رها آزاد
برای زنی که ۱۳ سال خشونت خانگی را تحمل کرده بود، رفتن به دادگاه باید راهی برای پایان دادن به یک زندگی پر از ترس میبود. اما برای کامله، دادگاه طالبان در یکی از ولایتهای شمالی افغانستان، آغاز مرحلهای تازه از رنج شد؛ با آن که او از شوهرش طلاق گرفت، اما حضانت چهار فرزندش را نیز از دست داد.
کامله ۳۱ ساله، میگوید در یکی از ماههای ۱۴۰۴، همراه پدرش برای نخستین بار به دادگاه طالبان رفت تا از کریمالله، همسرش طلاق بگیرد. او میگوید در درخواست خود خشونتهای فیزیکی، از جمله ضربوشتمهای مکرر و آسیبهایی که در طول سالها متحمل شده بود و نیز اعتیاد شوهرش را بهعنوان دلیل جدایی مطرح کرده بود.
اما به گفته او، در روزهایی که برای پیگیری پرونده به دادگاه میرفت، بهجای آنکه درباره خشونتهایی که در خانه تجربه کرده، رسیدگی شود، بارها با توصیه به ادامه زندگی مشترک روبهرو شد. قاضی طالبان بارها به او گفته بود: «باید تحمل کنی»
کامله گفت: «هر روز میرفتیم، میگفتند فردا و پسفردا بیا، قاضی نیست. آن قدر دشوار است که در این وطن زن باشی و بخواهی طلاق بگیری.»
کامله میگوید قاضی و دیگر مسوولان دادگاه از او میپرسیدند چرا میخواهد طلاق بگیرد و چرا میخواهد زندگیاش را خراب کند. به گفته او، یکی از قاضیان حتی به او گفته بود: «وقتی شوهری زنش را لتوکوب میکند، مشکل نیست، در اسلام اجازه دارد. تو باید تحمل کنی به خاطر اولادها و زندگیات.»
اما کامله تصمیم خود را گرفته بود. پس از ۱۳ سال زندگی مشترک با مردی که به گفته او به مواد مخدر اعتیاد داشت و بارها او را لتوکوب کرده بود، دیگر حاضر نبود به خانه شوهرش برگردد: «برایم میگفتند که تحمل کنم، اما چون هر روز زیر مشت و لگد این مرد معتاد بودم، برای همین به حرفهایشان گوش نمیکردم و تصمیم جدی خود را گرفته بودم.»
او پنج بار در سالهای ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ برای پیگیری پرونده به دادگاه مراجعه کرد؛ که بهخاطر امنیتش، روزها و تاریخهایی که به دادگاه رفته ذکر نمیشود.
کامله میگوید: «ورق درخواستی دعوا را در اول ماه جدی … به دادگاه بردیم ولی تا تاریخ ۱۵ هیچکس به درخواستی ما توجه نمیکرد و هر باری که دادگاه مراجعه میکردم، فقط برایم میگفتند که تلاش کنم سازش کنم و زندگی خود را خراب نکنم.»
در نهایت دادگاه طلاق او را صادر کرد، اما حکمی که قرار بود به زندگی مشترک پایان دهد و برای او به معنی پایان خشونت خانگی بود، به رنجِ مادری او افزود. قاضی دادگاه طالبان حکم کرد که چهار فرزند، دو دختر و دو پسر که هر کدام آنها ششساله، هشتساله، یازدهساله و دوازدهساله هستند، با پدرشان زندگی کنند.
اکنون نزدیک به هفت ماه است که کامله فرزندانش را از نزدیک ندیده است: «به صورت پنهانی با اولادهایم گپ میزنم، اگر کریمالله بفهمد اجازه نمیته.»
او گاهی از طریق تلفن یکی از همسایههایش، دور از چشم شوهر سابق و مادرشوهرش، با کودکانش صحبت میکند.
کامله برای پایان دادن به ماجرایی که از ۱۷سالگی آغاز شد؛ سختیهای فراوانی را تحمل کرده است.
او میگوید که در اول خانوادهاش، بدون رضایتش او را به ازدواج با کریمالله، مردی ۳۵ ساله، درآوردند که در آن زمان از اعتیاد شوهر سابقش اطلاعی نداشت و تنها حدود یک سال پس از ازدواج متوجه شد که شوهرش مواد مصرف میکند.
از آن پس، به گفته کامله، زندگی مشترک بهتدریج به خشونت و ترس تبدیل شد. او میگوید بارها مورد لتوکوب قرار گرفت، استخوان دستش شکست، پایش آسیب دید.
رهبر طالبان در ماه ثور ۱۴۰۵ اصولنامه تفریق زوجین را توشیح کرد؛ بر اساس این سند، زنان برای درخواست طلاق باید مسیری بسیار پیچیده و سخت را طی کنند.
سرویس جهانی بی بی سی در تازهترین گزارش خود نیز روند درخواست طلاق یک زن جوان را به تصویر کشیده که در جریان آن، والی طالبان برای ولایت جوزجان، زنان را «ناقصالعقل» میخواند.
اما روایت کامله از دادگاه و نظام قضایی طالبان به همینجا ختم نمیشود. او ادعا میکند که در جریان رسیدگی به پرونده طلاقش، یکی از قاضیان طالبان که مسوول رسیدگی به دعوای او بود از او درخواست رابطه جنسی کرده است.
به گفته کامله این قاضی دادگاه که حدودا ۴۸ سال سن داشت، چند بار به این زن تماس گرفته و گفته که در بدل همخوابی با او، میتواند پروندهاش را به نفع کامله بررسی کند.
او گفت: «اولین تماس در شام … ماه حوت ۱۴۰۴ بود. پیش از آن چند بار تماسهای قاضی را پاسخ ندادم، چون میترسیدم که شاید این تماسها به پرونده طلاق مربوط باشد. ولی یک شب دل نادل پاسخ دادم.»
به گفته کامله، قاضی ابتدا درباره وضعیت زندگی و مشکلاتش پرسید و سپس گفت اگر با او «دوستی و نزدیکی» کند، میتواند برای بازگرداندن حضانت فرزندانش یا دستکم دخترانش کمک کند: «گفت اگر با مه دوستی و نزدیکی کنی، یک چاره میکنیم که اولادها به خودت برسه یا حداقل دخترانت.»
کامله میگوید از ترس اینکه مبادا قاضی حکم طلاقش را صادر نکند، تلاش کرد با او وارد درگیری نشود. او به قاضی گفته بود ابتدا میخواهد از شوهرش جدا شود و فعلاً تصمیمی برای ازدواج ندارد.
اما به گفته او، قاضی پاسخ داده بود که منظورش ازدواج نیست و تنها میخواهد با او «دوستی» کند: «دوباره برایم گفت مه نگفتم با مه ازدواج کن، فقط همرایم دوستی کن.»
کامله به یاد میآورد که قاضی شش بار به او تماس گرفته و هر بار از او خواسته که تنهایی به دادگاه بیاید.
او میگوید گاهی به تماسها پاسخ میداد و با قاضی صحبت میکرد، اما هرگز به درخواست او تن نداد.
کامله گفت: «همین که حکم طلاق صادر شد، چند وقت بعد شماره تماس خود را تغییر دادم.» او این مساله را با هیچ کسی دیگر جز خواهر ۲۱ سالهاش در میان نگذاشته بود.
او برای حفظ امنیت خود از افشای نام و هویت قاضی خودداری میکند و میگوید نخستین تماس و درخواست قاضی چنان بر او تأثیر گذاشته بود که آن شب تا صبح خوابش نبرد: «شب تا صبح خوابم نبرد و گریه میکردم و از خدا کمک میخواستم.»
با توجه به محدودیتهای اطلاعرسانی و دسترسی رسانهها در افغانستان، ما نتوانستیم با مسوولان محلی دادگاه طالبان درباره ادعاهای مطرحشده در این گزارش تماس بگیریم و نظر آنان را دریافت کنیم.
*یادداشت: اسمها در این گزارش تغییر داده شده و اسم ولایت و بعضی جزییات نیز به درخواست مصاحبه کننده حذف شده است.

