زیبا بلخی
شماری از زنان در ولایت بلخ میگویند شرط داشتن «ضامن دولتی» به مانعی بزرگ بر سر راه استخدام آنان تبدیل شده است.
در این گزارش دستکم سه زن روایت کردهاند که چگونه به دلیل نداشتن ضامن دولتی، فرصتهای کاری که با دشواری بسیار به دست آورده بودند را از دست دادهاند.
آنها گفتهاند، کارمندان ادارههای دولتی از ترس طالبان به سادگی حاضر نمیشوند ضامن زنان شوند. از سوی دیگر، هیچ ادارهای حق استخدام زنان را بدون شرط ضامن دولتی ندارند.
طالبان به محض شروع حاکمیت دوباره خود، کار زنان را در نهادهای دولتی ممنوع کرد. پس از آن در ماه جدی ۱۴۰۱، کار زنان در موسسات غیردولتی و سازمانهای بین المللی را هم ممنوع اعلام کردند.
براساس آخرین برآوردی که در گزارش برنامه توسعه سازمان ملل متحد وجود دارد، ۹۰ درصد از زنان در افغانستان شغل خود را از دست دادهاند.
فیروزه بها (نام مستعار) تا پیش از حاکمیت طالبان در یک مرکز توزیع شناسنامههای برقی در بلخ کار میکرد. او به محض شروع حاکمیت طالبان بیکار و خانهنشین شد.
فیروزه به رسانهی رخشانه گفته است سه سال برای پیدا کردن کار تلاش کرد. در نهایت او در یک شرکت قرضهدهی و توزیع کریدت در شهر مزار شریف پس از شرکت در یک رقابت نفسگیر در یک قدمی استخدام شدن بود.
فیروزه ۲۸ ساله که نمیخواهد نام این شرکت در گزارش بیاید گفته است، آخرین قدمی که باید بر میداشت برآورده کردن شرطِ ضامن دولتی بود.
او گفته است: «وقتی انترویو را سپری کردم و از میان هفت نفر که در رقابت بود کامیاب شدم، برایم گفتند در کنار دیگر اسنادها باید ضامن دولتی برایشان معرفی بکنم. بسیار تلاش کردم، ولی نتوانستم این شرط را پوره بکنم، چون هر کسی را که میشناختم از شان خواستم همکاری بکنند ولی قبول نکردند و جواب رد دادند.»
شرط ضامن دولتی برای فیروزه همچون دیواری بود که نه با تجربه و نه با تلاش نتوانست از آن عبور کند. او میگوید، به هرکسی که میشناخت و در نهادهای دولتی طالبان کارمند بود روی انداخت، این پاسخ را شنید: «میگفتند در این شرایط ضامن شدن بسیار خطرناک است. برایم میگفتند اگر تو کوچکترین اشتباه بکنی، ما در بلا و جنجال طالبان و حکومت فعلی میرویم، مامایم و پسرکاکایم کارمند دولت بودند، اما هیچکدام حاضر نشدند و گفتند نمیتوانیم خود را به دردسر بندازیم.»
عبارت «ضامن دولتی» در افغانستان بهطور معمول به این معناست که برای استخدام یا گرفتن یک شغل، فرد باید کارمند رسمی یک ادارهی دولتی را بهعنوان معرف یا ضمانتکننده معرفی کند.
با حاکمیت طالبان، فقر و بیکاری در افغانستان بهطور چشمگیری افزایش یافته است. بر اساس گزارش برنامه توسعهای سازمان ملل متحد (UNDP)، بیش از ۹۷ درصد جمعیت افغانستان زیر خط فقر زندگی میکنند و حدود ۶۹ درصد مردم هیچ شغل یا منبع درآمدی ندارند.
در چنین قحطی بازار کار، پیدا کردن کار برای زنان که با تبعیض هم مواجهاند، کار آسانی نیست.
فیروزه که فارغالتحصیل اداره و پالیسی عامه از دانشگاه بلخ است در مورد تجربه دشوار خودش گفته است: «برای بهدست آوردن وظیفه بسیار تلاش کردم شاید در بیشتر از ۱۰۰ بست، در این نزدیک به سه سال اپلای کرده باشم؛ ولی یا جواب رد میآمد یا شارت لیست میشدم اما در وقت انترویو ناکام میکشیدند. بعضی بستهایی اعلان میشد که باید در ولسوالیها میرفتم و من محرم نداشتم با خودم ببرم.»
شرکتی که قرار بود فیروزه را استخدام کند، در نهایت پاسخ رد داد؛ به این دلیل که هیچ کارمند دولتی حاضر نشد ضامن او شود. او هنوز در بیسرنوشتی، فقر و ناامیدی به سر میبرد.
معصومه رویش (نام مستعار) ۲۴ساله نیز با چالش مشابهی روبهرو شده است. او که سه سال پیش از سقوط افغانستان به دست طالبان در بلخ خبرنگار بود، با حاکمیت این گروه، کارش را به دلیل بسته شدن رسانه از دست داد.
او پس از مدتی طولانی جستجو برای یافتن شغل، چهار ماه پیش با فرصتی در یک رسانه محلی در بلخ روبرو شد که در حال استخدام خبرنگار زن بود. معصومه درخواست داد و قبول شد، اما این به معنای استخدام قطعی او نبود. رسانهای که معصومه مایل نیست ناماش در گزارش بیاید، از او خواست تا برای طی مراحل اداری دو ضامن معرفی کند که یکی از آنها باید کارمند دولت باشند.
به باور معصومه، پیدا کردن ضامن دولتی کار دشواری است. اگر کار مربوط به رسانه باشد، این دشواری بیشتر است: «در گذشته قسمی بود که رسانهها وقتی میدیدند استعداد داری در قصه ضامن و این مسایل نمیشدند و سختگیری نبود. ولی فعلا رسانهها هم تا ضامن برایشان معرفی نکنی استخدامت نمیکنند. ضامن دولتی پیدا نکردم، چون از یک طرف بیشتر کارمندهای دولتی فعلا خود طالبان هستند و هم از هر دوست، آشنا و یا همکارهایم که در دولت کار میکردند همکاری خواستم، مستقیم یا غیرمستقیم رد کردند. هرکدامشان برایم میگفتند اگر رسانهتان یا خودت کار خلاف حکومت بکنید و تو فرار بکنی به عنوان ضامن ما در جنجال میرویم.»
معصومه به دلیل اینکه نتوانست ضامن دولتی برای آن مرجع استخدام معرفی کند، فرصت کاری را از دست داد: «شرایط این قسم شده که اول به زنان کار نیست و اگر پیدا هم شود این قسم یک مانع سر راهشان پیدا میشود. ما فعلا نه تنها از طرف طالبان محدود شدیم؛ بلکه جامعه و مردم هم از ما حمایت نمیکنند.»
نیلاب صادقی (مستعار) ۴۲ساله به رسانهی رخشانه گفته است، به خاطر این که نتوانست ضامن دولتی پیدا کند، فرصت کاریاش که هشت ماه قبل قرار بود تا در یک اداره به عنوان نگهبان استخدام شود را از دست داده است.
او گفته است: «من یک آدم که سواد چندان ندارم، نفر دولت از کجا پیدا بکنم که بیاید ضمانت من را بکند. کار من صفاکاری، آشپزی و کار کردن در خانههای مردم و همین کارها بوده، شناخت زیاد هم ندارم. در قوم ما هیچ کسی کارمند دولت نیست همگی غریبکار هستیم. یک چند همسایهها بودند که گفتم قبول نکردند.»
نیلاب میگوید بیشتر از دو هفته را در جستجوی ضامن سپری کرد، اما کسی قبول نکرد. شوهر نیلاب پنج سال قبل به دلیل بیماری قلبی که داشت فوت کرده است و اکنون نیلاب سرپرستی خانوادهی پنج نفریاش را به تنهایی بر دوش میکشد.
بزرگترین فرزند نیلاب دختر ۱۹سالهاش است. او حالا با صفاکاری در خانههای مردم و شستن لباسها مصارف خانوادهاش را تامین میکند.
نیلاب با ناامیدی میگوید: «ایقدر ناامید شدیم که یگان وقت با خود میگویم تا آخر عمر همین صفاکاری شغل من است.»
رسانهی رخشانه این پرسش را با شماری از افراد که در نهادهای دولتی طالبان هستند در میان گذاشته است که چرا کسی به سادگی حاضر نیست ضامن زنان شود.
پاسخی که آنها داده است برمیگردد به ترسی که از سختگیری طالبان علیه زنان وجود دارد.
به عنوان مثال محمد یاسین (نام مستعار) که در ریاست کار و امور اجتماعی ولایت بلخ کار میکند، گفته است: «کسی که اگر من برایش ضامن شوم، یک کار خلاف حکومت طالبان بکنند یا بکگراند بد داشته باشد و یا به هر دلیل دیگری با یک مشکل روبرو شود، خو من هم به عنوان ضامن در جنجال میروم باز خلاص شدن از گیر این حکومت هم آسان نیست.»
محمد احمدی (نام مستعار) جامعهشناس در بلخ به این نظر است: «در گذشته چون مردم بهویژه زنان در ادارات زیاد کار میکردند، پیدا کردن ضامن چندان دشوار نبود و حتمن از هر خانواده یک دو نفر اقارب نزدیک و یا دور در ادارات و نهادهای دولتی کار میکردند، اما فعلن بسیاری کارمندهای ادارات دولتی نیروهای خود طالبان هستند که بدون شک ضامن یک زن نمیشوند و در کنارش حضور زنان در این نهادها به حداقل رسیده به همین دلیل این موضوع به یک معضل اجتماعی تبدیل شده.»

