رسانه رخشانه
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری
English
پشتو
حمایت
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
رسانه رخشانه
حمایت

روایت زنان؛ « یگانه آرزویم این است که تمام زنان قریه باسواد شوند»

۱۵ حمل ۱۴۰۴
روایت زنان؛ « یگانه آرزویم این است که تمام زنان قریه باسواد شوند»

عکس: رسانه‌ی رخشانه

تمنا تابان

در روستای دورافتاده و محروم در یکی از ولسوالی‌های دوردست بامیان، دختری جوان برای دو سال است که نور امید می‌آفریند. او با راه انداختن یک کورس خانگی سوادآموزی برای زنان جوان و میانسال، سعی دارد آن‌ها را باسواد کند.

مروه (نام مستعار) ۲۳ ساله در حال یاد دادن کلمات برای دانش‌آموزانی است که اکثرا از نظر سنی بزرگ‌تر از خودش هستند.

صدای مروه و به تعقیب آن صدای دانش‌آموزان در اتاق طنین ایجاد می‌کند. وقتی او با صدای بلند حروف باران را جدا جدا می‌خواند، شاگردانش از پی او تکرار می‌کنند: «ب، الف، ر، الف، نون- باران» 

مروه خودش یکی از میلیون‌ها دختری است که پس از آمدن طالبان از آموزش محروم شده است. او تازه سال دوم دانشگاه را تمام کرده بود که طالبان دروازه‌های دانشگاه‌ها را به روی زنان و دختران در افغانستان بستند.

این مطالب هم توصیه می‌شود:

طالبان در بلخ دانش‌آموزان پسر را مجبور به ارائه عکس‌های «لنگی دار» برای اسناد تعلیمی کرده‌اند

روایت زنان؛  پناه از فقر به مهاجرت و برگشت دوباره به دامن فقر

مروه پیش‌بینی می‌کرد که به این زودی طالبان به زنان اجازه برگشت به دانشگاه را نمی‌دهد. برای همین، به روستای محل زندگی خانواده‌اش برگشت. به محض برگشت، برای راه‌اندازی یک کورس خانگی سوادآموزی برای زنان روستا آستین بالا زد. با گذشت دوسال، حالا او در دو تایم بیشتر از ۴۰ دانش‌آموز در سن‌های متفاوت دارد.

مروه می‌گوید، کارش یک دلیل ساده، اما مهم داشت: «تنها و تنها هدفم این است که چرخه‌ی یادگیری متوقف نشود، اگر ما نمی‌توانیم درس بخوانیم، حداقل به صورت پنهانی می‌توانیم دیگران را درس بدهیم، پس چرا روزهای خود را با افسوس گذشته ضایع کنیم.»

بیشتر زنان روستای محل زندگی مروه، بویژه آنان‌که در دهه‌ی چهارم زندگی خود هستند، سواد خواندن و نوشتن ندارند. در واقع آن‌ها از یک سو قربانی سیاست‌های زن‌ستیزانه‌ی دور اول طالبان و از سوی دیگر، قربانی محرومیت شدیدی هستند که حتا در دو دهه‌ی گذشته، زمانی‌که دولت جمهوری بر سرکار بود، به مکتب و آموزش کافی دسترسی نداشتند.

مروه می‌گوید: «قریه‌ای که ما در آن زندگی می‌کنیم از مرکز ولسوالی بسیار فاصله دارد، فاصله زیاد با مرکز و نبود مکتب باعث شده تا اکثر زنان این منطقه بی‌سواد بمانه، که اونا از بی‌سوادی و ناخواندگی واقعاً رنج می‌بردند. مه وقتی از مکتب محروم شدم، به فکرم رسید که چرا برای باسواد شدن این‌ها کار نکنم.»

مروه پیش از شروع این کار سراغ مادرش رفت تا نظر او را بپرسد. مادری که خود بی‌سواد است، اما ارزش سواد را خوب درک می‌کند.

پاسخ مادر به مروه پر از امید، انگیزه و حمایت بود که عزم او را برای چنین کاری جزم‌تر کرد: «مادرم برایم گفت که اگر این کار را کنی، هیچ وقت از یادها فراموش نمیشی و نزد خدا بسیار پاداش داری. تو کاری را می‌کنی که دولت باید می‌کد؛ ولی دولت ما هیچ وقت خیرش به مردم نرسیده.»

بامیان از نظر توسعه در بیش از 20 سال گذشته جزو محروم‌ترین ولایت‌های افغانستان بود. هرچه به نقاط دوردست‌تر بامیان برگردیم اندازه این محرومیت هم بیشتر به چشم می‌آید. مثل روستای محل زندگی مروه.

پس از دو سال تلاش، مروه به فکر گسترش این حرکت آموزشی به روستاهای اطراف افتاده است. هرچند این کار به صورت پنهانی و با احتیاط انجام می‌شود، اما به لطف این که در محل زندگی مروه طالبان اشراف زیادی ندارند، کارشان خیلی دشوار نیست: «اگر بتوانیم به صورت پنهانی طوری که طالب خبر نشود، این صنف‌ها ره در قریه‌های دیگر و با کمک دخترای دیگه فعال کنیم که کار خیلی خوب و مفیدی میشه.»

این اقدام مروه کاملا رضاکارانه است و دانش‌آموزان مجبور نیستند هیچ هزینه‌ای پرداخت کنند، او از روز اول تا به امروز هزینه‌های جانبی کارش را از جیب خود پرداخته است؛ مثل نیازمندی‌های اولیه یک صنف درسی: «تمام چیزهایی که نیاز شده ره از جیب خود خریداری کدیم، تا حالی را که خوب پیش رفته، ازی بعدش هم به امید خدا.»

مروه نگران هزینه‌ی کاری که می‌کند نیست، زیرا آرزوی بزرگ‌تری دارد قبل از این که بخواهد حمایت‌گر مالی پیدا کند: «یگانه آرزویم این است که تمام زنان قریه باسواد شوند، یعنی بی‌سوادی نه تنها از قریه‌ی ما بلکه از تمام قریه‌ها گم شوه، وقتی زنان باسواد شوند.»

مروه از روش درسی که قبلا سازمان علمی، فرهنگی ملل متحد- یونسکو- در بعضی از قریه‌های افغانستان استفاده می‌کرده، بهره می‌برد: «قبلاً سازمان یونسکو در بعضی از قریه‌جات همجوار ما بعضی کورس‌ها ره داشت، که بعد از چند ماه ختم شد، ما کتابای اونا ره کاپی کده و برای شاگردای خود توزیع کدیم، کتاب‌ها بخش یادگیری الفبا و حساب را دارد که میتود درسی خیلی آسان و مفید است.»

یکی از 40 دانش آموز مروه، مروارید (مستعار) 42 ساله است. او پس از دو سال حالا می‌تواند هم بخواند و هم بنویسد. به قول خودش، به بزرگ‌ترین آرزوی خود رسیده است.

سطح پایین سواد و آموزش در میان زنان افغانستان همیشه یکی از موضوعات داغ و مورد بحث بوده است. سازمان‌های بین المللی مانند یونسکو در سال‌های گذشته برای محو و کمرنگ ساختن بی‌سوادی در جامعه‌ی افغانستان تلاش‌های زیادی انجام داده است، اما خیلی از این تلاش‌ها نتیجه‌ی چندانی در بر نداشته است.

سطح پایین سواد زنان بر زندگی و آینده‌ی کودکان این سرزمین نیز تاثیر مستقیم داشته است، تربیت، حفظ الصحه و نوع تغذیه کودکان با میزان سواد و آگاهی زنان ارتباط مستقیم دارد.

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • درباره رخشانه
  • هیات امناء
  • اصول و خطوط کاری
  • تماس با ما
FR Fundraising Badge HR

Registered Charity No 1208006 and Registered Company No 14120163 - Registered in England & Wales - Registered office address: 1 The Sanctuary, London SW1P 3JT

Copyright © 2024 Rukhshana

پشتو English
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری