زلفا محمدی
روند برگزاری امتحان کانکور در افغانستان، روز پنجشنبه (8 جوزا) آغاز شد، اما بازهم بدون حضور دختران. این چندمین سال متوالی است که دختران در حسرت شرکت در این آزمون، پشت دروازههای بسته میمانند.
تا پیش از طالبان، بهرغم مشکلات زیادی که برای دسترسی به آموزش برابر وجود داشت، دستکم نیمی از دهها هزار داوطلب، دختران بودند و در برخی از سالها هم دختری در رتبهی اول کانکور عمومی جا خوش میکرد و تحسین برانگیز میشد.
اما با حاکمیت طالبان، دیگر روزهای پرهیجان کانکور در افغانستان عملا برای دختران به روزهای حسرت، غم و بیسرنوشتی میماند. امسال من هم مثل هزاران دختر دیگر این حسرت را دارم. طالبان که دروازههای مکتب را بستند، صنف نهم مکتب بودم. امسال سالی بود که نوبت شرکت من در کانکور بود.
میخواستم فردای روز اعلام نتایج کانکور، این خبر خوش را به خانواده خود بدهم که در رشتهی حقوق دانشگاه کابل پذیرفته شدهام. میخواستم حقوق بخوانم و از برابری حرف بزنم و برای برابری مبارزه کنم. اما چقدر فاصله است میان آنچه که میخواستم و آرزو داشتم و چیزی که طالبان بر سر زندگی دختران در افغانستان آوردهاند.
ما دختران حس میکنیم که همانند یک گناهکار در خانه حبس شدهایم. نسلی در تاریخ شدیم که به خاطر جنسیت خود مجرم شناخته شدهایم. چقدر دردناک است نوشتن از این پسرفت در زندگی ما. در این روز خاص، روزی که باید برای ما هم نقطه عطفی در زندگی میبود، تنها از پشت پردهی خاطرات ناتمام و آرزوهای نیمهجان، نظارهگر دنیایی هستیم که دیگران در آن میدوند، میجنگند، مینویسند و آیندهشان را به پیش میبرند، اما ما در سکوتی عمیق، در گوشهای از خانه و در دنیای پر از ناامیدی، زانوی غم بغل کنیم.
این یادداشت تلخ را در روزی مینویسم که میتوانست مهمترین روز زندگی من باشد. میخواهم در تاریخ بماند که طالبان با یک نسل از دختران افغانستان چه کردند. میخواهم فردا تاریخ قضاوت کند که در زیر پرچم سفید طالبان چگونه زندگی یک نسل سیاه شد.
اما این تمام ماجرا نیست. این سکه، روی دیگری هم دارد؛ آن هم این است که ما هنوز ایستادهایم، ما هنوز رؤیا داریم و ما هنوز مینویسیم، حتی اگر دفتر و قلم را از ما گرفته باشند.
شاید طالبان نگذاشتند امروز نام من در لیست کانکور باشد که به دانشگاه مورد علاقهام راه پیدا کنم، اما ایمان داریم به روزی که صدای ما فریاد شود. این روزها شاید روز شکست ما باشد، اما فردا، روز روایت ما خواهد بود.
میخواهم این یادداشت کوتاه را با این پیام به دختران و نسل خود به پایان ببرم که مهم نیست مکتب بسته است یا دانشگاه بسته است یا ما نمیتوانیم امتحان کانکور بدهیم، اما یقین داشته باشیم که عمر زنستیزی طالبان کوتاهتر از آرزوهای بلند ما و شما است.

