رسانه رخشانه
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری
English
پشتو
حمایت
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
رسانه رخشانه
حمایت

جنگ چهره زنانه دارد

۵ دلو ۱۴۰۴
جنگ چهره زنانه دارد

شاهده شایگان و عروسک‌هایش/ عکس: ارسالی به رسانه‌ی رخشانه

جاوید تاشه

سوتلانا آلکسیویچ، نویسنده بلاروسی و برنده جایزه نوبل ادبیات سال ۲۰۱۵ میلادی، که آثارش بر ادبیات شفاهی و مستندات جنگ متمرکز است، کتابی با عنوان «جنگ چهره زنانه ندارد»، دارد. او در این اثر، زندگی زنان ارتش شوروی سابق را در جبهه‌های جنگ جهانی دوم روایت می‌کند. کتاب «جنگ چهره زنانه ندارد» تنها تاریخ جنگ نیست، بلکه تاریخ انکار مقاومت، رنج، اندوه و حسرت زنان در جهان مردسالار نیز است. در تمامی جنگ‌ها، نخستین قربانیان و مبارزان حقیقی زنان‌اند. کتاب آلکسیویچ نیز علیه تک‌صدایی و در تأیید حضور قدرتمند زنان در جنگ است؛ حضوری که تاریخ‌نگاران همواره انکارش کرده‌اند.

پس از مبارزه نفس‌گیر و مداوم زنان در سراسر جهان و تغییر در نظم جهانی، اکنون خودِ جنگ و رویکرد به جنگ نیز تغییر کرده است. از افغانستان تا ایران و… زنان در خط نخست جنگ فرهنگی، هویتی، رسانه‌ای، خیابانی و خانگی نقش انکارناپذیری دارند و باید گفت امروز جنگ چهره زنانه دارد. در همین‌جا باید روشن کنم که مقصودم از «جنگ»، آن ویرانگری و خشونت مردانه‌ای نیست که خانم آلکسیویچ از زبان زنان تلگرافچی، آشپز و خیاط ارتش شوروی روایت می‌کند.

جنگی که کتاب «جنگ چهره زنانه ندارد» از آن سخن می‌گوید، محصول ذهنیتی خشن و مردانه است که سودای ویرانگری و غارت دارد. منظور من از جمله «جنگ چهره زنانه دارد» در این‌جا جنگی دیگر است؛ جنگ برای بقا، جنگ برای انسانی زیستن، جنگ برای حق آموختن، جنگ برای حق کار، جنگ برای برابری جنسیتی و جنگ برای حق نفس راحت کشیدن. این جنگ، جنگ برای رهایی و میل به زندگی انسانی است، نه جنگی متمایل به ترور و تباهی.

پس از سقوط ننگین کابل در آگست ۲۰۲۱ و فروپاشی نظام نیم‌بند جمهوریت و تسلط سیاهی و بلاهت بر افغانستان، زنان دلاور، آگاه و گمنام، رهبری مبارزه برحق علیه استبداد دینی، قومی، فرهنگی و جنسیتی را به دست گرفتند. در این پنج سال کشته شدند، زندانی شدند و به شدیدترین شکل ممکن سرکوب شدند؛ از ابتدایی‌ترین حق انسانی چون آموزش و کار محروم شدند، اما از میدان مبارزه پا پس نکشیدند. هر روز از روز قبل خلاق‌تر و جسورتر به میدان برگشتند.

در داخل و خارج از کشور، زنان افغانستانی به مدد هنر، ادبیات، فیلم، موسیقی، نقاشی، دست‌دوزی و… میدان‌دار مبارزه برای آزادی‌اند. این مقاومت نرم، خشونت را با آگاهی و تاریکی را با پرتو هنر به چالش می‌کشد.

زنان افغانستانی تنها شاهدان جنگ نیستند؛ آنان پر از زخم و پر از شکستگی و در یک کلام خودِ جنگ‌اند. جنگ در جان و جهان زنان افغانستانی رسوب کرده است. آنان جنگ را در شکل‌های مختلف زیسته‌اند: جنگیدن برای بقا، برای هویت، برای حق سخن گفتن و برای حق دیده شدن.

اکنون جنگ را از زاویه بدن، خانه، عشق، حق کار، حق آموزش و… روایت می‌کنند؛ روایتی که در تاریخ رسمی کمتر بازتاب یافته و اکنون زنان علیه این نظام فرسوده و سنتی شوریده‌اند.

این مطالب هم توصیه می‌شود:

زنان معترض: اصول‌نامه‌ی جزایی محاکم طالبان ضد حقوق بشر و ضد حقوق زنان است

یوناما: ۸۰ درصد قربانیان ماین‌ها و مهمات منفجرنشده در افغانستان کودکان هستند

دلاوران جنگ امروز افغانستان، زنان شاعری‌‌اند که به مدد کلمات علیه استبداد می‌ایستند؛ آواز حزین زنی است که علیه سیاهی و سرکوب، غوغای عدالت به پا می‌کند؛ فیلمی است به کارگردانی زنی که سیلی محکمی بر صورت نظام پوسیده و رنگ‌باخته مردسالار می‌زند؛ نقاشی دختر بامیانی است که زخم زندگی را ویران‌تر از بودای بامیان می‌کشد؛ هنرمند زنی است که شاهد فقر و سرکوب زنان افغانستان است و آن را با عروسک‌های دست‌سازش در موزه‌ها و گالری‌های جهان به نمایش می‌گذارد؛ زنی در جاغوری است که جواهراتش را برای اعمار بند آب می‌فروشد.

زنان نویسنده و پژوهشگری‌اند که ستم و سرکوب زنان به حاشیه رانده شده را ثبت و مستند می‌کنند؛ زنان و دخترانی‌اند که در دادگاه‌های جهان علیه نظام واپسگرا و زن‌ستیز شجاعانه شهادت می‌دهند؛ معلمانی‌اند که در پستوی خانه‌هایشان پنهانی دانایی را تکثیر می‌کنند؛ دختری است که در زیرزمین خانه‌اش تمرین می‌کند تا در میدان‌های جهانی مشت و لگد محکم بر دهان استبداد بزند؛ زنی در دایکندی است که پس‌انداز سوزن‌دوزی خود را برای احداث جاده و شکافتن حصار طبیعت و تعصب می‌بخشد؛ زنان آواره‌ای‌اند که چشم‌دیدها و روزگار تلخ و سیاه رفته‌شان را به زبان‌های دیگر فریاد می‌کنند؛ و سوزن‌زنانی‌اند که زخم بدخیم وطن را بخیه می‌زنند تا در دشت‌های خونین و خشک، گل بروید.

بله، جنگجویان برحق در افغانستان زنان‌اند. آنان در دل تاریکی چراغ به‌دست به دنبال انسانیت و رهایی گام برمی‌دارند و با کمک هنر و ادبیات، تاریخ را از نو می‌نویسند.

زندگی هر زن افغانستانی کتاب یا فیلمی تراژیک و جنگی است که هیچ‌گاه فهمیده و دیده نشده است. جنگ در نگاه‌ها، در صداها، در شعرها و در گلدوزی‌هایشان حک شده است. برای فهم وسعت جنگ و جنون، به‌جای بازدید از موزه‌های جنگ، به روایت و هنر زنان افغانستانی احترام بگذاریم و آثار و روایت‌هایشان را بخوانیم تا بدانیم چرا سیمای زن افغانستانی بازتاب‌دهنده شکست و ایستادگی، ویرانی و بازسازی، عشق و نفرت است.

تنها در چهره‌ی آن جنگجوی عشق به زندگی و رهایی است که این تضادها ممکن می‌شود؛ چهره‌ای زخمی اما تسلیم‌ناپذیر. این جنگجویان سخت‌جان، زیرک و زیبا پرچمداران رهایی و معلمان زندگی‌اند و در پایان تکرار می‌کنم جنگ چهره زنانه دارد و جنگجویان بر حق در افغانستان زنان‌اند.

یادداشت: این نوشته بیانیه سیاسی یا علمی نیست؛ بلکه ادای احترام به مبارزه زنان افغانستانی و هم‌زمان عذرخواهی از تمامی زنانی است که از حرف یا رفتار من زخم خورده‌اند. من پرورده همان سنت فرسوده‌ام و اعتراف می‌کنم که در زندگی بسیار به بیراهه رفته‌ام. به امید پایان استبداد و روزهای روشن!

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • درباره رخشانه
  • هیات امناء
  • اصول و خطوط کاری
  • تماس با ما
FR Fundraising Badge HR

Registered Charity No 1208006 and Registered Company No 14120163 - Registered in England & Wales - Registered office address: 1 The Sanctuary, London SW1P 3JT

Copyright © 2024 Rukhshana

پشتو English
نتایجی یافت نشد
نمایش همه‌ی نتایج جستجو
  • خبر
  • گزارش
  • تحلیل و ترجمه
  • پرونده
  • روایت
  • گفت‌و‎گو
  • ستون‌ها
    • عکس
    • دادخواهی
    • آموزش
  • درباره
    • هیات امناء
    • اصول و خطوط کاری