کارزار آگاهی‌دهی در مورد زنان (بخش اول)

۱۳ حوت ۱۴۰۴
کارزار آگاهی‌دهی در مورد زنان (بخش اول)

AFP via Getty Images

حوا جوادی

ماه مارچ عمدتا ماه آگاهی‌دهی در مورد زنان دانسته می‌شود، به‌خصوص ده روز اول این ماه. از سال ۱۹۲۱ که هشتم مارچ در کشورهای عمدتا سوسیالیستی به عنوان «روز زن» نام نهاده شد و سپس در سال ۱۹۷۷ سازمان ملل این روز را به عنوان «روز جهانی زن» به رسمیت شناخت، هر ساله مجموعه‌ای از رویدادها، کارزارها و تجمعات مرتبط با زنان در سراسر جهان برگزار می‌شود.

با آنکه این کارزارها، تجمعات و رویدادها به لحاظ گسترش آگاهی‌ در مورد زنان مهم‌اند، اما با توجه به وضعیت پیچیده‌ای که زنان در سطح جهان دارند و موانعی که بر سر آگاهی زنان وجود دارد، این برنامه‌ها نمی‌توانند نابرابری در نظام‌های اجتماعی و ناآگاهی در سطح جامعه در مورد زنان را به صورت بنیادی تغییر دهد.

از این لحاظ، حالا که در ماه مارچ قرار داریم خوب است در کارزار آگاهی‌دهی در مورد زنان چند نکته را در نظر بگیریم:

پیش‌فرض‌های زن‌ستیزانه

این مطالب هم توصیه می‌شود:

کارزار آگاهی‌دهی در مورد زنان؛ روند تدریجی مبارزه (بخش پایانی)

روایت زنان؛ پای درد دل افسانه

پیش‌فرض‌ها، مبانی بنیادی رفتارهای انسانی است. این پیش‌فرض‌ها در رفتارهای اجتماعی عمدتا از طریق روندهای پذیرفته اجتماعی‌شدن یا جامعه‌پذیری (socialisation) در آگاهی انسان‌ها راه می‌یابند و سپس ته‌نشست کرده به عنوان اصول بدیهی، مسلم و غیرقابل تردید رفتارهای انسان‌ را جهت می‌دهد.

بسته به شرایط تاریخی-فرهنگی جوامع، پیش‌فرض‌هایی که در روند اجتماعی‌شدن وارد ذهن آدم‌ها می‌شوند، متفاوت‌اند. در جامعه‌ی غربی که عمدتا نظام‌های فرهنگی و اجتماعی سکولار دارند، ارزش‌هایی از قبیل برابری جنسیتی، عدم توسل به خشونت، زندگی در چارچوب قانون و اولویت به منافع فردی یا همان فردگرایی (individualism) به عنوان اصول مسلم و پذیرفته شده در جامعه دیده می‌شوند.

 این اصول ممکن است در مقام تحقق نتواند به صورت کامل رفتارهای انسان‌ها را مهار کند، اما به صورت پیش‌فرض‌های بنیادی در جامعه چنان رخنه و رسوخ دارد که کسی در مورد تبعیت از آن‌ها، یا درستی این پیش‌فرض‌ها استدلال نمی‌کند.

به طور نمونه، کسی ممکن است در خانه یا در روابط شخصی یا حتی در حوزه عمومی با زنان بدرفتاری و خشونت کند، اما او نمی‌تواند بدرفتاری و خشونت خود را با فرودستی زنان و کمتر بودن ارزش و منزلت انسانی زنان توجیه کند. چنین توجیهی برای کسی قابل پذیرش نیست، چرا که اصل مسلم و بدیهی برابری انسانی زن و مرد را زیر سوال می‌برد.

در جوامع سنتی و مذهبی، به‌خصوص در جوامع اسلامی و مهم‌تر از همه افغانستان، این پیش‌فرض‌ها کاملا متفاوت‌اند. در روندهای اجتماعی‌شدن، افراد ارزش‌ها و اصولی را یاد می‌گیرند که وجه مشترک همه‌ی آن‌ها برتری و سلطه مردان بر زنان است. این اصول در بسیاری از موارد صریح و آشکار اند؛ خانواده‌ها، سیاست‌مداران، مکاتب و حتی استادان دانشگاه باکی ندارند که از این اصول به عنوان توجیه رفتار خود استفاده کنند.

به طور نمونه، در بسیاری از موارد وقتی موضوعی مرتبط با مسایل اقتصادی و روابط قدرت در میان باشد، به زنان زمینه و فرصت مشارکت داده نمی‌شود. این مسایل، که گویا مستلزم تصمیم‌سازی‌های ریسکی و خطرناک است، اموری کاملا مردانه تلقی می‌شوند. وقتی عضو زن یک خانواده مایل به مشارکت باشد، اغلب منع می‌شود و گفته می‌شود: «زنان را به این کارها چه کار!»؛ یا «عقل زن‌ها به این کار نمی‌رسد» و کلیشه‌هایی شبیه این.

فراتر از آن در مقام عمل نیز در نظام خانوادگی همیشه فرصت‌های اصلی زندگی و تصمیم‌سازی‌ها امور مردانه تلقی می‌شوند و زنان حداکثر در مقام مشاور می‌توانند در روند تصمیم‌گیری نقش‌آفرینی کنند. به همین ترتیب، برخوردهای عاطفی در محیط خانواده نیز در قبال مردان و زنان کاملا متفاوت است. دختران و زنان در مقایسه با پسران و مردان جایگاه فروتری در مناسبات عاطفی خانواده دارند و همیشه پس از پسران مورد مهر و محبت قرار می‌گیرند.

الگوهای نقشی که در نظام خانواده وجود دارند؛ از جمله این که مردان در بیرون کار کنند و امور مربوط به پاک‌کاری، غذاپختن، لباس‌شستن و تزیینات خانه به عهده زنان است، اصول‌های مسلم دیگری‌اند که در روندهای اجتماعی‌شدن مستقیم و غیرمستقیم وارد نظام آگاهی افراد می‌شوند و از این طریق رفتارهای فردی و اجتماعی آن‌ها را تحت تاثیر قرار می‌دهند و در واقع به بخش تغییرناپذیر خلق‌وخو‌ و خصوصیات رفتاری آن‌ها تبدیل می‌شوند.

تاثیرگذاری این پیش‌فرض‌ها بر رفتارهای فردی و اجتماعی به گونه‌ای است که نابرابری میان مردان و زنان به صورت خودکار و بدون تلاش  سیستماتیک در جامعه به وجود می‌آید و در تمام ابعاد زندگی استقرار پیدا می‌کند. نه تنها مردان که زنان نیز در استقرار مناسبات مبتنی بر نابرابری زن و مرد سهم می‌گیرند؛ چرا که در روندهای اجتماعی‌شدن آن‌ها نیز پذیرفته‌اند که منزلت زنان با مردان برابر نیست و باید در جایگاه فروتر قرار داشته باشند و این ذهنیت در ساختار ناخودآگاه آگاهی آن‌ها رسوخ کرده و استقرار یافته است.

بسیاری از جاه‌طلبی‌های دختران در نظام خانواده از سوی مادران کنترل می‌شود. مادران نمی‌گذارند دختران‌شان از حدود و ثغور نقش‌های از پیش‌تعیین‌شده در جامعه پا را فراتر بگذارند و در مسایلی مربوط به مناسبات قدرت و ثروت در خانه دخالت کنند و سهم بگیرند. مادران به فرزندان پسر خود اولویت بیشتری می‌دهند، به لحاظ عاطفی به آن‌ها بیشتر محبت می‌کنند و خواسته‌ها و آرزوهای آن‌ها را مقدم‌تر از خواسته‌های دختران و زنان برآورده می‌کنند.

محوریت مردان در خانواده

در ساختار اصلی نظام خانوادگی در افغانستان مردان کانون اصلی خانواده‌اند و تمام سلسله‌ مراتب، ارزش‌ها و مناسبات بر محور مردان می‌چرخند. مردان تصمیم می‌گیرند، قدرت و ثروت را در اختیار دارند و به بقیه دستور می‌دهند که چه کار کنند. زنان در این مناسبات یا کلا حضور ندارند یا حضور بسیار حاشیه‌ای و بی‌اهمیت دارند. در بدترین حالت، مردان حق دارند هر کاری با زنان بکنند، آن‌ها را لت‌و کوب کنند و حتی از خانه اخراج کنند و از تمام دارایی‌ها و حقوق‌شان محروم کنند. 

ممکن است در بسیاری از خانواده‌ها به زنان و دختران اهمیت داده‌ شود و با آن‌ها رفتار محترمانه شود و به خواسته‌های‌شان اهمیت داده شود. اما این چیزی را عوض نمی‌کند؛ چرا که احترام گذاشتن بدون پذیرفتن منزلت و حقوق‌ انسانی برابر، تغییری در جایگاه زنان ایجاد نمی‌کند. زنان همچنان موجودات حاشیه‌ای و تبعی در نظر گرفته می‌شوند که در بهترین حالت مردان با آن‌ها محترمانه رفتار می‌کنند. تصمیم نهایی، قدرت نهایی و نبض زندگی کماکان دست مردان است.

رسوب ارزش‌های زن‌ستیزانه در ساختار آگاهی

فرزندانی که در چنین محیطی بزرگ می‌شوند، به صورت ناخواسته به زنان و مردان نگاه نابرابر پیدا می‌کنند. آن‌ها گمان می‌کنند زنان موجودات فروتر هستند و از این لحاظ شایسته حقوق برابر با مردان نیستند. این پیش‌فرض در ساختار آگاهی‌شان حک می‌شود و سپس تمام رویکردشان نسبت به زندگی فردی و اجتماعی بر اساس همین مبنا شکل می‌گیرد.

ممکن است این افراد بعدها بر اثر آموزش، معاشرت و دیدن الگوهای بهتر، نظرشان نسبت به زنان و نحوه رفتار با آن‌ها اندکی تعدیل شود و یا حتی در صورت زندگی در جوامع لیبرال ناگزیر باشند با زنان به شیوه‌ای متفاوت رفتار کنند. با این حال، ته‌نشست‌های زن‌ستیزانه به سادگی از ذهن و روان‌شان و رفتارهای شان پاک نمی‌شود. آن‌ها در حالت‌های دشوار ناخودآگاه براساس همین پیش‌فرض‌های رسوب‌کرده عمل می‌کنند و بدبینی نسبت به زنان را به احتمال زیاد تا پایان زندگی نتوانند کنار بگذارند.

بسیاری از خشونت‌های خانوادگی در میان افغان‌ها در جوامع غربی ریشه در همین وضعیت دارند. مردان و زنانی که در افغانستان به دنیا آمده‌اند و در آنجا بزرگ‌ شده‌اند، اغلب با الگوهای رفتاری زن‌ستیزانه خو گرفته و عادت کرده‌اند. آن‌ها یک شبه نمی‌توانند این عادت‌ها و الگوهای رفتاری را دور بریزند. بسیاری از افراد اصلا حتی در غرب مایل نیستند که در پیش‌فرض‌های ذهنی زن‌ستیزانه خود تردید کنند. آن‌ها از روی اجبار به قوانین غربی تن می‌دهند، اما در عمل و در زندگی روزمره، نگرش ضدزن و مردسالارانه خود را تا جایی که ممکن باشد حفظ می‌کنند.

بدون نگاه آگاهانه به این پیش‌فرض‌ها و تامل در باب درستی و نادرستی آن‌ها، صرف زندگی در جوامع غربی تاثیری بر نگاه انسانی به زنان نمی‌گذارد. پیش‌فرض‌ها اگر در ساختار آگاهی پنهان بمانند و در معرض بازنگری و شناخت قرار نگیرند، تغییر نمی‌کنند و همچنان بر رفتارها تاثیر می‌گذارند. در نتیجه، نگاه نابرابر به زنان خارج از حیطه و کنترل قانون ادامه می‌یابد و از یک نسل به نسل بعدی منتقل می‌شود.

در بخش‌های بعدی، بیشتر به ابعاد این موضوع و سایر نکات بنیادین که مولد نابرابری اجتماعی بر مبنای جنسیت است خواهیم پرداخت.

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • درباره رخشانه
  • هیات امناء
  • اصول و خطوط کاری
  • تماس با ما
FR Fundraising Badge HR

Registered Charity No 1208006 and Registered Company No 14120163 - Registered in England & Wales - Registered office address: 1 The Sanctuary, London SW1P 3JT

Copyright © 2024 Rukhshana

پشتو English
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری