زیبا بلخی
از سههفتهی گذشته بهاینسو، هر صبح زود خانه را ترک میکند و تا ساعت ۳ بعدازظهر کوچه و پسکوچههای شهر مزارشریف را زیر پا میگذارد و به هر دفتر رهنمای معاملات سر میزند؛ اما هنوز نتوانسته است خانه کرایهای برای خود پیدا کند.
میگوید، گاهی هم خانهای پیدا میشود، اما در آخرین لحظه، صاحبخانه وقتی میفهمد کارش آرایشگری است و مخفیانه کار میکند، جواب رد میدهد.
طالبان در ماه اگست سال ۲۰۲۳ بهطور رسمی تمام آرایشگاههای زنانه در افغانستان را بستند؛ اما بسیاری از زنان در نقاط مختلف افغانستان هنوز به شکل پنهان و مخفی به کارشان ادامه میدهند.
شکیبا (نام مستعار) ۴۳ ساله، شش سال میشود آرایشگری میکند و پس از ممنوعیت فعالیت سالنهای زیبایی از سوی طالبان، کسب و کار خود را بهگونهی مخفیانه در خانهاش انجام میدهد، زیرا هیچ راه دیگری برای امرار معاش ندارد.
شوهر شکیبا هفت سال پیش به دلیل سکتهقلبی فوت کرده و او درحال حاضر تنها سرپرست چهار فرزند خود است.
او در خانهی کرایهای زندگی میکرد و یکماه پیش صاحب خانهاش از ترس نظارت طالبان دیگر حاضر به ادامه قرارداد با او نشد: «شغلم همین است و دیگر شغلی را بلد نیستم و باید شکم اولادهایم را سیر بکنم. صاحب حویلی قبلیام چون مشتریها زیادتر خانهام میامدن گفت خانهات رفت و آمد زیاد است و موترها پیش خانهات زیاد ایستاد میشوند، نمیتوانم خطر را قبول بکنم. اگر خبر شوند اینجا آرایشگاه است پیش از تو من زیر بازجویی قرار میگیرم چون خانه از من است.»
به گفتهی شکیبا، حتا صاحبخانهاش او را تحت فشار گذاشت که خانه را قبل از تمام شدن قرار داد، خالی کند.
او میگوید: «قراردادم پوره نشده بود، ولی چون آرایشگر هستم و مخفی فعالیت میکنم نمیتوانستم بروم پیش طالبان شکایت بکنم که پیش از وقت من را از خانه نخیزاند (بیرون نکند). برایش عذر کردم حداقل جای پیدا بکنم میروم، ولی قبول نکرد و برایم گفت کلانتر ایستادش کرده و گفته اجارهنشینت آرایشگر است رفت و آمد خانهات زیاد است فکرت را بگیر که طالبا خبر شوند من مسوولیت گرفته نمیتوانم.»
شکیبا درحال حاضر در خانهی یکی از بستگان خود زندگی میکند و با گذشت نزدیک به یک ماه هنوز نتوانسته است جایی برای زندگی پیدا کند.
در پی ممنوعیت فعالیت آرایشگاههای زنانه در افغانستان، حدود ۶۰ هزار زن شاغل در این حرفه در افغانستان، کارشان را از دست دادهاند یا مخفیانه فعالیت میکنند.
نهاد امر به معروف و نهی از منکر طالبان در توضیح فرمان بستن آرایشگاههای زنانه گفته بود که این کار «خلاف شریعت اسلامی» است.
اما زنانی که در این گزارش با آنها صحبت شده میگویند، این محدودیتهای طالبان باعث شده صاحبخانهها به دلیل ترس از پیگرد حاضر نشوند به آنها خانه بدهد.
شکیبا گفته است: «من پنهان هم کرده نمیتوانم، میگویم آرایشگر هستم. همان دقیقه منصرف میشوند، میگویند حوصله مقابل شدن با طالبان را نداریم.»
قبلا هم در گزارشی که رسانهی رخشانه از بلخ نشر کرده بود، زنانی که به طور پنهانی هنوز به شغل آرایشگری ادامه میدهند، گفته بودند که ماموران طالبان سر زده وارد خانهها میشوند.
در این گزارش یک زن که دست از کار آرایشگری هم برداشته، گفته بود: «از دروازه و بالای دیوار داخل خانهی من شدند، بدون اینکه با مرد خانهی ما هماهنگی کنند یا جواز رسمی برای تلاشی خانه داشته باشند.»
برای شکیبا آرایشگری تنها راهی است که از طریق آن میتواند هزینه زندگیاش را تامین کند. ممنوعیتهای طالبان، کار و زندگی را برای شکیبا سخت و تلخ کرده است: «اگر آرایشگری نکنم، نان خوردن اولادهایم را از کجا بکنم و اگر آرایشگری بکنم کسی برایم خانهاش را به کرایه نمیدهد. چی کنم، کجا بروم، از که کمک بخواهم…مردم ما هم مثل طالبان سنگدل شدن و حاضر نیستند با یک زن بیسرپرست همکاری بکنند.»
مسدود شدن فعالیت آرایشگاههای زنانه از سوی طالبان، واکنشهای بینالمللی زیادی را به همراه داشته است. پس از این فرمان طالبان، سیما باهوس، مدیر اجرایی بخش زنان سازمان ملل متحد، مسدود شدن آرایشگاههای زنانه در افغانستان از سوی طالبان را ضربهای دیگر بر حقوق زنان خوانده بود.
او گفته بود که این اقدام طالبان، تلاش بیشتر برای حذف زنان و دختران افغانستان از زندگی عمومی است.
آزاده (مستعار) ۲۷ساله، یک زن آرایشگر در بلخ هم تجربه دشواری برای پیدا کردن خانه پشت سر گذاشته است. او که مجبور شد خانهی قبلیاش را به دلیل خسارات زلزله اخیر در ولایتهای شمالی افغانستان خالی کند، خانهی جدیدی را با قیمت دو برابر پیدا کرده است.
او مدعی است که چون صاحبخانهاش میداند که آرایشگر است، چهار هزار افغانی بیشتر از قرار داد روی کاغذ ماهانه از او پول میگیرد: «ناگزیر بودم شرط شان را بپذیرم، چون دیگر کسی برایم حویلی کرایه نمیداد. برایم گفت باید از قیمت کرایه که ثبت رهنما است چهار هزار بیشتر بدهی، ولی نه رهنما نه حوزه طالبان هیچکسی خبر نشود. چون تو آرایشگر هستی کرایه دادن خانه به تو خطر خودش را دارد. من در قصه خطر نمیشوم ولی باید ۴ هزار بیشتر پرداخت بکنی و من هم از مجبوری قبول کردم.»
پدر آزاده بیمار است و توان کار کردن ندارد، او به تنهایی و از راه آرایشگری هزینهی زندگی خانواده شش نفریشان را تامین میکند: «برادرهایم خورد هستند مکتب میروند، تنها کارگر خانه خودم هستم. ماهانه اگر ۹ هزار به کرایه حویلی بدهم پول خرج و خوراک برای ما نمیماند. از یک طرف حکومت ظالم است کار ما زنان را میگیرند و از طرف دیگر مردم هم از این وضعیت بد ما به نفع خود استفاده میکنند.»
آزاده میگوید، حتا او نمیتواند جایی شکایت کند.
کار زنان آرایشگر حتا پیش از طالبان بی دردسر نبود، اما تبلیغ طالبان به ذهنیت منفی نسبت به کار زنان آرایشگر در افغانستان بیشتر دامن زده است.
احمد رضایی (نام مستعار) مالک یک دفتر راهنمای معاملاتی در شهر مزار شریف، به رسانهی رخشانه گفته است، بسیاری از صاحبخانهها نگران نظارت طالبان هستند.
احمد گفته است: «بسیار میگوییم که مشکلی ندارد به آرایشگر هم حویلی و بلاک خود را کرایه یا گرو بدهند، ولی از مقابل شدن با طالبان یا اینکه در جنجال بمانند ترس دارند، چون فکر میکنند وقتی طالبان خبر شوند اندازه آرایشگرها اینها هم در جنجال طالبان میمانند و شاید این اتفاق هم بیافتد. متاسفانه بسیار کم افرادی حاضر میشوند که با آرایشگرهای زن معامله و قرارداد بکنند.»
همزمان مالک یک خانه کرایهای گفته است، بعد از بهقدرت رسیدن طالبان و محدودیتها از سوی این گروه، حساسیتها نسبت به کار آرایشگری بیشتر شده است.
محمد فروتن (نام مستعار) مالک یک خانه کرایهای گفته است، پنج ماه قبل حاضر نشده که خانهاش را به خانمی که کارش آرایشگری بود، کرایه بدهد: «شرایط واقعا خراب است. هیچ کسی دوست ندارد با این قسم یک گروه جاهل که اندک حرف را نمیشنوند خود را مقابل بکند. به خاطر همین که در جنجال و دردسر نمانم، به او زن آرایشگر حویلی خود را کرایه ندادم.»

