تمنا تابان
بیش از هفت سال از روزی میگذرد که انفجار یک شئ ناشناس، جان سه فرزند ماهبیبی* را یکجا گرفت. کودکان در جربان بازی با یک جسم ناشناس بودند که انفجار رخ داد. در این رویداد شش کودک کشته و یک کودک دیگر زخمی شدند.
سه کودک از قربانیان این رویداد پسران پنج، یازده و دوازده ساله ماهبیبی بودند. به گفتهی ماهبیبی آنها در کنار یک جاده عمومی سرگرم بازی بودند، بیآنکه بدانند با مرگ بازی میکنند.
دفتر هماهنگکنندهی کمکهای بشردوستانه ملل متحد (اوچا) در افغانستان روز چهارشنبه، ۱۰ سرطان گفته است افغانستان از نظر تلفات ناشی از انفجار مهمات منفجرنشده، سومین کشور در جهان است که ۸۰ درصد قربانیان انفجار مینها و مهمات منفجرنشده در افغانستان را کودکان تشکیل میدهند.
ماه بیبی ۵۲ ساکن یک روستای تقریبا دور افتاده در ولایت بامیان است. جمعیت روستا خیلی زیاد نیست، اما قبل از این رویداد، هیچ آگاهیبخشی در مورد خطرات مین به ساکنان روستا نشده بود. «هیچ موسسهای در مورد مین و مواد منفجر ناشده آگاهی دهی نکرده است.»
این رویداد به تاریخ ۱۲ حمل سال ۱۳۹۸ خورشیدی رخ داده است. ماهبیبی به خاطر ملاحظاتی که داشت نخواست نام دقیق روستا در این گزارش بیاید.
از خاکستر سوگ تا چراغ آگاهی
تعبیر «برخاستن از خاکستر سوگ» در مورد ماهبیبی اغراقآمیز نیست. او آن روز حوالی چاشت پس از شنیدن صدای انفجار در روستا، در حالی خودش را به صحنه رساند که با اجساد پر از خون و به توصیف خودش «تکه تکه شده»ی کودکانش مواجه شد. ماهبیبی همانجا و بدون این که بتواند برای نجات کودکان خود دست به کاری بزند، از هوش رفت. «تمام کودکان در نزدیکی هم و با فاصله اندک به طرف جوی افتاده بودند و خونشان زمین را سرخ کرده بود.»
این گزارش سرنوشت تراژدیک اما الهامبخش زنی است که تصمیم گرفت تسلیم سوگ نشود؛ او اندوهش را به یک رسالت شخصی بدل کرد و سالهاست که از مجلسهای زنانه تا مراسم مذهبی، از خطرات مین و مهمات منفجرناشده برای مادران و کودکان آگاهیبخشی میکند.
ماهبیبی را در حال جمع و جور کردن کارهای روزانهاش در خانهی او ملاقات کردم. هیچنشانی از سه کودک کشته شده بر دیوارهای خانهاش به نظر نمیرسید.
توصیفی که او از سه ماه اول پس از حادثه از خودش دارد، ناراحت کننده است. «فکر کنید سه اولاد آدم که در یک روز تکه و پاره شده باشه چقدر سخت است.»
در ماههای اول، ماهبیبی در مورد سرنوشت غمانگیز کودکانش با زنان همسایه قصه میکرد و اشک میریخت. «برای اونا توصیه میکردم که اطفال خوده بگویند که وقتی در بیرون از خانه با اشیای ناشناس روبرو میشوند دست نزنند، چون احتمال داره مین یا مواد منفجر ناشده باشد.»
با گذشت هر روز ماهبیبی به این نتیجه میرسید که او میتواند در نقش پیامرسان آگاهیدهی از خطرات مین دستکم برای زنان روستا کاری کند. او به این نتیجه رسیده بود که برای بیرون آمدن از شوک روحی و تحمل این مصیبت بزرگ، باید معنایی تازه برای ادامه زندگیاش پیدا کند.
بامیان یکی از ولایات مرکزی در افغانستان است که چهار دهه جنگ بر سر آن سایه انداخته بود؛ از جنگ مجاهدین علیه نیروهای شوری تا جنگهای داخلی و حزبی و همچنان علیه حکومت سابق طالبان. از این جنگها مقدار زیادی مواد منفجر ناشده و مین برجای ماند.
اما یک گروهی از زنان مینروب در ماه عقرب سال ۱۳۹۸ پس از کارزار گسترده مین روبی در بامیان، اعلام کردند که خاک بامیان عاری از مین شده است.
ماهبیبی برای آگاهیدهی در مورد خطرات مین، روش خاص خود را ایجاد کرده است. ابتدا دختر ۲۵ سالهاش از طریق اینترنت و منابع آموزشی، معلومات مربوط به انواع مینها، مواد منفجرناشده، شکل ظاهری آنها و راههای پیشگیری از حوادث را پیدا میکند. دخترش این مطالب را از اینترنت تهیه و چاپ میکند. «بعد پسرم او ورقها ره برایم بارها و بارها میخواند و مه باید کل او معلومات ره حفظ میکدم.»
او پس از شنیدن مکرر این مطالب، آنها را به حافظه میسپارد و تلاش میکند مهمترین نکات را به خاطر بسپارد؛ بهویژه اینکه کودکان هنگام مواجهه با اشیای ناشناس نباید به آنها دست بزنند. سپس، در محافل زنانه، مراسم مذهبی، عروسیها و نشستهای خانوادگی، آموختههایش را با دیگران با زبان ساده در میان میگذارد.
ماهبیبی برای جلب توجه شنوندگان، معمولا سخنانش را با روایت مرگ سه فرزندش آغاز میکند و پس از آن، درباره خطرات مینها و مواد منفجرناشده توضیح میدهد. او میگوید: «مه وقتی میخواهم گپ بزنم، اول از قصه اولادای خود شروع میکنم که چه قسمی مین جان اونا ره گرفت. وقتی دیدم همه گوش میکنند، باز در مورد خطرهای مین و مواد منفجره گپ میزنم.»
تاکید ماهبیبی به زنان دیگر این است که از کودکان خود بخواهند، هرگز دست به اشیای ناشناس نزنند. در محافل با خودش عکسهایی از انواع مینها را میبرد و به دیگران نشان میدهد. «بیشتر کساییکه مه با اونا حرف میزنم زنان بیسواد هستند.»
دفتر نمایندگی سیاسی سازمان ملل متحد (یوناما) در افغانستان گفته است که ۸۰ درصد قربانیان انفجار ماینها و مهمات منفجرنشده در افغانستان کودکان هستند.
ناآگاهی از خطرات مینها و مواد منفجر نشده و باقی مانده از جنگ، یک عامل اصلی است که بیشتر از کودکان قربانی میگیرد. عموما کودکان هنگام بازی با این وسایل جان خود را از دست میدهند.
مطابق آمارها در اثر انفجار مینها و مواد منفجر ناشده در طول سال گذشته میلادی در افغانستان ۹۶ نفر جان باخته که بیشترین رقم این قربانیان را کودکان تشکیل میدهد.
ماهبیبی در اغلب موارد نشسته و به صورت دوستانه با زنان در مورد خطرات مینها حرف میزند. گاهی اگر جمعیت بیشتر باشد، او در مقابل جمعیت میایستد و حرف میزند.
حتا گاهی این کارش الگویی برای دیگران هم بوده است. «یک بار وقتی در اینباره صحبت میکردم گروهی از دختران طلبه و درس خوانده نیز در منبر حضور داشتند، او روز آنها برای زنان منطقه قرار بود در مورد مسایل مذهبی صحبت کنند، وقتی اونا گپای مرا شنیدند تصمیم گرفتند برای فردای آن روز فقط در مورد خطرات مین آمادگی بگیرند و به جای درس احکام به زنان [خطرات مینها را برای کودکان] بازگو کنند، که روز بعدش آمدند و با آمادگی خیلی خوب برای زنان این موضوع را درس دادند.»
تمام فعالیتهای آگاهیدهی ماهبیبی رضاکارانه است و هیچ مسوولیت رسمی ندارد.
به نظر میرسد کارهای آگاهیبخشی در مورد خطرات مینها در افغانستان مهمتر از گذشته میشود. با این که افغانستان از نظر تلفات ناشی از انفجار مهمات منفجرنشده، سومین کشور در جهان است، اما کمکهای بینالمللی در این مورد کاهش یافته است.
پس از متوقف شدن کمک های ایالات متحده امریکا به کشورهای نیازمند که به دستور ترامپ صورت گرفت؛ بخش اعظم از پروژههای حیاتی در افغانستان از جمله پروژههای مینروبی تحت تاثیر قرار گرفته و کم رنگ شده است.
هلوترست تایید کرده است که ۶۰ درصد کمکهای خارجی به نهادهای مینروبی در افغانستان در کمتر از دو سال گذشته کاهش یافته و بیش از نیمی از کارمندان این اداره کارشان را از دست دادهاند.
عبدالحق عظیمی، سخنگوی این نهاد به بی بی سی گفته است: «در سال ۲۰۲۴ میلادی ما ۲۴ میلیون دالر امریکایی بودجه داشتیم، اما این بودجه در سال ۲۰۲۵ به ۱۴ میلیون دالر کاهش یافت و فعلا در ۲۰۲۶ ده میلیون دالر بودجه داریم.»
او در این گفتگو تاکید کرده است که وقتی بودجه کاهش پیدا نماید فعالیتهای مینروبی هم کمرنگ میشود.
محمد علی مومنی، یکی از فعالین اجتماعی در بامیان می گوید که افغانستان برای این که از خطرات مین مصون بماند در پهلوی مینروبی و پاکسازی منظم به فعالیتهای رضاکارانه نظیر کار ماهبیبی نیاز دارد.
تقریبا همهی اهالی روستا ماهبیبی را به عنوان یک مادر داغدیده، اما قهرمان میشناسند. حتا به گفتهی ماهبیبی، مواردی اتفاق افتاده که تلاشهای او منجر به نجات جان کودکان هم شده است.
خودش فقط به یک مورد اشاره میکند. مادری به او گفته است که کودکش با جسم ناشناخته مواجه شده، اما تحت تاثیر صحبتهای ماهبیبی به آن دست نزده و بعد روشن شده که آن جسم ناشناس یک مواد منفجره بوده است. «شاید این گونه موارد زیاد اتفاق افتاده باشد.»
ماه بیبی در پایان میگوید که این کار بخش بزرگی از داغش را درمان کرده و تسکین داده است. «اگر این جایگزین را نمیداشتم واقعا نمیدانستم که این درد بزرگ زندگی مرا به کجا میبرد.»

