شکریه سلطانی: «مادرم اصلا باورش نمیشد که زنده ماندهام»
آنچه که شکریه از آن لحظه به خاطر دارد، تلخ و وحشتناک است. «صدای وحشتناکی بلند شد. خودم احساس کردم ...
آنچه که شکریه از آن لحظه به خاطر دارد، تلخ و وحشتناک است. «صدای وحشتناکی بلند شد. خودم احساس کردم ...
این اولین جمعهای بود که فایزه به آموزشگاه کاج رفته بود. «چانس بد فایزه، هر جمعه به دیگر کورسها بهخاطر ...
نزدیک به دو ماه از انفجار مرگبار آموزشگاه کاج گذشته است. اما اتاق سمیرا هنوز دست نخورده مانده است. مادرش ...
سال قبل، بیشتر از شریفه، شکیلا استرس و هیجان اعلام نتایج کانکور را داشت. شکیلا میخواست نام شریفه خواهرش را ...
محمدامیر تا به محل حادثه میرسد، بسیار دیر شده است. زیرا در راه، افراد طالبان به موتر او اجازه نداده ...
حسنیه خیلی دختر گوشهگیر و دلگیری بود. این دلگیریاش هر روز بیشتر میشد. به گفتهی خواهرش، روز پنجشبنه یک روز ...
هنگامه و اسما احمدی دو خواهر از یک خانواده که در انفجار آموزشگاه کاج جانشان را از دست دادند. هردو ...
روز جمعه سیاه از راه میرسد. مادر مثل هر روز سرگرم کارهای خانه است. ناگهان پسر کوچک فاطمه از بیرون ...
زینب دانشآموز ممتاز آموزشگاه بود. برای همین کارت طلایی ویژه دانش آموزان ممتاز آموزشگاه را داشت. زینب ۱۸ ساله بود، ...
۱۰ دقیقه به ساعت ۶ صبح مانده است. فرشته در حیاط خانه در حال آماده شدن برای رفتن به آموزشگاه ...
Registered Charity No 1208006 and Registered Company No 14120163 - Registered in England & Wales - Registered office address: 1 The Sanctuary, London SW1P 3JT
Copyright © 2024 Rukhshana