رسانه رخشانه
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری
English
پشتو
حمایت
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
رسانه رخشانه
حمایت

رنج روزمره زنان دست‌فروش در خیابان‌های هرات

۹ قوس ۱۴۰۴
رنج روزمره زنان دست‌فروش در خیابان‌های هرات

فاطمه/ عکس: رسانه‌ی رخشانه

غزال محمدی

حوالی ساعت ۱۰ صبح روز شنبه، (۱ قوس) فاطمه انوری، زن دست‌فروش، در سمت جنوبی مسجد جامع بزرگ شهر هرات و در میان چندین مرد دست‌فروش دیگر، بساط فروش غذای منتو را پهن کرده است. بوی منتوی داغ در هوای سرد پاییزی و در میان ده‌ها رهگذری که از آن‌جا عبور می‌کردند، می‌پیچید.

فاطمه انوری، زنی میان‌سالی که چهار سال است بساط فروش منتو را در کنار خیابان پهن می‌کند، تا با پول آن روی سفره خانواده‌اش نان بگذارد.

روزی که به دیدار فاطمه رفتم او در گوشه‌ای از خیابان، با بستن پارچه‌های کهنه به درخت، برای خودش پناهی ساخته بود. فاطمه در صحبت با رسانه‌ی رخشانه می‌گوید، این پرده‌ها را به‌ دستور کارمندان امر به معروف و برای ایجاد فاصله، میان بساط خود و دست‌فروشان مرد نصب کرده است.

با این‌حال، امر به معروف طالبان به این ملاحظه بسنده نکرده و از پانزده روز قبل به فاطمه دستور تازه‌ای داده‌اند: «در این خیابان دست‌فروشی نکند.» تصمیمی که به گفته‌‌ی فاطمه، با اجرایی شدن آن حتا همین لقمه‌ نان هم از او و هفت فرزندش گرفته می‌شود. 

این مطالب هم توصیه می‌شود:

معصومه و برزخ امیدهایش؛ روایت زندگی زوج کهن‌سال برگشته از ایران

قتل زنان؛ «ریحانه رحیمی» کارمند سازمان داکتران بدون مرز چگونه به قتل رسید؟

تاثیرات روانی برخورد کارمندان امر به معروف با زنان دست‌فروش را می‌توان از اضطراب فاطمه در زمان گفت‌وگو فهمید. فاطمه با صدایی لرزان روایت می‌کند که کارمندان امر به معروف طالبان، از پانزده روز بدین سو از وی و سایر زنان دست‌فروش، بدون راه‌حل جایگزین خواسته‌اند تا دیگر بساط دست‌فروشی پهن نکنند.

فاطمه انوری می‌گوید: «از چی بگویم؟ این‌جا منتو می‌فروشم ولی همان کفن‌پوش‌ها [اشاره به نیروهای امر به معروف] گفتند که دیگر در این‌جا منتو سودا نکن. ‌حالی هم در این‌طرف و آن‌طرف هستند، همین است که اینالی بیایند و من را بگویند که جمع کن! برو خانه‌ات!»

اداره امر به معروف طالبان در هرات، از تاریخ ۱۴ عقرب، برای اجرایی ساختن قانون حجاب اجباری-پوشش برقع- با زنان و دختران هراتی در ستیز اند.

اخیرا کارمندان این اداره با همراهی نیروهای امنیتی طالبان دست‌کم پنج‌روز با حضور گسترده در دروازده‌های ورودی شفاخانه‌ حوزوی و ادارات دولتی، مانع ورود زنان و دختران بدون چادری شده بودند.

در نوارهای تصویری که در شبکه‌های اجتماعی به‌‍ نشر رسید نیز دیده می‌شد که زنان بعد از ساعت‌ها انتظار در پشت دروازه‌های بسته با طالبان مشاجره لفظی داشتند، ولی بدون این‌که اجازه ورود داشته باشند، به خانه‌های‌شان برگشتند.

دستور طالبان برای اجباری‌شدن برقع برای زنان در هرات، با واکنش‌های زیادی در سطح داخلی و بین‌المللی مواجه شده است. سازمان عفوبین‌الملل در واکنش به این دستور طالبان، روز پنج‌شنبه، (۲۲عقرب) با نشر پستی در پلتفورم ایکس، وضع این محدودیت برای زنان و دختران را «غیرقابل تحمل» خواند.

در بیانه‌ی این سازمان گفته شده که جهان برای حمایت از حقوق زنان و دختران و پاسخ‌گو ساختن طالبان، همبستگی خود را نشان بدهد.

در همین‌حال، به‌گفته‌ی منابع، امر به معروف از چندی به این‌سو، در ساعات نامشخص از روز برای نظارت به جاده لیلامی‌ها می‌رود و بی‌آن‌که راه بدیلی برای زنان دست‌فروش ارائه کنند، از آنان می‌خواهند تا بساط خودشان را جمع کرده و به خانه برگردند.

سوسن ۳۷ ساله[نام مستعار]، سه‌سال می‌شود در جاده لیلامی‌ها بساط فروش لباس دست‌دوم را بر روی زمین پهن می‌کند. این زن با چادری آبی رنگ که سر تا پایش را پوشانده، در خیابان نشسته است. سوسن در صحبت با رسانه‌ی رخشانه روایت خودش را از بدرفتاری نیروهای امر به معروف کوتاه روایت می‌کند: «ما همین‌جا بروی بازار نشسته هستیم از هیچ‌چیزی آگاه نیستیم. چپن سفید‌ها [اشاره به کارمندان امر به معروف] یک روز ما را نگذاشت بساط‌های خودمان را باز کنیم. من همان روز هیچ سودا نکردم و مجبور شدم تا پیاده پس خانه خود در شالبافان بروم.»

او به دلیل نگرانی که داشت، حاضر نشد جزئیات بیشتری از کارش بدهد و یا صحبت کند.

زنان دست‌فروش به ندرت حاضر می‌شوند از تجربه‌های خود از برخورد خشونت‌آمیز نیروهای امر به معروف طالبان حرف بزنند.

فاطمه انوری، یکی از زنان دست‌فروش، حدود چهار سال شده که برای لقمه نانی در خیابان منتو می‌فروشد. او به رسانه‌ی رخشانه می‌گوید، دست‌فروشی در شهری مثل هرات به دلیل نگاه‌های سنتی حاکم بر جامعه، کارساده‌ای نیست؛ ولی در زمان حاکمیت گروه طالبان و نبود شرایط کاری برای زنان، مجبور شده تا برای یافتن لقمه‌ای نان این رنج را به جان خریده و در خیابان منتو بفروشد.

فاطمه، مادر هفت فرزند است. او شوهرش را از دست داده و یگانه نان‌آور خانواده ۸ نفری‌اش است. فاطمه روزانه از ساعت ۹ صبح بساط فروش منتو را در کنار خیابانی پهن می‌کند. دختران‌اش در خانه مواد مورد نیاز پخت منتو را آماده می‌کنند و در طول شب منتوها را می‌پزند و فاطمه این غذا را به مشتریان‌اش روی خیابان می‌فروشد.

او می‌گوید: «شش دختر دارم که همراه من کمک می‌کنند؛ من در این‌جا هر دانه منتو را به قیمت پنج افغانی می‌فروشم و هر خوراک پنجاه افغانی است و روز خود را در این‌جا سپری می‌کنم.»

فاطمه هر دانه منتو را به قیمت پنج افغانی می‌فروشد. درآمد معمول روزانه‌ی وی از این راه بین ۴۰۰ تا ۴۵۰ افغانی‌ است که آن هم صرف خرید مجدد مواد اولیه لازم برای کارش و نان بخور و نمیر برای دخترانش می‌شود.

فاطمه از خود خانه ندارد؛ او با خانواده‌اش در خانه‌‌ای کرایه‌ای در شهر هرات زندگی می‌کند که باید هر ماه ۸ هزار افغانی کرایه بپردازند. فاطمه می‌گوید: «کرایه حویلی ما اول پنج هزار بود ولی بعد از این‌که مهاجرین آمدند صاحب‌خانه کرایه حویلی ما را بالا برده و ۸ هزار کرایه حویلی ما است، دو ماه میشود که پول کرایه خانه را ندادم و پول برق و آب را هم ندارم که بدهم.»

با ممانعت طالبان، به گفته‌ی خود فاطمه، او در یک دو راهی سرگردان مانده است؛ خانه‌ای که توانایی پرداخت هزینه‌هایش را ندارد و خیابانی که حق کار کردن در آن را از وی گرفته اند. او این روزها را تلخ‌ترین دوران زندگی خودش می‌خواند: «ما این‌جا کارگر هستیم. برای ما مزاحمت می‌کنند؛ هرکس می‌آید می‌گوید جمع کن، کار نکن. ما چیکار کنیم؟ هفت صغیر را چگونه نان بدهم؟»

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • درباره رخشانه
  • هیات امناء
  • اصول و خطوط کاری
  • تماس با ما
FR Fundraising Badge HR

Registered Charity No 1208006 and Registered Company No 14120163 - Registered in England & Wales - Registered office address: 1 The Sanctuary, London SW1P 3JT

Copyright © 2024 Rukhshana

پشتو English
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری