روایت زنان؛ آنچه در مسیر سفرم از ایران به افغانستان تجربه کردم
صبح زود ساعت شش همگام با طلوع خورشید در هوای تازه بهاری، زمانی که موترهای مشهد را به سوی هرات ...
صبح زود ساعت شش همگام با طلوع خورشید در هوای تازه بهاری، زمانی که موترهای مشهد را به سوی هرات ...
با تمام توان برادرم را به اسماش صدا میکردم «مهدی، مهدی مهدی...» هیچ صدای نمیشنیدم. هیچ اثری نبود، انگار دود ...
اخبار جسته و گریخته حاکی از این بود که در بعضی از ولایات، دختران جوان را بزور نکاح میکردند. مکاتب ...
دردی که مجبورم کرد تا بنویسم و روایت کنم و آنچه را که این روزها تجربه میکنم با دیگران شریک ...
با این سقوط، تمام امید و آرزوهای ما نیز نابود شد و برنامههای که برای جشن فراغت گرفته بودیم، برای ...
با این حال، پلکهایم را میبندم و تلاش میکنم به مدد تمرکز، آنچه که در این مدت دیده و زیستهام ...
رها* روزها و شبها گذشته است؛ اما ترس و اضطراب تمامنشدنی آن هنوز در من آرام نگرفته است. خوب به ...
ثریا* روزهای قبل از سقوط که خبری از حضور و زورگویی طالبان در خیابانهای پایتخت نبود، من، مادرم، دختر خالهام ...
بهار* تاریخ هفتم حوت، دانشگاهها با قوانین جدابودن صنوف دختران و پسران، رعایت حجاب اسلامی و منع عکس و فلمبرداری ...
حسنیه خالقیار* نسل ما در پایتخت، با طالب و ذهنیت آنان پیش از تصرف کابل، به واسطهی اخبار فجایع مکرر ...
Registered Charity No 1208006 and Registered Company No 14120163 - Registered in England & Wales - Registered office address: 1 The Sanctuary, London SW1P 3JT
Copyright © 2024 Rukhshana