رسانه رخشانه
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری
English
پشتو
حمایت
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
رسانه رخشانه
حمایت

روایت یک خشونت تکان‌دهنده؛ «کپسول گاز را بر سر مادرم کوبید و اطرافش پر از خون شد»

۱۶ اسد ۱۴۰۵
روایت یک خشونت تکان‌دهنده؛ «کپسول گاز را بر سر مادرم کوبید و اطرافش پر از خون شد»

عکس تزئینی است/ رسانه‌ی رخشانه

زحل آزاد

«پدرم فریاد می‌زد و با دشنام از مادرم پول می‌خواست. مادرم می‌گفت پول ندارد. پدرم کپسول گاز را گرفت و به فرق سر مادرم کوبید. مادرم به زمین افتاد و اطرافش پر از خون شد.» این گفته‌های صابره* است که شاهد خشونت تکان‌دهنده علیه مادرش بوده است.

بنفشه* ۴۰ ساله، قربانی یک خشونت خانگی است که در نتیجه‌ی آن سلامت روان خود را از دست داده و دچار آسیب شدید جسمی شده است. این اتفاق در بهار ۱۴۰۳ رخ داده است.

بنفشه ساکن منطقه‌ای در حاشیه شهر هرات است که به دلیل نگرانی‌های امنیتی محل دقیق آن در این روایت نیامده است.

در این گزارش با دستکم سه منبع به شمول دختر ۱۵ ساله بنفشه که شاهد مستقیم ماجرا بوده، صحبت شده است. خود قربانی، قادر به صحبت کردن نیست.

این مطالب هم توصیه می‌شود:

روایت دست‌اول یک زن جوان از بازداشت توسط طالبان در هرات

کارزار «هر زن داستانی دارد»؛ تلاشی برای رساندن صدای زنان افغانستان به جهان

صابره می‌گوید، او با داد و فریاد از خانه بیرون رفت تا از همسایه‌ها کمک بخواهد، اما تا کمک رسید دیر شده بود. به گفته‌ی صابره، به خاطر ضربه‌ای که به سر مادرش وارد شده، او دچار اختلال عصبی شده و دیگر توان مراقبت از خودش را ندارد.

بنفشه هنگام راه رفتن تعادل ندارد، به سختی سخن می‌گوید، دچار فراموشی است و گاهی نیز بی‌اختیاری ادرار پیدا می‌کند. 

صابره می‌گوید مادرش زن صبور و پرتوانی بود. پس از این حادثه، صابره دست‌ و صورت مادرش را می‌شوید، لباسش را عوض می‌کند و به بهداشتش رسیدگی می‌کند.

 صابره هنوز آن لحظه را به یاد دارد که  در گوشه‌ای از خانه، همراه برادرانش شاهد لت‌وکوب مادرش بود. همسایه‌ها، بنفشه را به شفاخانه رساندند و یک هفته در شفاخانه مرکز هرات ماند.

شوهر بنفشه، بازداشت نشده و هنوز آزاد است. هرچند به قول منابع، او به مواد مخدر معتاد است و به ندرت به خانه‌اش سر می‌زند.

یک منبع از نزدیکان بنفشه با حفظ هویت خود به رسانه‌ی رخشانه گفته است: «مادر صابره را پیش چندین داکتر بردیم…می‌گویند درمانش در افغانستان ممکن نیست و باید به هند یا پاکستان برده شود.»

داکتری که بنفشه را معاینه کرده نیز می‌گوید آسیب ناشی از ضربه به سر، تنها سلامت روان او را تحت تأثیر قرار نداده، بلکه سیستم عصبی و توانایی‌های حرکتی‌اش را نیز به‌شدت آسیب زده است. «بیمار هنگام راه رفتن تعادل  و بعضی وقت‌ها کنترل ادرار ندارد. از نظر وضعیت شعوری نیز دچار مشکل است. وقتی از او می‌پرسم حالت چطور است، می‌گوید خوبم و اصلاً خودش را مریض احساس نمی‌کند. فقط فرزندانش را می‌شناسد و حتی گاهی شوهرش را  هم نمی‌شناسد.»

به گفته او، نتایج معاینات و آزمایش‌ها نیز نشان می‌دهد این وضعیت در نتیجه همان ضربه به سر به وجود آمده است. «با امکانات موجود، درمان مؤثری برایش در افغانستان ممکن نیست. ما فقط توانستیم برای جلوگیری از زخم بستر، یک تشک طبی در اختیارش بگذاریم.»

این پزشک با حفظ هویت خود می‌گوید، بنفشه تنها قربانی چنین خشونتی نیست و آن‌ها تقریباً هر روز دست‌کم یک بیمار با آسیب‌های ناشی از خشونت خانوادگی را دارند. به عنوان مثال او از زنی یاد می‌کند که بر اثر لت‌وکوب شدید، دچار آسیب نخاعی شده و توان راه رفتن را از دست داده بود.

با حاکمیت طالبان، خشونت علیه زنان در افغانستان بیشتر شد.

معاونت سیاسی ملل متحد در افغانستان قبلا گفته است، زنان افغانستان با موارد بی‌سابقه‌ی خشونت روبه‌رو هستند. سال گذشته این نهاد گزارش داد که خشونت علیه زنان ۴۰ درصد افزایش یافته است.

منبع از نزدیکان بنفشه می‌گوید، قربانی تا تولد اولین دخترش از اعتیاد شوهرش آگاهی نداشت و او دستکم ۱۴ سال است که خشونت را تحمل می‌کند. «مادر صابره تا وقتی حالش خوب بود، یک بار هم شکایت نکرد. فقط یک بار و چهار سال پیش، وقتی پدر صابره زیاد مردهای معتاد را به خانه می‌آورد، مادر صابره برای گرفتن طلاق اقدام کرد، اما موفق نشد. پدر صابره او را به قتل تهدید کرد و حاضر به طلاق نبود. حالا هم کسی را ندارد که شکایت کند. شکایت هم بکند، چه فایده؟ اگر دولت به داد غریب می‌رسید، مردم به این حال نبودند.»

پنجم جنوری سال جاری میلادی، اصول‌نامه جزایی محاکم طالبان با امضای هبت‌الله آخندزاده، رهبر طالبان به‌صورت غیررسمی توشیح و منتشر شد. توشیح محتوای این سند نگرانی‌های گسترده‌ای را در میان نهادهای حقوق بشری و جامعه بین‌المللی برانگیخته است.

عفو بین‌الملل گفته است، اصول‌نامه‌ی جزایی محاکم طالبان، خشونت علیه زنان را بیش از پیش نهادینه می‌کند.

بنفشه مادر چهار فرزند است. کوچکترینش سه ساله است که مادرش توانایی مراقبت از او را ندارد. دو فرزند هفت و ۹ ساله‌اش نیز فرصت مکتب رفتن را از دست داده‌اند.

به گفته‌ی صابره، آن‌ها هنوز گاهی با خشونت از سوی پدر خود مواجه‌اند، اما کاری از دست‌شان ساخته نیست.

زندگی در فقر و خشونت برای آن‌ها رقم خورده است. «یک روز یک همسایه برای ما نان می‌آورد و یک روز هم همسایه دیگر. اگر کمک مردم نباشد، همه ما گرسنه می‌مانیم. شب‌هایی هم بوده که هیچ‌کس برای ما نان نیاورده و گرسنه خوابیده‌ایم. برادرهایم بزرگ‌تر شده‌اند و تا یک جایی تحمل می‌کنند، اما خواهر کوچکم که سه سال دارد، وقتی غذا نباشد خیلی بی‌تابی می‌کند.»

صابره می‌گوید، گاهی پدرش به خانه می‌آید، ناامنی را نیز با خودش می‌آورد. او مدعی است که بارها اتفاق افتاده از سوی دوستان پدرش آزار جنسی هم دیده است. «یک بار دیگر هم شب، دوستانش را به خانه آورده بود. از یک طرف بوی دود و مواد سر ما را به درد آورده بود و از طرف دیگر، آن‌ها با هم حرف می‌زدند، طرف من و مادرم نگاه می‌کردند و می‌خندیدند. پدرم اصلاً به خود نبود. یکی از آن مردها دستم را کش کرد و گفت، بیا نزدیک‌تر بنشین. خیلی ترسیده بودم. مادرم همان شب، ساعت ۱۰ مرا به خانه مادر کلانم رساند. آن وقت‌ها مادرم جور بود.»

او می‌گوید، واقعا نگران است که پدرش او را «بفروشد».

بنفشه قبل از زمین‌گیر شدن، در یک شرکت زعفران پاکی می‌کرد. او می‌توانست از این راه نان سر سفره فرزندان خود بگذارد. دخترش هم به مکتب می‌رفت و صنف ششم بود.

اما حالا روز صابره، نه با زنگ مکتب و دغدغه‌های یک دختر پانزده‌ساله، بلکه با مسوولیت‌هایی بزرگ آغاز می‌شود. «بعد از نماز صبح دیگر خوابم نمی‌برد. اولین کاری که می‌کنم، رسیدگی به مادرم است. بیشتر وقت‌ها نمی‌تواند ادرارش را کنترل کند. اول می‌بینم لباسش خشک است یا نه. اگر خیس شده باشد، جانش را می‌شویم و لباسش  را عوض می‌کنم تا در طول روز راحت باشد و کمتر اذیت شود.»

به گفته صابره، هشت ماه از آخرین باری که پدرش به خانه آمده می‌گذرد و خانواده از سرنوشت او اطلاعی ندارند. او می‌گوید در آخرین دیدار، پدرش او و برادرانش را لت‌وکوب کرده و از آنان پول برای خرید مواد مخدر خواسته بود: «تقریباً چاشت شده بود و همگی کنار مادرم خوابیده بودیم که پدرم به خانه آمد. اول به جان مادرم چسبید و از او پول خواست؛ اما مادرم حتی توان حرف زدن هم نداشت و فقط نگاهش می‌کرد. بعد موهایم را کش کرد و گفت، زود جای پول مادرت را نشان بده. برادر کلانم را با لگد زد و از او خواست بگوید پول کجاست. هرچه می‌گفتیم پولی نیست و خبر نداریم، قبول نمی‌کرد».

*یادداشت: نام‌ها در این گزارش مستعار است.

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • درباره رخشانه
  • هیات امناء
  • اصول و خطوط کاری
  • تماس با ما
FR Fundraising Badge HR

Registered Charity No 1208006 and Registered Company No 14120163 - Registered in England & Wales - Registered office address: 1 The Sanctuary, London SW1P 3JT

Copyright © 2024 Rukhshana

پشتو English
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری