رسانه رخشانه
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری
English
پشتو
حمایت
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
رسانه رخشانه
حمایت

اخراج اجباری از ایران و زندگی زیر سایه شوم فقر و طالبان؛ «شوهر کنید، چون پول ضرورت دارم»

۲۳ اسد ۱۴۰۴
اخراج اجباری از ایران و زندگی زیر سایه شوم فقر و طالبان؛ «شوهر کنید، چون پول ضرورت دارم»

راست تصویر: هاجر (نام مستعار)؛ چپ تصویر: نرگس (نام مستعار) / عکس: ارسالی به رسانه‌ی رخشانه.

آزاده تران

«تمام پولی که خانه رهن کرده بودیم، بالای صاحب خانه در ایران مانده. این‌جا هیچ‌چیزی نداریم. نه درس است و نه کار. حالا پدرم به من و خوارم (خواهرم)  می‌گوید، شما را به شوهر میدم تا پول‌تان را خانه بگیرم.» این‌ها سخنان مریم، ۱۹ ساله، درباره سرنوشت تلخ خود و خواهر ۱۷ ساله‌اش، روشن، است.

مریم و روشن در ماه سرطان همراه با خانواده‌اش پس از اخراج اجباری از ایران به افغانستان برگشته‌اند و دوباره ناچار شده‌اند که در سایه‌ی حاکمیت طالبان زندگی کنند.

این دو خواهر با خانواده‌های‌شان همزمان با حاکمیت طالبان در آگست ۲۰۲۱ میلادی، به ایران مهاجر و در شهر قم ایران ساکن شدند. اما با اوج اخراج اجباری مهاجران از ایران دوباره به افغانستان برگشتند و در یک نقطه‌ی دوردست ولسوالی پنجاب بامیان زندگی می‌کنند.

دولت ایران از آغاز سال نو تا پانزدهم سرطان امسال (۱۴۰۴)، برای مهاجرین فاقد مدرک قانونی فرصت داده بود تا این کشور را ترک کنند. اما پس از حمله‌ی ۱۲ روزه اسرائیل به ایران در ۲۳ جوزای امسال، روند اخراج مهاجرین تشدید شد. 

این مطالب هم توصیه می‌شود:

اعلام جنگ علیه اعلامیه حقوق بشر در افغانستان

زنان معترض: حقوق بشر در افغانستان تنها نامی زخمی و به حاشیه رانده‌ شده است

روزانه هزاران نفر به شمول زنان و کودکان از مرزها وارد افغانستان می‌شوند. در حال حاضر روند اخراج و بازگشت مهاجران از ایران ادامه دارد. ‏براساس منابع ایران، تاکنون بیش از یک میلیون مهاجر افغانستانی اخراج شده‌اند.

اخراج گسترده مهاجران از ایران و پاکستان نگرانی‌های زیادی را برانگیخته است.  بخش زنان سازمان ملل متحد در گزارشی اعلام کرده که زنان و دختران با افزایش خطر فقر، ازدواج زودهنگام و آزار و اذیت مواجه هستند.

نرگس و خواهرش نیز می‌گویند با بازگشت به افغانستان به خاطر فقر از سوی پدرشان در معرض فشار ازدواج اجباری قرار دارند.

نرگس به رسانه‌ی رخشانه گفته است: «پدرم می‌گوید، شوهر کنید، چون پول ضرورت دارم. مادرم هم می‌گوید، هر چه دختر خرد‌تر (کوچک‌تر) عروسی کند، خوشبخت میشه. هیچ کس گپ ما را قبول نمی‌کند.»

نرگس با خانواده‌اش در ماه سرطان امسال (۱۴۰۴) به افغانستان بازگشته است. او گفته است، مردی از بستگان‌اش برای خواستگاری آمده است و پدرش او و خواهرش روشن را مخیر گذاشته است که حتما یکی تن به ازدواج بدهد.

نرگس در حالی که استیصال و درماندگی به روشنی در صدایش از پشت تلفن پیدا است می‌گوید، بازگشت زیر سایه‌ی «شوم» طالبان خودش به تنهایی یک کابوس است چه رسد به این که حالا به خاطر فقر مجبور به ازدواج هم کنند.

او گفته است: «این‌جا درس و آزادی نیست. بیرون رفته نمیشه. همه دخترا را طالبا زندانی می‌کنند، این واقعا وحشتناک است. همین بسته بودن مکتب خودش بلای جان دخترا است. حالی همین باعث شده که همه می‌خواهند دخترا شوهر کنند.»

اکنون حاکمیت طالبان چهار ساله شده است. حاکمیتی که از روز اول سنگ‌بنای آن با وضع محدودیت و ممنوعیت برای زنان گذاشته شد. سلب حق کار، آموزش، آزادی اجتماعی، افزایش خشونت، ازدواج‌های اجباری و مشکلات سلامت روان تنها بخشی از واقعیت‌های دردناک زندگی زنان و دختران است.

در آستانه‌ی چهارمین سال حاکمیت طالبان بر افغانستان، بخش زنان سازمان ملل متحد (UN Women) اعلام کرده است که طالبان به تحقق اهداف خود برای حذف زنان از زندگی عمومی نزدیک شده است.

اين نهاد گفته است که طالبان طی چهار سال سلطه‌ی خود بر افغانستان، با «موجی از دستورالعمل‌ها، زنان و دختران افغانستان را از حقوق و کرامت‌شان محروم کرده است.»

مریم و روشن می‌گویند، برای این که فرصت آموزش را از دست ندهند، به ایران مهاجر  شده بودند. آن‌ها در ایران در یک مکتب خصوصی ویژه دانش‌آموزان افغانستان درس می‌خواندند.

با این که نرگس از بد رفتاری‌هایی که با او به عنوان یک مهاجر در ایران شده، دل پر دردی دارد؛ اما می‌گوید، آن‌جا می‌توانست حد‌اقل درس بخواند: «در مسیر راه، شهر، پارک و همه جا به ما توهین می‌شد. مثلا می‌گفتند، افغانی‌ها کشور ما را اشغال کردند. یا می‌گفتند، کثافت. ولی ما خوش بودیم که درس می‌خوانیم و به آرزو‌های مان می‌رسیم.»

حالا نرگس و خواهرش در افغانستان روزشان پای چوبه‌ی دار قالین‌بافی خاک می‌شود.

دختران زیادی حکایت مشابه نرگس و روشن دارند. ستاره ۱۹ ساله به تازگی از ایران بازگشته است. ستاره دو ساله بود که خانواده‌اش به ایران مهاجر شد. او تا صنف دهم را در ایران درس خواند و در نهایت از این کشور اخراج شد.

ستاره می‌گوید، در کنار این‌که او در ایران با شرایط دشوار به درس‌هایش ادامه می‌داده، شبانه در کار‌خانه‌ی تولیدی لباس و یا رستورانت کار می‌کرد. ستاره همراه با پدر و مادر کهن‌سال‌اش زندگی می‌کند و نان آور خانواده‌‌اش است.

ستاره از این‌که به افغانستان بازگشته است، نگران و ناراحت است: «نه درس و نه کار. کاش کار بود. حالا من چطور با کدام پول از پدر و مادرم مواظبت کنم؟»

گلثوم ۶۸ ساله، مادر ستاره است. او که با صدای لرزان صحبت می‌کند، می‌گوید: «از ایران که آمدیم، خانه‌های فامیلا هستیم. نه جایی و نه پولی برای زندگی داریم. شوهرم کمردرد است، کار نمی‌تواند. برای بچه‌ام (دخترم) کار نیست. حداقل آن‌جا (ایران) خوب بود که این بچه‌ام در کار‌خانه‌ها کار می‌کرد. لا‌اقل پول خورد‌ و خوراک ما را پوره می‌کرد. حالا این‌جا در خانه‌های مردم دست روی دست نشستیم.»

ستاره در حالی که در چشمانش اشک حلقه زده است می‌گوید: «حیران ماندم که کجا شویم. اصلا برای دخترا کار نیست. من از درس و مکتب گذشتم، کاش فرصت کاری برایم پیدا می‌شد، تا مصارف خود و خانواده‌ام را در می‌آوردم.»

بخش زنان سازمان ملل متحد در گزارشی اعلام کرده است که از ماه سپتامبر سال ۲۰۲۳ میلادی به این طرف بیش از ۲.۴۳ میلیون نفر بدون مدرک از ایران و پاکستان به افغانستان بازگشته‌اند.

هاجر ۱۸ ساله در صحبت با رسانه‌ی رخشانه می‌گوید، یک ماه قبل از ایران به افغانستان بازگشته است. او با خانواده‌اش در یک خانه‌ی کرایه‌ای در غرب کابل زندگی می‌کند. دو سال قبل هاجر با خانواده‌اش، به امید آینده‌ی بهتر افغانستان را به مقصد ایران ترک کرد.

هاجر می‌گوید، با آن‌که سختی‌های زیادی در ایران تحمل می‌کرد، اما از این‌که درس می‌خواند، خوش‌حال بود. اما پس از اخراج از این کشور، هاجر به همراه شش خواهرش به سیل دختران بازمانده از آموزش در افغانستان پیوسته است.

دار‌ و ندار خانواده‌ی هاجر در ایران مانده است، مالک ساختمانی که در آن زندگی می‌کردند، پول رهن خانه‌ی آنان را نیز پرداخت نکرده است. از این‌رو مشکلات شدید اقتصادی دامن‌گیر خانواده‌ی آنان است. هاجر گفت، از این‌که او از شش خواهرش بزرگتر است، خانواده‌اش بار‌ها برایش گوشزد کرده است که باید برای ازدواج آماده باشد: «خانواده‌ام میگه که حالا درس نیست. دختری، بزرگ شدی. باید به نام‌نیک شوهر کنی و سر زندگی‌ات بری.»

به قول هاجر، دخترانی که زیر سایه حکومت طالبان و جامعه‌ی سنتی افغانستان زندگی می‌کنند، راهی جز پذیرفتن ازدواج اجباری ندارند: «حالا که افغانستان آمدیم، خانواده‌ام می‌خواد به زور ما را شوهر بده.»

گزارش‌ها نشان می‌دهد که یک سوم بازگشت‌کنندگان از کشور ایران و نیمی از بازگشت‌کنندگان از پاکستان را زنان تشکیل می‌دهند.

کبرا ۵۰ ساله مادر سه دختر ۱۶، ۹ و ۶ ساله است. کبرا همراه با خانواده‌اش به تاریخ ۱۰ سرطان از ایران به افغانستان بازگشته است. آنان حالا در یک خانه‌ی کرایه‌ای در کابل زندگی می‌کند.

کبرا می‌گوید، پس از سقوط افغانستان به دست طالبان، تمام اموال خانه‌اش را در کابل فروخت و به ایران مهاجرت کرد، به امید این‌که دخترانش آینده‌ی روشنی داشته باشد.

به‌گفته‌ی او، ثبت نام شدن دخترانش در مکاتب ایران، برایش آسان نبود. باید ادارات زیادی را طی می‌کرد و برای هر تاییدی پول پرداخت می‌کرد. به قول کبرا، بعد از تلاش‌های زیاد دخترانش توانستند در مکتب درس بخوانند و این باعث خوشحالی‌شان بود. خودش نیز برای کسب‌ درآمد در باغ مصروف میوه چینی بود. اما با گذشت سه سال در ایران، به دلیل تمدید نشدن سند اقامتی‌شان توسط دولت ایران اخراج شدند.

یکی از دختران کبرا تا صنف هشتم و دیگرش تا صنف سوم در ایران درس خوانده است. اما پس از اخراج به افغانستان دختر بزرگ کبرا همانند هزاران دختر زیر حاکمیت طالبان، از حق آموزش محروم شده است.

کبرا می‌گوید، از این‌‌که دختر بزرگ‌اش نمی‌تواند درس بخواند، ناامید شده و نگران است که مبادا آینده‌ی دخترش مثل خودش با بی‌سوادی و فقر گره بخورد. کبرا می‌گوید، به دلیل مشکلات اقتصادی حتا نمی‌تواند دخترانش را به مراکز آموزشی بفرستد: «مکتب خو نیست. از دست اقتصاد خراب به کورس‌ها هم فرستاده نمی‌توانیم. پول باشه که روی درس‌های این‌ها توجه کنیم. پول نباشه هیچ‌کاری نمیشه. ما همان‌قدر پول نداریم که زندگی خود را بچلانیم.»

یادداشت: نام‌ها در این گزارش مستعار آمده است.

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • درباره رخشانه
  • هیات امناء
  • اصول و خطوط کاری
  • تماس با ما
FR Fundraising Badge HR

Registered Charity No 1208006 and Registered Company No 14120163 - Registered in England & Wales - Registered office address: 1 The Sanctuary, London SW1P 3JT

Copyright © 2024 Rukhshana

پشتو English
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری