روایت من از خشونت؛ الهه برای دیدهنشدن صورت زیبایش مجبور شد روبند بپوشد
حالا از آن شش نفر، تعدادی در داخل افغانستان و شماری هم مثل من مجبور به ترک وطن شدیم. من...
بخوانید...Detailsحالا از آن شش نفر، تعدادی در داخل افغانستان و شماری هم مثل من مجبور به ترک وطن شدیم. من...
بخوانید...Detailsاز نظر من، استخدام دختران در کافه، تابوشکنی بزرگی بود که من کردم. زیرا کارکردن دختران درکافه و رستورانت از...
بخوانید...Detailsرحیمه دلش راضی به این نبود که امباق دوم داشته باشد. اما از ترس مولانا و یا به قول خودش...
بخوانید...Detailsوضعیتی که من با آمدن طالبان تجربه کردم، دردناک، ناامید کننده و تلخ است. حتا یاد آوری آن برایم آزاردهنده...
بخوانید...Details15 ماه است که دور از مستطیل سبز و رینگ مسابقهی بوکس خانهنشین هستم. فکر میکنم این حق دختری نیست...
بخوانید...Detailsاز دانشگاه که بیرون شدم همه بدنم در حالت بیحسی بود و هنوز نمیدانستم آیا افگار شدم یا نه؟ به...
بخوانید...Detailsما با شعار «زن، کار و آزادی » مبارزه میکنیم، نه با تعویض واژه «زن» به نان! شعار «نان، کار،...
بخوانید...Detailsنزدیک به دو ماه از انفجار مرگبار آموزشگاه کاج گذشته است. اما اتاق سمیرا هنوز دست نخورده مانده است. مادرش...
بخوانید...Detailsلحظات اول انفجار هرقدر فریاد میزند کسی صدایش را نمیشنود. با از دست دادن خون زیاد، دیگر حتا رمقی به...
بخوانید...Details«مردم چهار طرف جمع شده میگویند که خواهرت است. گفتم مچم شباهت داره ولی نیست. مرمی در سرش خورده بود....
بخوانید...DetailsRegistered Charity No 1208006 and Registered Company No 14120163 - Registered in England & Wales - Registered office address: 1 The Sanctuary, London SW1P 3JT
Copyright © 2024 Rukhshana