زحل آزاد
سکینه*، دختر نوجوان عصر روز دوشنبه، ۱۴ ثور برای خرید از مغازهای در نزدیکی خانهاش بیرون رفته بود که با محتسبین طالبان روبهرو شد. نیروهای امر به معروف طالبان او را به اتهام بدحجابی بازداشت و به یک حوزهی امنیتی منتقل کردند.
سکینه توضیح میدهد که مأموران طالبان نخست راهش را سد کرده و سپس با دشنام و بدون ارائه هیچ توضیحی، با تهدید سلاح او را سوار رنجر کردند و با خود بردند. در تمام مدتی که در موتر بود، نمیدانست به کجا منتقل میشود.
به دلیل نگرانی امنیتی نام ولایتی که این اتفاق در آن رخ داده، از گزارش برداشته شده است.
سکینه فقط ۱۶ سال دارد. او حدود ساعت چهار عصر از خانه بیرون شد و تا ساعتها هیچ کس از او خبر نداشت. او میگوید چون دوکان تنها چند قدم با خانهشان فاصله داشت، حجاب (لباس بلند سیاه) نپوشیده بود و پیراهن آبیرنگی تا روی زانو با شلوار سیاه بر تن داشت. به گفته او، بازار برخلاف روزهای دیگر خلوتتر به نظر میرسید. سکینه در حالی که سرگرم خرید بود، توسط مأموران امر به معروف طالبان محاصره شد.
این دختر نوجوان شرح میدهد: «از یک کراچی سبزیفروشی در حال خرید بودم که متوجه شدم دو مرد با چپنهای سفید طرفم میایند، خواستم فرار کنم که سه نفر دیگرشان هم از پشت سر نزدیک شدند. از شدت وحشت پاهایم سست شده بود، بدنم سرد شده بود؛ یکیشان با لحن بسیار خشن گفت، چی پوشیدی دختر؟» نفر دومی با لحن زشتتری گفت: «یکی دو شب در بندیخانه که ماندی آدم میشوی. دو نفر دیگه تفنگ داشتند و با نوک سلاح به پهلوهایم زده، مرا سوار رنجر کردند.»
به گفتهی او، شدت ترس و شوک به حدی بود که توان هیچ واکنشی را نداشت. سکینه میگوید از لحظهای که او را سوار موتر کردند تا زمانی که به حوزه رسیدند، همهچیز برایش مبهم گذشته است؛ نه از مسیر چیزی به یاد دارد و نه از حرفهایی که میان مأموران ردوبدل میشد: «صدای شان را میشنیدم ولی نمیفامیدم چه میگویند، صورتهای شان را تار میدیدم و کلا بی حس شده بودم.»
سکینه وقتی کمی به حال عادیاش برگشت، خود را در اتاق تاریکی یافت که تنها روشنایی اندکی از پنجرهی بالای در به داخل میتابید. «من تنها بودم و نمیدانستم مرا کجا آوردهاند، خیلی گریه کردم. با دست دهانم را میگرفتم تا صدایم بیرون نرود. با شنیدن هر صدای پا یا صحبتکردنشان، قلبم تندتر میزد که نکند داخل بیایند. شب تا صبح بیدار ماندم و هر وقت چشمهایم از خستگی بسته میشد، گونهها و پاهایم را چنگ میگرفتم تا خوابم نبرد. هر لحظه حس میکردم در باز میشود و آنها به جانم میافتند.»
این خبر که طالبان دختری را بازداشت و با خود بردند به سرعت در محل پخش و به گوش خانوادهی سکینه که بهتازگی و در پی اخراج اجباری از ایران به افغانستان بازگشتهاند، رسید. آنها پس از ساعتها بیخبری از او، با نگرانی به جستوجویش پرداختند.
سیمین*، ۴۷ ساله و مادر سکینه، میگوید: «سکینه دیر کرد و رفتم کوچه ببینم، از زنان همسایه شنیدم که از بازار یک دختر را بردند. کل بازار را گشتم، به دوستان دخترم و اقوام و برادرم که خانهشان به ما نزدیک است زنگ زدم که شاید آنجا رفته باشه ولی هیچ کس ازش خبر نداشت.»
آنها به چندین حوزه طالبان مراجعه کردند و تقریباً پس از سه ساعت جستوجو، سکینه را در یکی از حوزههای امنیتی طالبان پیدا کردند: «به پوستههای امنیتی رفتیم و پرسیدیم که امروز دختری را آوردهاند یا نه. به حوزهها سر زدیم، اما جواب درست نمیدادند، خیلیهایشان حتی به ما میخندیدند. برای آرام کردن دلم حتی به شفاخانهها هم رفتم، میگفتم شاید آن دختر سکینه من نباشد. اما برادرم زنگ زد و گفت به حوزه… بیا، دخترت را اینجا آوردهاند. با شنیدنش پاهایم سست شد و نمیدانم تا آنجا چطور رفتم.»
شرط آزادی سکینه، گذاشتن سند خانه بهعنوان وثیقه بود؛ چیزی که باعث شد سیمین و شوهرش تمام شب را در جستوجوی آن، با التماس به در خانه اقوام، آشنایان و حتی همسایهها بروند. «هیچکس سند خانهاش را به ما نمیداد. طوری برخورد میکردند که انگار قراره ضمانت یک قاتل را بکنند، نه یک دختر بیگناه. یک ساعت بیشتر را دنبال وکیل گذر گشتیم و کسی حاضر به کمک نمیشد، خدا شاهده آن شب به حدی بیچاره و آواره خودم را حس کردم که در پانزده سال زندگی در غربت تجربه نکرده بودم. اخر برادرم سند و وکیل پیدا کرد، اگر او نبود نمیدانم چه بلایی سر دخترم میامد.»
سرانجام سکینه ساعت هفت صبح روز بعد، با ضمانت پنج تن از بزرگان محل و گذاشتن یک سند بهعنوان وثیقه، آزاد شد؛ مشروط بر اینکه بار دیگر بدون حجاب شرعی (پوشش مورد نظر طالبان) از خانه بیرون نشود.
سکینه شرح میدهد که «صبح، زن سیاه پوشی که فقط چشمهایش دیده میشد، در را باز کرد و مرا به اتاق دیگری منتقل کرد. برخلاف کسانی که دستگیرم کرده بودند، آدم مهربانی بود. گفت: مولوی کلان میآید، هرچه گفت فقط بگو چشم، زبانبازی نکن، وگرنه باز هم تو را همینجا نگه میدارند. اتاق، میز بزرگی داشت و دو صندلی. چند دقیقه بعد، مردی درشتاندام با ریش بلند وارد شد و دو مرد مسلح او را همراهی میکردند.»
سکینه حتی با گفتن این خاطره از شدت ترس میلرزد: «با دیدن او سه نفر، ترسم بیشتر شد و گفتم حتماً آمدهاند که شکنجهام کنند. مردی که تفنگ نداشت با خشم پرسید: جرمت چیست؟ زبانم بند آمده بود. با عصبانیت بیشتر دستش را روی میز کوبید و گفت: از دست شما فاحشهها روز نداریم…به خودت دیدی؟ چی است که به جانت است؟ به دل من میبود همینجا مرمی بارانت میکردم که به کل شما مرتدها عبرت شود.»
رسانه رخشانه روایتهای متعدی از برخورد خشونتآمیز طالبان با زنان را در زندانهای تحت اداره این گروه مستند کرده است.
در موارد زیادی دختران با بازجوییهای سخت، تهدید، فشار روانی و رفتارهای خشن در دوران بازداشت روبهرو شدهاند.
برای سکینه که حدود پنج ماه از آمدنش به افغانستان میگذرد، این تجربه به مراتب تلختر است: «وقتی از من خواستند ورقه را امضا کنم، دستم توان حرکت نداشت و پدرم بهجای من اثر انگشت گذاشت. در ایران که بودیم شنیده بودم دخترها اگر حجاب نکنند زندانی میشوند، کتک میخورند، توهین و تحقیر میشوند. فکر میکردم دروغ است، اما خودم بهخاطرش تهدید به مرگ شدم. شبها به خوابم میآید؛ هنوز صدای آنها در گوشم است و یک لحظه هم فراموش نمیشود.»
خانواده سکینه ۱۵ سال قبل و به امید یک زندگی بهتر به ایران مهاجرت کردند، اما در اواخر تابستان سال گذشته مجبور به بازگشت به افغانستان شدند.
سیمین میگوید: «از قدیم گفتهاند سنگ در پای لنگ است؛ برای ما هم همینطور شده. غم بیکاری، گرانی و کرایه خانه کم بود که این اتفاق هم اضافه شد. سکینه یک هفته است خودش را در اتاق حبس کرده. حتی برای غذا خوردن هم بیرون نمیآید.»
در هفتههای اخیر، گزارشها و ویدیوهای متعددی از ادامه آزار و اذیت زنان و دختران در کابل و برخی ولایتها از سوی نیروهای طالبان در شبکههای اجتماعی منتشر شده است.
در یک مورد که حدود دو هفته قبل در منطقه جبرییل هرات ثبت شده، نیروهای طالبان دیده میشود که مرد و زنی را به شدت لتوکوب میکنند. در ویدیوی دیگری از کابل، زنی را در سرک پروژه تایمنی نشان میدهد که توسط یک مامور طالبان لتوکوب میشود.
در تازهترین ویدیو که روز سهشنبه همین هفته منتشر شده، نیروهای مسلح طالبان را نشان میدهد که پسر جوانی را در غرب کابل زیر مشت و لگد گرفتهاند.
گزارش جدید دفتر سازمان ملل در افغانستان (یوناما) نیز در مورد «وضعیت حقوق بشر در افغانستان» منتشر شد که بازه زمانی از جنوری تا مارچ ۲۰۲۶ را پوشش میدهد.
طبق این گزارش، طالبان در ولایتهای کابل، هرات و شماری از ولایتهای دیگر، نظارت بر پوشش زنان را شدیدتر کرده است. یوناما همچنین چندین مورد لتوکوب، بازداشت و پایین کردن زنان از موترهای شهری را در چندین ولایت مستند کرده که در سهماه گذشته رخ دادهاند.
سازمان ملل همچنین تصریح کرده که نیروهای امر به معروف و نهی از منکر طالبان در هرات با شدت بیشتری بر پوشیدن چادر اجباری نظارت میکنند و موارد متعددی از اخراج زنان از وسایل نقلیه عمومی و بازداشت موقت ثبت شده است. در چندین ولایت، زنان بدون محرم از دریافت خدمات بهداشتی، خرید کالا و حتی اجاره خانه منع شدهاند.
کارشناسان میگویند که طالبان در نبود سیستمی که آنها را پاسخگو کند، با شدت بیشتر به ایجاد رعب و وحشت ادامه میدهند.
ترنم سعیدی، فعال حقوق زنان، میگوید پس از سقوط کابل فضای ترس و ناامنی بهویژه برای زنان به صورت سیستماتیک نهادینه شد و در سالهای اخیر این فشارها و کنترلها گستردهتر شده و تنها به زنان محدود نمانده است.
یادداشت: نامهای با علامت* به دلیل مصونیت آنها مستعار آمده است.

