رسانه رخشانه
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری
English
پشتو
حمایت
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
رسانه رخشانه
حمایت

 «کران و منجان»؛ جغرافیای خاموشِ مرگ مادران و نوزادان

۱ ثور ۱۴۰۴
 «کران و منجان»؛ جغرافیای خاموشِ مرگ مادران و نوزادان

نمایی از قریه «ایویم» ولسوالی کران و منجان در بدخشان/ عکس: ارسالی به رسانه‌ی رخشانه

نوشا عصیان

وقتی درد زایمان شروع می‌شود، هیچ آمبولانسی در راه نیست، هیچ داکتری پشت دروازه نیست، تنها چیزی که زن را همراهی می‌کند ناله‌هایش است و دستان لرزان یک مادربزرگ پیر. این شرح حال بسیاری از زنان بارداری است که در ولسوالی «کران و منجان» ولایت بدخشان هنگام زایمان دارند.

مثل گل‌نسا ۲۸ ساله  که ساکن قریه «پس‌کران» در ولسوالی کران و منجان ولایت بدخشان است که در ماه جدی سال گذشته، هنگام زایمان فرزندش را از دست داد و خودش از دم مرگ برگشت.

در این گزارش به مرگ و میر مادران و کودکان در ولسوالی کوهستانی و دور افتاده «کران و منجان» ولایت بدخشان پرداخته شده که ساکنان آن می‌گویند، چنین مرگ و میرهایی به یک امر عادی تبدیل شده است.

«کران و منجان» از ولسوالی‌های مرزی و دورافتاده ولایت بدخشان است که بیش از ۸ هزار نفر جمعیت دارد. این ولسوالی در ۱۶۰ کیلومتری شهر فیض‌آباد در میان کوه‌های مرتفع قرار دارد و به دلیل داشتن منابع طبیعی غنی، از جمله معادن لاجورد، شهرت جهانی دارد. اما از این شهرت و ثروت به مردم تنها فقر، محرومیت و مرگ رسیده است.

این مطالب هم توصیه می‌شود:

«روز جهانی صحت»؛ صحبت از جان‌های عزیزی است که از دست می‌رود

روایت زنان؛ شفاخانه ولسوالی «رخه» در خدمت نظامیان طالبان و  زنان محروم از خدمات صحی

در کنار مسافت طولانی، جاده‌های منتهی به کران و منجان در وضعیت بسیار بدی قرار دارند که دلیلی شده تا زنان هنگام زایمان به خدمات درمانی به موقع دسترسی نداشته باشند که باعث مرگ مادران، کودکان یا هر دو می‌شود.

گل‌نسا مادر سه فرزند است. خواهرش که ساکن مرکز شهر فیض آباد است به رسانه‌ی رخشانه گفته است، فرزند چهارم گل‌نسا به دلیل خفگی هنگام زایمان از بین رفته است: «شب وقتی درد‌ش شروع می‌شود، یک زن که عمرش در ولادت دادن زن‌های قریه گذشته و زن‌های زیادی ره در همان قریه ولادت داده را خبر می‌کنند؛ ولی طفلش قبل از اینکه به دنیا بیاید می‌میرد. به بسیار سختی او ره ولادت میتن و باز فردا صبحش توسط مرکب به کلینیک می‌روند. راه‌ها خراب است و موتر لینی هم نیست و حتا اگر موتر باشد، رفت و آمد از همین قریه پس‌کران تا مرکز ولسوالی دو تا سه هزار افغانی هزینه دارد که مردم غریب توان پرداخت ندارند.»

از قول خواهرش، گل‌نسا قبلا هم یک بار دیگر کودک‌اش را هنگام  زایمان از دست داده است.

پزشکان قبلا به گل‌نسا در مورد این خطر که ممکن است هنگام زایمان دچار مشکل شود، هشدار داده بودند. اما شوهر گل‌نسا که یک دهقان است و از ثروت کران و منجان فقط نام‌اش به ساکنانش رسیده، نتوانست همسرش را درمان کند.

مرگ کودک یا رفتن مادری بر سر زا، دست‌کم برای ساکنان این ولسوالی دیگر شوکه‌کننده نیست. این شتری است که بر دروازه‌های خانه‌های بسیاری خوابیده است.

ماه‌‌گل که اولین فرزندش را قرار بود به دنیا بیاورد در مسیر راه قریه «ایویم» که می‌خواست برای ولادت، خودش را توسط مرکب به کلینیک «اسکازر» ولسوالی کران و منجان برساند، در ماه حوت سال ۱۴۰۲ در مسیر راه بر اثر خون‌ریزی شدید، قبل از ولادت جان‌اش را از دست داد و کودک‌اش تلف شد.

احمد شاه برادر ماه‌گل می‌گوید: «کلینیک نداریم، دارو و درمان نیست، داکتر نیست، راه‌ها خراب است. خواهر مه اولین زن نیست که در وقت زایمان از دنیا رفته؛ زن‌های بسیار زیادی در حین همین اتفاق جان‌شان ره از دست دادند و ما فقط دعا خواندیم و دفن‌شان کدیم. نه در زمان جمهوریت به ما مردم غریب توجه شد و نه در زمان امارت.»

افغانستان دارای بالاترین آمار مرگ و میر مادران در جهان است. فرقی هم نمی‌کند که کجای افغانستان باشد. اما محرومیت از خدمات درمانی در مناطق دوردست و کوهستانی قربانی بیشتری نسبت به شهرها از زنان می‌گیرد.

بر اساس گزارش سازمان ملل متحد، افغانستان بالاترین میزان مرگ مادران باردار را در آسیا دارد و از هر ۱۰۰هزار زایمان، ۶۳۸ مادر جان‌ خود را از دست می‌دهد.

ماه‌بیگم 28 ساله که یک آموزگار در قریه «ایویم» در کران و منجان است، گفته که در قریه‌ی آن‌ها وضعیت فاجعه‌باری در جریان است: «زن‌ها در این‌جا مشکلات زیاد دارند، مخصوصا زن‌های باردار؛ مثلا اگر مریض ‌شوند خود‌سرانه دوا مصرف می‌کنند. یا مثلا داکتری نیست تا به ای زن‌ها درباره وقفه بین ولادت‌ها بگويد. به همین دلیل مشکلات زن‌های باردار زیاد است. در همین ماه حوت دو زن از همین قریه‌ی خودمان طفل‌هاشان مرده به دنیا آمد که دلیلش همین است که یک سر درد یا پای درد می‌داشتند هر دوایی که د خانه می‌بود یا همسایه می‌داشت می‌خوردند که خوب شوند.»

او گفته است، تنها در قریه‌ی محل سکونت‌اش سال گذشته، بیش‌تر از ده نوزاد، چهار تا پنج مادر، هنگام زایمان از بین رفته است: «این آمار چشم دید خودم است و ممکن از این بیش‌تر باشد و چون فاصله‌ی یک قریه تا قریه دیگر بسیار است و بعضی قریه‌ها از هم یک روز راه فاصله دارد، اوقدر خبر نمی‌شویم. ولی در این‌جا این که ولادت به خوبی انجام نشود یا طفلی بمیرد به یک امرعادی تبدیل شده است.»

قریب به یک ماه پیش نیز طلوع‌نیوز از قول منابع محلی گزارش داده بود که در سال 1403 تنها در یک قریه از ولسوالی کران و منجان، دست‌کم ۲۰ زن هنگام زایمان جان باخته‌اند.

عبدالحد ۲۴ ساله که باشنده شورای «پس‌کران» ولسوالی کران و منجان است می‌گوید، به دلیل دوری مسیر و دسترسی نداشتن مردم به خدمات صحی، زنان همه در خانه ولادت می‌کنند: «هیچ مرکز صحی نداریم و اگر کسی مریض می‌شود، مجبور هستیم دو تا  چهار ساعت راه ره طی کنیم تا به کلینیک که در اسکازر است برسیم. مردم اوقدر امکانات ندارند که به خاطر ولادت به مرکز ولسوالی بروند و اکثرأ در خانه و به همان شکل سنتی ولادت داده می‌شوند. چون کرایه رفت و آمد از همین قریه ما تا مرکز ولسوالی دونیم تا سه هزار افغانی هزینه دارد و مردم توان مالی ندارند.»

حمیرا که 32 ساله و مادر یک  فرزند است نیز نگرانی مشابهی دارد. او گفته است که مرگ‌ومیر مادران در روستای آن‌ها عادی شده و کسی آن را جدی نمی‌گیرد: «از بین رفتن مادر و طفل هم یک امر عادی شده در اینجا، زن‌ها فقط به امید خدا هستند که چی میشه.  در وقت زایمان زیاد خون‌ریزی می‌کنند و حتا جوره (پلاسنتا) شان بعد از چهار یا پنج‌ روز از بدن‌شان خارج میشه و به مشکلات زیادی روبرو هستند. حتا همین ماه گذشته یکی از نزدیک‌های ما ولادت کرد، طفلش به دنیا آمد، اما بعد از چند دقیقه طفل‌اش خلاص شد و از بین رفت.»

طبق گفته‌های حمیرا در همین دو ماه گذشته یک مادر در قریه پس‌کران و یک مادر دیگر در قریه شاه‌پری در هنگام زایمان از بین رفتند.

جانکی ۲۵ ساله نیز یکی از باشنده‌های ولسوالی کران و منجان است. او می‌گوید: «زنان در کران منجان به هیچ‌گونه خدمات صحی دسترسی ندارند و ۸۰ فی‌صد خانم‌ها در خانه زایمان می‌کنند.»

او در مورد چشم دید خودش گفته است: «وزیر بیگم ۲۸ سال سن داشت و یکی از همسایه‌های ما بود؛ همین یک ماه قبل وقتی درد‌های ولادی‌اش شروع شد، وضعیتش خراب شده رفت و خون‌ریزی هم زیاد داشت، شوهرش تصمیم گرفت وزیربیگم ره ببرند به کلینیک اسکازر، باز در طول راه یعنی قبل از ایکه به کلینیک برسند هم خودش از دنیا رفت و هم طفلش.»

یک داکتر در شفاخانه‌ی ولایتی بدخشان که نمی‌خواهد هویت‌اش در گزارش بیاید، به رسانه‌ی رخشانه گفته است، بیش‌تر از هشت سال می شود در این شفاخانه در بخش نسایی ولادی کار می‌کند.

او گفته: «ما مریض‌های بسیار کم از کران و منجان داریم. مردم او ولسوالی بسیار فقیر هستند و تا مریض‌شان وضعیت‌ش وخیم نشود به فیض‌آباد نمی‌آیند. یعنی اگر بفهمند که مریض می‌میرد باز تصمیم می‌گیرند که بیایند یا خیر. هرچند قابل درک است چون مردم فقیر هستند و به لقمه نانی محتاج.»

با این حال در کران و منجان، جایی که کوه‌ها صدای فریادهای خاموش مادران را در خود دفن می‌کنند، زایمان نه آغاز زندگی، که گاه پایان آن است. زنانی که به جای بیمارستان و داکتر، به دستان لرزان زنان سالخورده دل بسته‌اند و هر بار با ترس از مرگ، به استقبال تولدی نامعلوم می‌روند.

به گفته‌ی ساکنان آن، در این‌جا، مادر شدن با رنجی همراه است که نه تنها جسم، که جان را هم می‌فرساید و تا زمانی‌که راهی برای رسیدن به خدمات صحی و درمانی فراهم نشود، قصه‌های تلخ زنان این ولسوالی همچنان در سکوت تکرار خواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • درباره رخشانه
  • هیات امناء
  • اصول و خطوط کاری
  • تماس با ما
FR Fundraising Badge HR

Registered Charity No 1208006 and Registered Company No 14120163 - Registered in England & Wales - Registered office address: 1 The Sanctuary, London SW1P 3JT

Copyright © 2024 Rukhshana

پشتو English
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری