رسانه رخشانه
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری
English
پشتو
حمایت
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
رسانه رخشانه
حمایت

پشت هر در، روایتی از درد؛ چشم‌دید یک داکتر زن از درمان خانه‌به خانه در روستاها

۲۳ سرطان ۱۴۰۵
پشت هر در، روایتی از درد؛ چشم‌دید یک داکتر زن از درمان خانه‌به خانه در روستاها

عکس: رسانه‌ی رخشانه

زحل آزاد

منیژه*هر روز با اولین طلوع خورشید، کیف پزشکی‌اش را برمی‌دارد و راهی خانه‌هایی می‌شود که به گفته‌ی او، زنان در آن مثل زندانی هستند و اجازه ندارند بیرون بروند؛ حتی برای درمان هم از خانه خارج نمی‌شوند.

 او پزشک است و با یک نهاد غیردولتی صحی کار می‌کند.

 روایت‌های تکان‌دهنده‌ی او از وضعیت زنان در پشت درهای بسته، تصویری از وخامت وضع صحی زنان به دست می‌دهد.

منیژه می‌گوید برخی از بیمارانش اجازه ندارند بدون همراه مرد از خانه بیرون شوند، برخی دیگر توان پرداخت هزینه رفت‌وآمد به درمانگاه را ندارند و برخی آن‌قدر مراجعه به پزشک را به تأخیر انداخته‌اند که بیماری‌شان پیشرفت کرده و درمان‌شان دشوارتر شده است.

این مطالب هم توصیه می‌شود:

یک داکتر زن در ننگرهار به‌گونه‌ای مرموز به قتل رسید

شرم از داکتر؛ مرگ و میر هنگام زایمان هنوز یک معضل بزرگ برای زنان است

طبق گزارش صندوق جمعیت سازمان ملل، زنان در افغانستان با یکی از بالاترین نرخ‌های مرگ‌ومیر مادران در جهان روبه‌رو هستند و محدودیت‌های رفت‌وآمد، فقر و کمبود مراکز درمانی، دسترسی آنان به خدمات صحی را دشوارتر کرده است.

 منیژه می‌گوید، به جای آن‌که منتظر مراجعه بیماران بماند، هر روز خانه‌به‌خانه می‌رود تا خدمات درمانی را به زنانی برساند که از این خدمات محروم مانده‌اند.

این پزشک و امدادگر ۲۹ ساله است. به گفته‌ی خودش هیچ روز کارش شبیه روز قبل نیست؛ هر بار که زنگ خانه‌ای را می‌زند، ممکن است با زنی روبه‌رو شود که سال‌ها دردش را تحمل کرده، مادری که پس از زایمان هرگز معاینه نشده یا بیماری که تنها امیدش به همین ویزیت خانگی است.

به دلایل امنیتی، در این گزارش از ذکر نام نهادی که منیژه در آن کار می‌کند و محل دقیق فعالیتش خودداری شده است.

او می‌گوید: «بیشتر بیمارانم زنان ۲۰ تا ۴۰ ساله، بی‌جاشدگان داخلی و بازگشت‌کنندگان از خارج هستند؛ زنانی که سال‌ها با درد زندگی کرده‌اند و رنج برایشان به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شده است.»

عمده‌ترین مشکلاتی که در میان بیمارانش مشاهده می‌شود، بیماری‌ها و عوارض مربوط به رحم است؛ مشکلاتی که اغلب در نتیجه بارداری‌ها و زایمان‌های دشوار و پی‌درپی به وجود آمده‌اند. بسیاری از زنانی که تحت درمان قرار می‌گیرند، آگاهی کافی درباره فاصله‌گذاری میان بارداری‌ها را ندارند و همین موضوع، آسیب‌های جدی جسمی و روانی برای آنان به همراه داشته است. افزون بر این، بسیاری از آنان از بیماری‌هایی مانند دیسک کمر و آرتروز نیز رنج می‌برند.

یکی از بیمارانی که منیژه می‌گوید هرگز فراموشش نمی‌کند، زن جوان ۲۰ ساله‌ای است که بر اثر خشونت خانوادگی دچار آسیب نخاعی شده و از ناحیه کمر به پایین فلج است. «حدود یک ماه پیش او را در یکی از کمپ‌های مهاجران بازگشته از پاکستان ملاقات کردم. نزدیک به شش ماه از بازگشتش به افغانستان می‌گذشت. بر اثر خشونت‌های خانوادگی قطع نخاع شده بود و از ناحیه کمر کاملاً فلج بود. دیدن وضعیتش برایم بسیار دردناک بود.»

منیژه به نقل از بیمارش شرح می‌دهد: «به دلیل ناتوانی در فرزندآوری، شوهر و خانواده شوهرش مرتب او را مورد خشونت قرار می‌دادند و لت‌وکوب می‌کردند. وضعیت بسیار دشواری داشت و هیچ حامی یا پناهی نداشت. خانواده شوهرش در پاکستان مانده بودند و او به‌تنهایی همراه مادرش به افغانستان رد مرز شده و به افغانستان آمده بود.»

اما این تنها روایتی نیست که در ذهن منیژه ماندگار شده است. او از زن میانسالی یاد می‌کند که سال‌ها زیر بار فقر، سوگ و فشارهای روانی زندگی کرده و سرانجام دچار اختلالات عصبی شده؛ اختلالی که توان راه رفتن را از او گرفته است. «چندی پیش زن ۴۰ ساله‌ای را دیدم که دو سال تمام از خانه بیرون نشده بود. می‌گفت بعد از بازگشت طالبان، مرگ ناگهانی پسر جوانش و بیکاری، آن‌قدر فشار روحی را تحمل کرده که دچار سکته شده و دیگر نمی‌تواند راه برود. وقتی فهمید قرار است برایش ویلچر تهیه شود و می‌تواند بعد از دو سال یک بار دیگر از حیاط خانه بیرون برود، آن‌قدر خوشحال شد که اشک می‌ریخت. باورم نمی‌شد داشتن یک ویلچر بتواند برای کسی این‌همه امید بیاورد.»

منیژه در نزدیک به پنج سال فعالیتش، بیش از آنکه با بیماری‌ها روبه‌رو باشد، با پیامدهای فقر، خشونت و محرومیت از درمان مواجه بوده است. او معتقد است بسیاری از زنانی که امروز از دردهای مزمن یا ناتوانی‌های جسمی رنج می‌برند، اگر سال‌ها پیش به خدمات درمانی دسترسی داشتند، شاید هرگز به این نقطه نمی‌رسیدند.

او با وجود دشواری‌هایی که این کار دارد، امیدوار است به ویزیت خانگی زنان بیشتر ادامه دهد و نهادهای صحی بیشتر، با استفاده از این روش به کمک زنان بروند. برای او مهم است که در مورد ضرورت معاینه‌های پزشکی آگاهی‌دهی شود و اما در موازات آن، لازم است که پزشکان بیشتری در روستاها پخش شوند و زنان را به صورت خانگی ویزیت کنند، هرچند موانع سخت‌تری نیز وجود دارد.

منیژه می‌گوید چندی پیش در یکی از قریه‌ها با خانواده‌ای روبه‌رو شده‌ بودند که زنان آن، با وجود تجربه زایمان‌های دشوار، از مشکلاتی مانند پوکی استخوان و دردهای مزمن رنج می‌بردند، اما هیچ‌گاه به مراکز صحی مراجعه نکرده بودند. به گفته او، در روز نخست توانستند رضایت خانواده را برای معاینه جلب کنند، اما روز بعد، زمانی که دارو و تجهیزات مورد نیاز را با خود برده بودند، با مخالفت مردان خانواده روبه‌رو شدند. «روز دوم که رفتیم، شوهر و پدر شوهر آن دو خانم اجازه ندادند داخل خانه شویم، حتی دارویی که برده بودیم را هم قبول نکردند. گفتند زنان ما از سال‌ها قبل در خانه زایمان می‌کردند و هیچ مشکلی نداشتند. شما آمدید و زنان ما را بدآموز کردید. می‌گفتند شما باعث شده‌اید زنان ما توانایی گذشته‌شان را از دست بدهند و نازدانه شوند. حاضر بودند زنان‌شان از درد بمیرند، اما تداوی نشوند.»

این پزشک تاکنون بیماری را به دلیل تأخیر در مراجعه از دست نداده، اما بارها شاهد پیامدهای جبران‌ناپذیر دسترسی دیرهنگام به خدمات درمانی بوده است. او از زنی یاد می‌کند که پس از وارد شدن ضربه شدید به سر، مدت‌ها بدون درمان مانده بود. به باور او، اگر این زن زودتر به پزشک مراجعه می‌کرد، وضعیتش تا این اندازه وخیم نمی‌شد. «وقتی ما او را دیدیم، دچار اختلال شدید روانی شده بود، به‌سختی راه می‌رفت و حتی صحبت‌های اطرافیانش را به‌درستی درک نمی‌کرد.»

به گفته‌ی منیژه، در کنار این مسائل، کمبود نیروی انسانی، نبود تجهیزات کافی و محدودیت‌هایی که در برخی موارد بر فعالیت‌های کارمندان صحی اعمال می‌شود، کار تیم درمانی را با دشواری‌های جدی مواجه کرده است.

او می‌گوید: «در آغاز سال ۲۰۲۶، تیم ما ۱۴ نفر بود، اما به‌تدریج به ۷ نفر کاهش یافت. از یک‌سو دفاتر با کمبود بودجه روبه‌رو هستند و از طرف دیگر محدودیت‌های طالبان بر کار زنان باعث شده کارمندان انگشت شماری باقی بمانند. خیلی از همکاران ما به دلیل نداشتن محرم شرعی مجبور به ترک وظیفه شدند.»

تیم کاری منیژه چهار نفره است؛ دو زن و دو مرد. او گفته، حضور یک مرد به‌عنوان محرم برای ادامه کارشان اجباری است. «محرم ما هیچ امتیاز یا حقوقی دریافت نمی‌کند و فقط برای اینکه ما بتوانیم کار کنیم، از درس یا کارهای دیگرش می‌ماند.»

به گفته منیژه، در کنار این وضعیت، مسوولان محلی طالبان در چند مورد به دفتر آن‌ها به‌صورت شفاهی هشدار داده‌اند که کارکنان زن نباید بدون محرم برای ویزیت خانه‌به‌خانه بروند و در صورت نقض این دستور، فعالیت دفتر متوقف خواهد شد.

بر اساس تازه‌ترین گزارش‌ها و یافته‌های سازمان ملل، محدودیت‌های گسترده بر کار زنان و فعالیت نهادهای مدنی در افغانستان همچنان ادامه دارد و این وضعیت باعث کاهش شدید اشتغال زنان و تضعیف خدمات بشردوستانه شده است.

در گزارش سازمان ملل تأکید شده است که این محدودیت‌ها ظرفیت نهادهای امدادی را کاهش داده و دسترسی زنان و دختران به خدمات حیاتی، از جمله خدمات صحی و حمایتی را با مشکل جدی روبه‌رو کرده است.

تیم او در یک روز معمولی به بیش از ده خانه سر می‌زند و منیژه گاهی بین ۱۲ تا ۲۰ بیمار را ویزیت می‌کند. پیدا کردن خانه‌ی بیماران همیشه آسان نیست. او توضیح می‌دهد که بیشتر اوقات با کمک مردم محل، به‌ویژه ملک قریه یا ملا امام مسجد، خانه‌ها را پیدا می‌کنند، اما این همکاری همیشگی نیست. «مردم همیشه همکاری نمی‌کنند. وقتی از وکیل منطقه می‌خواهیم خانواده‌هایی را که بیمار دارند به ما معرفی کند، گاهی این کار را انجام نمی‌دهد. در چنین شرایطی مجبور می‌شویم، دروازه همه خانه‌ها را یکی‌یکی بزنیم و بپرسیم که آیا بیماری دارند یا نه.»

او می‌گوید موتر دفتر فقط تا مسجد یا یک نقطه مشخص در روستا می‌رود و از آنجا به بعد باید تمام مسیر را پیاده طی کنند. «کوچه به کوچه راه می‌رویم. در گرمای سوزان حتی جایی برای نشستن نداریم. غذا هم نمی‌توانیم با خود ببریم، چون در گرما خراب می‌شود.»

گاهی برای رسیدن به محل مأموریت، یک‌ونیم تا دو ساعت با موتر از مرکز شهر فاصله می‌گیرند و سپس تا حدود ساعت چهار بعدازظهر در کوچه‌پس‌کوچه‌های روستاها خانه به خانه می‌گردند.

منیژه از خطرهایی که هر روز با آن روبه‌رو است نیز می‌گوید. «مزاحمت‌های طالبان همیشه وجود دارد. در هر ایست بازرسی از ما می‌پرسند کجا می‌روید. محرم‌های ما را پیاده می‌کنند و درباره نسبت خانوادگی‌مان سوال می‌پرسند. حتی داخل موتر هم ماسک می‌زنیم و لباس بلند و چادر نماز می‌پوشیم تا بهانه‌ای به دستشان ندهیم. بیشتر مناطقی که به آنجا می‌رویم ناامن است و قتل‌های مرموز در آن زیاد اتفاق می‌افتد. اگر هم برای ما اتفاقی بیفتد، هیچ نهادی  از اداره طالبان مسوولیت امنیت ما را بر عهده نمی‌گیرد.»

خدمات این تیم تنها به معاینه محدود نمی‌شود. آن‌ها علاوه بر تشخیص بیماری، درمان را نیز دنبال می‌کنند. «درمان زمان‌بر است و معمولاً باید دست‌کم چهار یا پنج بار بیمار را ببینیم، تمرین‌های لازم را به او آموزش بدهیم و اگر نیاز باشد، تجهیزات طبی هم در اختیارش قرار دهیم.»

فردا صبح، با طلوع خورشید، منیژه بار دیگر کیف پزشکی‌اش را برمی‌دارد و راهی خانه‌هایی می‌شود که پشت هر در، روایتی از درد، مقاومت و امید در انتظار اوست. «وقتی لبخندها، اشک‌ها و حتی محرومیت زنانی را که تا امروز ویزیت کرده‌ام به یاد می‌آورم، با خود می‌گویم نباید تسلیم شوم. آن‌ها به همین حداقل کاری که از دست من ساخته است نیاز دارند.»

یادداشت: منیژه نام مستعار است.

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • درباره رخشانه
  • هیات امناء
  • اصول و خطوط کاری
  • تماس با ما
FR Fundraising Badge HR

Registered Charity No 1208006 and Registered Company No 14120163 - Registered in England & Wales - Registered office address: 1 The Sanctuary, London SW1P 3JT

Copyright © 2024 Rukhshana

پشتو English
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری