سینا سعیدی
این گزارش به بررسی دو رویداد از قتل زنان میپردازد که هر دو زن قربانی خشونت خانگی شدند و جانهایشان را از دست دادند.
بر اساس گزارشهایی که روزانه در رسانهی رخشانه به ما میرسد، پس از حاکمیت دوبارهی طالبان و در نبود برنامههای حمایتی برای زنان در افغانستان، خشونت خانگی علیه زنان افزایش یافته است؛ اما به دلیل نبود یک نهاد مستقل نظارتی، آمار دقیق از این خشونتها در دست نیست.
آنچه در این گزارش میخوانید، روایت تنشهای خانوادگی و در نهایت قتل دو زن را به صورت جداگانه در ولایتهای کابل و تخار بازتاب میدهد. در این گزارش اعضای خانواده شکریه و لیزا شمس، زنانی که جانهایشان را از دست دادهاند، با خبرنگار ما مصاحبه کردهاند.
رسانهی رخشانه موفق نشد با متهمان این دو رویداد و یا خانوادههایشان صحبت کند، برای همین، نامی از متهمان در این گزارش نیامده است.
قتل شکریه
حوالی ساعت ۱۰ صبح روز شنبه (۵ ثور) به محمدیوسف بابر، برادر بزرگ شکریه خبر میرسد که تنها خواهرش بر اثر خوردن «مرگ موش» مسموم شده است.
شوهر شکریه او را به بخش عاجل شفاخانه «سینا» در ولسوالی دشتقلعه ولایت تخار انتقال میدهد. داکتران این شفاخانه میگوید، وضعیت شکریه وخیم است و باید به تالقان، مرکز ولایت تخار انتقال داده شود.
به گفتهی منابع، شکریهی ۲۱ ساله در راه انتقال به شفاخانه دولتی تالقان جان خود را از دست میدهد.
خانواده شکریه مدعی است که مرگ او بر اثر خودکشی نبوده، بلکه بر اثر لتوکوب شوهرش کشته شده است.
سرنوشت شکریه
یوسف بابر، برادر شکریه در گفتوگو با رسانهی رخشانه گفته است که خواهرش هنگام انتقال به شفاخانه دولتی در شهر تالقان، نرسیده به ولسوالی بهارک، جان میدهد: «به ما خبر رسید که شکریه فوت کرده است. ما با عجله برای دفن میت، کفن و قبر آماده شدیم.»
به قول او بعد از اینکه شکریه را برای غسل میبرند، مشخص میشود که او بر اثر لتوکوب جان باخته است. او گفته است، آثار شدید لتوکوب در بدن شکریه پیدا بود. «ساعت ۳ بعد از ظهر جسد را برای غسل دادن بردند. در آنجا معلوم شد که شکریه بر اثر مسمومیت مرگ موش نه، بلکه بر اثر لتوکوب شدید، ضربات چوب، مشت و خفگی کشته شده است.»
برادر شکریه میگوید پس از پی بردن به این موضوع، با مسوولان محلی طالبان در ولسوالی دشت قلعه تماس میگیرد و آنها را در جریان قتل خواهرش میگذارد. هیاتی از فرماندهی امنیهی طالبان در ولسوالی دشت قلعه، همراه با دو داکتر زن از شفاخانه سینا واقع در مرکز ولسوالی دشت قلعه، برای بررسی چگونگی قتل شکریه به خانه پدر او به روستای «توحیدآباد» میآیند.
او افزود: «پس از بررسی جسد معلوم شد که شکریه بهطرز فجیعی لتوکوب شده است. بدن او کبود و سیاه شده بود. هر دو گردهاش سیاه و کبود شده بود. داکتران علت مرگ خواهرم را مشخص نکردند. جسد بلاتکلیف ماند. ما میدانستیم شکریه توسط خود … و پسرانش (پسران اندر شکریه) کشته شده است. ما جسد شکریه را بهطور امانت دفن خاک کردیم.»
برادر شکریه گفته است که بعد از دفن خاک کردن خواهرش، با «اسناد و مدارک» خود به اداره محلی طالبان در ولسوالی خواجه غار مراجعه کرده و خواستار بازداشت عاملان این رویداد شدهاند. طالبان در ابتدا متهم قتل شکریه را بازداشت و «بعد از انکار قتل و با ضمانت شخص دیگری» آزاد میکنند.
محمدیوسف در ادامه میگوید که آنها به ناچار به فرماندهی امنیهی طالبان در شهر تالقان، مرکز ولایت تخار مراجعه کرده و خواستار پیگیری عاملان قتل شکریه، نبش قبر او و انتقال جسد برای بررسی بیشتر به طب عدلی در مرکز ولایت تخار و یا کابل شده است.

برادر شکریه میگوید، طالبان بارها این درخواست آنها را نادیده گرفته است.
شکریه شش سال پیش زمانی که تازه ۱۵ ساله شده بود، با پا در میانی یکی از دوستان پدرش به مردی به شوهر داده شد که قبلا ازدواج کرده و بسیار بزرگتر از شکریه بوده است. مردی که در حال حاضر حدودا ۵۰ ساله است.
شوهر شکریه باشنده روستای «سنگی» ولسوالی خواجه غار و پدر شکریه باشنده روستای «توحیدآباد» ولسوالی دشت قلعه ولایت تخار است.
محمدیوسف بابر: «چون پدرم رضایت داده بود، ما کاری کرده نتوانستیم. رضایت خواهرم (شکریه) هم به رضایت پدر تعلق داشت.»
از شکریه دو کودک خرد سال بجا مانده است.
روایت قتل لیزا شمس، قربانی فرهنگ زنکشی
لیزا شمس، مادر پنج فرزند، دو پسر ۱۲ ساله و ۱۰ ماهه و سه دختر در سنین ۱۰، هشت، و پنچ ساله به تاریخ ۱۳ دلو سال گذشته در خانهاش در «بلاکهای عربها» در ناحیهی ۱۵ شهر کابل بیهوش و پس از انتقال به شفاخانه جان خود را از دست داد.
با گذشت چند ماه از قتل او، شمسالدین شمس، پدر لیزا میگوید که دخترش در اثر لتوکوب مداوم همسرش جان خود را از دست داده است.
او دامادش را به داشتن رابطه عاطفی با یک زن دیگر متهم کرده و میگوید که همین مساله باعث شده بود که او با دخترش رفتار خشونتآمیز داشته باشد.
آقای شمس گفت: «یک مرتبه ۱۵ روز قبل از وفات دخترم، (شوهرش) او را لتوکوب کرده بود. من که در جریان (این موضوع) قرار گرفتم، میخواستم به کابل بروم؛ اما برادران، خواهران و مادر حسیبالله از من عذرخواهی کردند و تضمین دادند که در آینده دخترت مورد خشونت قرار نمیگیرد.»
در کلیپ صوتی منسوب به لیزا شمس، قربانی خشونت که به رسانهی رخشانه فرستاده شده، صدای زنی شنیده میشود که با حالت گریه مردی به اسم «زیار کاکا» را مخاطب قرار میدهد. در این فایل صوتی، لیزا میگوید: «… مرا اجازه بیرون شدن از خانه نمیدهد. خواهرانم را هم گفته که حق آمدن به خانه و سر زدن به لیزا را ندارید.»
در این فایل صوتی لیزا میگوید یک بار شوهرش بهحدی او را لتوکوب کرده بود که تا سه روز نمیتوانست حرف بزند، از جای خود بلند شود و غذا بخورد.
لیزا در ادامه خطاب به «زیار کاکا» میگوید: «گناه من چیست که با من چنین رفتار میکند؟ … با این رفتارش چنان مرا از زندگی خسته کرده… نمیفهمم گناه من چیست؟»
شمسالدین شمس، پدر لیزا در گفتوگو با رسانهی رخشانه گفت که یک بار دامادش، لیزا را به شکل بیرحمانهای شکنجه و لتوکوب کرده و او را داخل یک اتاق زندانی کرده است. «دخترم با من تماس گرفت و در حالی که صحبت کردن برایش مشکل بود، گفت او {همسرش} از موهایم گرفت، سرم را به دیوار آشپزخانه زد. وقتی به روی زمین افتادم، بالای شکمم نشست و با مشت به سر و صورتم زد. من بر اثر ضربات مشت و لگد بیهوش شدم. وقتی به هوش آمدم دیدم داخل اتاق بندی هستم.»
آقای شمس میگوید بر اثر «شکنجه و لتوکوب ظالمانه»، «سر، زنخ، گردن، شانه، قبرغه و پای» لیزا دخترش بهطور شدید جراحت برداشته بود.
پدر لیزا افزود که در پی همین رویداد، لیزا توسط هر دو خواهر خود و یک زن از بستگان شوهرش در حالت بیهوشی به «شفاخانه خصوصی رحمت» واقع در «منطقه قصبه» شهر کابل انتقال داده میشود و لیزا در شفاخانه جان میدهد.
او افزود: «به دختران دیگرم نسترن و ملینا که در «بلاکهای خواجه رواش» زندگی میکنند، تماس گرفتم که هرچه زودتر خواهرشان را برای تداوی به شفاخانه انتقال بدهند.»
آقای شمس گفته است: «حوالی ساعت ۷ شام همان روز {اول ماه فبروری} جنازه دخترم به طب عدلی انتقال داده میشود. وقتی جنازه لیزا به طب عدلی میرسد، شوهرش مانع بررسی جسد شده و میگوید که لیزا خودکشی کرده است و به معاینات ضرورت نیست. او جنازه را از طب عدلی تحویل میگیرد.»
در تصاویری که به رسانهی رخشانه ارسال شده، آثار کبودی در صورت او مشاهده میشود.
آقای شمس مدعی است که طالبان بهجای اینکه قضیه قتل دخترش را بررسی کند، شوهران دو دختر دیگرش را بارها جلب کرده و از آنها بازجویی کرده است.
در یک کلیپ صوتی که در اختیار رسانهی رخشانه قرار گرفته، صدای مردی شنیده میشود که با الفاظ تند فردی از نزدیکان لیزا شمس را مخاطب قرار داده و او را تهدید میکند. او در این کلیپ صوتی میگوید: «او بیغیرت فراری، میدان را ایلا کرده و گریختی. تو بیا کشته خواهرت را کمایی کن (جسد خواهرت را تحویل بگیر).»
پدر لیزا، این صدا را منسوب به برادرزاده داماد خود میداند که دو دختر دیگرش را تهدید به مرگ کرده است.
با حاکمیت طالبان، نگرانی از افزایش خشونت علیه زنان بیشتر شده است.
رهبر طالبان سال گذشته اصولنامهی جزایی محاکم این گروه را توشیح کرد که مطابق آن در صورتی که مردان اعضای بدن زنان را نشکنند، لتوکوب زنان مجازات محسوب نمیشود. سازمان عفو بینالملل اعلام کرده بود که اصولنامهی جزایی محاکم طالبان، خشونت علیه زنان را بیش از پیش نهادینه میکند.
در ماههای اخیر موارد زیادی از قتل مرموز زنان رسانهای شده است.
مثل این مورد که روز شنبه (۶ ثور) یک دختر ۱۶ ساله در ولایت دایکندی به خاطر لتوکوب شدید توسط همسرش کشته شد.

