رسانه رخشانه
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری
English
پشتو
حمایت
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
رسانه رخشانه
حمایت

هشتم مارچ در افغانستان؛ روزی برای یادآوری رنج زنان، نه شادی

۱۹ حوت ۱۴۰۴
هشتم مارچ در افغانستان؛ روزی برای یادآوری رنج زنان، نه شادی

عکس تزئینی است/ Getty Images

زحل آزاد

هشتم مارچ در سراسر جهان فرصتی است برای مرور دستاوردهای زنان و چالش های باقی مانده؛ اما در افغانستان این روز یادآور فاجعه‌ای است که زنان و دختران هر روز با آن روبه‌رو هستند. در یک کلام، پس از بازگشت طالبان، بسیاری از دستاوردهای زنان به‌طور کامل نابود شده و دسترسی دختران به آموزش و آزادی‌های اولیه به شکل بی‌سابقه‌ای نابود شده است. 

زنان و دختران افغانستان برای پنجمین سال متوالی زیر حاکمیت طالبان به استقبال هشتم مارچ، روز جهانی همبستگی زنان می‌روند؛ روزی که برای بسیاری از آن‌ها بیش از آن‌که نماد شادی باشد، یادآور رنج‌ها، محرومیت‌ها و مبارزه روزمره برای ابتدایی‌ترین حقوق‌شان است.

شماری، جامعه جهانی را به کم‌کاری متهم می‌کنند و می‌گویند در حالی که بیش از بیست میلیون زن و دختر در افغانستان با محدودیت‌های گسترده روبه‌رو هستند، صدای آنان به تدریج در سکوت و بی‌توجهی جهان گم شده است.

مثل سارا ۳۶ ساله که در یکی از ولایت‌های شمالی افغانستان زندگی می‌کند. او تا پیش از بازگشت طالبان در نهاد «زنان برای زنان افغان» (WAW) به عنوان مسوول بخش سوادآموزی فعالیت می‌کرد.

این مطالب هم توصیه می‌شود:

«هر جا بروی، تو مقصر شناخته می‌شوی»؛ روایت حمیرا، زنی گرفتار خشونت خانگی و بی‌عدالتی طالبان

ممنوعیت طالبان در هرات از نقش‌آفرینی زنان در کانال‌های یوتیوب؛ روایت دو زن بازیگر از حذف و خانه‌نشینی

او اکنون کارش را از دست داده و مایل نیست محل دقیق زندگی‌اش در این روایت بازگو شود.

سارا گفته است: «هشتم مارچ برای ما به معنای ناامیدی، رنج و درد بزرگی است که زنان در سایه طالبان تجربه می‌کنند. ما در افغانستان از ابتدایی‌ترین حقوق انسانی، مانند حق تحصیل و کار، محروم شده‌ایم و زنانی که برای به‌دست آوردن این حقوق تلاش کرده‌اند، با زندان، تحقیر و توهین روبه‌رو شده‌اند.»

نام‌های دخترانی که در این گزارش با آن‌ها صحبت شده، به درخواست‌ خودشان مستعار آمده است.

سارا با ابراز نگرانی از ادامه محرومیت تحصیلی دختران می‌گوید، دخترش، امسال می‌توانست سال دوم دانشگاه باشد، اما اکنون در چهار دیواری خانه محصور است. او می‌گوید هر بار که دخترش را می‌بیند، احساس می‌کند بخشی از وجودش می‌سوزد و از پیامدهای تلخ ادامه این روند هشدار می‌دهد. «فقط مسئله‌ی آموزش دخترم نیست که نگرانم ساخته. در منطقه‌ی ما طالبان قانون تازه‌ای وضع کرده که بر اساس آن پسران نیز مجبور خواهند شد در مدارس جهادی شامل شده و انتحار و انفجار آموزش ببینند. واقعاً می‌ترسم پسر خودم به همین بلا گرفتار شود.»

رویای ۲۰ ساله، دانش‌آموز صنف دهم و عضو تیم دوچرخه‌سواری ولایتش بود، اما اکنون از ادامه آموزش و ورزش محروم شده است، می‌گوید هشتم مارچ برای او یادآور سکوت جهان در برابر پنج سال ظلم طالبان علیه زنان است.

او می‌گوید: «هشتم مارچ برای زنانی که خواهان برابری اجتماعی بودند می‌توانست نجات‌بخش باشد، اما امروز چیزی جز پنج سال بی‌تفاوتی جهان در برابر رنج زنان نیست. پنج سال است که در افغانستان به دلیل جنسیت‌مان مجازات می‌شویم، اما جهان طوری چشم خود را بسته که گویی هیچ اتفاقی نیفتاده است.»

این دختر جوان با اشاره به افزایش چشمگیر ازدواج‌های اجباری می‌گوید: «بدترین نگرانی من در حال تحقق است. ۹۰ درصد از هم‌کلاسی‌های دوران مکتبم که ۱۶ تا ۱۷ سال بیشتر نداشتند، به شوهر داده شدند و ناخواسته باردار شدند. خودم در مراسم عروسی اکثریت‌شان حضور داشتم و این بسیار ناراحت‌کننده بود.»

در پی محدودیت‌های آموزشی طالبان، سازمان علمی، فرهنگی و آموزشی سازمان ملل متحد (یونسکو) و صندوق حمایت از کودکان این سازمان (یونیسف) در اعلامیه‌ای مشترک گفته‌اند که ۲.۲ میلیون دختر نوجوان در افغانستان از آموزش محروم شده‌اند.

آمار دقیقی وجود ندارد، اما نگرانی جدی این است که دختران زیادی به خاطر محرومیت از آموزش وادار به ازدواج شده‌اند.

 مرکز حقوق بشر در ۹ دلو ۱۴۰۳ در گزارشی گفته است، حدود ۷۰ درصد از دختران محروم از آموزش، مجبور به ازدواج زودهنگام یا زیر سن و اجباری شده‌اند.

دفتر نمایندگی سیاسی سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما) در تازه‌ترین گزارش درباره‌ی وضعیت حقوق بشر در افغانستان گفته که طالبان یک دختر زیر ۱۸ سال را به‌دلیل تن‌ ندادن به ازدواج اجباری بازداشت و زندانی کرده‌اند.

داستان شهلا، دختر ۱۹ ساله‌ای از جنوب‌شرق افغانستان نیز تفاوت زیادی با رویا ندارد. او می‌گوید هشتم مارچ، زیر حاکمیت گروهی که او را سه بار تا مرز پایان دادن به زندگی‌اش برده، چیزی جز یادآوری حذف تدریجی زنان از این سرزمین نیست.

او که بیش از چهار سال است با مشکلات عمیق روحی و روانی دست‌وپنجه نرم می‌کند، می‌گوید: «پیش از آن‌که به دستور ملا هیبت‌الله مکتب‌ها بسته شود، با سختی زیاد درس می‌خواندم. به ورزش علاقه زیادی داشتم و حتی محیط سنتی ولایت ما هم نتوانست مانع فوتبال بازی کردنم شود. توانستم عضو تیم منتخب ولایتم شوم، در رقابت‌ها شرکت کنم و مقام بدست بیارم، امیدوار بودم وارد بازی‌های کلانتر و جهانی شوم اما با سقوط دولت پیشین، همه چیز برایم تمام شد و زندگی‌ام، مثل هشتم مارچ، بی‌معنا شد.»

طالبان در افغانستان ورزش زنان را ممنوع کرده‌اند.

شهلا در توضیح بیشتر می‌گوید: «از یک طرف گرفته شدن فرصت‌های درس و ورزش و از طرف دیگر پافشاری خانواده برای شوهر دادنم، باعث شد سه بار دست به خودکشی بزنم؛ اما هر سه بار زنده ماندم. آخرین بار هم چند روز پیش از هشتم مارچ سال گذشته بود که با خوردن تیزاب می‌خواستم از این رنج خلاص شوم، اما موفق نشدم. خیلی زجر کشیدم، ولی زنده ماندم.»

نگرانی شهلا تنها به گذشته محدود نمی‌شود، بلکه او از ادامه این وضعیت و ایجاد بحران‌های بیشتر در میان دختران نیز هراس دارد. به گفته او: «من ماه‌ها از خانه بیرون نشدم و حتی پیش آمده که یک هفته از اتاقم هم بیرون نروم. استرس، اضطراب، لکنت زبان و سختی‌هایی که تحمل کرده‌ام، مدام ذهنم را درگیر فکر خودکشی می‌کند. نگرانم دختران بیشتری در جامعه به سرنوشت من دچار شوند. هر بار که چشمم به مدال‌ها و تقدیرنامه‌های ورزشی‌ام می‌افتد، رنج بیشتری می‌کشم و می‌شود گفت هشتم مارچ برای من فقط به معنای تازه شدن همین غم است.»

زحل، ۲۳ ساله، که در یکی از ولایت‌های مرکزی افغانستان زندگی می‌کند، می‌گوید هشتم مارچ برای او دیگر معنای گذشته را ندارد؛ در جغرافیایی که حتی موجودیت زن نادیده گرفته می‌شود، هیچ تاریخی نمی‌تواند برای دختران «روز ویژه» باشد.

 او گفته است: «پنج سال است منتظر باز شدن مکتب‌ها هستیم و هر سال به خود امید می‌دهیم که شاید امسال دختران دوباره به درس برگردند، اما هنوز هم خبری نشده است. یکی از دوستان نزدیکم به‌دلیل همین محرومیت جانش را گرفت. امروز حتی گرفتن ابتدایی‌ترین حق ما جرم محسوب می‌شود؛ تجلیل از هشتم مارچ که جای خود دارد. این روز برای من فقط یادآور این است که رنج من، رنج میلیون‌ها زن و مرگ هزاران دختر، برای جهان و نهادهایی که از حقوق بشر سخن می‌گویند، هیچ اهمیتی ندارد.»

طالبان از زمان بازگشت به قدرت تاکنون ده‌ها فرمان محدودکننده علیه زنان صادر کرده‌اند. به گفته زحل، اصول و مقررات جزایی این گروه حتی آرامش و امنیت زنان را در داخل خانه‌هایشان نیز تهدید می‌کند.

این نگرانی از اصول‌نامه جزایی طالبان برای فعالان حقوق زنان نیز پر رنگ است.

اعضای جنبش زنان مقتدر افغانستان روز دوشنبه، ۱۳ دلو امسال گفته‌اند که این سند زمینه‌ی گسترش خشونت خانوادگی، ازدواج‌های اجباری و مصوونیت عاملان خشونت را فراهم کرده است.

زحل نیز با اشاره به تجربه‌ی یکی از بستگان خود گفته است: «شوهر خاله‌ام او را لت‌وکوب کرد و از خانه بیرون انداخت و گفت حالا قانون و دولت از ماست؛ اگر هم تو را بکشم حق دارم و می‌گویم نافرمانی می‌کردی. به خاله‌ام گفته که دوران شما تمام شده و اگر پای خود را کج بگذاری، مجازات می‌شوی.»

به باور او، هشتم مارچ در چهار سال گذشته برای زنان افغانستان نه روز جشن، بلکه یادآور رنج و سرنوشت تلخی بوده که بر میلیون‌ها زن تحمیل شده است. زحل گفته است: «کوشش می‌کنم در روزهای نزدیک به هشتم مارچ کمتر از اینترنت استفاده کنم. دیدن برنامه‌ها و پیام‌هایی که به این مناسبت منتشر می‌شود، مرا غمگین‌تر می‌کند و فقط حس تأسفم را نسبت به وضعیت زنان افغانستان بیشتر می‌سازد.»

مانند زحل، رویا و شهلا، زنان زیادی در گفتگو با رسانه رخشانه از هشتم مارچ به عنوان تاریخی یاد می‌کنند که بیش از آن‌که نماد تجلیل از دستاوردهای زنان باشد، یادآور سال‌های محرومیت، رنج و مبارزه زنان افغانستان زیر حاکمیت طالبان است.

فریبا، دختر ۲۶ ساله و دانشجو از کابل نیز نگاه انتقادی مشابهی به این روز دارد. او می‌گوید هشتم مارچ برایش چیزی بیش از یک تاریخ در تقویم نیست.

به گفته او، در حالی که در شبکه‌های اجتماعی از سراسر جهان پیام‌های تبریک و جملات همدلانه برای زنان افغانستان منتشر می‌شود، این پیام‌ها در عمل تغییری در زندگی دخترانی که سال‌ها چشم‌انتظار باز شدن درهای مکتب و دانشگاه مانده‌اند، ایجاد نکرده است. «پنج سال چیزی جز ترحم و دلسوزی از راه دور ندیدیم. تبریک‌های خشک و خالی، همدردی‌هایی که هیچ دردی از دردهای ما کم نکرده و از اینها متنفر هستیم. برای ما هر روز می‌تواند روز زن باشد؛ فرض کنید، روزی که یک زن با وجود خطرها و محدودیت‌ها برای کار از خانه بیرون می‌رود و همه خطرها را به جان می‌خرند. برای او همان روز، روز زن است. دختری با ترس در کوچه‌های پر از وحشت کابل قدم میزند و برای درس خواندن بیرون می‌شود، همان روز، برایش روز زن و نیازی به هشت مارچ نداریم.»

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • درباره رخشانه
  • هیات امناء
  • اصول و خطوط کاری
  • تماس با ما
FR Fundraising Badge HR

Registered Charity No 1208006 and Registered Company No 14120163 - Registered in England & Wales - Registered office address: 1 The Sanctuary, London SW1P 3JT

Copyright © 2024 Rukhshana

پشتو English
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری