روایت زنان؛ با گذشت بیش از دو سال به هیچ چیزی عادت نکردهام
دانشجوی صنف سوم دانشگاه بودم. هر روز متواتر برای اهداف خود تلاش میکردم. در روز ۱۵ آگست در صنف بودم...
بخوانید...Detailsدانشجوی صنف سوم دانشگاه بودم. هر روز متواتر برای اهداف خود تلاش میکردم. در روز ۱۵ آگست در صنف بودم...
بخوانید...Detailsمنطقهی دشت برچی در بیست سال گذشته به نماد فرهنگدوستی، دانشدوستی، تلاش، زحمت و جنبوجوش برای داشتن یک زندگی مدنی...
بخوانید...Detailsاین روزها زندگی برای من و همقطارانم از آنچه که بود، دشوارتر شده. حقوق زنان دیگر شکل آرزوی دستنیافتنی را...
بخوانید...Detailsبیشتر از دو سال از تسلمدهی افغانستان به طالبان میگذرد. زنان و دختران کشورم محروم از حقوق و آزادیهای اولیه،...
بخوانید...Detailsاز ساعت ۸ صبح تا ساعت ۲ بعد از ظهر به وظیفه میرفت؛ او سرباز پولیس بود. ساعت دو که...
بخوانید...Detailsمقابل برچیسنتر مثل همیشه شلوغ بود. رخشانه همراه دوستانش از برچیسنتر بیرون شده و در کنار خیابان، منتظر موتر کوتهسنگی...
بخوانید...Detailsروایتهایی را که میخوانید، تجربه دو زن از بازداشت و زندان طالبان در افغانستان است. حکیمه مهدوی دختر معترض 25...
بخوانید...Detailsبه کلیوال معروف است. آمر پوستهی بازار پلاس است. جوانی حدوداً بیست و پنج ساله و کاملاً بیگانه با سواد....
بخوانید...Detailsآفتاب غروب کرده و باد سرد زمستان وزیدن گرفته است. گویی او متوجه شده است که شام نزدیک است. کم...
بخوانید...Detailsشب عروسی بود و همه خوشحال بودند. حتا مادرم. من اما وضعیت مسخرهای داشتم. در گوشهای میان داماد و خسرمادرم...
بخوانید...DetailsRegistered Charity No 1208006 and Registered Company No 14120163 - Registered in England & Wales - Registered office address: 1 The Sanctuary, London SW1P 3JT
Copyright © 2024 Rukhshana