زیبا بلخی
«ما میتوانستیم دختران خوشحالتری باشیم، اگر جبر جغرافیا نبود.» این جملهی کوتاه روی ویدیویی نوشته شده بود که فریبا، صبح جمعه ۲۲ جوزا، در حمایت از دختران بازداشتشده هرات، در استوری واتساپ، فیسبوک و اینستاگرامش منتشر کرد. در این ویدیو، تصاویر نقاشی شده از یک دختر در مقابل یک طالب مسلح و دو دانشآموز در حال گریه پشت دروازه بسته مکتب به تصویر کشیده شده بود.
پیام استوری فریبا ساده و روشن بود: سرکوب آزادیهای فردی، محرومیت از آموزش و محدودیت بر هنر و هویت زنان.
برای فریبا* ۲۴ ساله، این کار تنها راهی بود برای بیرون ریختن درد، همدردی با دختران بازداشت شده در هرات و بلند کردن صدایی که اجازه نداشت در خیابان شنیده شود.
اما این ویدیو و متن در حساب کاربری صفحات اجتماعی فریبا تنها یک ساعت دوام آورد. «پدرم داخل خانه شد و نام من را با صدای بلند صدا میزد…رفتم که با یک سیلی محکم به رویم زد و گفت تو آدم نمیشوی دختر بیحیا!»
پدرش فریبا را تهدید کرد که اگر دوباره علیه طالبان مطلب اعتراضی از حساب خود در شبکههای اجتماعی پست کند، برای همیشه از داشتن تلفن محروم میشود.
فریبا میدانست که پدرش مخالف این کار است. او از قسمت تنظیمات دسترسی پدرش را محدود کرده بود. «ولی فراموشم شده بود که باید لالایم (برادرم) را هم هاید (پنهان) کنم…بعد از آن ساعتها گریه کردم.»
این کار پدرش از نظر فریبا، یک معنای روشن داشت؛ زنان افغانستان نه تنها از سوی طالبان، بلکه در داخل خانه نیز از حق اعتراض و حتی حق سوگواری و همدردی محروم میشوند.
این در حالی است که طالبان به شدت در فضای مجازی فعال هستند. عمدتا با استفاده از حسابهای جعلی و نام زنانه به تبلیغ، ستایش و سفیدنمایی طالبان میپردازند.
فریبا بارها مجبور شده بود مطالبی که در مورد زنان بوده و جنبهی انتقادی داشته حذف کند.
فریبا سال دوم رشته زبان انگلیسی بود که از رفتن به دانشگاه بازماند.
او زمانی تصمیم به نشر ویدیوی اعتراضی در مورد وضعیت زنان در صفحات مجازی خود گرفت که خانوادهاش مانع حضور او در تجمع اعتراضی شدند که قرار بود برای حمایت از زنان هرات برگزار شود.
چند روز پس از انتشار اخبار بازداشت دختران در هرات، فریبا هنگام گشتوگذار در فیسبوک با اطلاعیهای روبهرو شد که از برگزاری تجمعی در مزارشریف برای حمایت از زنان بازداشتشده خبر میداد. در این اطلاعیه از زنان و مردان خواسته شده بود صبح روز جمعه (۲۲ جوزا)، نزدیک روضه مبارک گردهم بیایند و در حمایت از دختران و زنان ولایت هرات، صدای اعتراض خود را بلند کنند.
فریبا بلافاصله این پست را برای چند نفر از دوستانش فرستاد. از میان ۱۱ نفر از دوستانش، پنج نفر از آنان اعلام آمادگی کردند و خواهر ۱۹ ساله فریبا نیز تصمیم گرفت همراه او در تجمع شرکت کند. آنان یک گروه واتساپی ساختند تا درباره زمان حرکت، محل قرار و چگونگی حضور در تجمع هماهنگ شوند.
او میگوید قرار شد هر کس همان شب خانوادهاش را در جریان بگذارد و صبح روز بعد، ساعت هشت در محل تعیینشده یکدیگر را ملاقات کنند. «من توقع داشتم حتا پدرم و برادرم هم با ما یکجا شده و در جاده برای اعتراض بروند. چون همیشه گپ از عزت و آبرو میزدند، پس چطور میتوانستند ببینند طالبان دختران را بازداشت میکنند ولی هیچ کاری نکنند. اما پدرم برای ما اجازه نداد و گفت که هرگز حتا در مورد شرکت در اعتراض فکر هم نکنیم.»
فریبا میگوید پس از آن، ناامید به اتاقش برگشت و در گروه واتساپی که با دوستانش ساخته بودند، نوشت که اجازه شرکت در تجمع را ندارد. چند دقیقه بعد، یکی پس از دیگری، پیام دوستانش نیز رسید؛ همه آنان نوشته بودند که پدر یا برادرشان اجازه خروج از خانه را برای آنها ندادهاند. «دخترها به من هم برادرم اجازه نداد، من هم نمیتوانم فردا در تظاهرات شرکت بکنم.»
توصیف فریبا از وضعیت تلخ و ناامید کننده است: «وقتی ما از حق خود دفاع نکنیم پس که دفاع کند.»
گروه طالبان از ۱۶ جوزا سال جاری، موج بازداشت زنان و دختران را در هرات به بهانه رعایت نکردن حجاب آغاز کردند.
این بازداشتها به روز سهشنبه، ۱۹جوزا با اعتراض شماری از باشندگان منطقه جبرئیل شهر هرات روبهرو شد. طالبان با شلیک گلوله این تجمع را سرکوب کردند که در نتیجهی این رویداد دستکم دو نفر جان باختند، سه نفر زخمی شدند و شماری از معترضان نیز بازداشت شدند.
نوریه یکی از دوستان و همصنفی فریبا در دانشگاه که قرار بود همراه او در تجمع اعتراضی روز جمعه بلخ شرکت کنند نیز شب پیش از برگزاری این اعتراض خیابانی، با مخالفت خانوادهاش روبهرو شد.
نوریه سال دوم دانشکده ادبیات انگلیسی در یک دانشگاه خصوصی مزارشریف بود که به دلیل محدودیت بر تحصیل و آموزش زنان و دختران از سوی طالبان از ادامه تحصیل بازماند. پس از اینکه خانوادهاش برای او اجازه ندادند تا در اعتراض خیابانی شرکت کند، او نیز مانند فریبا تصمیم گرفت دستکم در فضای مجازی سکوت نکند.
نوریه بخشی از آهنگ و متنی در حمایت از زنان هرات را در وضعیت واتساپ (استوری) و صفحه فیسبوک خود منتشر کرد، هدف او از این کار تنها بیان احساسات و اعتراضش نسبت به وضعیت زنان افغانستان بود. «پدرم ۱۰ دقیقه بعد از نشر برایم مسج کرد که پست و استوری خود را باید زود پاک بکنم.»
نوریه گفته است: «بارها مجبورم کردند که متن یا پست خود را پاک بکنم. تحقیرم کردن، توهینم کردند. برایم گفتند در قصه عزت خانواده نیستم و سبب میشوم خانواده در جنجال برود. استوری و پست فیسبوک خود را پاک کردم و تلفونم را دور ماندم و گریه کردم. چقدر ما زنان بیچاره هستیم که حتا در فضای مجازی آزادی نداریم.»
طالبان از زمان حاکمیت خود به طور گسترده اعتراضات خیابانی زنان را سرکوب کرد. دیدهبان حقوق بشر قبلا گفته که پس از قدرتگیری طالبان در افغانستان، واکنش این گروه در برابر اعتراضات مسالمتآمیز زنان وحشیانه بوده است.
شبکههای اجتماعی برای شماری از دختران و زنان به آخرین روزنه برای بیان احساسات، اعتراضها و روایت تجربههایشان تبدیل شده است.
شماری از دختران که در این گزارش با آنان صحبت شده، میگویند پیش از آنکه نگران واکنش طالبان به یک پست یا نوشته باشند، با واکنش مردان خانواده روبهرو میشوند.
واکنشهایی که از دستور حذف پست و استوری شبکههای اجتماعی آغاز میشود و در برخی موارد به سرزنش، تحقیر، توهین، تهدید، گرفتن تلفن همراه، محروم کردن استفاده از شبکههای اجتماعی و حتی لتوکوب میانجامد.
علیا* ۲۷ ساله در دانشکده تعلیم و تربیه دانشگاه سمنگان درس خواند؛ اما با بسته شدن دانشگاهها به روی دختران، از ادامه تحصیل بازماند.
علیا میگوید شبکههای اجتماعی تنها جایی بود که میتوانست درد و رنج خود، دیدگاه و احساساتش را درباره وضعیت زنان با دیگران شریک کند.
او در چهارمین سالگرد بازگشت طالبان به قدرت، در ماه آگست سال ۲۰۲۵، ویدیویی همراه با آهنگی درباره وضعیت زنان افغانستان را در بخش وضعیت (استوری) فیسبوک خود منتشر کرد. «پدرم همان روز تلفونم را گرفت و گفت، دانشگاه و انستیتوت نمیروی نیاز نیست تلفون کلان داشته باشی…حالی یک سال است از شبکههای اجتماعی استفاده نمیکنم…حس ترس و خفگی داشتم، [مثل کسی] که حرفهایی برای گفتن دارد، ولی کسی گلویش را محکم میگیرد تا صدای بیرون نشود.»
تجربه سجیه* ۲۵ساله، از ولایت جوزجان نیز تفاوتی با روایت فریبا و علیا ندارد.
سجیه سمستر ششم در دانشکده ژورنالیزم دانشگاه جوزجان بود که از ادامهی تحصیل بازماند. او پس از بسته شدن انستیتوتهای طبی به روی دختران، متنی در اعتراض به محروم شدن دختران از آموزش نوشت و در وضعیت (استوری) فیسبوکش منتشر کرد.
ساعتی بعد از نشر، پدرش در مسنجر برایش پیام فرستاد و خواست که آن را حذف کند و از او خواست دیگر چنین مطالبی منتشر نکند.
از آن روز به بعد، حتی فعالیتهای معمولیاش در شبکههای اجتماعی نیز زیر نظر خانواده قرار گرفت. «وقتی مینوشتم، احساس میکردم بغضی که در سینهام جمع شده، کمی سبک میشود. فکر میکردم اگر حتی ده یا بیست نفر نوشتهام را بخوانند، یعنی صدایم به گوش چند نفر رسیده است. ولی برادرم گفت پستت را پاک بکن و حتا صفحههایی را که علیه طالبان مطلب نشر میکنند، دنبال نکن، لایک نزن و زیر پستهایشان نظر ننویس.»
سجیه نوشته بود: «”نه زلفانم نه چشانم نه تیغ تیز مژگانم، میان برقع جهلت چرا خود را بپوشانم”. بچه کاکایم و برادرم مسج کرد و سرزنشم کرد و گفت تو چرا به گفت نمیشوی. تهدیدم کردند که اگر بار دیگر تکرار کنم، مجبور هستند رفتار تندتر همراهم کنند که هدفشان همان لتوکوب بود.»
هرچند بسیاری از دختران میگویند مردان خانواده مانع فعالیت آزادانه آنان در شبکههای اجتماعی میشوند، اما دلایل این مخالفت در همه خانوادهها یکسان نیست.
شمسالله رحیمی، باشنده مزارشریف و برادر سه خواهر، میگوید مخالفت او با انتشار محتوای اعتراضی از سوی خواهرانش، بیشتر از نگرانیهای امنیتی ناشی میشود. «چندین بار بوده که خواهرم تصاویر و متنهایی که وضعیت بد زنان که از حق و حقوقشان محروم است را نشان میداد، پست کرده، من برایشان گفتم پاک بکنند. حتا با حرف خوب نشدند تهدیدشان کردیم، با لحن جدی برایشان گفتیم که دیگر چنین چیزی را نشر نکنند.»
اسما نیازی، فعال حقوق زن با تاکید بر اینکه نگرانیهای امنیتی شماری از خانوادهها قابل درک است، اما میگوید این نگرانیها نباید به خاموش شدن کامل صدای زنان منجر شود. «بین حفاظت از امنیت و خاموش کردن صدای زنان تفاوت زیادی وجود دارد. دختران فعلا نیاز دارند خانواده نخستین حامیشان باشد، نه اینکه مانع بیان دیدگاهها و احساساتشان شوند.»
از نظر دخترانی مثل سجیه این محدودیت از سوی مردان خانوادهاش احساس نادیده گرفته شدن، بیقدرتی و حذف شدن از جامعه را در آنها عمیقتر کرده است. «ما هیچ آزادی نداریم. یک تلفون داریم واتساپ و فیسبوک که او هم بسیار تحت سانسور از سوی خانواده هستیم و آنقدر بالای ما فشار میآورند که نتوانیم چیزی نشر بکنیم یا بنویسیم.»
یادداشت: نامهای با نشان* به دلیل مصونیت منابع در این گزارش مستعار آمده است.

