تمنا تابان
وقتی هنوز بسیاری از کودکان در خواب هستند، روحالله از خانه خارج میشود و در روشنایی کمرنگ صبح، بهتنهایی به طرف محل کارش راه میافتد. او حدود ۴۰ دقیقه پیادهروی میکند تا به مسافرخانهای برسد که در آن کار میکند.
روح الله* ۱۲ ساله در یک مسافرخانه که در اصطلاح محلی به آن «هوتل» میگویند، روزانه حدود ۱۴ ساعت خدمتکار است.
روحالله به رسانهی رخشانه میگوید: «مجبورم در پهلوی پدر خود کار کنم تا خرج خانه ره پوره کنیم.»
روحالله در خانوادهای ششنفره زندگی میکند و پدرش پیش از طالبان کارگر ساختمانی بود. او میگوید، دیگر به ندرت ساخت و ساز در بامیان وجود دارد.
سالم* پدر ۴۶ سالهی روحالله، میگوید چارهای جز فرستادن روحالله به سر کار به جای مکتب نداشته است: «مجبور شدم برای ایکه اولادایم گرسنه نمانه، روحالله را از مکتب بکشم و در یک هوتل شاگرد بشانم.»
روحالله یکی از هزاران کودکی است که پس از ۲۰۲۱ مکتب را رها کرده و راهی بازار کار شاقه و اجباری گشته است.
یونیسف میگوید از هر پنج کودک در افغانستان، یک کودک مشغول کار است.
به نظر میرسد در بامیان وضعیت بدتر شده است. در بازار بامیان، حتا نسبت به سال گذشته، کودکان کار بیشتری به چشم میخورد.
این در حالی است که بیش از نیمی از جمعیت بامیان به کمک بشردوستانه نیاز دارند و این گزارش روایت سه خانوادهای است که میان سیر کردن شکم فرزندانشان و فرستادن آنها به مکتب، ناچار به انتخاب اولی شدهاند.
بر اساس برآورد دفتر هماهنگی امور بشردوستانهی سازمان ملل (OCHA) که در سند ماه اپریل دولت بریتانیا باز نشر شده، از مجموع ۵۱۵ هزار و ۹۰۹ نفر جمعیت بامیان، ۲۶۵ هزار و ۸۲۲نفر، یعنی معادل ۵۱٫۵ درصد در سال ۲۰۲۶ نیازمند دریافت کمکهای بشردوستانهاند.
در همین حال، شاخص فقر چندبعدی آکسفورد (OPHI) نیز نشان میدهد ۴۹٫۹ درصد جمعیت بامیان دچار فقر چند بعدیاند .
فقر چند بعدی، یعنی محرومیت همزمان از آموزش، صحت، آب سالم، سرپناه مناسب و غذای کافی.
روحالله هر هفت روز هفته را دستکم چهارده ساعت کار میکند. اما دستمزد ماهانه او فقط یک هزار افغانی است. یعنی حدودا روزی ۳۳ افغانی. پول ناچیز، اما به گفتهی سالم «حداقل ماه یک بوشکه (گالن) روغن» میشود.
روح الله صنف چهارم بود که مجبور شد مکتب را رها کند. او حالا روزهای سختی دارد. «صبح وقت سر کار میآیم و شبها تقریبا شام ازینجا خلاص میشم، در طول روز بیکار نیستم و وقتایی هم که مهمانای هوتل زیاد شوه باید یک سره بدویم…به خدا اگه پدر و مادرم مره مجبور نکنه یک روز هم اینجا کار نمیکنم.»
روح الله از کارفرمایش هم رضایت ندارد: «سر ما چیغ میزنه که تیز شوین، زود شوین و گاها هم با دشنامهای بد سر ما سر و صدا میکنن.»
عباس* هوتلداری که روحالله نزد او کار میکند، در پاسخ به این شکایت میگوید کار رستورانت سخت است: «وقتی غذا سر وقت و درست به مشتریها نرسد ما مجبوریم بالای شاگردان و کارکنان خود سر و صدا کنیم.» او تأکید میکند کسی را به کار مجبور نکرده است: «کار هوتل خوش به رضا است، ما کسی را مجبور نکردهایم همرای ما کار کنه.»
اما این فقر است که بسیاری از کودکان را مجبور به کار کرده است. مثل محمد ظهور که میگوید: «پدرم گفت که اگر بتوانی مکتبت را رها کنی و روی بازار کار کنی شاید بتوانی به مه کمک کنی، من هم قبول کردم، حالا یک و نیم سال میشه اینجا کار میکنم.»
پدر محمد ظهور پیش از حاکمیت دوم طالبان نگهبان یک نهاد دولتی بود که حالا جایش را یک عضو طالبان گرفته است.
محمد ظهور* ۱۳ ساله هم میگوید، به خاطر فقر مجبور به ترک مکتب و دستفروشی در خیابان شده است. «بعضی شبها حتا نانی برای خوردن نداریم.»
منور، پدر ۴۲ ساله ظهور که حالا نگهبان یک مکتب خصوصی است و دستمزدش فقط پنج هزار افغانی در ماه است، میگوید: «اگر بتواند حتی روز ۵۰ روپیه (افغانی) کار کند هم برای ما غنیمت است، او را از مکتب رفتن محروم کردم چون مجبوریم.»
در گوشهای دیگر از بازار بامیان، امید* ۱۴ ساله، از دو سال پیش بساط کوچک دستفروشی دارد. جوراب و برخی از لوازم خانه دارایی او است.
سحرگل* ۳۹ ساله، مادر امید میگوید، به خاطر زنده ماندن از پسرش خواسته مکتب را رها و کار کند. «پسرکم امید بچه درسخوان و بسیار تلاشگر است. اما در این سالهای گشنگی و ناداری درس نه نان میشود و نه آب، از همی خاطر مه از امید خواستم بیاید و پیسه قرض و قوال که پدرش میکند یک تخت کوچک بگیرد و در بازار کار کند.»
امید اما آرزوی دیگری داشت: «از خردی (کودکی) دوست داشتم داکتر شوم، از همی خاطر درس خواندن ره زیاد دوست دارم، ولی حالی نمیشه، چون مجبورم کار کنم.»
علیحسین ظریفی* یک بزرگ قومی در بامیان میگوید، با حاکمیت طالبان در افغانستان فقر در بامیان بیشتر شده است. او میگوید. «اکثر کارمندان ادارات دولتی بامیان در دوران فعلی را باشندگان مناطق جنوبی کشور و یا میدان وردک، غور، تاله و برفک بغلان و منطقه غندک تشکیل می دهد، در این اواخر حتی کارمندان موسسات نیز افراد خارج از بامیان استخدام میشود و این موضوع خود به خود فقر را در بامیان بیشتر میسازد.»
این ادعایی است که نیاز به بررسی مستقل و پاسخ نهادهای مربوط دارد. اما رسانهی رخشانه موفق نشد در این مورد با حکومت طالبان در بامیان صحبت کند.
این گفته سحرگل، شاید دقیقترین توصیف وضعیت کودکان کار بامیان باشد: «حالی از درس خواندن کرده زنده ماندن مهمه.»

