رسانه رخشانه
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری
English
پشتو
حمایت
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
رسانه رخشانه
حمایت

معصومه و برزخ امیدهایش؛ روایت زندگی زوج کهن‌سال برگشته از ایران

۲۲ جدی ۱۴۰۴
معصومه و برزخ امیدهایش؛ روایت زندگی زوج کهن‌سال برگشته از ایران

عکس: IOM

مهرین راشیدی

کمپ

دور از دیگر مراجعان، در گوشه‌ای ایستاده‌اند. انگار خودشان را بیگانه حس می‌کنند. ورقی در دست دارند و با احتیاط، آرام آرام به سمت نگهبان کمپ حرکت می‌کنند. همین که نزدیک می‌رسند، دروازه‌بان با خشم و عصبانیت داد می‌زند که «دایکندی برو، دایکندی!»

ساعت دوی پس ‌ازچاشت یک روز آفتابی است. معصومه و کربلایی رحیم، زوجی که بالای شصت سال سن دارند، در هوای خنک و باران‌خورده‌ی هرات، در بلندی جاده خواجه عبدالله انصاری، در مقابل کمپ مهاجران منتظرند. انتظاری که با هر بار مراجعه، با خشم و عصبانیت دروازه‌بان طالب پاسخ داده شده است.

این مطالب هم توصیه می‌شود:

کودکان مهاجر افغانستانی در ایران؛ گرفتار هفت‌خوان بوروکراسی برای ثبت‌نام در مکتب

دیدار اتحادیه اروپا با طالبان درباره مهاجرت؛ زنان افغانستان آن را نشانه‌ای از عادی‌سازی حکومت طالبان می‌دانند

روی برگه‌ای که کمپ سازمان بین‌المللی مهاجرت (آی‌او‌ام) در اسلام‌قلعه برای معصومه و کربلایی رحیم داده است، سکونت اصلی آنان را ولایت دایکندی درج کرده‌اند. این در حالی است که این خانواده مدت چهل سال می‌شود که از دایکندی برآمده‌اند و در ایران زندگی کرده‌اند. حالا، مدت شش ماه می‌شود که در هرات زندگی می‌کنند.

آنان برای ثبت برگه‌ی مهاجرت‌شان به کمپ مهاجران هرات آمده‌اند. به این امید که مانند سایر مهاجران، از کمک‌های بشردوستانه بهره‌مند شوند تا بتوانند سر پیری، روزگارشان را بگذرانند.

معصومه می‌گوید: «کلا بی‌خبر بودیم، سرمان به مشکلات خودمان گرم بود. یک وقت خبر شدیم که همسایه‌ها کمک می‌گیرند. پیش ملای مسجد و نماینده‌ی کوچه که مراجعه کردیم، گفتند باید این‌جا (کمپ مهاجران) بیاییم و برگه‌ی خود را ثبت کنیم. برای همین امروز آمدیم، اما برای ما می‌گویند که این‌جا ثبت نمی‌شویم. باید به ولایت اصلی ما، دایکندی برویم.»

در کمپ مهاجران هرات، تنها برگه‌ی مهاجرانی ثبت می‌شود که سکونت اصلی‌شان ولایت هرات باشند. این در حالی است که هرات، به‌عنوان یکی از کلان‌شهرهای افغانستان و همچنین به دلیل نزدیکی با ایران، به شهر پرطرفداری برای زندگی تبدیل شده است؛ به‌ویژه برای شهروندان مناطق مرکزی کشور، که از دست خشک‌سالی و فقر و بیکاری، زمین‌های آبایی‌شان را ترک و عمدتا به کلان‌شهرها، از جمله هرات کوچ می‌کنند.

غریبه

چهل سال قبل، وقتی معصومه و کربلایی رحیم جوانانی بیش نبودند، به همراه خانواده‌های‌شان، از ارزگان قدیم، راه مهاجرت را در پیش گرفتند و ایران رفتند. به‌گفته‌ی معصومه، یک وقتی به خود آمدند و متوجه شدند که در ایران باهم ازدواج کرده‌اند و صاحب دو فرزند شده‌اند. نبود زمین، زندگی و خویش و قوم نزدیک در ارزگان، آنان را از وطن روی‌گردان کرد؛ اما هر امیدی که برای خود و فرزندان‌شان در ایران بستند نیز با گذشت هر روز و هر سال از بین رفت.

تا این‌که هفت ماه قبل، معصومه و کربلایی رحیم تصمیم گرفتند که به وطن خویش، افغانستان برگردند و برای خودشان تذکره و پاسپورت تهیه کنند. آن هم به‌گفته‌ی معصومه، تنها به این امید که در ایران گواهی رانندگی بگیرند و بعد از چهل سال زندگی، شاید بتوانند سر پیری، موتری از خود داشته باشند.

معصومه می‌گوید تذکره و پاسپورت‌های‌شان را گرفته بودند و منتظر نوبت ویزای خود بودند که جنگ دوازده روزه‌ی ایران و اسرائیل شروع شد؛ اتفاقی که آخرین امید آنان را نیز نابود کرد و زندگی‌شان را از این رو به آن رو تغییر داد.

اکنون، این زوج کهن‌سال، شش ماه می‌شود که دور از خانه، فرزندان و نوه‌های‌‌شان، در سرزمینی زندگی می‌کنند که هرچند دیگران آن را وطن‌شان می‌گویند، اما برای آنان غریبه و ناآشنا است. وطنی که در آن، از خود زمین و خانه و یا خویش و قوم نزدیک ندارند.

معصومه می‌گوید: «روزی که در ایران جنگ شروع شد، انگار بمب در وسط خانه‌ام خورده بود. از دست فرزندانم، شب و روز خواب نداشتم و گریه می‌کردم.» معصومه می‌افزاید که در زمان جنگ، هنوز امید داشت که بعد از ختم جنگ مرزها دوباره باز شوند و صدور ویزا از سر گرفته شود و آنان بتوانند کنار فرزندان‌شان بروند. اما ورق برگشت؛ «جنگ که تمام شد، نه‌تنها که صدور ویزا شروع نشد، بلکه اخراج مهاجرین شروع شد. دیگر حس می‌کردم زندگی‌ام به پایان رسیده است و هرگز نمی‌توانم فرزندان و نوه‌هایم را ببینم.»

معصومه و کربلایی رحیم وقتی متوجه شدند که نمی‌توانند به این زودی‌ها به خانه‌ی‌شان در ایران برگردند، به فکر کرایه‌ کردن خانه افتادند. این در حالی بود که با خروج گسترده‌ی مهاجران از ایران، کرایه خانه در هرات به اوج خود رسید و در بسیاری از حالات، حتا اتاقی برای کرایه یافت نمی‌شد. معصومه می‌گوید آنان در ابتدا اتاقی را در شهرک جبرئیل هرات ماهانه به سه هزار افغانی کرایه کردند. سپس که نتوانستند خانه‌ی مناسب‌تری در جبرئیل پیدا کنند، در شهرک شیدایی رفتند و در بدل دو هزار و ۵۰۰ افغانی ماهانه، خانه‌ای را کرایه کردند.

بلاتکلیفی

معصومه می‌گوید با آن‌که دست‌کم چهل سال است در ایران زندگی کرده‌اند، مانند اکنون که در وطن خود آواره و درمانده‌اند، هرگز روی آسایش را ندیده‌اند. همیشه درگیر کارهای طاقت‌فرسا بوده‌اند و با تبعیض و ناملایمات مهاجرت دست‌وپنجه نرم کرده‌اند. او می‌افزاید که اکنون، در برزخی از ناامیدی و بلاتکلیفی کشنده زندگی می‌کنند.

«نمی‌توانیم در این‌جا (افغانستان) زندگی کنیم. هیچ چیزی از خود نداریم. الان شش ماه است که در بلاتکلیفی به سر می‌بریم. جایی که هستیم، فقط نامش خانه است. هیچ چیزی در آن یافت نمی‌شود.»

معصومه می‌افزاید که با امید به کمپ مهاجران مراجعه کردند تا از کمک‌های بشردوستانه مستفید شوند و چند صباحی که در هرات هستند، دست‌شان پیش کسی دراز نشود. اما دربان و مسوولان کمپ برای‌شان گفته‌اند که باید به ولایت اصلی خود، یعنی دایکندی مراجعه کنند تا برگه‌ی مهاجری‌شان ثبت شود و اگر کمکی بود، مستفید شوند.

این در حالی است که به‌گفته‌ی معصومه، آنان مدت چهل سال می‌شود که از دایکندی خارج شده‌اند و اکنون در آن‌جا خویش و قوم نزدیکی ندارند و در این فصل سرما نمی‌توانند بروند؛ «به نظر من مهم سکونت اصلی ما نیست، مهم جایی هست که داریم زندگی می‌کنیم. ما الان داریم در هرات زندگی می‌کنیم. چطور می‌توانیم در این هوای سرد به دایکندی برویم.» معصومه شاکی است که برگه‌ی مهاجرت آنان باید در هرات ثبت شود و برای‌شان مساعدت صورت گیرد.

از سویی هم کمک‌های بشردوستانه‌ی سازمان ملل متحد، به دلیل کمبود بودجه، به‌شدت کم شده است. دفتر هماهنگی کمک‌های بشردوستانه‌ی سازمان ملل متحد در افغانستان (اوچا) اعلام کرده است که در سال ۲۰۲۶ میلادی حدود ۲۱.۹ میلیون نفر در افغانستان به کمک‌های بشردوستانه نیاز خواهند داشت. این دفتر تصریح کرده است که از این میان، حدود ۱۷.۵ میلیون نفر، یعنی ۸۰ درصد نیازمندان در سال پیش رو در اولویت قرار می‌گیرند که برای رسیدگی به این تعداد، نیازمند ۱.۷۱ میلیارد دالر بودجه است.

کم شدن کمک‌های بشردوستانه‌ی بین‌المللی، آن هم در فصل سرما، بسیاری از شهروندان بی‌بضاعت، به‌ویژه مهاجران اخراج‌شده از ایران و پاکستان را با مشکلات فراوان روبه‌رو کرده است.

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • درباره رخشانه
  • هیات امناء
  • اصول و خطوط کاری
  • تماس با ما
FR Fundraising Badge HR

Registered Charity No 1208006 and Registered Company No 14120163 - Registered in England & Wales - Registered office address: 1 The Sanctuary, London SW1P 3JT

Copyright © 2024 Rukhshana

پشتو English
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری