زحل آزاد
در یکی از ولایتهای غربی افغانستان، جایی که آشپزی، دوختودوز و خانهداری به عنوان آیندهی دختران از پیش تعیین شده بود، شمسیه مسیر دیگری را انتخاب کرد. به قول خودش، گوشاش از شنیدن این حرفها پر بود: «نمیتوانی دکتر شوی، دختر را چه به درس؟ آخرش باید شوهر کنی و خانهداری یاد بگیری.»
اما او نه تنها تسلیم این روایت از پیش تعیینشده نشد، بلکه به جایی رسید که کمتر کسی تصورش را میکرد: اولنمره عمومی کانکور افغانستان. شمسیه علیزاده ۲۲ سال دارد. او سال ۱۳۹۹ و از بین حدود ۲۰۰ هزار شرکتکننده در کنکور، جایگاه نخست را به دست آورد و به دانشکدهی طب معالجوی دانشگاه کابل راه یافت.
از نظر بسیاری، روایت شمسیه داستان شکستن یک کلیشه است؛ روایت دختری که نهفقط مسیر خودش را ساخت، بلکه برای نسل بعدی در همان جامعه، تصویری تازه و واقعی از «توانایی زنان» را ثبت کرد.
شمسیه تحصیلات ابتداییاش را در هرات شروع کرد و تا صنف دهم در همین ولایت درس خواند. تا پیش از طالبان، هرات یکی از شهرهایی بود که دختران به بیشترین فرصتهای آموزشی دسترسی داشتند. اما شمسیه میگوید، این ذهنیت که درسخواندن برای دختران «زیاد لازم نیست»، هم پر رنگ بود.
شمسیه میگوید: «هر وقت صحبت از آرزوها و اینکه میخواهم دکتر شوم پیش میآمد، همه طرفم عجیب نگاه میکردند.»
علیه کلیشه ناتوانی زنان
همین باورها بود که شمسیه را مصمم کرد سخت تلاش کند و از «بایدها» و «نبایدهای» جامعهاش عبور کند. او معتقد بود هیچ محدودیتی برای دختران وجود ندارد و اگر به آنها فرصت داده شود، توانایی انجام هر کاری را دارند: «همیشه میگفتن دخترها نمیتوانند؛ آخرش مجبور به ازدواج میشوند، پس چه نیازی به تحصیل دارند؟ یا اینکه دختر را چه به داکتر شدن، حداکثر میتواند نرس یا قابله شود.»
در تمام این مدت، شمسیه همیشه شاگرد ممتاز صنف و مکتبش بود. سهم فعالی در برنامههای فرهنگی داشت و زبان میآموخت: «صنف هفتم بودم که به عنوان استاد زبان انگلیسی شروع به تدریس کردم. چون دختر بودم و نباید بدون اجازه فامیل، چنین تصمیم بزرگی میگرفتم، با مخالفت شدید خانواده مواجه شدم و حتی مادرم که همیشه حامی من بود از این کارم ناراحت شد.»
حضور در نمایشنامههای مذهبی، به ویژه در ایام عاشورا، اجرای برنامههای فرهنگی و اجتماعی از سوی مکتب و کورسها که اغلب حضار مرد بودند، بخش دیگری از فعالیتهای شمسیه بود. هدفش از انجام این کارها روشن بود: تشویق دختران محل تا در جامعهای که همیشه نظر مردان در اولویت بوده، پیشقدم شوند و دیدگاه خود را با صدای بلند بیان کنند.
او میگوید: «۱۳ یا ۱۴ ساله بودم که زنان همسایه به مادرم میگفتند: باید به دخترت کار خانه یاد بدهی. آیندهی دختر با درس درست نمیشود و فردا روز به شوهرش که دادی و کاری بلد نبود، تو ملامتی.»
بهگفتهی شمسیه، قویترین پشتوانهاش در این مسیر مادرش بود؛ زنی که بیش از هرکس دیگری او را تشویق کرد و بیوقفه کنار او ایستاد. برخلاف بسیاری از همصنفیهایش که باید در کنار بار سنگین درس، کارهای خانه را هم انجام میدادند، شمسیه تنها یک وظیفه داشت: درس خواندن و پیشرفت.
در سال ۱۳۹۶، خانواده شمسیه به کابل نقل مکان کردند. او در دو سال باقیماندهی تحصیل در مکتب، با تمام توان درس خواند و سخت تلاش کرد، زیرا با خود عهد کرده بود که ثابت کند: وقتی یک دختر اراده کند، میتواند هر کاری را انجام دهد.
شمسیه در این باره میگوید: «یک سالی که برای کنکور آماده میشدم، بسیار درس میخواندم، روزانه تنها سه یا چهار ساعت میخوابیدم و خودم را از تلویزیون، شبکههای اجتماعی و هر نوع تفریح دیگری دور کرده بودم. هدفم برایم مهمتر از هر چیز دیگری بود.
سرانجام در سال ۱۳۹۹، روزی که نتایج کانکور اعلام شد، همهچیز برای شمسیه معنای تازهای گرفت. سالها تلاشش بالاخره نتیجه داد. نامش در صدر فهرست ظاهر شد؛ نهتنها در رشتهی دلخواه_طب معالجوی دانشگاه کابل_قبول شد، بلکه عنوان اولنمره عمومی کانکور افغانستان را هم بهدست آورد. لحظهای که به قول خودش «تمام زحمتها ارزش پیدا کرد».
شمسیه روایت میکند: «همان روز که نتیجه اعلان شد، از هر گوشهی افغانستان تماس میآمد. پدری از قندهار زنگ زد و تبریکی گفت، از خوست، هلمند، غزنی و… حتی کسانی که در بخشهای دینی کار میکردند_ملاهای محل_تماس گرفتند و گفتند افتخار میکنند که یک دختر توانسته اولنمرهی کانکور شود.»
برای شمسیه، این تماسها فقط پیام تبریک نبود؛ نشانهای بود از تغییری که سالها برایش جنگیده بود. میگوید بیش از هر چیز، خوشحال بود که توانسته ذهنیت مردم را نسبت به توانایی دختران تغییر بدهد؛ تغییری کوچک، اما عمیق و ارزشمند.
شمسیه میگوید، یکی از خاطراتی که هیچوقت از ذهنش پاک نمیشود، اتفاقی است که بعد از اعلام نتایج کانکور رخ داد. دختر جوانی نزدش آمد، او را در آغوش گرفت و با چشمانی پر از شوق گفت: «تو نظر پدرم درباره درسخواندن دخترها را تغییر دادی. قبلاً باورش این بود که دختر تا صنف دوازده بخواند کافی است، اما حالا اجازه داده برای آزمون کانکور آماده شوم و حتی دانشگاه بروم.»
پس از سپری کردن یک سمستر در دانشگاه کابل، شمسیه بورسیهی تحصیلی دولت ترکیه را بهدست آورد و برای ادامه درس راهی استانبول شد. اکنون دانشجوی سال سوم پزشکی در یکی از دانشگاههای آن کشور است.
از عادی شدن حذف و محرومیت زنان میترسم
اما رؤیایی که شمسیه سالها برایش جنگیده بود، با بازگشت دوباره طالبان در ۱۵ آگست ۲۰۲۱، به یکباره فرو ریخت. او از دور شاهد است که همان دخترانی که از مسیر او الهام گرفته بودند، یکییکی از مکتب و دانشگاه کنار زده شدند و آیندهشان به حاشیه رفت.
بهقول شمسیه، در چهار سال گذشته، ذهنیت محدود کردن دختران در میان مردم بیشتر از قبل ریشه دوانده است. او با اندوه اضافه کرد که از این روند ترس دارد.
با حاکمیت دوباره طالبان، رفتن دختران به مکتب بالاتر از صنف ششم و دانشگاهها در افغانستان ممنوع شده است. چهار سال از این محدودیتها گذشته است؛ دهها محدودیت دیگر طالبان که به گفتهی نمایندگی سیاسی سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما) به حضور و فعالیت زنان در جامعه آسیب رسانده و تاثیرات عمیقی بر زندگی روزمره و آیندهی آنها بهجا گذاشته است.
در همین حال، دفتر هماهنگکنندهی کمکهای بشردوستانهی سازمان ملل متحد (اوچا) در افغانستان اعلام کرده است که محدودیتهای شدید طالبان علیه زنان و دختران سبب افزایش نرخ ازدواج کودکان، خشونت مبتنی بر جنسیت و کار آنها شده است.
وضعیتی که به گفتهی ناظران حقوقبشری در افغانستان، باعث آپارتاید جنسیتی شده و زنان را از زندگی تقریبا حذف کرده است.
شمسیه به رسانهی رخشانه گفته است: «نگرانی امروز من این است که محرومیت دختران از تحصیل و حذف زنان از جامعه به یک امر عادی تبدیل شود. میترسم روزی برسد که حضور زنان در اجتماع به یک پدیده عجیب و غیرمنتظره بدل شود و ما دوباره به همان چرخه مردسالاری و زنستیزی برگردیم؛ چرخهای که زنان و دختران ما در بیست سال گذشته در برابرش جنگیدند.»
با این حال، شمسیه هنوز امیدوار است. دستکم او مطمئن است که راه مبارزه علیه طالبان و ذهنیت زن ستیز این گروه باز است. او که در کنار تحصیل اکنون مدیریت یک مکتب آنلاین زیر نام EBA را بر عهده دارد میگوید: «برای حمایت از دخترانی که سالهاست در حسرت صنفهای درسی روز و شب میگذرانند، از هیچ تلاشی دریغ نمیکنم. میخواهم روزی که به افغانستان برگشتم، بتوانم کارهای عملیتری برای زنان انجام دهم، حتی اگر طالبان همچنان بر سر قدرت باشند.»
نهاد EBA برای دختران بالاتر از صنف ششم_در افغانستان زیر اداره طالبان_زمینهی آموزش و دریافت مدرک بینالمللی را فراهم میکند.
شمسیه علیزاده همزمان معاون انجمن دیدبان حقوق زن است؛ نهادی که توسط شماری از زنان فعال خارج از افغانستان ایجاد شده و کار آن مستندسازی وضعیت زنان و دختران زیر حاکمیت طالبان است. او میگوید: «همراه هم تلاش میکنیم روایت زنانی را جمعآوری و بازتاب دهیم که صدایشان در داخل کشور خاموش مانده است.»

