رسانه رخشانه
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری
English
پشتو
حمایت
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
رسانه رخشانه
حمایت

کارزار آگاهی‌دهی در مورد زنان؛ روند تدریجی مبارزه (بخش پایانی)

۲۲ حوت ۱۴۰۴
کارزار آگاهی‌دهی در مورد زنان؛ روند تدریجی مبارزه (بخش پایانی)

Oriane Zerah via AP Photos

حوا جوادی

نزدیک به پنج‌سال از حکومت طالبان و استقرار نظام «آپارتاید جنسیتی» در افغانستان گذشته است. در این مدت به موازات زن‌ستیزی طالبان و فرمان‌های ضد زن ملا هبت‌الله، رهبر این گروه، مبارزات زنان در داخل و خارج از کشور به شیوه‌ها و اشکال مختلف نیز ادامه داشته است. این مبارزات در برخی موارد دستاوردهای ملموسی داشته است؛ از جمله حکم بازداشت هبت‌الله، رهبر طالبان و عبدالحکیم حقانی، قاضی القضات این گروه، از سوی دادگاه بین‌المللی کیفری.

با این حال، وضعیت در داخل افغانستان نه تنها به نفع زنان تغییر نکرده که سرکوب سیستماتیک زنان ابعاد تازه‌تری به خود گرفته است. در چنین وضعیتی، بسیاری‌ها می‌پرسند چرا مبارزات زنان نتیجه‌بخش نیست؟ آیا مبارزاتی که منجر به تغییرات عملی نشود اهمیت دارد؟ چرا این مبارزات نتوانسته اندکی تردید در اقدامات زن‌ستیزانه گروه طالبان به وجود آورد؟

برای بررسی پاسخ به این پرسش‌ها می‌توان از زوایای مختلفی به آن نگاه کرد. اما اگر واقع‌بینانه و به تناسب واقعیت موجود و در چارچوب شرایطی که بر نظم کلان بین‌المللی حاکم است نگاه کنیم، مبارزات زنان افغانستان یکی از درخشان‌ترین مبارزاتی است که در طول تاریخ عدالت‌خواهی در افغانستان صورت گرفته و در مقیاس جهانی نیز در میان مبارزات پرثمر به شمار می‌آید. برای فهم این واقعیت، مهم است که به چند نکته نگاه کنیم:

یکم – عمق و گستره‌ی زن‌ستیزی در افغانستان

این مطالب هم توصیه می‌شود:

منابع: افراد مسلح ناشناس در هرات دست‌کم ۲۵ تن به‌شمول زنان و کودکان «شیعه» را به گلوله بستند

ممنوعیت طالبان در هرات از نقش‌آفرینی زنان در کانال‌های یوتیوب؛ روایت دو زن بازیگر از حذف و خانه‌نشینی

زن‌ستیزی در افغانستان با زن‌ستیزی موجود در سایر جوامع تفاوت بنیادین دارد. ماهیت قبیله‌ای و زندگی روستایی در افغانستان و عجین‌شدن آن با آموزه‌های ضدزن در آموزه‌های دینی به شکل‌گیری فرهنگ و جامعه‌ای انجامیده است که ارزش‌های زن‌ستیزانه در عمق تمامی نهادها و ساختارهای بنیادین آن رسوخ یافته است.

 از خانواده و نهادهای آموزشی گرفته تا کوچه و بازار و حوزه‌های عمومی زندگی، به عبارت دیگر، از در و دیوار همه جا زن‌ستیزی می‌بارد. این وضعیت، باعث شده است که جامعه حساسیت خود را در برابر زن‌ستیزی و تبعیض علیه زنان از دست دهد و به سادگی در برابر نابرابری موجود اقدام نکند.

بالا بودن آستانه تحمل جامعه در قبال ستم علیه زنان باعث شده است که حتی بسیاری از زنان بدلیل درونی‌سازی ارزش‌های مردسالارانه، فقدان آگاهی و تهدیدهای موجود در جامعه برای احقاق حقوق خود اقدام نکنند و به مبارزه نپیوندند. زنان، به خصوص در مناطق روستانشین، آنقدر با سلطه مردان و تبعیض علیه زنان خو گرفته‌اند که آن را وضع طبیعی قلمداد می‌کنند. در شرایطی که بحران اقتصادی و فقر کمرشکن مردم را اسیر غم پیدا کردن یک لقمه نان کرده است، زنان به محدودیت‌هایی که علیه‌شان وجود دارد اهمیت زیادی نمی‌دهند. از دید آن‌ها محدودیت‌ها هم تغییرپذیر نیست و هم بخش طبیعی زندگی است.

دوم – خاموشی مردان

 با آن‌که در میان جامعه شهری، تحصیلکرده و نخبگان سیاسی و فرهنگی افغانستان دامنه حمایت از خواسته‌ها و مبارزات زنان به خصوص در حوزه‌‌های مدنی از جمله حق آموزش، کار و البته فعالیت سیاسی گسترده است، اما آن‌ها به دلیل نبود میدان عمل از یک‌سو و فقدان اراده برای دادخواهی از سوی دیگر به لحاظ عملی مطلقا خاموش بوده‌اند. مردان افغانستان عمدتا مبارزه با زن‌ستیزی سیستماتیک طالبان را امری کاملا زنانه تلقی می‌کنند و از این لحاظ، اراده جدی در آن‌ها برای مشارکت در این مبارزه دیده نمی‌شود.

تاکید بر حق آموزش، کار و حضور زنان در حوزه‌ عمومی از سوی نخبگان سیاسی و فرهنگی در محافل، تنها اقدامی است که مردان در دفاع از زنان انجام داده‌اند؛ اقدامی ناچیز که نه می‌تواند منبع فشار علیه طالبان باشد و نه در حلقه‌های تصمیم‌گیری دولت‌های غربی تاثیر گذار است و نه توجه نهادهای حقوق‌بشری را جلب می‌کند. نه می‌توان گفت این اقدامات ریاکارانه است و برمبنای منفعت سیاسی صورت می‌گیرد. اما می‌توان با قاطعیت گفت که در نبود این محافل و اظهار نظرها هم مبارزه زنان افغانستان علیه تبعیض سیستماتیک موجود و آپارتاید جنسیتی تغییری نمی‌کرد و چیز خاصی را از دست نمی‌داد.

بی‌اعتنایی جهان اسلام به وضعیت زنان در افغانستان

با آن‌که وضع زنان در همه جوامع اسلامی بسیار بهتر از وضع زنان در افغانستان است و با آن که تصویری که طالبان با سیاست‌های زن‌ستیزانه خود از اسلام ارایه می‌کنند، بسیار مشمئز کننده و انزجارآور است، انتظار آن بود که اگر نه همه، دست کم شماری از کشورهای اسلامی در کنار زنان افغانستان می‌ایستادند و از حقوق زنان افغانستان دفاع می‌کردند. سازمان‌هایی همانند سازمان همکاری اسلامی به صورت قاطع وارد عمل می‌شد و طالبان را به خاطر اعمال آپارتاید جنسیتی زیر فشار می‌گذاشتند یا دست کم از مبارزه زنان برای حق آموزش و کار دفاع می‌کردند.

در عمل، دیده شد که هیچ یکی از این کشورها نه تنها اقدامی برای دفاع از حقوق زنان نکردند، که با حکومت طالبان به گونه‌ای رفتار کردند که انگار نه انگار در افغانستان نظام «آپارتاید جنسیتی» حاکم است. کشورها و نهادهای جوامع اسلامی به صورت مطلق چشم خود را بر حاکمیت «آپارتاید جنسیتی» در افغانستان بستند و به جای اعمال فشار، با طالبان وارد داد و ستد سیاسی و اقتصادی شدند.

اولویت پراگماتیسم سیاسی بر ارزش‌های حقوق‌بشری

با رشد جریان‌های راست‌گرا و به قدرت‌رسیدن دونالد ترامپ در امریکا، نظم جهانی به شدت دست‌خوش تحول شده است. در این نظم، هرچند ارزش‌های حقوق‌بشری و نظمی مبتنی بر ارزش‌های لیبرال به کلی به حاشیه نرفته است، اما جایگاه و اولویتی را که در گذشته از آن برخوردار بود از دست داده است. بسیاری از کشورها اکنون تلاش می‌کنند تا در مسایلی که به صورت مستقیم به منافع ملی‌شان مرتبط می‌شود، از جمله کنترل مهاجرت و مهار مرزها، افزایش رشد اقتصادی، از بین‌بردن تهدیدهای امنیت ملی و رقابت در بازار پرسرعت فناوری هوش مصنوعی سرمایه‌گذاری کنند.

این دغدغه‌ها و نگرانی‌ها ارزش‌های حقوق‌بشری را تا حد زیادی به حاشیه رانده است و باعث شده است که دولت‌ها منافع کلان سیاسی خود را قربانی دفاع از ارزش‌های حقوق‌ بشری نکنند. به همین دلیل است که به رغم جنایات بشری سنگینی که در غزه و اوکراین اتفاق افتاد کشورهای غربی برای برداشتن گام عملی جدی در راستای جلوگیری از جنایت از یک‌سو و پاسخ‌گو ساختن عاملان آن تلاش نکردند. این وضعیت طبیعی بود که بر نحوه، کیفیت و البته دستاوردهای مبارزات زنان افغانستان نیز تاثیر بگذارد.

تدریجی‌بودن روند مبارزه

مبارزه برای تغییر وضعیتی که از یک سو به حمایت تمام قد یک دستگاه سیاسی متکی است و از سوی دیگر ریشه طولانی دارد و در همه تاروپود جامعه تنیده است، یک شبه و زودهنگام به نتیجه نمی‌رسد. نه تنها مبارزات زنان در افغانستان که مبارزه برابری‌خواهانه در همه جا از جمله مبارزات سیاهان برای محو نظام آپارتاید نژادی در افریقای جنوبی، جدایی‌سازی نژادی «racial segregation» در امریکا، مبارزات جنبش‌های کارگری، مبارزات فمینیستی در جوامع غربی همگی زمان‌ بر بوده و به صورت تدریجی نتیجه داده اند.

به طور مثال، اگر به همین رخداد تجلیل زنان در روز هشتم مارچ نگاه کنیم، می‌بینیم مبارزه اولیه در آغاز قرن بیستم شروع شد. براساس اسناد تاریخی، برای اولین بار، زنان فعال در حزب سوسیالیست امریکا، در فبروری ۱۹۰۹ روز زن را تجلیل کردند. در سال بعد تجلیل «روز زنان کارگر»‌ Working Women’s Day در کنفرانس بین‌المللی زنان سوسیالیت در شهر کوپنهاگ دنمارک به تصویب رسید. 

بعد از آن در سال‌های بعد مطالبه زنان برای حق رأی شدت بیشتری گرفت. در نهایت اعتراضات گسترده زنان کارگر در کارخانه‌های نساجی شهر پتروگراد روسیه، در هشتم ماه مارچ ۱۹۱۷، به این مبارزات رمق تازه بخشید. زنان کارگر با کشیدن دست از کار و برپایی اعتراضات گسترده شعار «نان و صلح»‌ «bread and peace» سر دادند. این مبارزات به زودی فراگیر شد و نقش جدی در براندازی حکومتی داشت که مبارزات کمونیست‌ها و سوسیالست‌ها به رهبری ولادیمیر لنین، به شدت پایه‌های آن را لرزانده بود. ۷ روز بعد از این اعتراضات، سزار از حکومت کناره‌گیری کرد و در نهایت بلشویک‌ها به رهبری لنین انقلاب سوسیالیستی را به پیروزی رساندند.

پس از انقلاب، در سال ۱۹۲۱ در جریان «کنفرانس دوم زنان کمونیست»، قطعنامه‌ای تصویب شد تا به پاس نقش زنان در اعتراضات کارگری، روز ۸ مارچ برای تجلیل از مبارزات زنان اختصاص داده شود. از این تاریخ به بعد، همه ساله کشورهای دارای نظام کمونیستی از هشتم مارچ تجلیل می‌کردند، اما همچنان به عنوان روز جهانی گرامیداشت از زنان به شمار نمی‌آمد.

۶۸ سال بعد از جرقه اولیه‌ی تجلیل از روز زن، سرانجام مجمع عمومی سازمان ملل با تصویب قطعنامه‌ای ۸ مارچ را به‌عنوان روز جهانی زن اعلام کرد. تصویب جهانی این روز باعث شد تا دست کم هر سال، یک روز توجه جهان به نابرابری و تبعیض علیه زنان جلب شود و اقداماتی برای رفع این تبعیض صورت گیرد.

از سال ۱۹۰۹ که اولین اقدامات شروع شد، در بسیاری از کشورها زنان حق رأی نداشتند و در محیط کار نیز دستمزد پایین‌تر از مردان دریافت می‌کردند. فراتر از آن قوانینی برای حمایت از زنان در برابر آزار و اذیت وجود نداشت و زنان از بسیاری از فرصت‌های اجتماعی محروم بودند. اما به تدریج با استمرار مبارزه و ارتقای سطح آگاهی این وضعیت گام به گام تغییر کرد. زنان در بسیاری از کشورها نه تنها حق رأی پیدا کردند که حق نامزدشدن و رهبری نیز پیدا کردند.

اکنون شاخص نابرابری میان زنان و مردان در بسیاری از جوامع رو به کاهش است. هرچند نابرابری، همچنان ادامه دارد و اشکال مختلفی به خود می‌گیرد، اما مبارزات زنان نیز هر روز قوی‌تر و منسجم‌تر می‌شود. در جوامع غربی تقریبا هر سال، قوانینی تازه‌ای برای محافظت از زنان و محو تبعیض مبتنی بر جنسیت وضع می‌شود.

به این ترتیب، مبارزه علیه نابرابری امری ساده نیست و انتظار دستاورد عملی در یک بازه زمانی کوتاه‌مدت غیرواقع‌بینانه است. اما استمرار مبارزه، به خصوص چشم‌اندازی را که زنان افغانستان برای آن ترسیم کرده است، از جمله به رسمیت‌شناختن «آپارتاید جنسیتی» به عنوان «جنایت علیه بشریت»‌ می‌تواند به نتایجی منتهی شود که نه تنها زنان بلکه کل مردم افغانستان را در نهایت از چنگال وضعیت شرارت‌باری که به وجود آمده است نجات دهد. این دستاورد تحقق‌پذیر است اما به شکیبایی از یک‌سو و مشارکت گسترده، به خصوص نقش مردان در همدستی با زنان، برای تغییر وضع موجود نیاز دارد.

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • درباره رخشانه
  • هیات امناء
  • اصول و خطوط کاری
  • تماس با ما
FR Fundraising Badge HR

Registered Charity No 1208006 and Registered Company No 14120163 - Registered in England & Wales - Registered office address: 1 The Sanctuary, London SW1P 3JT

Copyright © 2024 Rukhshana

پشتو English
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری