مژده محمدی
«این آخرین بار باشد و اگر دوباره تو را در داخل شهر دیدم موتر تو گرفته میشود، مورد پیگرد قانونی قرار میگیری و باید جریمه هم پرداخت کنی.»
پانزده روز پیش، یکی از محتسبین ریاست امر به معروف طالبان در هرات در چهارراهی مستوفیت در مرکز شهر هرات، موتر مریم فرید (نام مستعار) ۲۸ ساله را برای دومینبار متوقف کرد. این عضو طالبان شماره پلیت موتر را یادداشت کرد، معلومات شخصی مریم را گرفت و به او هشدار داد: «رانندگی برای زنان ممنوع است و از این پس اجازه رانندگی را ندارند.»
مریم فرید در صحبت با رسانهی رخشانه میگوید، در یک ماه گذشته، دوبار توسط محتسبین امر به معروف هرات در وسط خیابان متوقف شده و این افراد مانع رانندگی او در شهر شدهاند. مریم از هشداری که یک محتسب امر به معروف در برخورد نخست به او داده، روایت میکند: «بار اول وسط خیابان مرا نگه داشتند و گفتند که اجازه رانندگی برای زنان بند شده است.»
اما دو هفته بعد، همان فرد موتر مریم را متوقف کرد و هشدار داد که موترش را توقیف میکند: «چند روز پیش مانع رانندگیات نشدم؛ حالا دوباره رانندگی میکنی؟ من موترت را نشانی میکنم تا ببینم چگونه رانندگی میکنی.»
مریم حدود دو سال پیش با پرداخت یکصد و سیهزار افغانی موتر خریده و در شهر هرات رانندگی میکند. او میگوید، در برخورد با عضو طالبان که اعلام کرد زنان اجازه رانندگی ندارند، عقبنشینی نکرده و با قامت استوار مقابل او ایستاده است: «من صاف ایستادم و به او گفتم اگر واقعاً میتوانی کارهای مرا پیش ببری، خودت برایم یک نفر تعیین کن. من بهخاطر ضرورت از موتر استفاده میکنم و نمیتوانم رانندگی را کنار بگذارم.»
قسمت دیگر کار مریم مدیریت کارگاه خیاطی است؛ او روزانه با موتر شخصیاش همکارانش را از خانه تا محل کار منتقل میکند. مریم میگوید: «رانندگی برای راحتی کار و انتقال کارمندان به محل وظیفه برای من سهولت ایجاد کرده و همکاران هم در مسیر راه با موانع و مزاحمتی روبهرو نمیشوند.»
مریم با سرمایه یکملیون افغانی یک کارگاه خیاطی راهاندازی کرده و در این کارگاه زمینه کار را برای ۱۳ تن از زنان و دختران فراهم کرده است. او ادامه میدهد که رانندگی به روند کاری و کاهش هزینههای رفتوآمد او کمک کرده است: «قبلاً هزینهی گزافی برای ترانسپورت میپرداختم و مشکلات زیادی داشتم؛ کارم بهموقع انجام نمیشد. اما حالا با موتر شخصی و بدون نیاز به یک مرد میتوانم تجارت خود از جمله خرید و فروش و رسید اجناس رسیدگی کنم و این حس خوبی برای من میدهد.»
در دوران حاکمیت گروه طالبان، هرات یکی از معدود شهرهایی است که زنان هنوز در خیابانها در پشت فرمان موتر دیده میشوند.
خبرگزاری فرانسه حدود یک سال پس از بازگشت طالبان به قدرت، به نقل از منابع خود در هرات گزارش داده بود که طالبان دسترسی زنان به گواهینامه رانندگی را محدود میکند. همین اتفاق افتاده است. طالبان توزیع گواهینامهی رانندگی به زنان را متوقف کردهاند.
همزمان در سندی که در تاریخ ۲۸ جوزای امسال توسط رسانهی افغانستان انترنشنال به نشر رسیده، آمده که اداره امر به معروف طالبان در هرات از ریاست ترافیک خواسته است جلو رانندگی زنان در هرات را بگیرد.
در پای این سند که امضای شیخ عزیزالرحمن المهاجر، رئیس امر به معروف ولایت هرات دیده میشود، آمده است: «رانندگی یک مسلک مهم و پرمسوولیت بوده که با اندکترین غفلت به زندگی افراد خاتمه میبخشد، از این که زنان توانایی آموختن رانندگی را نداشته، دارای ذهن پراکنده میباشند.»
شهناز کریمی (نام مستعار) ۴۱ ساله، از محدود زنان راننده در هرات است که هنوز زیر سایهی سنگین محدودیتهای گروه طالبان در خیابانهای شهر هرات رانندگی میکند. او نیز با تجربهای مشابه مریم از محدودیتها و فشارهایی که طالبان بر زنان راننده اعمال میکنند، گفته است.
شهناز روزانه مسیر خانه تا محل کارش را با موتر شخصی خودش میرود. او میگوید در زمان تردد تلاش میکند کمتر از مسیر سرک گازرگاه ــ در ناحیه هشتم هرات ــ عبور کند، چرا که در آنجا نیروهای ریاست امر به معروف قرار دارند و خطر توقف موتر بیشتر است.
شهنازاز هشداری که یک کارمند ترافیک به او داده بود یاد میکند: «از طرف امارت –طالبان- در مسیر سرک گازرگاه برای من اجازه ندادهاند و گفتند که اگر موترت را نگهداریم، مناسب نیست. بهتر است از این مسیر نروی.»
اما تنها این مشکل نیست. بهگفتهی شفیقه، رانندههای زن در خیابانهای هرات توسط نیروهای طالبان ایستاد و زنان بهبهانه حجاب مورد سوال و جواب قرار میگیرند. او از تجربه اخیرش در ایست بازرسی طالبان میگوید: «چند روز پیش در ایست بازرسی برای من گفت که تو ماسک نداری و هم بیرون میشوی و رانندگی میکنی و من گفتم که چند قدم جلوتر می روم و ماسک میگیرم.»
با این حال، شهنازمعمولا در برخورد با نیروهای طالبان و برای جلوگیری از برخورد خشونتآمیز افراد این گروه، از درگیر شدن پرهیز میکند. این زن توضیح میدهد: «مجبور هستیم که در شرایط فعلی در ایستهای بازرسی بحث نکنیم و اگر ببینیم که طرف خشنتر رفتار میکند، چیزی نگوییم مثلا اگر بگوید از این راه نرو در جواب میگویم باشه و دوباره تکرار نمیشود و مدتی از آن مسیر حرکت نمیکنم.»
شهناز رانندگی را از سال ۱۳۸۵، با استفاده از ویدیوهای آموزشی در یوتیوب، فراگرفته است. او میگوید که در آغاز، خانوادهاش راضی نبودند تا او در سطح شهر رانندگی کند.
او توضیح میدهد: «از طریق اینترنت رانندگی را یادگرفتم که چراغ راهنما را چه وقت بزنم، از دست راست یا چپ حرکت کنم. ولی بخاطر فرهنگ و رسوم خانوادگی. اجازه فعالیت به مه داده نشد و خودم هم پولی نداشتم تا برای خودم موتر بخرم.»
در دوران حکومت پیشین در هرات دستکم چهار مرکز آموزش رانندگی زنان در هرات فعال بود و ادارهی ترافیک، از صدور گواهینامهی رانندگی برای زنان، با پیشانی باز استقبال میکردند، اما با آنهم زنانی مانند شهنازبه دلیل نداشتن حمایت خانوادههایشان رانندگی نمیکردند.
شهنازاز دو سال بدینسو و با خرید یک موتر سواری به ارزش یکصد هزار افغانی حالا در سطح شهر رانندگی میکند.
او میگوید که با بدستآوردن استقلال مالی، حالا خانوادهاش بر وی فشار نمیآورند: «آن زمان نه پول و نههم جرائت و جسارت فعلی را داشتم که برای رسیدن به آرزوهای خودم مبارزه کنم ولی حالا که استقلالیت مالی را تا حدودی بدست آوردم دیگر زورآزمایی خانواده از من کوتاه شده است.»
شفیقه، مسوول یک کارگاه خیاطی است که آن را با سرمایه پنجصد هزار افغانی راهاندازی کرده است. او میگوید در این کارگاه برای ده دختر و زن فرصت کاری فراهم کرده است.
در همینحال، زنانی مثل مریم و شهنازکه با وجود ممنوعیت طالبان همچنان پشت فرمان مینشینند، میگویند در کنار محدودیتهای طالبان، مزاحمتهای خیابانی و آزار مردان نیز فضای رانندگی را برایشان تنگتر کرده است.
شهنازمیگوید، حتا با وجود حجاب کامل، مجبور است در جریان رانندگی تا رسیدن به مقصد، شیشهها را بالا نگه دارد، زیرا در هر حالتی شماری از مردان شروع به متلکگویی میکنند یا بیجهت بوق میزنند.
او میگوید: «در هر مسیری که حرکت میکنیم، چیزی به ما گفته میشود. به من میگویند، خاله کی گفته رانندگی کنید؟ تو چرا موتر داری؟، او خاله خوب رانندگی میکنی و من باید برای مادر خودم هم موتر بخرم.»

عکس: رسانهی رخشانه
مریم نیز باور دارد که ریشهی اصلی چنین برخوردهایی فقر فرهنگی و ناآگاهی اجتماعی است. او گفته است، خیلی از دوستانش که قبلا رانندگی میکردند، به دلیل ترس از طالبان، مزاحمتهای اجتماعی و حتا مخالفت خانوادههای شان دست از این کار کشیدهاند.
مریم میگوید: «در این بخش برای قشر اناث اعتمادسازی انجام نمیشود؛ وقتی زنی پشت فرمان مینشیند، با الفاظ زشت و متلک روبهرو میشود.»
اما در میان تمام نگاههای سنگین لحظههای شیرین هم وجود دارد که برای شهنازو دیگر زنان راننده در شهر هرات دلگرم کننده است. او میگوید: «در برخی مکانها زنان کار ما را تایید میکنند و وقتی ما رانندههای زن همدیگر را میبینیم انگشت خود را بالا میبریم، به هم دیگر لایک میفرستم و از کنار هم رد میشویم.»
زنان راننده تاکید میکنند که برای دفاع از حق رانندگی، به سادگی از این حق طبیعی خود دست نخواهند کشید: «رویهمرفته، رانندگی برای زنان تنها یک تفریح و خوشگذرانی نیست، بلکه یک ضرورت جدی برای زنانی است که کار و بار دارند و نیاز است که حداقل زنان با هم یکجا شوند و صدا بلند کنند که رانندگی برای زنان ضرورت است ولی کسی با ما همکار نشد.»

