آزاده تران
او رقص را بهعنوان پاسخی برای تمام سرکوبهایی که تجربه کرده، برگزیده است یا به توصیف خودش: «وقتی تمام راهها برایت بسته میشود از خانواده شروع تا اجتماع و دولت به تو برچسپهای ایزک، دختر چاپ، رقاصه را بزند و تو جز سکوت حرفی برای گفتن نداشته باشی، در این وضعیت آدم دو انتخاب بیش ندارد، یا از درون نابود میشود و یا اینکه راه مقاومت را در پیش میگیرد. من راه دوم را انتخاب کردم، رقص. رقص کردن، یعنی مقاومت من و رسیدن به آزادی و آنچیزی که هستم.»
این گزارش روایت ویانتس ۱۶ ساله است. ویانتس، نام هنری کسی است که با جنسیت مردانه و گرایشهای زنانه در افغانستان پنهانی زندگی میکند.
ویانتس به رسم اعتراض و مقاومت علیه محدودیت و تبعیض جنسیتی توسط حاکمیت طالبان و در حمایت از زنان و جامعه الجیبیتی-کیو «+LGBTQ» در افغانستان، تیم هنری آرواز «Arvaz» را در سال ۲۰۲۲ راه اندازی کرد.
او در این تیم با چهار دختر دیگر به سبک هنری کیپاپ میرقصد.
«کی پاپ»، صنعت موسیقی کره است که در سالهای اخیر به پدیدهای جهانی تبدیل شده و طرفداران زیادی در میان نوجوانان از جمله در افغانستان پیدا کرده است.
ویانتس میگوید، از زمانی که او کودک چهار ساله بود علاقمندی شدید به رقص داشت و هر از گاهی با خواهرانش با موسیقیهای افغانستانی و هندی میرقصید. اما رقص را به مثابه مبارزه پس از حاکمیت طالبان، در پیش گرفت.
او اولین بار به تنهایی به سبک کی پاپ رقصید و آن را در شبکههای اجتماعی نشر کرد. پس از یک سال، تبدیل به یک تیم پنج نفری شدند.
حتا پیش از طالبان هم رقصیدن در افغانستان دردسر داشت. اما با حاکمیت طالبان، این گروه، موسیقی و رقص را حرام میداند و آن را ممنوع کرده به طوریکه بارها سازها را توقیف کرده و از بین برده است.
تجربه ویانتس از رقصیدن نیز پر از خاطرات تلخ است. چه پیش از طالبان و چه پس از آن. «خانواده برایم میگفت که با این کارم آنها را بیعزت میکنم. باید مثل یک مرد زندگی کنم، رقص کردن کار زنان است نه یک مرد. خویش و قوم همه به شکل مسخرهگونه بنام رقاصه صدایم میکردند.»
ویانتس و تیمش عمدتا رقصهای اعتراضی خود را به مناسبتهای مختلف و در فضاهای باز انجام دادهاند.
در ماه اگست سال ۲۰۲۴ میلادی به مناسبت چهارمین سالگرد حاکمیت طالبان بر افغانستان، ویانتس و تیمش در فضای باز و پر از جمعیت رقص انجام دادند: «خیلی ترسناک و وحشتناک بود. تا حالی که یادم میآید، حالم از آن صحنه بههم میخورد… بعضیها میگفتند که مرا باید به دست طالبان بدهند»
به خاطر مصونیت آنها، برخی از جزئیات از این گزارش برداشته شده است.
در یک مورد دیگر، چند ماه بعد دوباره این کار را تکرار کردند. در اعتراض به تغییر پوشش دانشآموزان مکتب به سبک طالبان. «با آنکه اصلا امنیت نبود. من پیراهن و تنبان افغانی را با لنگی پوشیدم و همکارم … چادری پوشیده بود. هر دوی ما در برابر تغییر یونیفورم مکاتب پسرانه در یک حرکت اعتراضی رقص کردیم. پیام این رقص ما برای طالبان و حامیانش این بود که آنها ممکن است لباس شاگردان مکاتب را تغییر بدهند و یا زنان را با حجاب اجباری محدود کنند، اما ذهنیت ما را تغییر داده نمیتوانند. ما با هر نوع پوشش رویاهای خود را دنبال میکنیم.»
طالبان در شروع سال آموزشی ۱۴۰۴، دانش آموزان را مکلف به پوشیدن یونیفرم جدید کردند. مطابق آن، دانشآموزان و آموزگاران مرد باید پیراهن و تنبان بپوشند و سر خود را با کلاه و لنگی بپوشانند.
ویانتس یک بار تا یک قدمی بازداشت توسط طالبان هم قرار داشت. او با مخفی شدن، خود را نجات داد اما یکی از بستگان او بازداشت و شش روز زندانی شد.
او اکنون نیز در کابل دور و پنهانی از خانوادهاش زندگی مخفیانه دارد. طالبان به خانوادهاش گفته است: «اگر دوباره رقص کنم، آنها مرا پیدا کرده و طبق شریعت مرا سنگسار میکنند.»
ویانتس میگوید، مدتها به خاطر ترس از طالبان فعالیت خود در شبکههای اجتماعی را متوقف کرد. در این مدت او به نقاشی پناه برده بود. اما اکنون دوباره کارهای هنریاش را از سرگرفته است.

دردسرهایی فراتر از طالبان
عشق ویانتس به گفتهی خودش از کودکی رقصیدن بود. اما این چیزی نبود که جامعه از او انتظار داشت. تا زمانی که سن ویانتس خیلی کوچک بود کسی خیلی کاری به کارش نداشت، اما همین که خودش را شناخت دردسرها هم شروع شد.
اولین مخالفان او، خانوادهاش بودند. بستگان دور و نزدیکش نیز بهخاطر رقص و ظاهر متفاوتش، بارها او را مورد تحقیر، شکنجه روحی و آزار جنسی قرار دادهاند.
مثل این یک مورد: «چهار سال پیش عید قربان بود. خانه ما مهمان آمده بود. وقتی مه چای برایشان بردم. مثل همیشه برایم با خنده و مسخرگی گفتند که چای زنانه برایشان آوردم. پسر کاکای پدرم که یک مرد میانسال است، وقتی چای را نوشید با خنده گفت که واقعا چای مزه زنانه دارد. همه به حرف او خندیدند. مه بودم که از درون نابود شده میرفتم. باز یکی دیگه گفت که چهرهاش کمی دخترانه است، نکنه که واقعا دختر باشه. با همی ریشخندیها مهمانها رفتند. همی پسر کاکای پدرم در دهلیز خانه ما کسی نبود، از من خواست که شلوارم را پایین کنم، تا او ببیند که واقعا من پسر استم یا نه. من تمام بدنم میلرزید. او خودش شلوارم را پایین آورد و دستش را به جای خاص بدنم زد و بعد شلوارم را پوشاند.»
ویانتس در دستهبندیهای جنسی، هویت جنسی خودش را کوییر مینامد. این عنوان بیشتر وقتی استفاده میشود که فرد نخواهد خودش را در یک دستهی مشخص جنسیتی محدود کند.
او ظاهر مردانه دارد، اما گرایشاش زنانه است. دوست دارد لباس زنانه بپوشد، موهای خودش را بلند نگهدارد و با دختران نشست و برخاست کند.
وقتی میپرسم چرا، پاسخش پر از تجربیات تلخی است که او داشته است. این گفتهها یکی از خاطرات دوران مکتبش است: «در اوایل مرا دختر چاپ (شبیه دختر) میگفتند و بعد آهسته آهسته به بدنم دست درازی میکردند. مثلا، از پشت سرم دستشان را بین شلوارم میانداختند. با شوخی میگفتند که ببینیم تو دختر استی یا بچه.»
او میگوید، آزارهای زیادی را به خاطر ظاهر نسبتا متفاوت خود دیده است. در مکتب و در خیابان.
ویانتس گفته است: «جای تعجب بود، وقتی من و مادرم قضیه را به مدیر گفتیم. آنها به راحتی من را متهم کردند که چرا مواظب خودم نیستم و هرگز برای آن به همصنفیهایم چیزی گفته نشد. این برایم واقعا دردناک بود.»
ویانتس همچنین باری شش سال قبل توسط مرد جوانی در کوچهشان مورد آزار جنسی قرار گرفت. او که این حادثه را وحشتناک و غیر انسانی توصیف میکند، چنین روایت میکند: «شش سال قبل، روز هشتم ماه محرم بود. منم لباس سیاه پوشیده بودم. معمولا با لباسهای سیاه و دیگر رنگهای تاریک، روشنی جلدم زیادتر فهمیده میشه. به خاطری که کسی به خانه نبود، من میخواستم به خانه خواهرم بروم. نزدیکای چاشت بود. وقتی به کوچه ما بیرون شدم، یک نفر که مرد جوانی بود از دم رویم آمد و ناگهان مرا روی آسفالت در کوچه انداخت. شلوارم را کشید و با دستانش تمام بدنم را لمس کرد.»
ویانتس میگوید، نشست و برخاست با دختران را به این خاطر ترجیح میدهد، که آنها امن هستند. «حالا تمام دوستانم دختران هستند، چون برایم ثابت شده که از سوی آنها برایم هیچ ضرری نمیرسد.»
ویانتس میگوید، حالا رقص برایش حکم سلاح مبارزه را دارد؛ مبارزه با آزار کودکان، خشونت طالبان و به دست آوردن آزادی. «روزی که هیچکس مجبور نباشد خودش را پنهان کند، تا آن روز ادامه میدهم. چون هنر چیزی نیست که انجام میدهم، هنر خود من است.»
نورا * ۲۰ ساله، از نزدیکان ویانتس و همکار او در تیم رقص است. او در صحبت به رسانهی رخشانه گفت که به دلیل رقص آنها باری یکی از اعضای خانواده ویانتس توسط طالبان بازداشت و زندانی شده است. پس از آن ویانتس به دلیل حفظ امنیت خود و خانوادهاش به دور از خانه و خانوادهاش زندگی میکند.
نورا گفته است: «حتا همسایهها که ما را رقاصه میگویند هم بارها به خانواده گفتند که باید مانع ما شوند، در غیر آن عاقبت خوب نخواهد داشت.
نورا که از کودکی با ویانتس دوستان صمیمی بودهاند، میگوید که تا حال احساس این را نداشته که با یک پسر دوست است: «تا جایی که من همراه ویانتس دوست استم که از خیلی مدت پیش است. من تا حالا فکر نمیکنم که با یک بچه (پسر) دوست استم. یعنی خیلی همراهش راحت استم و حتا سلیقههایمان مشترک و دخترانه است. او ظاهرش متفاوت و گرایش دخترانه دارد و برایم گفته است. به همیخاطر آزار و اذیت شد، تا جاییکه مکتب را رها کرد.»
نورا هم میگوید: «برای من ویانتس و گرایشاش عزیز است. چون او مثل ما زنان عاجز و بیضرر است. همچنین او با من تلاش میکند تا صدای زنان بیصدای افغانستان باشیم.»

