رسانه رخشانه
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری
English
پشتو
حمایت
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
رسانه رخشانه
حمایت

 روایت زنان؛ جنگ شکیلا با دو دشمن: طالبانِ زن‌ستیز و سنتِ ضد زن

۸ اسد ۱۴۰۴
 روایت زنان؛ جنگ شکیلا با دو دشمن: طالبانِ زن‌ستیز و سنتِ ضد زن

شکیلا شمس ( نام مستعار)/ عکس: رسانه‌ی رخشانه

آزاده تران

«برای حق انسانی و اصلی‌ام مبارزه می‌کردم، ولی این جاهل‌ها (طالبان) در مقابل چشمان من و کودکانم، شوهرم را کشت. خانه و کاشانه‌‌ام بر باد رفت. طفلایم حتا جایی برای زندگی ندارند.» این را با صدای بغض‌آلود می‌گوید؛ بهای سنگینی که یکی از دختران معترض علیه زن‌ستیزی طالبان پرداخته است.

او که عضو یک جنبش اعتراضی زنان افغانستان است و هنوز داخل افغانستان به سر می‌برد ترجیح می‌دهد در این روایت تلخ با نام مستعار شکیلا شمس شناخته شود. زنی ۳۲ ساله و مادر سه فرزند کوچک که موقتا در یکی از ولایت‌های شرقی افغانستان پناه گرفته است؛ چرا که او مدام باید جایش را تغییر دهد.

اما داستان تلخ او تنها به فرار از دست طالبان محدود نمی‌شود، او ناچار است با سنت‌ اجتماعی زن‌ستیز حاکم در افغانستان هم مبارزه کند. او در برابر طالبان ایستاده تا از حق و هویت زنانه‌اش دفاع کند و هم‌زمان در برابر خانواده شوهرش ایستاده تا پس از مرگ همسرش، فرزندانش را از او نگیرند.

الهام‌بخش

این مطالب هم توصیه می‌شود:

کارشناسان ملل متحد خواستار لغو اصول‌نامه‌ی جزایی محاکم طالبان شدند

طالبان ۳۵ تن به‌شمول شش زن را در ده ولایت شلاق زدند

زندگی شکیلا پیش از حاکمیت طالبان، نماد روشنی از پیشرفت دختری بود که از دل یک روستای کوچک و سنتی قد کشیده بود. او از معدود دختران قریه‌اش بود که توانسته بود به مکتب برود و بعدها خود در همان مکتب آموزگار دختران شود، در دانشگاه در رشته‌ی قابلگی تحصیل کند و سپس در یکی از بهترین شفاخانه‌های مرکزی ولایت محل زندگی‌اش، دو سال به عنوان قابله کار کند.

جزئیات زیادی از زندگی، کار و فعالیت‌های اعتراضی شکیلا به دلیل خطر شناسایی و تهدید از سوی طالبان در این روایت ذکر نمی‌شود؛ اما آن‌چه روشن است این است که پیش از سقوط افغانستان، شکیلا الگویی الهام‌بخش برای همه‌ی دختران روستا بود.

 وقتی از پیشرفت دختران سخن به میان می‌آمد، همه از شکیلا یاد می‌کردند؛ دختری که با پشتکارش توانسته بود محدودیت‌ها را کنار بزند و به زنی تحصیل‌کرده و متخصص تبدیل شود.

شکیلا با بغض می‌گوید، با حاکمیت طالبان، افراد این گروه خیلی زود به سراغش آمدند. زیرا او شناخته شده و نماد زن باسواد بود که طالبان از آن می‌ترسیدند. از طرف دیگر، او در بیمارستانی کار کرده بود که خیلی از کارمندانش خارجی بودند، که از نظر طالبان جرمی سنگین است.

پس از حاکمیت طالبان، شکیلا فقط چهار ماه توانست به کارش ادامه دهد. پس از آن خانه‌نشین شد. اما به قول خودش، دست زیر آلاشه ننشست و به رغم تهدیدهای مکرر به عضویت یک جنبش اعتراضی در آمد.

با حاکمیت طالبان، محدودیت‌های گسترده علیه زنان در افغانستان پدید آمد. نهادهای حقوق‌بشری می‌گویند، آن‌چه طالبان بر سر زندگی زنان در افغانستان آورده آپارتاید جنسیتی است که باید به رسمیت شناخته شود.

هیچ جنبه‌ای از زندگی زنان افغانستان از تیررس محدودیت طالبان دور نمانده است. حق آزادی، کار، آموزش، سرگرمی و هرچه به زندگی یک انسان معنا می‌بخشد توسط طالبان از زنان افغانستان گرفته شده است.

جنبش‌های اعتراضی زنان از دل همین سیاست‌های زن‌ستیزانه‌ی طالبان سر برآورد. ده‌ها جنبش پیدا و پنهان نگذاشته‌اند، صدای زنان افغانستان خاموش شود و یا مساله‌ی خشونت ساختاری طالبان علیه زنان افغانستان عادی‌سازی شود.

شکیلا نیز یکی از هزاران دختری بود که علیه طالبان ایستاد. او در توضیح چرایی این تصمیم‌اش به رسانه‌ی رخشانه گفته است: «با چه سختی و ناداری درس بخوانی، سال‌ها سختی بکشی و آخر بخواهی به خود و جامعه‌ات خدمت کنی، چند جاهل بیاید و برای سرنوشت‌ات تصمیم بگیرد. قابل قبول نیست.»

 با این حال، ایستادگی در برابر طالبان برای بسیاری از زنان معترض بهایی سنگین داشته است. بازداشت‌های خودسرانه، زندان‌های مملو از خشونت، شکنجه‌های روانی و فیزیکی، ناپدیدشدن‌های مرموز و حتی قتل‌های پنهان و آشکار، بخشی از ابزارهای سرکوب طالبان علیه زنانی بوده که حاضر نشده‌اند تسلیم سکوت و انفعال شوند.

بهایی که شکیلا پرداخته، بهایی است سنگین و جبران‌ناپذیر؛ از دست دادن همسرش، آواره شدن سه کودک خردسالش و زندگی در سایه‌ی ترس و پنهان‌کاری برای خودش. او تمام آن‌چه را که یک زن می‌تواند از دست بدهد، در راه ایستادگی‌اش در برابر ظلم طالبان از دست داده است.

مرگ شوهر در مقابل چشم فرزندان

شکیلا می‌گوید، افراد طالبان با هجوم به خانه‌اش، شوهرش را در مقابل چشمان او و فرزندان کوچک‌اش تیر باران کرده است.

مجموعه‌ی ادعاهای شکیلا به صورت مستقلانه برای رسانه‌ی رخشانه قابل تایید نیست، اما  او با فرستادن مجموعه‌ای از اسناد هویتی و عکس‌هایی از پیکر زخمی و بی‌جان شوهرش به رسانه‌ی رخشانه گفته است: «اواخر ماه دلو سال ۱۴۰۳ بود. همه‌ی خانواده دور صندلی نشسته بودیم، یک‌دفعه‌ دروازه خانه‌ی ما ایلا (باز) شد. سه نفر مسلح وارد خانه‌ی ما شدند. یکی‌اش سر شوهرم کلاشینکوف گرفت و دو تای دیگرش به زور از شانه‌‌هایم گرفتند، می‌خواستند مرا با خودشان ببرند. شوهرم مانع بردنم شد که ناگهان یکی از آن‌ها به سر شوهرم فیر (تیراندازی) کرد. از این‌که مرمی به مغز شوهرم آسیب رسانده بود، شوهرم جابجا فوت نمود.»

 شکیلا ادامه ماجرای تلخ آن شب را که به قول خودش دیوار زندگی‌اش را فرو ریخت، چنین به خاطر می‌آورد: «من و کودکانم چیغ و داد زدیم. آن سه نفر افراد مسلح فرار کردند و تمام همسایه‌ها جمع شدند و به حوزه تماس گرفتند. وقتی نیرو‌های طالبان از حوزه آمدند، مرا برای بازجویی به حوزه بردند. ساعت یازده‌ونیم همان شب من به حوزه رسیدم، در آن‌جا در مورد کشته شدن شوهرم و دلیل آن را از من پرسان می‌کردند. من که از کشته شدن شوهرم شوکه شده بودم، هیچ پاسخی برای آن‌ها نداشتم. فقط زاری می‌کردم که مرا پیش طفلایم بفرستند. آن‌ها مکررا در مورد این‌که من یک زن معترض هستم، بیشتر می‌پرسیدند. اما من این موضوع را انکار می‌کردم.»

شکیلا آن شب به دلیل پا درمیانی بزرگان محل، ساعت ۲ شب از حوزه به خانه‌اش آمد، باید برای مراسم تدفین شوهرش آمادگی می‌گرفت.

صحبت‌های شکیلا که به این‌جا رسید، هق‌هق گریه‌هایش هم از پشت گوشی بلندتر شنیده می‌شد: «وقتی از حوزه آمدم. سه طفلکم در خانه همسایه‌ی ما، پدر و مادر گفته گریان داشتند. شوهرم را به غسال‌خانه مسجد برده بودند. جگرم کباب شد، زندگی بر سرم سیاه شده بود.»

این اتفاق برای شکیلا و خانواده‌اش در کابل رخ داده است. او می‌گوید، به دلیل تهدیدهای مکرر طالبان و دسترسی آسان به او در جامعه کوچک روستایی مجبور شده به کابل کوچ کنند.

حوزه طالبان در کابل شکیلا را به خاطر مرگ شوهرش، بارها بازجویی کردند. او می‌گوید، طالبان بیشتر از این که به دنبال علت کشته شدن شوهرش باشند، می‌خواستند برای خودش به عنوان یک زن معترض پاپوش درست کنند.

اما او به قید ضمانت دو نفر از بستگان، از دست بازجویی‌های گاه و بیگاه طالبان رهایی یافت، با قلبی زخمی و پرونده شوهری که به فراموشی سپرده شد.

این‌جا قصه‌ی تلخ شکیلا و مبارزه‌اش پایان نمی‌یابد، بلکه او برای یک مبارزه دیگر که حفاظت از فرزندانش است، باید جانفشانی کند.

شکیلا که به گفته‌ی خودش، اکنون زندگی مخفیانه دارد باید برای داشتن فرزندان خود مبارزه کند.

شکیلا ماجرا را این گونه شرح می‌دهد. طبق سنت حاکم اجتماعی در افغانستان اکنون او صاحب فرزندان خود نیست. خانواده شوهرش آستین بر زده که فرزندان شکیلا را از او بگیرد: «وقتی خسرم گفت، باید طفلکایم را به آن‌ها بدهم و من از آن‌ها سرپرستی نمی‌‌توانم، احساس کردم بخدا مردم. طفلکایم نشانی‌های شوهرم است. چطور می‌توانم بدون آن‌ها زندگی نمایم؟ شوهرم به خاطر حفاظت از من خودش را قربانی کرد. حالا طفلایم را هم بگیرند، دیگر به من بدبخت چه می‌ماند؟»

شکیلا زیر بار نرفت. خانواده همسرش پرونده را به دادگاه طالبان کشاندند. با اتهامات سنگین که هر کدام به تنهایی کافی است که طالبان چشم بسته شکیلا را از حق حضانت فرزندان‌اش محروم کنند.

او گفته است: «خسرم در دادگاه علیه من شهادت می‌داد. باید طفلایم از من گرفته شود. من یک زن بی‌باک، معترض و همکار زنان بدکاره هستم. علیه امارت اسلامی فعالیت می‌کنم و از طفلایم مراقبت نمی‌توانم.»

به گفته‌ی شکیلا، قاضی طالبان هم همان‌گونه که پیش‌بینی می‌شد، بدون چون و چرا سرپرستی را به خانواده‌ی شوهرش داده است. همین بود که او راهی جز زندگی مخفیانه در افغانستان پیش پای خود ندید.

حتی پیش از به قدرت رسیدن طالبان، گرفتن حق حضانت فرزندان برای مادران همچون گذر از هفت‌خوان رستم بود؛ آن هم در شرایطی که چترهای حمایتی بزرگی برای زنان وجود داشت. حالا اما با تسلط طالبان، گزارش‌های مستند نشان می‌دهند که زنان به‌کلی از دسترسی به عدالت محروم شده‌اند. 

ریچارد بنت، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در افغانستان در تازه‌ترین گزارش خود گفته است طالبان «شریعت» را به وسیله‌ای برای تثبیت قدرت بر زنان تبدیل کرده‌ و سیستم عدلی و قضایی خود را به «نظام حقوقی سرکوب‌گرانه برای تحکیم و حفظ ایدئولوژی زن‌ستیزی» تقلیل داده است.

شکیلا وضعیت فعلی‌اش را سخت و دشوار توصیف می‌کند: «روز‌های زیادی را خودم گشنه و تشنه می‌مانم. شش ماه میشه از مرگ شوهرم تیر شده، همین خوار و بیدر (خواهر و برادر) کمی کمک می‌کنند که طفلایم زنده بمانند. کاش امنیت می‌داشتم که یک جایی کار می‌کردم. حتا جایی مشخص ندارم شب یکجا و صبح دگه جا می‌باشم.»

با این که ترس و تهدید مثل سایه شکیلا را شب و روز دنبال می‌کند، اما ترجیح می‌دهد در پایان صحبت‌های خود از ایستادگی‌اش علیه سیاست‌های ضد زن طالبان و سنت‌های زن‌ستیز حاکم بر افغانستان حرف بزند: «این‌ها باعث نمی‌‌شود که من دست از مبارزه بردارم، تا حق‌ام را بدست نیاوردم، در مقابل طالبان مبارزه می‌کنم. از هیچ‌چیزی نمی‌ترسم. بیازو در این ملک فقط زنان قربانی می‌دهند و خلاص.»

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • درباره رخشانه
  • هیات امناء
  • اصول و خطوط کاری
  • تماس با ما
FR Fundraising Badge HR

Registered Charity No 1208006 and Registered Company No 14120163 - Registered in England & Wales - Registered office address: 1 The Sanctuary, London SW1P 3JT

Copyright © 2024 Rukhshana

پشتو English
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری