رسانه رخشانه
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری
English
پشتو
حمایت
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
رسانه رخشانه
حمایت

نقاش دردها؛ «دردهای خود و دختران زندانی در افغانستان را نقاشی می‌کنم»

۲۷ سرطان ۱۴۰۲
نقاش دردها؛ «دردهای خود و دختران زندانی در افغانستان را نقاشی می‌کنم»

ارسالی به رسانه‌ی رخشانه

هما امیری

خواستم چند سطر درد دل بنویسم. این‌که کی هستم، چه بودم و چه خواهم شد؟

بدون مقدمه باید بگویم که دختری هستم از سرزمینی به نام افغانستان که این خود بزرگ‌ترین گناه من است. دختری بلندپرواز و رویا‌پرداز که می‌خواست در آینده فرد مثبتی برای مردم و کشورش باشد. چه می‌توانست مرا به این آرزوهایم برساند؟ بازهم پاسخ ساده است؛ فراگیری علم و دانش. پس سخت تلاش می‌کردم و درس می‌خواندم.  

اما هیچ چیزی به خواست ما پیش نرفت. گروه افراطی به نام طالب بر سرنوشت ما حاکم شدند که اولین کارشان بستن دروازه‌ی علم و دانش به روی دختران بود.

دو سال است که ما را از تمامی حقوق اساسی و شهروندی ما محروم کردند، هرچه فریاد می‌زنیم، کسی نیست که صدای ما را بشنود. این درد بزرگ را کجا ببرم و به چه کسی بگویم تا خواست مرا درک کند و اجازه دهد که به مکتب بروم و تحصیلم را ادامه بدهم. این تنها درد دل من نیست؛ حرف دل و پرسش میلیون‌ها دختر افغانستانی مثل من است. دخترانی که در حال گم شدن در میان تاریکی هستند، شاید برای همیشه.

این مطالب هم توصیه می‌شود:

گروه بین‌المللی بحران: بسیاری از زنان در افغانستان به راه‌اندازی کسب‌وکارهای کوچک رو آورده‌اند

افراد مسلح ناشناس پنج عضو یک خانواده به‌شمول زنان و کودکان را در جوزجان به قتل رساندند

ارسالی به رسانه‌ی رخشانه

این روزها در میان حجم درد و اندوه در حال دست و پا زدن هستم. دردهایم را بر روی کاغذ نقاشی می‌کنم. تصاویری که نمایان‌گر روزهای تاریک دختران این سرزمین در زندانی به‌نام افغانستان است؛ اما غیر ممکن است که بتوان این همه درد و ناامیدی را حتا نقاشی کرد. گاهی اوقات از همه چیز دست می‌کشم، حتا از نقاشی کردن. برای لحظه‌ای، ساعتی، هفته‌ای و گاهآ ماهی. خود را در تاریکی مطلق می‌بینم. نه راهی در پیش داریم و نه راه برگشت.

اما باز آن آرزوهای شیرین دست از سرم بر نمی‌دارند و مرا به سمت خود می‌خوانند. حسی برایم می‌گوید که نباید ناامید شوم. باز می‌روم به سراغ کاغذ و پنسل‌ام و شروع می‌کنم به کشیدن دردهای خود و هزاران دختر دیگر.

 در جریان طراحی‌ام گاهی می‌خندم و گاهی گریه می‌کنم. می‌خندم چون گاهی موانع میان من و درسم، موانع میان من و همصنفی‌هایم و یا هم موانع میان من و آرزوهایم را فراموش می‌کنم. زمانی به خود می‌آیم و می‌بینم که این‌همه بن‌بست راه رسیدن به آرزوهایم را از ما گرفته، آن وقت دیگر کنترل اشک‌هایم در دست من نیست.

ارسالی به رسانه‌ی رخشانه

یعنی چی؟ این سخن چه معنی می‌دهد که می‌گویند  تو دختر هستی و نباید درس بخوانی و به آرزوهایت برسی. یعنی مفهوم دختر بودن این است که در تمام زندگی به گوشه‌ای بنشینیم و حسرت بخوریم. نه! اصلا این‌گونه نیست. ما هم انسان هستیم و باید از تمامی حقوق انسانی و اساسی خود برخوردار شویم. به نظر من حتا دختران به سان فرشته‌های خیر و رحمت اند، بال این فرشتگان را نشکنید، بگذارید پرواز کنند.

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • درباره رخشانه
  • هیات امناء
  • اصول و خطوط کاری
  • تماس با ما
FR Fundraising Badge HR

Registered Charity No 1208006 and Registered Company No 14120163 - Registered in England & Wales - Registered office address: 1 The Sanctuary, London SW1P 3JT

Copyright © 2024 Rukhshana

پشتو English
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری