مژده محمدی
در بندر هامبورگ آلمان، زنی پشت سکان یک کشتی گردشگری ایستاده است. «فلوران هارمونی»، زنی که اصالتا اهل افغانستان است، با یونیفورم سفید و کلاه کاپیتانی، مسافران را در مسیرهای تفریحی هدایت میکند؛ حضوری که برای بسیاری از مسافران غیرمنتظره است.
فلوران در گفتوگو با رسانهی رخشانه بر این باور است که تبعیض جنسیتی تنها به کشورهای سنتی محدود نیست و حتی در اروپا نیز زنان در مشاغل خاص، از جمله کشتیرانی، با موانع جدی روبهرو هستند، اما او با ایستادن پشت سکان کشتی، کلیشهای را میشکند که کاپیتانی را صرفا شایستهی مردان میداند.
فلوران هارمونی، کاپیتان کشتی میگوید: «وقتی مسافران کشتی متوجه میشوند که کاپیتان یک زن است، اغلب با تعجب و تردید به من نگاه میکنند. بعضیها حتی با طعنه میپرسند، آیا با کاپیتان زن سالم به مقصد میرسیم؟»
کشتی که فلوران امروز هدایت میکند، Barkasse نام دارد؛ یک کشتی گردشگری با ظرفیت ۹۰ مسافر که در آبهای بندر هامبورگ رفتوآمد میکند.
فلوران هارمونی کودکیاش را در مهاجرت گذرانده است. او در دهه نود میلادی همراه با خانوادهاش هرات را ترک کرد و بیش از بیستوپنجسال میشود که در شهر هامبورگ آلمان زندگی میکند و در دانشگاه هامبورگ در رشتهی اقتصاد و حسابداری درس خوانده است. فلوران همزمان با تحصیل در دانشگاه، رویایی دیگر در دل داشت تا روزی پشت فرمان کشتی ایستاد شود. او با گذراندن دورههای تخصصی پنجساله، مدرک کاپیتانی کشتی را دریافت کرده است.
فلوران درباره مسیر حرفهای خود توضیح میدهد: «برای کسی که بخواهد فقط در آبهای هامبورگ کاپیتان شود، میتواند در مدت سه سال این مهارت را بیاموزد. اما اگر بخواهید در آبهای خارج از آلمان فعالیت کنید، دورههای چهار یا پنجساله لازم است من دوره آموزش کاپیتانی را از سال ۲۰۱۴ شروع کردم و سال ۲۰۱۹ به پایان رساندم که مدرک آن برای حمل و نقل کشتی با ظرفیت بیش از ۱۶۰۰ مسافر معتبر است.»
فلوران هارمونی هر روز با یونیفورم سفید و کلاه کاپیتانی، پشت فرمان کشتیاش در بندر هامبورگ میایستد. او بهعنوان کاپیتان، مسوولیتی سنگین بر دوش دارد. توصیفی که فلوران از کارش دارد این گونه است: «پیش از همه باید بدانم که امنیت جان همه افرادی که در کشتی هستند بر عهده من است. دوم اینکه باید جریان آب و سمت وزش باد را بشناسم، چون در دریا چراغهای هشدار یا نشانههای ایمنی وجود ندارد که مسیر را برای ما روشن کنند و سوم اینکه باید بتوانم سرعت کشتی را بهگونهای تنظیم کنم که هم ایمن باشد و هم بهموقع به مقصد برسیم.»
فلوران هارمونی باور دارد که تبعیض جنسیتی تنها محدود به کشورهای سنتی نیست؛ او میگوید حتی در اروپا، جایی که بسیاری آن را نماد برابری میدانند، زنان همچنان با موانع جدی روبهرو هستند. برای او، کاپیتانی کشتی نمونهی روشنی از این تبعیض است؛ به گفتهی فلوران، حضور زنان در برخی مشاغل از جمله کاپیتانی بسیار اندک است و این عرصه هنوز بیشتر در اختیار مردان قرار دارد.
او توضیح میدهد: «در سراسر جهان هنوز تبعیض جنسیتی وجود دارد و این موضوع حتی در اروپا هم دیده میشود. شغل کاپیتانی یکی از همان رشتههاست که نقش زنان در آن بسیار کم است. دلیلش هم این است که برخی آقایان هنوز درک درستی از توانایی زنان ندارند. این موضوع مشکلات خودش را دارد، مثلاً همکاران ابتدا به سختی زنها را در جمع میپذیرند و احترام میگذارند.»
با این حال، نگاهها تنها از سوی همکاران محدود نمیشود. فلوران تجربههای زیادی از برخورد مسافران دارد؛ مسافرانی که با دیدن پرچم افغانستان بر عرشه و حضور یک زن در جایگاه کاپیتان، شگفتزده میشوند. برای بسیاری از آنها این پرسش پیش میآید که چرا پرچم افغانستان در بندر هامبورگ برافراشته است؟
فلوران میگوید: «بعضی از مسافران وقتی میبینند کاپیتان کشتی یک زن است، تلاش میکنند با انتقاد و طعنه او را تحت فشار قرار دهند و میگویند: “ای وای، امروز کاپیتان کشتی ما یک زن است؛ آیا سالم به مقصد میرسیم”؟»
برای فلوران هارمونی، هدایت کشتی تنها یک شغل نیست، بلکه فرصتی است تا نشان دهد زنان افغانستان میتوانند در عرصههایی ظاهر شوند که هنوز مردانه تلقی میشود. فلوران میگوید: «هر زمانیکه پرچم سه رنگ کشور بر عرشه به اهتزاز در میآید با خود این پیام را منتقل میکند که زن افغان توانسته تا در میانهی آبهای اروپا کشتی براند.»
فلوران هارمونی، خارج از کشتی و کاپیتانی، از سال ۲۰۱۶ بدینسو هنر آوازخوانی را آغاز کرده است، مسیری که به گفتهی خودش، برایش تنها یک هنر نیست، بلکه پناهگاهی است برای بیان احساسات و پیوند دوباره با سرزمین مادری.
صفحه یوتیوب مربوط به فلوران هارمونی تا امروز دستکم ده ویدیو از اجراهایش را بهنشر رسانده است و آهنگ «تولدت مبارک» با بیش از یک میلیون بازدید، محبوبترین اثر این زن افغان است.

عکس: ارسالی به رسانهی رخشانه
فلوران از انگیزهاش برای کار در بخش آوازخوانی میگوید: «هنر جایگاه معنوی خود را در زندگیم ساخته است .این مسیر از زمانی شروع شد که در پروژههای فرهنگی_هنری در هامبورگ فعالیت داشتم و در آنسامبلهای مختلف، بهخصوص برای خانمهای افغان، فعالیت کردم. به خانمها و دخترهای افغان امید بدهم که هرگز آرزوهایشان را فراموش نکنند و همیشه برای رسیدن به آن تلاش کنند.»
برای فلوران، موسیقی چیزی فراتر از نغمههاست؛ او آن را زبانی میداند برای الهامبخشیدن: «صدایم تنها برای مردم افغانستان نیست؛ بلکه میتواند پلی باشد میان افغانستان و جهان، تا از این مسیر صدای زنان افغان به گوش همگان برسد.»
تا پیش از حاکمیت طالبان در افغانستان، زنان و دختران در آموزشگاههای موسیقی کابل و سایر شهرها به فراگیری موسیقی میپرداختند و با استفاده از این فضاهای آموزشی، نقش مؤثری در دنیای موسیقی ایفا میکردند.
با این حال، از زمان حاکمیت طالبان که بیش از چهار سال میگذرد، موسیقی توسط این گروه «حرام و ممنوع» اعلام شد و تمامی دستاوردهای زنان و دختران در این حوزه بهطور کامل نابود شد. رسانهها موظف شدند از پخش هرگونه موسیقی خودداری کنند و هنرمندانی که به نواختن آلات موسیقی یا آوازخوانی میپرداختند، بازداشت شده و برخی حتی شکنجه شدند. آلات موسیقی جمعآوری و شکسته شدند و بسیاری از آموزشگاههای هنری تعطیل شدند.
با سرکوب موسیقی، شمار زیادی از هنرمندان افغانستان مجبور به ترک کشور و پناهندگی در کشورهای خارجی شدند و کسانی که در داخل ماندند، اغلب فعالیت هنری خود را متوقف کرده و با محدودیتهای شدید مواجه هستند.
در طرف دیگر، زنان در افغانستان زیر سایهی محدودیتهای شدید طالبان قرار دارند. به گونهای که از نظر فعالان حقوقبشری، آنچه زنان در افغانستان از سر میگذرانند، آپارتاید جنسیتی است.
فلوران با این که فقط خاطرات کمی از کودکیاش در هرات دارد، اما میگوید، قلبش همیشه با زنان افغانستان بوده و امیدوار است که داستان زندگیاش برای دختران افغانستان الهامبخش باشد. دخترانی که برای رسیدن به رویاهایشان با موانع بزرگ روبهرو هستند. او میگوید: «ما نباید امید خود را از دست بدهیم رویاها دست یافتنی هستند حتی اگر راه رسیدن به آن طولانی باشد.»

