رسانه رخشانه
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری
English
پشتو
حمایت
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
رسانه رخشانه
حمایت

«محبوبه» مجبور به مهاجرت شد، اما دست از ورزش نکشید

۹ جدی ۱۴۰۴
«محبوبه» مجبور به مهاجرت شد، اما دست از ورزش نکشید

محبوبه/ عکس: ارسالی به رسانه‌ی رخشانه

زحل آزاد

در یکی از شهرهای آلمان، جایی که خبری از محدودیت‌های طالبان بر ورزش زنان نیست، محبوبه روی چمن‌های سبز زمین فوتبال ایستاده و شاگردانش را –که بیشترشان دختران‌ هستند– تمرین می‌دهد. دخترانی که برخلاف هم‌نوعان‌شان در افغانستان، آزادی را تجربه می‌کنند. 

محبوبه، دختر ۲۳ ساله‌ای که روزگاری برای عادی‌سازی ورزش زنان در جاده‌های ناامن کابل دوچرخه‌سواری می‌کرد، با به قدرت رسیدن طالبان ناچار شد مهاجرت کند.

او در همان روزهای نخست بازگشت طالبان، افغانستان را ترک کرد و اکنون به‌عنوان مربی فوتبال کودکان مهاجر در برلین، کار می‌کند.

«چرا خودم یکی از آن‌ها نباشم؟»

این مطالب هم توصیه می‌شود:

ازدواج اجباری، دستفروشی در خیابان؛ سرنوشت دختری که زیر حاکمیت طالبان از دانشگاه محروم شد

‏سازمان حمایت از رسانه‌ها خواستار رهایی ناظره رشیدی از بند طالبان شد

اولین تجربه‌ی فوتبال محبوبه در آلمان زمانی شکل گرفت که به تماشای بازی دختران و پسران آلمانی نشست. او می‌گوید، در نزدیکی محل زندگی‌اش میدان فوتبالی بود و با هر بار دیدن بازی دیگران، این فکر در ذهنش پررنگ‌تر می‌شد که «چرا خودم یکی از آن‌ها نباشم؟»

همین پرسش و ده‌ها پرسش دیگر بود که پای او را به چمن‌های سبز زمین فوتبال کشاند. با تماشای پسران و دختران فوتبالیست انگیزه گرفت و به گفته‌ی خودش، باید از فرصت پیش‌آمده برای دنبال‌کردن آرزوهایی استفاده می‌کرد که در سرزمین خودش ممنوع دانسته می‌شدند.

طالبان ورزش زنان در افغانستان را ممنوع کرده‌اند. زنان و دختران افغانستان اکنون به طور رسمی در هیچ رقابت ورزشی در داخل افغانستان حضور ندارند و حتا مجبور شده‌اند ورزش‌های غیر گروهی را در  خفا انجام دهند.

محبوبه می‌گوید که در افغانستان، به دلیل ذهنیت‌های مردسالارانه و تفکیک فعالیت‌ها برحسب جنسیت، هرگز فرصت فوتبال‌ بازی‌کردن را نداشت. او توضیح می‌دهد: «پدرم فوتبالیست بود و من همیشه هنگام مسابقاتش او را تشویق می‌کردم، اما هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم که روزی بتوانم خودم فوتبال بازی کنم. شاید به دلیل همان فرهنگ و تربیتی که داشتیم؛ این باور که ورزش  و فوتبال فقط برای مردان است.»

محبوبه مدتی در یکی از تیم‌های آلمانی بازی کرد، اما به‌دلیل بلد نبودن زبان و کم‌بود مهارت‌ها از آن تیم کنار گذاشته شد. با این‌حال، شکست را نپذیرفت و پس از جست‌وجوهای زیاد، تیمی را پیدا کرد که از سوی یک نهاد مخصوص مهاجرین حمایت می‌شد.

به گفته‌ی او، تجربه‌ی ورزش در آلمان تفاوت عمیقی با ورزش در کابل دارد. در آلمان او دیگر مجبور نیست که نگران نگرش‌های منفی در قبال ورزش زنان، تبعیض‌های جنسیتی و رفتارهای نادرست و غیراخلاقی از سوی ورزش‌کاران مرد یا تماشاگران باشد.

 محبوبه قصه می‌کند: «اولین روزی که برای تمرین رفتم، حس مهربانی و حمایت‌شدن را از این تیم گرفتم. لباس و کفش فوتبال به من دادند و کسانی که تجربه‌ی بیشتری داشتند، مرا تشویق می‌کردند. برخلاف کابل که همیشه می‌گفتند دختر ره چه به ورزش؟ یا اینکه نگران باشم کسی دشنامم بدهد و با موتر به دوچرخه‌ام بزند.»

در جغرافیایی که محبوبه در آن متولد و بزرگ شده، ورزش برای زنان حتی پیش از بازگشت طالبان نیز یک امر عادی به شمار نمی‌رفت و دخترانی مانند او ناچار بودند برای حضور در میدان ورزش، از خط‌قرمزهای جامعه عبور کنند. این نگاه تبعیض‌آمیز، به‌گفته‌ی محبوبه، هنوز هم در ذهن بسیاری از خانواده‌هایی که مهاجرت کرده‌اند، وجود دارد.

محبوبه  با حسرت می‌گوید: «هنگام تمرین با کودکان، بیشتر به دخترها توجه می‌کنم، چون می‌دانم در فرهنگ افغانستان فکر می‌کنند فوتبال ورزش پسرانه است و این نگاه، اعتمادبه‌نفس دختران را پایین می‌آورد. می‌خواهم تا جایی که می‌توانم از دختران حمایت کنم.»

محبوبه/ عکس: ارسالی به رسانه‌ی رخشانه

اولین قدم‌های ورزشی محبوبه

محبوبه اولین گام خود در عرصه ورزش را در کوچه‌های خاکی کابل برداشت؛ همان جایی‌که وقتی دوچرخه‌سواری می‌کرد، با نگاه‌های سنگین و کلمات آزاردهنده‌ی مردم محل، اطرافیان و آشنایانش مواجه می‌شد.

 به گفته خودش، با هربار رکاب زدن، انگار با دیواری نامرئی می‌جنگید؛ دیواری از بایدها و نبایدهایی که مدام به او می‌گفتند «دختر که دوچرخه‌سواری نمی‌کنه، ورزش برای بچه‌هاست، دختری که ورزش کنه بی‌شرم است.»

علی‌رغم تمام موانع اجتماعی و فرهنگی که سد راه دوچرخه‌سواری محبوبه بود، او در سال ۲۰۱۹، به‌صورت رسمی و همراه گروه بزرگی از دختران و پسران دوچرخه‌سواری را به‌هدف عادی‌سازی ورزش زنان آغاز کرد.

اما دوچرخه‌سواری برای محبوبه ساده نبود؛ محدودیت‌های خانواده و جامعه، دو مانع بزرگی بودند که او با آن‌ها دست و پنجه نرم می‌کرد: «روزهای اول، دو تا سه ساعت پیش فامیل التماس می‌کردم که اجازه بدهند به تمرین بروم.»

بیرون از محدوده‌ی خانه نیز چالش‌های زیادی سد راهش بودند که باید از آن‌ها عبور می‌کرد. تا جایی‌که، به‌گفته‌ی خودش، بارها تحقیر و توهین شد، دوچرخه‌اش را با موتر زدند و حتی به اسیدپاشی تهدیدش کردند.

 محبوبه می‌گوید روزهایی که برای تمرین می‌رفت، هر لحظه‌اش با هراس می‌گذشت؛ هراس از اینکه مبادا ماشینی دوچرخه‌اش را از مسیر منحرف کند یا زیر گرفته شود.

او با ناراحتی روایت می‌کند: «یکی از روزها، در سرک قرغه، موتری با سرعت زیاد از کنارم رد شد و باعث شد از جاده منحرف شوم. موتروان که مردی میان‌سال بود، هرچه فحش و ناسزا بلد بود نثارم کرد. دشنام شنیدن از مردم، به‌عنوان دختری که بایسکل‌سواری می‌کرد، برایم بیخی عادی شده بود.»

محبوبه/ عکس: ارسالی به رسانه‌ی رخشانه

برای محبوبه، حتی یادآوری این خاطرات هم سنگین است: «یک روز دیگر که قرار بود فردایش به تمرین برویم، رهبر گروه خبر داد که تمرین کنسل شده. چند نفر گروه‌مان را تهدید کرده بودند که اگر باز در سرک‌ها دیده شویم یا دخترها را ببینند که بایسکل‌سواری می‌کنند، بالای ما اسیدپاشی می‌کنند.»

با وجود چالش‌های بسیار، حضور دختران در عرصه‌های ورزشی و به‌ویژه دوچرخه‌سواری، پیش از بازگشت طالبان خیلی پررنگ بود. دختران ورزش‌کار از این طریق توانسته بودند هنجارها و ذهنیت‌های رایج درباره‌ی زنان را به چالش بکشند و امیدها و آرزوهای تازه‌ای در زنان ایجاد شده بود، اما پانزدهم آگست ۲۰۲۱ همه‌چیز را تغییر داد.

با مهاجرت، تنها رشته‌ی ورزشی محبوبه تغییر کرده، نه هدفش. او امروز نیز با همان مقصد پیش می‌رود؛ مبارزه برای حق و برابری زنان در همه‌ی عرصه‌های اجتماعی. محبوبه با اراده‌ای محکم می‌گوید: «برای من، ورزش وسیله‌ای است برای رساندن صدای محروم خواهرانم در افغانستان زیر اداره طالبان به جهانیان و این حداقل کاری است که می‌توانم.»

محبوبه با این که دیگر نه در بند محدودیت‌های طالبان است و نه چالش‌های دست‌وپاگیر اجتماعی سد راهش قرار دارد، اما می‌گوید: «حس خوبی نیست وقتی می‌بینم دختران هم‌سن‌وسال من در افغانستان از ابتدایی‌ترین حقوق زندگی‌شان محروم‌اند. اما چیزی که امروز از آن‌ها می‌بینم باعث افتخار است؛ اینکه با تمام سختی‌ها مقابله می‌کنند و پیش می‌روند. درست است که ما در جغرافیای بهتری زندگی می‌کنیم و سهولت بیشتری داریم، اما آرزو دارم روزی تلاش‌ها و دستاوردهای‌مان به نام افغانستان و برای زنان افغانستان ثبت شود و هرکدام از ما هرچه در توان داریم، دریغ نکنیم.»

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • درباره رخشانه
  • هیات امناء
  • اصول و خطوط کاری
  • تماس با ما
FR Fundraising Badge HR

Registered Charity No 1208006 and Registered Company No 14120163 - Registered in England & Wales - Registered office address: 1 The Sanctuary, London SW1P 3JT

Copyright © 2024 Rukhshana

پشتو English
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری