زحل آزاد، رها آزاد
تا قبل از بازگشت دوباره طالبان، صدای ملیحه از پشت میکروفون شنیده میشد؛ در نشستهای خبری شرکت کرده و گزارشهای میدانی از وضعیت زنان تهیه میکرد. امروز اما، همان خبرنگار پشت چرخ خیاطی در یک کارگاه تولید لباس نشسته است؛ دور از رسانه و دور از حرفهای که سالها برایش تلاش کرده بود.
یا در یک گوشه دیگری از افغانستان، مریم، دختر خبرنگار ۲۷ ساله که مجبور شد کارش در رادیو را رها کند، به ازدواج اجباری تن دهد و حتا دیگر اجازه ندارد بدون اجازه شوهرش بیرون برود.
در سوی دیگر، محبوبه، خبرنگاری که کیلومترها دورتر از افغانستان در تبعید به کار رسانهای ادامه میدهد، اما میگوید مهاجرت، ادامه کار را آسان نکرده و تنها شکل دیگری از دشواری را پیش رویش گذاشته است. او از دور، خاموش شدن صدای زنان در رسانههای افغانستان را تماشا میکند؛ صدایی که روزی بخشی از نفس رسانه بود.
این دو روایت تنها سرگذشت دو زن خبرنگار نیست، بلکه تصویری از تغییر گستردهای است که در نزدیک به پنج سال حاکمیت دوباره طالبان بر رسانههای افغانستان رخ داده است؛ تغییری که در آن حضور زنان از تحریریهها کمرنگ یا حذف شده و پرداختن به مسائل آنان با محدودیتهای جدی روبهرو شده است.
پیش از ۱۵ اگست ۲۰۲۱ و بازگشت طالبان به قدرت، رسانههای افغانستان شاهد حضور گسترده زنان در بخشهای مختلف خبری بودند. خبرنگاران زن در کنار همکاران مرد در پوشش رویدادها، تهیه گزارشها، اجرای برنامهها و حتی مدیریت رسانهها نقش داشتند و موضوعاتی مانند حقوق زنان، آموزش دختران، خشونت خانوادگی و مشارکت اجتماعی زنان بخش مهمی از محتوای رسانهای را تشکیل میداد.
سوم ماه می روز جهانی آزادی مطبوعات است، اما در افغانستان زیر اداره طالبان، خبرنگاران از محدودیتهای گسترده، کاهش آزادی بیان و افزایش خودسانسوری سخن میگویند؛ وضعیتی که به گفته آنان، بهویژه بر حضور و کار زنان در رسانهها تأثیر جدی گذاشته است.
از تحریریه تا پشت چرخ خیاطی
ملیحه* ۲۹ ساله، بیش از پنج سال در رسانههای تصویری و صوتی افغانستان کار کرده است. اما پس از سقوط کابل به دست طالبان و بسته شدن رسانهای که در آن کار میکرد، شغل خود را از دست داد و اکنون نزدیک به پنج سال است که از دنیای رسانه فاصله گرفته و برای تأمین زندگی در یک کارگاه تولید لباس کار میکند.
او میگوید: «علاقه خاصی به خبرنگاری داشتم. زمانی که نتوانستم در دانشگاه دولتی در رشته ژورنالیزم پذیرفته شوم، آن را در دانشگاه خصوصی دنبال کردم. پس از ورود به رسانه، احساس بسیار خوبی داشتم و کار برایم لذتبخش بود. با وجود مشکلات امنیتی و اجتماعی، آزادی بیان معنا داشت.»
به گفته ملیحه، در سال نخست پس از تغییر نظام سیاسی جرات مراجعه به هیچ رسانهای را نداشت و در سالهای بعد نیز هر بار به امید یافتن کار به هر رسانهای مراجعه کرده، یا با پاسخ رد روبهرو شده یا پیشنهاد کار با مزد اندک و بدون امتیاز دریافت کرده است.
او میگوید: «یک سال تمام از این رسانه به آن رسانه دنبال کار گشتم، اما فایدهای نداشت. اگر چند زن برای یک بست درخواست میدادیم و تنها یک مرد متقاضی بود، همان مرد ترجیح داده میشد. چون زنان اجازه حضور در بسیاری از نشستها را ندارند و بسیاری از منابع نیز حاضر به گفتگو با خبرنگار زن نیستند.»
ملیحه پس از ماهها جستوجو ناامید شد و برای تأمین زندگی به خیاطی روی آورد. او اکنون در یک زیرزمین تاریک، همراه با بیش از بیست زن و دختر بازمانده از کار و تحصیل، خیاطی میکند.
در تبعید
محبوبه* ۳۱ ساله و دارای نُه سال تجربه کاری در رسانههای افغانستان، میگوید پیش از سقوط کابل با یک رسانه آنلاین کار میکرد و بیشتر گزارشهایش بر موضوعات زنان و مسائل اجتماعی متمرکز بود.
او میگوید: «با زنان صحبت میکردم، درد دلهایشان را میشنیدم و تلاش میکردم رنجهایشان را بازتاب بدهم. به فعالیت زنان خبرنگار ارزش داده میشد و کسی به خاطر جنسیت مجبور به ترک کار نبود.»
پس از سقوط کابل، رسانهی محل کارش بسته شد، شماری از همکارانش بازداشت شدند و او نیز ناچار به ترک افغانستان شد. با این حال، کار رسانهای را در تبعید ادامه داد و اکنون با یک رسانه فعال در حوزه حقوق بشر همکاری میکند.
محبوبه میگوید بسیاری از موضوعات در داخل افغانستان یا سانسور میشوند یا اصلاً اجازه پوشش ندارند: «فقط موضوعاتی منتشر میشود که مطابق خواست آنان (طالبان) باشد.»
او همچنین میافزاید که محدودیتهای ارتباطی، دسترسی به اطلاعات از داخل افغانستان را دشوار کرده و خبرنگاران زن در داخل کشور به خودسانسوری گسترده روی آوردهاند.
منع از کار در رادیو تا اجبار به ازدواج
«حالا به این فکر میکنم که شب چه غذایی آماده کنم، آیا برق خواهد بود تا لباسهای شستهشده را اتو بکشم یا آب گرم کنم و دوباره لباس بشویم. یا فرزندم را تر و خشک کنم.» تمام مشغلههای ذهنی این روزهای مریم* همین است. دختر خبرنگار ۲۷ سالهای که دستکم پنج سال را در یک رادیوی محلی خبرنگار بود.
مریم در یکی از ولایتهای شمالی افغانستان زندگی میکند. او خبرنگاری را در دانشگاه کابل خوانده است. آخرین باری که به رادیو رفت و خبر خواند، یک روز در ماه میزان ۱۴۰۲ بود. «هر روز ۴۰ دقیقه پیادهروی میکردم تا به محل کارم برسم. با شوق برای برنامههایم آماده میشدم و بیشتر موضوعاتی را پوشش میدادم که به زنان مربوط میشد.»
در آخرین روز مسوول رادیو از مریم خواست که دیگر بر سر کار نیاید. او تنها دختری بود که در آنجا کار میکرد و به گفتهی مریم، امر به معروف طالبان پشت این دستور قرار داشت. «بعد از آن که کارم از دستم رفت، خانوادهام مرا مجبور به ازدواج کردند. در حقیقت خودم هم راهی جز ازدواج نداشتم و برای فرار از حرف مردم و کنایههای خانوادهام مجبور شدم ازدواج را قبول کنم. خانوادهام میگفتند کلان دختر شدی قبلن میگفتی کار میکنی حالا که دیگر کار نیست و از رادیو هم ماندی بیا ازدواج کن و به نام نیک پشت بختت برو.»
در جایی که مریم زندگی میکند، کار کردن زنان در رسانهها حتا پیش از طالبان انتخاب عادی نبود. مریم هم با مخالفت خانوادهاش روبرو بود. «اعضای خانواده هم از جمله پدرم و برادر بزرگم موافق کار کردنم در رادیو نبودند، اما من شجاعتر از آن بودم که اجازه بدهم کسی مانعم شود. از خانهنشینی بیزار بودم. هیچوقت حتی به ازدواج فکر نمیکردم. فقط میخواستم کار کنم، خبرنگار خوبی شوم، صدای مردم بهویژه زنان باشم و روزی در یک رسانه معتبر کار کنم.»
با حاکمیت طالبان، صداهای مخالف زنان قویتر شد.
مریم اکنون به شدت محدود شده است. دختری که میخواست صدای زنان باشد، خودش مجبور به خانهنشینی شده است. او مادر یک فرزند یکونیم ساله است. همراه با شوهرش در یک منطقه نسبتا دور افتاده از مرکز شهر زندگی میکند. «اگر دقیقتر بگویم حتی اجازه ندارم بدون اجازه همسرم به بازار بروم یا به خانه مادرم سر بزنم. چون شوهرم یک مرد مذهبی است و حتا از گذشته کار من در رادیو راضی نیست. او هم کار کردن در رادیو و در کل رسانه را در افغانستان نادرست میداند و میگوید آبرو و عزت آدم با کار کردن در این جاها زیر سوال میرود. مخصوصا زنها.»
مریم میگوید، بارها حسرت خورده است که کاش در افغانستان به دنیا نمیآمد اما میداند که این حسرت واقعیتی را تغییر نمیدهد.
میگوید، وقتی به روزهای کارش در رادیو فکر میکند، به سختی میتواند جلو گریهاش را بگیرد. «هرگز فکر نمیکردم سرنوشتم به اینجا برسد. در حالیکه امروز سوم می روز جهانی آزادی مطبوعات است من به عنوان یک زن خبرنگار در وضعیتی هستم که حتا اسم خود را نمیتوانم بگویم و مجبورم زیر یک هویت مستعار بمانم تا شناخته نشوم.»
وضعیت رسانهها
سیما نوری، خبرنگار و فعال حقوق بشر، میگوید محدودیتهایی مانند سختگیری در پوشش، تفکیک جنسیتی در محیط کار و فشارهای موجود، باعث کاهش حضور زنان متخصص در رسانهها شده و تنوع دیدگاهها را کاهش داده است.
به باور او، حذف موضوعات زنان از رسانهها به معنای نادیده گرفتن بخش بزرگی از جامعه است و در نبود تریبون، مشکلات زنان در سکوت افزایش یافته است.
او میگوید صحبت درباره ابتداییترین حقوق زنان مانند آموزش و کار نیز امروز دشوار و در برخی موارد خطرناک شده و همین موضوع به گسترش خودسانسوری در میان خبرنگاران انجامیده است.
سیما تأکید میکند که زنان خبرنگار پیشتر نقش پل ارتباطی میان رسانه و بخشهای کمتر دیدهشده جامعه را داشتند، اما با کاهش حضور آنان، دسترسی به روایتهای زنانه نیز محدود شده است.
نظر اسحق جویا، خبرنگار، هم این است که پس از بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱، محدودیتهای گسترده بر زنان در حوزههای مختلف از جمله آموزش، کار و حضور اجتماعی اعمال شد و این محدودیتها به رسانهها نیز گسترش یافت.
او میگوید: «رسانههای مستقل یا تعطیل شدهاند یا فعالیتشان به خارج از کشور منتقل شده است. رسانههای باقیمانده در داخل نیز تحت فشار قرار دارند و آزادی عمل گذشته را ندارند.»
به گفته آقای جویا، این وضعیت باعث افزایش خودسانسوری و کاهش حضور زنان در رسانهها و محدود شدن پوشش موضوعات مرتبط با آنان شده است.
مسعود جلیلی* سردبیر یک رسانه آنلاین در داخل افغانستان، میگوید پیش از ۲۰۲۱ حضور گسترده زنان در رسانهها به ایجاد توازن در روایتها کمک میکرد و موضوعات اجتماعی، بهویژه مسائل زنان، بیشتر دیده میشد.
او میگوید پس از ۲۰۲۱، رسانههای داخلی با خروج خبرنگاران و مدیران باتجربه و محدود شدن فعالیتها روبهرو شدند؛ وضعیتی که به کاهش کیفیت کار حرفهای و افزایش خلأ تخصصی در رسانهها انجامیده است.
به باور او، گزارشهای انتقادی و موضوعات مرتبط با زنان بیشترین محدودیت را تجربه کردهاند و در بسیاری موارد با سانسور یا حذف مواجه هستند.
طالبان چه بر سر رسانهها در افغانستان آورده؟
گزارش جدید «مرکز خبرنگاران افغانستان» و «سازمان حمایت از رسانههای افغانستان» همزمان با سوم می، روز جهانی آزادی مطبوعات از تشدید سرکوب آزادی رسانهها و تداوم بازداشت گستردهی خبرنگاران در افغانستان زیر سلطهی طالبان گفته است.
مرکز خبرنگاران افغانستان روز شنبه، (۱۲ ثور) گفته است که از ماه می سال ۲۰۲۵ میلادی تاکنون، روند سرکوب و سانسور رسانهها در کشور به شکل بسیار نگرانکنندهای گسترش یافته است.
این مرکز در دوازده ماه گذشته، دستکم ۱۵۰ مورد رویداد نقض آزادی رسانهها و خبرنگاران توسط طالبان را ثبت کرده که ۱۲۷ مورد تهدید و ۲۰ مورد بازداشت خبرنگاران بوده است.
طالبان تنها در یک سال نشر تصاویر زندهجان در تلویزیونهای محلی هشت ولایت را منع و این ممنوعیت در ۲۵ ولایت از مجموع ۳۴ ولایت کشور بهگونه رسمی اجرا میشود.
مرکز خبرنگاران افغانستان گفته که در پی این محدودیت، فعالیت دستکم ۸ تلویزیون محلی، ۱۱ رسانه و یا نهاد رسانهای به اتهام اجرا نکردن دستورالعملهای محدودکننده طالبان به صورت دائمی و مقطعی متوقف شدند.
این مرکز گفته که طالبان طی یک سال گذشته جواز کاری دستکم ۱۰ نهاد حامی رسانهها و خبرنگاران را لغو کرده و محدودیت در دسترسی به اطلاعات را تشدید کرده است.
مرکز خبرنگاران افغانستان گفته که طالبان فشار بر رسانهها را تشدید کرده و بر چگونگی تهیه برنامهها و مصاحبه با افراد دخالت میکند.
این مرکز نوشته که طی دوازده ماه گذشته، محدودیتها بر خبرنگاران زن در کشور افزایش یافته، نشر صدای زنان در چند ولایت بهصورت رسمی منع شده است و چندین بار صدای زنان خبرنگار در نشستهای خبری طالبان سانسور شده است.
مرکز خبرنگاران افغانستان گزارش داده که طی این مدت، دستکم ۲۰ خبرنگار و کارمند رسانهای توسط طالبان بازداشت و زندانی شدهاند. ۵ تن از این افراد کسانی هستند که اندازه ریش آنها مورد تائید اداره امر به معروف این گروه نبوده است. چهار خبرنگار همچنان در زندان طالبان به سر میبرند.
سازمان حمایت از رسانههای افغانستان (AMSO) نیز در اعلامیهای نوشته که رسانههای آزاد در افغانستان زیر سلطهی طالبان یکی از سختترین و تاریکترین دوران خود را سپری میکنند.
این سازمان نوشته است که طی دستکم پنج سال حاکمیت طالبان بر کشور، سانسور و محدودیتها بر رسانهها افزایش یافته و اعمال محدودیتهای شدید بر محتوا، عرصه فعالیت رسانهها را بهطور چشمگیری محدود کرده است.»
یادداشت: نامهای با نشان* به دلیل مصونیت مصاحبه شوندهها، مستعار آمده است.

