زهرا جویا
در آستانه روز جهانی محو خشونت علیه زنان در این هفته، من با گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر افغانستان، ریچارد بنت، درباره وضعیت نگران کنندهای که زنان و دختران با آن روبه رو هستند، گفتوگو کردم. ریچارد افغانستان را خوب میشناسد. او قبلا به عنوان رییس بخش خدمات حقوق بشر در نمایندگی سازمان ملل در افغانستان و همچنین مشاور کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان کار کرده است.
او در ماه می ۲۰۲۲ کمتر از یک سال پس از به قدرت رسیدن طالبان، وظیفه کنونیاش را که بدون امتیازات مالی است، به عهده گرفت و از آن زمان تاکنون برای برجسته ساختن وضعیت رو به وخامت زنان افغانستان بهگونهای خستگیناپذیر کار کرده است.
من از او درباره وضعیت کنونی حقوق زنان زیر حاکمیت طالبان پرسیدم. همچنین درباره چالشهایی که در کارش با آن روبهرو است، از محدودیتهای طالبان گرفته تا کاهش بودجه سازمان ملل. آنچه در ذیل میخوانید متن مصاحبه با آقای بنت است که برای وضاحت بیشتر، ویرایش شده است.
زهرا جویا: خشونت علیه زنان امروز در افغانستان تا چه اندازه گسترده و عمدی است؟
ریچارد بنت: خشونت بسیار گسترده است. اگر خشونت علیه زنان را طبق تعریف معمول آن در نظر بگیریم که تنها خشونت فیزیکی نه، بلکه خشونت ساختاری و روانی را هم شامل میشود، تمام زنان در افغانستان تحت تأثیر آن قرار میگیرند.
متاسفانه در افغانستان به دلیل نظام شدیداً مردسالار و فرهنگ مردسالارانه، چنین خشونتی پیشینه دارد. به همین خاطر بود که ۲۰ سال پیش پارلمان افغانستان و فعالان حقوق زنان، قانون محو خشونت علیه زنان را تصویب و نهادهای مربوط را ایجاد کردند. اما پس از به قدرت رسیدن دوباره طالبان، وضعیت زنان خیلی بدتر شده؛ چون طالبان زنان را به صورت سیستماتیک از صحنه حذف کردهاند. آنان هم قوانین و هم نهادهایی را که از زنان در برابر خشونت محافظت میکردند، از جمله خانههای امن را از میان بردهاند. به همین دلیل، خشونت بسیار گسترده و وضعیت زنان بسیار جدی و نگران کننده است.
زهرا جویا: بر اساس مشاهدات شما، فکر میکنید خشونت علیه زنان افزایش یافته است؟
ریچارد بنت: البته که افزایش یافته است. این افزایش به صورت نهادی و ساختاری است. چون زنان از زندگی عمومی کنار زده شدهاند. محدودیت بر آموزش، کار، رفتوآمد و دسترسی به خدمات صحی و موارد دیگر، باعث شده که زنان و دختران در برابر سوءاستفادهها آسیب پذیرتر شوند. همچنین، فرمانهای متعدد طالبان که ما همه با آنها آشنا هستیم و حالا بیش از صد فرمان صادر شده و همچنین قوانین «امر به معروف و نهی از منکر» نمونههای دیگری از اقداماتی هستند که خشونت علیه زنان را تشدید کردهاند.
خشونت به دلیل وضعیت اقتصادی نیز افزایش یافته است. مردم در فقر زندگی میکنند. زنان اغلب در خانهها زندانی شدهاند. خود طالبان هم در برابر زنان خشونت میکنند، بهویژه علیه زنان معترض، یا حتی زنانی که لباس یا حجابی را که طالبان میخواهند، نمیپوشند.
از سوی دیگر، به خاطر مجموعهای از فقر و بیکاری، تنشهای خانوادگی زیاد شده و خشونت خانوادگی توسط دیگر اعضای خانواده، از جمله مردان خانواده نیز افزایش یافته است. اما بهدستآوردن اطلاعات دقیق در این مورد دشوار است و یکی از دلایل دشوار بودن جمعآوری این اطلاعات، همانطور که شما بهعنوان خبرنگار میدانید، این است که حاکمان بالفعل نمیخواهند ما دسترسی به آن داشته باشیم. همچنین آزادی مطبوعات و آزادی بیان به شدت محدود شده و زنان و دختران و همچنین مردان و پسران، از بیان مشکلاتشان در رسانهها میترسند.
زهرا جویا: شما به انواع مختلف خشونت علیه زنان اشاره کردید از جمله خشونت روانی، فیزیکی، خشونت خانوادگی و فشارهای اقتصادی بر زندگی زنان. کدام نوع خشونت علیه زنان و دختران فعلاً بیشتر شما را نگران میکند؟
ریچارد بنت: راستش، تمام انواع خشونتها همین حالا مرا بسیار نگران میسازند. من بهویژه در مورد ازدواجهای اجباری و ازدواج کودکان خیلی نگران هستم. ما شاهد افزایش این موارد هستیم؛ به دلایلی که همین حالا اشاره کردم، از جمله دلایل اقتصادی و عوامل دیگر.
ما همچنین در مورد خشونتهایی که از سوی نهادهای حکومتی صورت میگیرد هم نگران هستیم، از جمله در برابر افرادی که در زندانها نگهداری میشوند. ما در چهار سال گذشته گزارشهای زیادی درباره این نوع خشونت دریافت کردهایم، بهخصوص علیه زنان معترضی که طبق حق مدنیشان بهصورت مسالمتآمیز دست به اعتراض میزنند، اما بازداشت میشوند و معمولاً با انواع گوناگون خشونتهای جدی روبهرو میگردند.
زهرا جویا: همان طور که گفتید ما به صورت مستقیم نمیتوانیم خشونت را در داخل افغانستان نظارت کنیم. فکر میکنید این نگرانی تا چه حد جدی است؟
ریچارد بنت: نظارت بر خشونتها در افغانستان خیلی دشوار است. بهخاطر نبود آزادی در امر جمعآوری معلومات، آزادی مطبوعات و آزادی بیان. همچنین دیگر هیچ مسیر امنی برای زنان و دختران وجود ندارد تا خشونت را گزارش دهند. قبلاً آنان میتوانستند به کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان، وزارت امور زنان، یا به نهادهای ویژه، محاکم و سارنوالهایی که تحت قانون محو خشونت علیه زنان ایجاد شده بودند، مراجعه کنند.
حالا پارلمانی وجود ندارد و مشکلات جدی در دسترسی به عدالت به وجود آمده است؛ چون تمام قضات –– چه زن و چه مرد –– برکنار شدهاند. اکنون هیچ زنی در مقام قاضی یا سارنوال حضور ندارد.
با وجود این، زنان همچنان صدایشان را بلند میکنند. آنان هنوز مقاومت میکنند و روایتهایشان را با ما شریک میسازند. گمان میکنم شما هم مانند من هر روز از زنان پیام دریافت میکنید. ما با آنان صحبت میکنیم و به این ترتیب هنوز هم میتوانیم معلومات بسیار حیاتی جمعآوری کنیم.
این کار بدون رفتن به داخل افغانستان صورت میگیرد. شاید شما بپرسید: «حالا که اجازه رفتن به افغانستان را ندارید، آیا این مشکلی ایجاد نمیکند؟» من میگویم نه چندان. چون حتی زمانی که قبلاً به افغانستان میرفتم، سفرها کوتاه بود. باید بسیار محتاط می بودیم تا زنان را به خطر نیندازیم. دوم اینکه سازمان ملل با بحران بودجه روبهرو است، و حتی اگر طالبان به من اجازه میدادند که به کشور بروم، تنها به اندازه یک سفر ده روزه در سال بودجه وجود دارد.
پس، معلوماتی که بهصورت آنلاین و حضوری از زنان داخل افغانستان بهدست میآوریم و همچنان از گفتوگو با زنانی که تازه از کشور بیرون شدهاند و شاید خشونت را تجربه کردهاند، مهمترین راه جمعآوری معلومات است. هر بار که گزارشی مینویسم، با مردم در داخل افغانستان مشورت میکنم و از آنان خواستار معلومات کتبی میشوم. برای گزارش مربوط به دسترسی به عدالت، من ۱۹۳ مورد ارسال کتبی را از ۲۰ ولایت دریافت و بررسی کردم.
زهرا جویا: این واقعاً یک نگرانی بزرگ است. امیدوارم که شما حمایت لازم را دریافت کنید، برای ما بسیار مهم است که شما را بهعنوان ناظر داشته باشیم. سوال بعدی من این است: یک سال پس از گزارشی که درباره آزار و سوءاستفادهی جنسی از زنان در بازداشت طالبان منتشر کردید، ارزیابی تازه تان چیست؟
ریچارد بنت: ما هنوز هم گزارش دریافت میکنیم. ثبت و مستندسازی این موارد دشوار است، چون پالیسی ما این است که تنها زمانی گزارشهای بازماندگان را بهصورت مفصل ثبت کنیم که آنان در امنیت باشند. در حال حاضر فکر میکنیم آنان تنها زمانی واقعاً در امنیت قرار میگیرند که از کشور بیرون شوند. به همین دلیل ما خشونتهای روا داشته شده بر زنان را زمانی ثبت میکنیم که آنان به جای امن رسیده باشند، در آن صورت می توانیم مصاحبهای مفصل انجام دهیم.
نکته دوم این است که بیشتر مواردی که ما ثبت کردهایم در بازداشتگاههای اداره استخبارات طالبان واقع شده است؛ در نهادی که به نام ریاست عمومی استخبارات شناخته میشود. همین اداره مردم را بازداشت میکند و بازداشتگاههایی را اداره مینماید که قابل دسترسی نیستند. تا جایی که من اطلاع دارم، هیچ نظارتی در این بازداشتگاهها امکانپذیر نیست.
درباره زندانهایی که توسط اداره امور زندانهای طالبان مدیریت میشود نگرانی کمتری وجود دارد. چون میدانیم که یوناما و برخی نهادهای دیگر میتوانند از این زندانها بازدید کنند و این بازدیدها ــ بهویژه بازدیدهای بدون اطلاع قبلی ــ بسیار مهم است.
ما گزارشهای بسیار نگرانکننده دریافت کردهایم. اما از سوی دیگر، میدانیم که اکنون برخی سازوکارهای پاسخگویی در دیوان جزایی بینالمللی موجود است. شاید روندهای پاسخگویی دیگری هم بهوجود بیاید، احتمالا در محکمه بینالمللی عدالت (ICJ) و توسط سازوکار تحقیقاتی مستقلی که شورای حقوق بشر تازه ایجاد کرده است. کسانی که در این خشونتهای جنسی دست داشتهاند، در نهایت به عدالت سپرده خواهند شد و پاسخگو خواهند بود. عدالت شاید بالای آنها هفتهی آینده اجرا نشود، اما من باور دارم که در وقت خودش تحقق خواهد یافت.
زهرا جویا: با وجود چالشهای فراوان، چه کارهایی میتوان برای کاهش خشونت و تبعیض جنسیتی در افغانستان انجام داد؟
ریچارد بنت: من از رویکردی حمایت میکنم که آن را «رویکرد استفاده از همه ابزارها» در برابر نقضهای حقوق بشری مینامم، و این در مورد خشونت جنسیتی در افغانستان نیز صدق میکند. باید به یاد داشته باشیم که وقتی از خشونت جنسیتی صحبت میکنیم، منظور خشونت علیه همه جنسیتها است؛ میتواند خشونت علیه زنان و دختران باشد، میتواند خشونت علیه اعضای جامعهی ال جی بی تی آی (LGBTI+) باشد، یا خشونت علیه پسران و مردانی که برای حقوق زنان و دختران ایستادگی میکنند، مثل حق آزادی و حق اعتراض.
آنچه لازم است، به باور من، چهار مورد است:
نخست، همانطور که پیشتر گفتم، ما به روندها و سازوکارهای پاسخگویی برای این نقضها و جرایم نیاز داریم؛ جرایمی که جنایت علیه بشریت محسوب میشود. ما بعضی از این روندها را آغاز کردهایم و برای این کار باید بتوانیم حقیقت آنچه می گذرد را ثبت و مستند کنیم.
دوم، جامعه مدنی افغانستان که با وجود فشارها هنوز زنده و فعال است باید هم از لحاظ سیاسی و هم مالی بهطور مناسب حمایت شود.
نهادهای جامعه مدنی، به ویژه آنانی که توسط زنان رهبری میشوند، به بودجه بیشتری نیاز دارند تا به فعالیتها و کارهایشان برای محافظت از زنان ادامه دهند. همچنین، افغانستان به افزایش کمکهای بشردوستانه نیاز دارد. در سالهای اخیر کمکهای بشردوستانه کاهش یافته و ما خواهان افزایش دوباره آن هستیم تا نیازهای فوری مردم برآورده شود.
همچنین نیاز است که بودجهای برای تقویت آموزش و توانمندسازی اقتصادی زنان و دختران در افغانستان فراهم شود.
سوم، دادخواهی؛ ما از جامعه جهانی میخواهیم که بر طالبان فشار اصولی و دوامدار وارد کند، از جمله تعیین معیارهای روشن حقوق بشری برای تعامل با ادارههای تحت کنترل طالبان. همه کشورهای جهان باید متحد باشند و برای طالبان روشن بسازند که هیچ عادیسازی روابط با طالبان در کار نخواهد بود، مگر اینکه پیشرفتهای قابلسنجش در وضعیت حقوق بشر، به ویژه حقوق زنان و دختران، بهوجود بیاید. در نهایت، همهشمول بودن مهم است؛ باید حقوق، صدا و نقش زنان و دختران در مرکز تمام گفتگوها درباره آینده افغانستان قرار بگیرد.
ما شاهد برگرداندن پناهجویان به افغانستان بودهایم؛ عمدتا توسط ایران و پاکستان. اکنون کشورهای دیگری نیز، حتی در اروپا پناهجویان را به افغانستان برمیگردانند. افغانستان برای برگشت پناهجویان مصون نیست. آنان با خطر آزار و پیگرد روبه رو هستند و فشار اقتصادی بر کشور نیز زیاد است. اما کشورهایی که از پناهجویان میزبانی میکنند، بهویژه کشورهایی مانند ایران و پاکستان و همچنان همسایههای شمالی چون تاجیکستان، ترکمنستان و ازبکستان، خود نیاز به حمایت بیشتری دارند.
یک مسوولیت اخلاقی نیز بر دوش کشورهای غربی است. آنان پس از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ در افغانستان مداخله کردند. سرمایهگذاری بزرگ کردند و به مردم افغانستان اطمینان دادند که از حقوق بشری آنان -چه زنان و دختران- و چه گروههای قومی و مذهبی به حاشیه رانده شده، حمایت خواهند کرد. اما بعد از آن، خیلی زود از افغانستان بیرون شدند. مردم افغانستان میدانستند که روزی جامعه جهانی میرود، اما انتظار نداشتند که این خروج به این شکل و با چنین سرعتی رخ دهد.
زهرا جویا: و پرسش آخر، اما مهم: فعالان حقوق زن باور دارند که طالبان یک نظام «آپارتاید جنسیتی» در افغانستان ایجاد کردهاند. از دید شما، آنچه در افغانستان جریان دارد مصداق آپارتاید جنسیتی است؟
ریچارد بنت: من در ماه جون ۲۰۲۳ در همکاری با گروه کاری سازمان ملل، نوشتن دربارهی تبعیض علیه زنان و دختران را آغاز کردم. از آن زمان گزارشهای مختلفی نوشتهام که در آنها نظام نهادینه شده تبعیض، جداسازی جنسیتی، سلطه و سرکوب طالبان را طوری توضیح دادهام که معیارهای «آپارتاید جنسیتی» را برآورده میکند. همچنین به سخنان زنان افغانستان گوش دادهام که وضعیت کنونی را آپارتاید جنسیتی توصیف میکنند. آنان نخستین بار این اصطلاح را سالها پیش، در دهه نود، به کار بردند، اما در بیست سال گذشته به استفاده از آن ضرورت احساس نمیشد.
از سال ۲۰۲۱ به این سو، بسیاری از زنان افغانستان احساس میکنند که این اصطلاح دقیقا واقعیت را بازتاب میدهد، زیرا ماهیت عمدی و ایدئولوژیکِ محرومسازی زنان و دختران از حقوق و کرامت انسانیشان را به خوبی نشان میدهد. این وضعیت بر مردان و پسران و همچنین بر افرادی که هویت جنسیتی متنوع دارند نیز اثر میگذارد. بنابراین، این یک چارچوب مفهومی بسیار قوی و بسیج کننده است.
با این حال، این اصطلاح هنوز در حقوق بینالملل جا نیفتاده است. در حقوق بینالملل چیزی به نام آپارتاید جنسیتی وجود ندارد؛ تنها آپارتاید تعریف شده است که بر اساس نژاد میباشد. با وجود این، روندی در مقر سازمان ملل در نیویورک در جریان است که در آن درباره یک معاهده جدید حقوق بشری راجع به «جنایت علیه بشریت» مذاکره صورت میگیرد ــ روندی که چند سال طول خواهد کشید. من از گنجاندن آپارتاید جنسیتی در این معاهده حمایت میکنم.
در عین حال باید به یاد داشت که «آزار و تعقیب جنسیتی/gender persecution» همین حالا هم یک جرم بسیار جدی است؛ این یک جنایت علیه بشریت است. این جرم در اساسنامه رم که دادگاه جزایی بینالمللی را ایجاد میکند، به صورت مشخص درج شده است. دادگاه جزایی بینالمللی بر اساس این اساسنامه شکل گرفته است و جرم «آزار و تعقیب جنسیتی» همین اکنون قابل پیگرد و محاکمه است. ما چند ماه پیش دیدیم که برای رهبر طالبان، هبتالله آخندزاده و همچنین قاضیالقضات آنان، شیخ حقانی، به اتهام «آزار و تعقیب جنسیتی» حکم بازداشت صادر شد.
زهرا جویا: بسیار تشکر، آقای بنت. آیا چیز دیگری هست که بخواهید اضافه کنید؟
ریچارد بنت: من واقعا تحت تأثیر ایستادگی و مقاومت زنان و دختران افغانستان قرار گرفتهام؛ اینکه چگونه همچنان به مقاومتشان ادامه میدهند و تسلیم نمیشوند. آنان برای همه ما الهامبخشاند. آنان از آموزش دست نمیکشند؛ از دیگر حقوق انسانیشان هم دست نمیکشند. آنان ما را امیدوار میسازند که وضعیت در آینده بهتر خواهد شد. آنان برای همه ما این اصل را روشن میسازند که هر انسان، بدون توجه به جنسیت، برابر زاده میشود. ما باید از این اصل آغاز کنیم که هر انسان در حقوق و کرامت برابر آفریده شده است و هیچکس نمیتواند حقوق یا کرامت شما را از شما بگیرد. شاید تلاش کنند، اما در پایان ناکام خواهند شد.

